سياسی

نقد اتوپی کشت آلی سرمایه داری

15790584062_f37ee7790c_zحسن عباسی

نقد اتوپی کشت آلی سرمایه داری

در کتاب «سرمایه داری و فاجعه آلودگی محیط زیست» بطور مفصل به کشاورزی صنعتی سرمایه داری و نقش آن در تخریب محیط زیست و بخصوص تولید سموم گیاهی، تهی کردن خاک از مواد لازم جهت افزایش سود و عرضه کالاهای کم ارزش کشاورزی به کارگران، افزایش افزوده ها و مکمل های غذایی در تلاش پر کردن جای خالی این مواد و بالاخره افزوده های تکنیکی به غذاهای آماده در راستای افزایش طول عمر و آذین کردن کالاها برای افزایش هر چه بیشتر فروش آنها صحبت کردم. در نوشته حاضر به حوزه ای از تولید کشاورزی سرمایه داری می پردازم که از حدود 4 دهه پیش با عناوین کشاورزی زیستی، کشت طبیعی، کشاورزی آلی ویا کشاورزی ارگانیک (Organic farming) سرمایه های قابل توجهی را به سوی خود سرازیر ساخته است. صاحبان این سرمایه ها آنچنان که بنمایه و طبیعت تولید سرمایه داری است همگی جستجوی خود برای سود افزون تر و طلائی تر را در « خدمت» به بشر و در این جا « خدمت به سلامتی بشر» نام نهاده اند!! و سخن از چالش عوارض مخرب کشاورزی صنعتی و جایگزینی آنها با تولیدات غذائی سالم دارند!! با توجه به اینکه در سراسر جهان 90% مواد خوراکی ازسرمایه داری کشاورزی حاصل می شود و بقیه از فراورده هائی دریائی است، سود های کلانی در این حوزه تولید وجود دارد که هیچ سرمایه ای قادر به چشم پوشی از آن نیست. وقتی که تبدیل زمین، معادن، دریاها، دریاچه ها، منابع نفت وگاز 4000 متری عمق کره خاکی، با استثمار نیروی کار شبه رایگان پنج میلیارد کارگر جهان به سرمایه، امر روزمره سرمایه داری و نیاز لحظه، لحظه بقای این نظام است، بحث چشم پوشی از ارزش های افزوده حوزه کشاورزی سرمایه داری مثل تمامی حرف ها و دعاوی دیگر سرمایه داران عوامفریبی محض است. تولید و عرضه کالاهای کشاورزی تحت عناوین پرطمطراق کشت «طبیعی» و «آلی» و چالش کشت متعارف سرمایه داری تلاشی است از طرف این تولیدکنندگان و دستگاه های دولتی که گویا سرمایه داران این حوزه تولید به کیفیت کالا و سلامت مصرف کنندگان توجه دارند!!. آیا واقعاً چنین است؟ آیا در خارج از دائره تبلیغات و فریبکاری ها هدفی غیر از کسب سود هر چه بیشتر وجود دارد؟ تولید کالائی و پیشرفته ترین شکلش، تولید سرمایه داری، منشأ، محرک و آیینه تمام نمای نقش فیتیشیستی محصول کار انسانی است، نفس جایگزینی رابطه انسان ها با رابطه میان اشیاء و کالاها متضمن همه چیز شدن کالا یا سرمایه و هیچ چیز شدن انسان است. محور گفتگوی حاضر ما نیز این است که در سیطره حاکمیت سرمایه، کارگر، تغذیه وی و زمین تا جائی که به نیاز زندگی بشر مربوط می شود روند هیچ شدن پیش می گیرند و در عوض سرمایه است که پویه ایفای نقش خدائی خود را تا بالای بی نهایت ها تاخت می دهد. فیتیشیسم کالا نتیجه اجتناب ناپذیر جدا شدن انسان از کار و محصول کار است. آیا تولید در کشت آلی سرمایه داری هدفی غیر از تولید و فروش کالا در راستای کسب ارزش افزوده نهفته در کالاهای ارگانیک است؟ کشت آلی سرمایه داری که کنار کشت سنتی سرمایه داری به تولید مواد غذایی مشغول است برای حفظ کالا و افزایش طول عمر آن در مقابل آفات نباتی چه ابزارهایی بکار می برد و کاهش مواد ضروری زمین به چه وسیله ای جبران می شود؟ محصولات این حوزه هنگامی که به غذاهای آماده تبدیل می شوند از چه روند ها و پروسه هایی می گذرند؟ این ها و سئوالات بیشتر موضوع بحث و نقد در این نوشته هستند. یاد آوری این نکته ضروری است که از همان اوان ظهور کشت آلی سرمایه داری مقایسه این دو حوزه پیش ریز سرمایه به طرق مختلف از جانب انیستیتو ها، دانشگاه ها و وب سایت ها صورت گرفته و می گیرد. پژوهشگران بی شماری در سراسر دنیا با استدلاهایی در له این شیوه تولید و یا بر علیه آن به تحقیقات پرداخته و چنانکه در این نوشته از منابع تحقیقاتی آن ها استفاده شده برخی این شیوه تولید مواد غذایی را راه نجات بشریت از آلودگی گیاهان، سبزیجات، میوه جات ومحصولات دیگر کشاورزی، محیط طبیعی و زیست انسان دانسته اند و برخی دیگر فرق چندانی بین این دو در زمینه های گفته شده ندیده و با توجه دادن به پیشرفت های کشت سنتی سرمایه دارانه، دولت ها را به ادامه کمک و یاری کشت مسلط سنتی ترغیب میکنند. آخرین دستاورد در این زمینه نوشته چهار پژوهشگر سوئدی تحت عنوان «Den ekologiska drömmen» می باشد. تمامی تلاش نویسندگان در این است که نشان دهند آنچه سرمایه داران فارمدار خارج از آنچه نام می گیرد انجام می دهند از سر احساس مسئولیت آن ها جهت تهیه غذا و مواد ضروری تغذیه توده های میلیاردی کره ارض است!! در هیچ کجای این تحقیقات، بحث های متعاقب آن، وب سایت های رنگارنگ نامی از انگیزه اصلی و موتور محرک سرمایه داری یعنی کسب سود هر چه بیشتر و افزایش انباشت سرمایه به بهای تهدید سلامت جان کارگران تولید کننده و اکثریت قریب به اتفاق مصرف کنندگان، برده نمی شود. هنگامی که سرمایه های بین المللی با ترکیب آلی بالا، برای دستیابی به نرخ سود مطلوب و ایده آل تمامی عرصه های کشت را در جهان در می نوردند، تولید انبوه تر و لجام گسیخته تر سرمایه شرایط معمولی تکامل خود را تغییر داده و این بار با لجام گسیختگی و بی پروایی بیشتر، از مواد مضر تر و خطرناکتر استفاده می کنند. اگر درگذشته نه چندان دور صفحات این وب سایت ها، انیستیتو ها و پژوهشگران را ورق می زدیم و در لابلای سطور آن ها با کمی انتقاد و گله از کاربرد مواد شیمیایی در غذاها، تهی شدن خاک از مواد ضروری گیاهان و فساد لجام گسیخته طبیعت مواجه می شدیم امروز دیگر این هم نیست و آنچه هست لبیک گفتن به این شیوه و یا آن شیوه سرمایه دارنه کشاورزی است. بسیاری از این پژوهشگران به سرمایه داران توصیه این یا آن کشت، این یا آن ماده طبیعی یا مصنوعی سمی را می نمایند، غافل از این که شرایط باز تولید سرمایه روز بروز سخت تر می گردد و توصیه ها اگر جایی در چرخه انباشت بیشتر و سود بالاتر سرمایه نداشته باشد هیچ پشیزی نمی ارزند.

در طول قرن نوزدهم تولید کشاورزی در زمینه افزایش بهره وری کار در هر هکتار زمین، پیشرفت هائی داشته است (تولید جو از 1 تن به 1.3 تن در سال در پایان سده مذکور رسید، فیگور 1) با وجود این کشاورزی هنوز با کمبود برداشت (بهره وری کار) همراه بود. یکی از دلایلش این بود که باوجود افزودن کودهای ازت دار، کمبود فسفات زمین باعث اسیدی شدن آن می شد. خرد و جدا شدن املاح زمین (در اثر تغییرات جوی)، چون منبع مواد غذایی گیاهی بسیار آهسته انجام می گیرد و مقدار مواد جدا شده نمی تواند جلو تخلیه زمین از مواد کانی را بگیرد. بهمین دلیل کشت باقلاسانان (بنشن ها نظیر لوبیا، عدس، نخود و…) وشبدر که ازت هوارا به منبع پروتئین تبدیل می کنند و از این طریق باعث افزایش ازت زمین نیز می گردند، تا 1950 یکی از مهمترین منابع حفظ مواد ازتی زمین بوده و شباهت زیادی به کشاورزی آلی امروز داشته است. البته باید توجه داشت که دراین جا (فیگور 1) ما فقط به بخشی از بار آوری کار در رابطه با زمین زراعی پرداخته ایم حال آنکه کل بار آوری کار که شامل کاهش نیروی کار و هم زمان کاهش سطح زراعی زیر کشت می شود رقمی بیش از این ها خواهد شد بعدا در همین متن می پردازیم.

اگر بخواهیم دوره های کشاورزی سوئد و اروپا را از جهت تکنیک های بار آوری زمین (در تمامی این متن عمدا ذکری از عوامل دیگر نظیر استفاده از ماشین آلات و دیگر پارامتر هایی که کمک به افزایش بار آوری کار در حوزه کشاورزی کرده اند خودداری میکنم و تمامی تلاشم را در جهات معینی که بین کشت سنتی و آلی تفاوت می گذارد متمرکز می کنم) به دوره های مختلف تقسیم کنیم چنین خواهد شد:

  1. تکنیک آتش زدن جنگل و زمین های کشاورزی جهت افزایش بار آوری خاک (کشاورزی درکنار رود های بزرگ نیل، دجله وفرات، گنگ و رود زرد بر اساس دیگری بوده است) از 1000 سال قبل از میلاد مسیح تا 1800
  2. تکنیک استفاده از کود حیوانی 1700- 1800 : سیستم درو که مازاد آن و افزوده های جنگل را غذای حیوانات می کند و فضولات آنهارا به زمین کشاورزی باز می گرداند.

3 . تکنیک استفاده پریودی از کاشت بنشن ها، شبدر و یونجه جهت تولید پروتئین و افزایش ازت خاک 1800-1950

4 . تکنیک تولید کودهای حاوی املاح کانی (کود شیمیایی) از 1900 تا کنون .

از طریق کود حیوانی مقداری از مواد لازم و از دست رفته خاک به زمین کشاورزی باز می گردد اما بدون سرمایه گذاری در افزودن مواد لازم به خاک در سیستم تولید انبوه سرمایه داری، این کمبود جبران ناپذیر است. تولید کودهای املاحی (شیمیایی) از سال 1950 افزایش بالایی یافت. این کود در سال 1840 به وسیله یک شیمیدان آلمانی کشف شد (تئوری او این بود که رشد گیاه میتواند بدون خاک و فقط از طریق افزودن مقداری مواد کانی به آب تامین شود). گیاهان و زمین مرغوب کشاورزی احتیاج به دو دسته مواد کانی دارند: املاح ماکرو (Macronutrient) : فسفر (P)، ازت یا نیتروژن(N)، پتاسیم یا کالیم (K)، کلسیم (Ca)، سدیم یا ناتریم (Na) از این جمله هستند. املاح میکرو (Micronutrient) شامل فلور (Fluor)، مس (Cu)، سلنیم (Se)، منگنز(Mn)، ید (I)، مولیبدن (Mo)، کروم (Cr) از این جمله اند.. البته لزوما کود املاحی (شیمیایی) همیشه شامل همه این مواد نیست زیرا تولید وافزودن اکثر آنها بسیار گران تمام می شود لذا کشاورزی سرمایه دارانه سنتی فقط به نیاز و بازدهی گیاه توجه دارد و نه کیفیت خاک و جبران مواد از دست رفته آن. به این ترتیب با تولید کود شیمیایی نیاز به کود حیوانی کاهش یافت به طوری که نگهداری حیوانات در مزرعه و باغات غیر ضروری شد ونیاز این دو به یکدیگر ناپدید گردید. بار آوری زمین همزمان با تولید کود شیمیایی و مصرف آن افزایش یافت (فیگور1)2 بطوریکه از 1950 تا 2012 بار آوری کل کار کشاورزی از 2200 کیلوگرم جو درهکتار درسال 1950 به 4400 کیلو گرم در سال 2012 رسید. بعد از جنگ امپریالیستی دوم تولید کشاورزی تغییرات بزرگی کرد وافزایش بازدهی کار موجب گسترش کشاورزی بزرگ گردید، کشتزارهای عظیم بوسیله ماشین های غول پیکر شخم، کاشت و برداشت می شد. سیستم آبیاری تکامل یافت و موانع آبرسانی از بین رفت، با گسترش زمین های کشاورزی، فاصله اراضی مزروعی و آبهای جاری و دریاچه ها کمتر شد و شرایط تخریب محیط زیست بیش از پیش فراهم گردید. تولید انبوه محصولات کشاورزی لزوم حفظ، انبارداری و افزایش طول عمر کالاها جهت حفظ ارزش افزوده نهفته در آنها را در دستور کار سرمایه ساخت و از همین رو سموم کشاورزی وارد عرصه تولید، بسته بندی و توزیع گردید. همزمان مشکلات محیط زیستی کشاورزی افزایش یافت. تهی شدن خاک از املاح ضروری، جبران یک جانبه این املاح توسط کود شیمیایی که موجب عدم تناسب محتویات خاک می گردد، گسترش مواد سمی در محیط کشاورزی و زیستی، آلودگی سمی محصولات کشاورزی همراه با کاهش کیفیت محتویات آنها باعث رشد اعتراضات توده های کارگر تولیدکننده ومصرف کننده گردید. این ترس بر جان سرمایه داران افتاد که شاید گردش اقتصادی مختل شود و یا حتی کمی از سرعت انباشت سرمایه کاسته گردد، دوران ورشکستگی پیش آید و اعتبار عمومی سرمایه داری کاهش یابد. این جا بود که همه سرمایه داران به عاشقان محیط زیست، سلامت کارگران و تولید کالاهای سالم تبدیل شدند!! این گونه آشتی یافتن منافع طبقاتی متخاصم با یکدیگر فقط هنگامی رخ می دهد که طبقه حاکم شرایط نا مساعد خودرا درک می کند. برای اینکه هر گونه سوء ظنی در باب اینکه سرمایه داری به تولید سموم می پردازد، جامعه و طبیعت را آلوده می کند، از بین برود، برای جلب اعتماد به تولید سرمایه داری در حوزه کشاورزی می بایست کاری انجام گیرد. دو نقطه ضعف (قدرت) کشاورزی سرمایه داری سنتی یعنی کود شیمیایی و سموم گیاهی، پلاتفرم کشاورزی آلی (کشاورزی ارگانیک) شد که نطفه های آن در اوایل قرن گذشته منعقد شده بود. اجتناب از این دودر کشاورزی آلی، اصل اساسی این حوزه سرمایه داری کشاورزی گردید.

یکی از نتایج مهم تحول کشاورزی سنتی بر اساس کود شیمیایی که موجب عدم نیاز به کود حیوانی گردید، گسترش تقسیم کار در کشاورزی بود. بدین ترتیب که زمین های زراعی تخصص کشت های معین یافتند (کود شیمیایی خاص جهت محصول خاص) و نگهداری حیوانات از کشاورزی گیاهی جدا گردید یا در واقع سرمایه پیش ریز در زراعت نیازی به نگهداری حیوان و کود آن نداشت و از طرف دیگر تولید کود شیمیایی خود حوزه جدیدی برای سرمایه گشود. به طوری که این حوزه بدون دخالت مستقیم کشاورزی صنعتی به تولید انبوه این کالا پرداخت. این تحولات بزرگ افزایش هر چه بیشتر بار آوری کار در تولید محصولات گیاهی، دامی و میوه جات را به دنبال آورد. اما تاثیرات مخرب تولید سنتی کشاورزی که موجب رشد کشاورزی آلی شد شالوده ای برای استفاده از کود حیوانی، استفاده محدود و کنترل شده از آنتی بیوتیک ها، استفاده از مواد سمی طبیعی (به این امر می پردازم)، استفاده محدود وکنترل شده ازسموم شیمیایی، استفاده محدود از کودهای شیمیایی، ایجاد سد های گیاهی جهت جلوگیری از ریزش و نشر سموم و مازاد کشاورزی آلی به آبریز ها و دریاچه ها، پدید آورد. به این ترتیب کشاورزی آلی با ادعای حفظ محیط طبیعی، چندگانگی در طبیعت و کاهش سموم در محیط زیست وارد میدان می شد و به همین دلیل ارگان هایی در اروپا و امریکا برای کنترل و سازماندهی این حوزه تولید کشاورزی ایجاد شدند. بعدها این ایده ها با هدفهای دیگری نظیر کنترل استفاده ازمخازن زمین، بالا بردن ظرفیت استفاده از انرژی، کاهش تاثیرات مخرب آب و هوایی، حفظ چندگانگی طبیعت و تنظیم قوانین جهت نگهداری و پرورش حیوانات بر اساس اکو سیستم تکمیل شدند. در سطح جهان سازمان (IFOAM: International Federal of Organic Agriculture Movements) و در سوئد سازمان خصوصی (KRAV) که همزمان ارگان کنترل قوانین و توافق نامه های عضویت و تولید محصولات کشاورزی آلی است به وجود آمد. حال ببینیم این وعده ها و رؤیاهای زیبا در عمل چه شد و در قلمرو کشت آلی سرمایه داری چه کردند. نگاهی به هدف ها و کارکرد های کشاورزی آلی به راحتی مارا به دوره اوایل قرن نوزده باز می گرداند دوره ای که کشاورزی و دامداری هنوز در ارتباطی ارگانیک باهم بودند، ابعاد زمینهای کشاورزی محدود و استفاده از ماشین آلات در آن هنوز دوره های ابتدائی خودرا می گذراند. اینها بخودی خود هیچ عامل منفی نیستند زیرا با حصول محصولات سالمتر، محیط زیست بهتر وبسیاری نتایج مثبت قابل ارزش همراه می باشند. اما روابط تولید سرمایه داری همانطور که در حوزه تولید کشاورزی سنتی با گسترش تقسیم کار اجتماعی، افزایش بارآوری کار، افزایش سطح زیر کشت و کاهش نیاز به نیروی کار به مقابله با کاهش نرخ سود می پردازد. پیمودن چنین روندی در کشاورزی آلی نیز اجتناب ناپذیر است زیرا این حوزه نیز همسان تمامی حوزه های پیش ریز سرمایه از قوانین تولید کالائی سرمایه داری تبعیت می کند. به همین دلیل این حوزه نیز نه بر اساس ایده های زیبا و بشردوستانه و طبیعت پسند بلکه بر اساس واقعیت سخت مجبور به پیمودن روندی است که بر ضد این ایده ها عمل می- کند.

تا سال 1989 سوئد کشوری تقریبا مستقل از نظر مواد غذایی بود ولی از این تاریخ به بعد هرچه بیشتر به واردات مواد غذایی نظیر گوشت قرمز، گوشت خوک و سبزیجات وابسته شد واین خود نتیجه تقسیم کار در کشاورزی است که هیچ کشوری دیگر بی نیاز از بازارهای دیگر نیست. افزایش تولید جهانی محصولات کشاورزی هر ساله 1% است (سوئد کمی کمتر از این، جدول 1)1 حال آنکه نیاز سالانه جهان هر ساله 2% افزایش می یابد. افزایش سطح زیر کشت کشاورزی آلی در مدت ده سال نزدیک به 2.5 برابر شده و در سال 2012 حدود 15.1% کل زمین زیر کشت را پوشانید (فیگور 2)1 ولی این امر به معنای افزایش بارآوری کار این حوزه سرمایه داری کشاورزی نیست چنانکه فیگور 14 نشان می دهد این حوزه در مقایسه با کشاورزی سنتی کاهش بهره وری کار داشته است. تولید کشاورزی آلی در بهترین حالت (با احتساب تمامی محصولات) فقط 50% کشت سنتی در هر هکتار در سال است. طبق ارقام سازمان آمار سوئد (SCB) که در فیگور3 1 نمایش داده شده است در این مجموعه فقط 40% کشت سنتی است و ارقام بالای مربوط به شبدر و حبوبات (که خود را نزدیک ارقام کشت سنتی نشان می دهند) فقط در نتیجه کاشت این محصولات به منظور تولید مواد ازت دار خاک در دوره های متوالی تر از کشاورزی سنتی می باشد. در حالیکه تولید همین محصولات در حوزه کشاورزی سنتی از نیاز به افزودن مواد ازت دار به خاک ناشی نمی شود و صرفا مانند سایر کالاهای این حوزه جهت فروش تولید می گردد.

1982-1990 2000- 2010 رشد درسال %
گندم پائیزی 5500 6200 0.55
جو 3600 4200 0.70
گندم Havre 3600 3900 0.35

جدول 1 افزایش تولید غلات در (کیلوگرم در هکتار) کشاورزی سنتی بین سال های 1982 تا 12010

فیگور 1 رشد بار آوری کار کشاورزی در سوئد در طول دو قرن 2 ،1

فیگور2 سطح زیر کشت آلی در سال 2013 به میزان 15.1% کل زمین های کشاورزی سوئد بوده است1

فیگور 3. تولید برخی محصولات کشاورزی در سال 2008 (کیلو گرم ماده خشک در هکتار)1

فیگور 4. تولید گندم پائیزی در طول ده سال کیلو گرم در هکتار1

بعد از این مقدمه وارد مبحث محتویات محصولات کشاورزی در این دو حوزه تولید خواهم شد واین محصولات را نه از آنچه که باید باشند بلکه فقط در مقایسه با هم نگاه خواهیم کرد. اما تولید سرمایه دارانه کشاورزی هرگز نتوانسته است و نمی تواند فرمولبندی مناسبی جهت جلوگیری از کاهش مواد لازم خاک برای کالاهای غذایی با محتوای مناسب، به دست دهد، تحقق این هدف بدون انصراف از سرمایه گذاری های بزرگ در این قلمرو ممکن نیست، چیزی که خط قرمز نظام بردگی مزدی است. با اینکه برای احتراز از نابودی سلامتی انسانها نخستین گزینه است. پیداست که توسعه بار آوری کار در واحد کشاورزی با هدف افزایش هر چه انبوه تر سودها یا جلوگیری از کاهش نرخ سود نیز هیچ راهی به راه حل این معضل نمی برد و در نتیجه همواره و بطور ممتد سلامتی کارگران در معرض بیشترین خطر خواهد بود. اگر مواد کانی در خاک کاهش می یابد، می بایست که کمبود آنها در گیاهان نیز مشهود باشد ولی صاحبان سرمایه با قربانی ساختن سلامتی انسان و توسل به استفاده از مواد زیانبار مانع این کار می- شوند. زیرا زراعت سرمایه داری فقط با تولید انبوه کالا و سود سرشارتر، کمیت سودافزا و نه محتوای سلامتی آور همساز است. برای اینکه به دلایل این امر که امروزه واقعیتی انکار ناپذیر است دست یابیم به گذشته های دور، به دورانی که کشاورزی در کنار رودهای بزرگ نیل، گنگ، رود زرد چین و دجله و فرات، جریان داشت باز گردیم. هنگامیکه مواد کانی از کوهها شسته می شد و همراه با جریان آب رود های عظیم بر بستر دلتا و کناره آنها مواد جدید و جبران کننده بر جای می نهاد. در آن زمان محصولات کشاورزی از لحاظ محتوا کیفیت خود را حفظ می کردند و هر از چند گاهی انسان از طریق کودهای طبیعی نظیر فضولات انسانی و حیوانی زمین را غنی می ساخت. اکنون حتی اگر کشاورزی سرمایه داری به فرض محال بخواهد چیزی در حدود 60 ماده کانی مختلف را به زمین کشاورزی باز گرداند، روند طولانی جا افتادن این مواد با مواد شیمییایی خاک و روند جذب گیاه چیزی در حدود 5 تا 10 سال طول می کشد و در این صورت هیچ سرمایه ای چنین روند طولانی گردش را در دنیایی که سرعت واگرد سرمایه یک شرط حیاتی بقای نظام است، تحمل نخواهد کرد.

خرید کالای کشت آلی بعضاً با این تصور انجام می گیرد که این مواد از محتوی غذایی مناسب تر، درصد بالاتری از ویتامین ها، املاح و آنتی اکسیدان ها برخوردارند و اینکه تولید محصولات در محیط طبیعی بهتر برای حیوانات و طبیعتی مناسب تر برای انسان انجام می گیرد. واقیعت این است که تنها فرق کشت سنتی با کشت آلی در مصرف کود شیمیایی و سموم شیمیایی در اولی و کود حیوانی و عموما سموم طبیعی در دومی است. سئوال اصلی این است که آیا این تفاوتها به تفاوت در کیفیت محصولات منجر می شود و آیا اصولا کشاورزی صنعتی سرمایه دارانه صرف نظر از فرم وشکل چیزی جز با هدف سود بیشتر در جهت عطش انباشت هرچه بیشتر سرمایه است. آنچه از پژوهش ها و تحقیقات بر روی این دو حوزه کالا به دست آمده این است که پروتئین و نیترات بیشتری در محصولات کشت سنتی نسبت به محصولات کشت آلی یافت می شود و این خود حاصل کودهای شیمیایی ازت دار حوزه کشت سنتی است حال آنکه فسفات بیشتر وآب کمتر در محصولات آلی است. فسفات بیشتر ناشی از تراکم گیاهی کمتر در واحد کشت در این حوزه است که خود موجب جذب بیشتر نور خورشید توسط گیاه نسبت به کشت سنتی است و درست همین عامل یکی از دلایل مهم اختلاف بار آوری کشاورزی در این دو حوزه می باشد که اولی فقط قادر به تولید کمتر از نیمی از محصول در واحد کشت نسبت به دومی است. علت آب کمتر در کشت آلی سلول های کوچکتر محصولات این کشت می باشد. تراکم گیاهی کشت سنتی نتیجه مستقیم مصرف کودهای شیمیایی است. علاوه بر این جذب بیشتر نور خورشید در محصولات کشت آلی علت ویتامین C بیشتر در این محصولات است در حالیکه محصولات کشت سنتی به علت بالا بودن نیترات، شکل گیری چربی ها، ویتامینA و کاروتن ها را سبب می شود. کاروتن ها که تعداد آن ها به حدود 600 میرسد نقش مهمی در سیستم دفاعی گیاه و همچنین انسان دارند. این مواد که آنتی اکسیدان هستند هم در گیاه و هم بدن انسان نقش دفاعی مهمی بازی می کنند. علاوه بر این پایه اصلی شکل گیری ویتامینA می باشند و به همین دلیل محصولات کشت سنتی حاوی مقدار به مراتب بیشتری از این دو ماده در واحد محصول هستند. پژوهش ها نیز رابطه مستقیمی بین نیترات بالا و درصد بالاتر ویتامین B را نشان می دهند 6. در این جا وارد بحث فراورده های دومین گیاهی (s Secondary metabolite) نظیر فنول ها، ترپن ها، آلکالوئیدها و فلاونیدها نشدم زیرا خارج از آنکه این مواد در گیاهان افزایش و یا کاهش یافته باشند نقش آنها در غذاها بسیار پیچیده و تا کنون نا معلوم است. از بررسی فوق چنانکه مشاهده می شود تفاوت چندانی بین این دو حوزه تولید کالاهای کشاورزی از نظر محتوی مواد غذایی وجود ندارد و آنچه در این بررسی مشخص شد در محدوده مقایسه دو حوزه پیش ریز سرمایه در تولید محصولات کشاورزی است. حال آن که پژوهش های وسیعی در محدوده کلی محتویات محصولات کشاورزی بعد از جنگ دوم امپریالیستی بوضوح کاهش تدریجی وممتد محتویات غذایی این محصولات را نشان می دهد (فیگور 5)8.

فیگور 5 درصد کاهش محتویات (پروتئین، کلسیم، فسفر، آهن، ویتامین ، ویتامین و ویتامین ) در 43 محصول برداشت شده در امریکا از 1950 تا 81999

بررسی مسائلی مانند محتویات خاک کشاورزی و تاثیر آن بر مواد غذایی، رابطه اش با کاربرد کود شیمیائی، سمپاشی محصولات کشاورزی، تاثیر باران های اسیدی، جایگزینی فلزات سنگین مخرب با مواد کانی مورد احتیاج بدن و تغییرات ژنتیک بذرها (تحت عنوان بذر مرغوب) پایه مهم و مناسب گفتگو در باره نقش ویرانگر نظام سرمایه داری در حوزه کشت و زرع است. از دیر باز اتحاد کشاورزی و صنعت به مانعی بر سر راه کارکرد طبیعی حاصلخیزی همیشگی زمین تبدیل شد، زیرا تا پیش از توسعه اقتصاد کالائی تأمین نیازهای معیشتی و نه تولید کالا یا انباشت سرمایه اساس کار بود. پیداست که افزایش بار آوری کار در واحد کشاورزی با هدف افزایش سودها و جلوگیری از کاهش نرخ سود نیز هیچ راهی برای معضل کمبود مواد غذایی ضروری در محصولات کشاورزی نیست و در نتیجه همواره و بطور ممتد سلامتی کارگران در معرض بیشترین خطر خواهد بود. اگر مواد کانی در خاک کاهش می یابد، می بایست که کمبود آنها در گیاهان نیز مشهود باشد. زراعت سرمایه داری فقط با تولید انبوه کالا و سود سرشارتر، کمیت سودافزا و نه محتوای سلامتی آور همساز است. در این میان ظهور کشت آلی سرمایه داری نه تنها کمکی به رفع این فاجعه نکرده بلکه خود به عاملی در عدم تعادل محتویات خاک و گیاه تبدیل شده است. از این که بگذریم عواملی مانند افزایش علفهای هرز، افزایش تولید مواد غذایی حیوانی (زیرا حوزه کشت آلی احتیاج مبرمی به کود حیوانی دارد)، اصلاح نژاد و افزایش گیاهان با سیستم دفاعی بالاتر در مقابل حشرات، قارچها و موجودات ریز و بالاخره گسترش کمی و کیفی سموم کشاورزی در کلیت خود (زیرا همه ی سموم متعارف کشت سنتی در حوزه کشت آلی نمیتواند استفاده شود و می بایست نسلهای جدیدی از سموم گیاهی خلق گردد)، که پیش شرط های گریزناپذیر کسب حداکثر ارزش اضافی و بالا بردن میزان سود هستند، قهراً تولید افراطی در این حوزه کشاورزی را مثل همه حوزه های دیگر انباشت سرمایه به دنبال می آورد. امری که تهی سازی خاک از ذخایر حیاطی محصول اجتناب ناپذیر آن است. نتیجه مستقیم این عمل کاهش مواد کانی، ویتامین ها و دیگر مواد ضروری بدن در محصولات کشاورزی است (جهت اطلاع بیشتر در مورد نقش مواد مختلف غذایی اعم از ویتامین ها، مواد کانی، پروتئین ها، هورمونها و دیگر فراورده های گیاهی و کاهش آنها در گیاهان و محصولات آن ها به کتاب « سرمایه داری و فاجعه محیط زیست فصل دوم» مراجعه کنید). سرمایه داران کشاورزی سنتی با افزودن سالانه کودهای شیمیایی که عمدتا فقط شامل ازت و فسفر می- شود بخشی هرچند ناچیز از مواد از دست رفته خاک را به آن بازمی گردانند. سرمایه دار اهمیتی به حفظ تمامی منابع خاک نمی- دهد زیرا برای او فقط بار آوری بیشتر گیاه که گواه افزایش بارآوری کار و صعود نرخ اضافه ارزش هاست اهمیت دارد. بعلاوه جبران تمامی محتویات از دست رفته خاک مستلزم هزینه های هنگفت و صرف وقت وانتظار طولانی است که باعث کاهش مقدار سود وسقوط نرخ آن می گردد. از این مهمتر تقسیم کار در حوزه پیشرفته کشاورزی سنتی از راه تنظیم مقدار، نوع و نسبت کودهای شیمیایی که بر اساس نوع گیاه مورد زراعت معین می گردد، باعث میشود که این کودها که از نظر سوخت و ساز در خاک از قابلیت بالایی برخوردارند به سرعت وارد سیستم جذبی گیاه گردیده و نتیجه مطلوب را برای سرمایه دار فراهم می کنند. در این میان کشت آلی با ادعای جبران مواد ضروری خاک به افزودن کودهای حیوانی بسنده می کند اما این کودها قادر به بازدهی مستقیم نبوده و روند طولانی جا افتادن آن ها با ساختمان شیمیایی خاک و جذب گیاه مستلزم وقت و سرمایه کلانی است که از عهده هیچ سرمایه ای بر نمی آید. این پروسه طولانی فقط شامل جذب مواد ضروری خاک نیست بلکه شامل باز پس دادن آن به گیاه نیز می شود. به طوری که چندین دهه طول می کشد تا پروسه جذب مواد به سیستم شیمیایی خاک و سپس تجزیه (decompose) و جذب آنها به گیاه کامل گردد 9 و 10. به همین دلیل برای کشت آلی سرمایه داری نیز معادله ناممکنی می گردد و لذا این حوزه جهت فرار از هزینه های هنگفت و پروسه های طولانی با افزودن کود حیوانی و بلافاصله کشت و برداشت عملا به همان سرنوشت کشت سنتی دچار است که حاصل آن کمبود مواد لازم غذایی در محصولات کشاورزی است. در این بین دوره های محدودی پیش می آید که بعد از مدت ها کود دادن و برداشت بطور کاملا اتفاقی و پیش بینی نشده جذب مواد لازم به خاک و تجزیه متعاقب آن ها و جذب به گیاه متعادل شده و برخی محصولات در دوره ای بطور اتفاقی محتوی ترکیب متعادلی از مواد ضروری می گردند. از تمامی نکات بالا که بگذریم، کود های حیوانی نیز که در حوزه کشت آلی مصرف می شود عموما از حوزه کشت سنتی خریداری می گردد و اگر تولید کننده کشت آلی، در زمین کشاورزی خود همزمان دام پرورش ندهد تهی شدن خاک با سرعت بیشتری انجام می گیرد 11 و 12. آن دسته از سرمایه داران حوزه کشت آلی که از کود های شیمیایی، کومپست های کشت سنتی و غذای حیوانی کشت سنتی (بعلت کمبود این مواد در حوزه کشت آلی) استفاده می کنند و تعداد آنها دائما در حال افزایش است وضع بهتری از نظر محتویات خاک و محصولات گیاهی ندارند11و 13 . نتیجه این روندها نه تنها تهی شدن خاک از محتویات ضروری برای گیاهان است بلکه کاهش بارآوری زمین های کشت آلی و در آخر رشد منفی میزان محصول در این حوزه است. حتی کشت بنشن ها (نخود، لوبیا، عدس و به طورکلی بقولات) و شبدر (شامل 18000 گونه مختلف) که دارای سیستمی حاوی باکتریهای ازت ساز در ریشه های خود هستند و ازت رایگان هوا (جو زمین حاوی بیش از 75% ازت است) را به مواد پر ارزش ازت دار تبدیل می کنند نیز کمکی به حل معضل نمی کند. زیرا بخشی از مواد ازت دار جذب شده که از طریق خرمن و زایده ها، و کمپوست این گیاهان در سطح خاک های کشاورزی پراکنده می شوند به سرعت تجزیه شده بعضاً با آب باران و آبیاری شسته شده و بعضاً تبخیر میگردند. آنچه باقی می ماند نه کافی است و نه از نظر مقدار قابل پیش بینی و ارزیابی است و در نتیجه در محاسبات ارزیابی و بالا بردن بار آوری زمین برای کشت سرمایه دارانه قابل اعتماد نمی باشند15,16,17 . به این ترتیب کشاورزی سرمایه داری آلی هنوز بعد از 40 سال در عرصه تولید کشاورزی نتوانسته پروسه ای از تولید به وجود آورد که مانند سایر حوزه های تولید سرمایه داری مواد لازم وارد در روند تولید را به طور مطمئن به محصول تبدیل کند. پروسه تولید کشت سنتی نه تنها اطمینان لازم را به سرمایه گذاران می دهد بلکه موفق شده گام به گام بار آوری کار را در حوزه خود افزایش دهد. به همین دلیل بسیاری از تولیدکنندگان محصولات آلی به کودهای کشت سنتی (کود شیمیایی) روی می آورند و با استفاده از این کود روند تولیدی مطمئن تری برای خود دست و پا می کنند. زیرا با خارج شدن محصولات دامی و کشاورزی آلی از دور گردش بخشی از مواد ضروری خاک نیز برای همیشه از آن جدا شده و کود حیوانی برای تولید انبوه سرمایه دارانه جهت جبران آنچه از باغات و کشتزارهای آلی خارج شده، کافی نیست. موضوع دیگری که گفته می شود این دو حوزه پیش ریز سرمایه را از یکدیگر جدا می کند و یکی از دلایل بنیان گذاری کشت آلی است کاربرد تولیدات شیمیایی سموم گیاهی است که در کشت سنتی بعد از 1950 بطور وسیعی انجام می گیرد. و باقی مانده های این مواد در کالاهای کشاورزی نتیجه مستقیم آن است و محصولات کشت آلی مبری از سموم و بخصوص سموم شیمیایی قلمداد می شود. ولی حتی محصولات آلی نیز محتوی سموم گیاهی هستند. در اروپا حدود 100 18 ماده طبیعی سم گیاهی ثبت شده وجود دارد. به طور مثال Pyretrum، سولفات مس (Cu SO4) و روغن های کانی. قواعد استفاده از این مواد در کشورهای مختلف متفاوت است. Pyretrum شیره نوعی گل است و بعنوان ضد حشره (Insecticides) استفاده می شود. این سم برای ماهی ها و آبزیان، پرندگان، پستانداران به همان میزان و شدت مواد سمی شیمیایی خطرناک است. سولفات مس که بر علیه قارچها در تولیدات کشت آلی به شکل وسیعی استفاده می شود باعث افزایش تدریجی مس خاک گردیده و تعادل طبیعی آنرا برهم می زند ونیز افزایش آن در باغات انگور اروپا موجب مسمومیت خاک، کاهش فعالیت موجودات زنده آن و گیاهان شده است. از آنجائیکه این نوع مواد در مقایسه با محصولات سمی شیمیایی از قدرت سمی کمتری برخوردارند لذا به مقدار بیشتری (دوز بیشتر) استفاده می شوند تا همان نتیجه را عاید کنند ودر نتیجه قدرت تخریبی آنها بیشتر است. تاثیر مخرب مواد سمی اعم از طبیعی و شیمیایی بر موجودات زنده کاملا به مقدار مصرف و قدرت مسمومیت این مواد بستگی دارد. به همین دلیل اگر سمیت یک ماده کمتر است می بایست مقدار بیشتری (دوز بالاتری) از آن استفاده شود تا همان میزان تاثیر را بدست دهد این یک قانون طبیعی فارماکولوژی است که در مورد تمامی داروها صادق است. یکی از روش های معمول سرمایه داری کشت آلی جهت جلوگیری از تحمل هزینه های بازتولید محصول مورد هجوم آفت ها، استفاده از سموم دفع آفات و این بار استفاده از سموم گیاهی که پدیده طبیعی سیستم دفاعی گیاهان در مقابل حشرات، قارچها و سایر موجودات ریز است، می باشد. آشنایی دیرباز انسان با این مواد راه رشد و انتخاب محصولاتی که محتوی بیشتری از این مواد است را برای سرمایه داران این حوزه تولید کشاورزی باز کرده است. در اقتصاد کالائی و فاز عالی تکامل آن یعنی تولید سرمایه داری، محصول کار انسانها، بر اساس کار اجتماعاً لازمی که در آنها نهفته است داد و ستد می گردد. در اینجا، ارزش مبادله همه چیز است، اما کالاها برای اینکه مبادله شوند باید ارزش مصرفی نیز دارا باشند. در کشاورزی سرمایه داری اعم از سنتی و آلی حفظ همین ارزش مصرفی محصول در پروسه تولید، انبارداری وترانسپورت دستخوش مخاطرات زیادی است. آفات گیاهی مهم ترین و تأثیرگذارترین بخش این مخاطرات را تشکیل می دهند. کشاورز سرمایه- دار برای فرار از تحمل هزینه های بازتولید محصول مورد هجوم آفت ها، راه استفاده از سموم دفع آفات را پیش می گیرد، او با این کار نه فقط هزینه های تولید مجدد را دور می زند که میزان ضایعات و خسارت ها را به حداقل ممکن می رساند. در یک کلام، توسل به کاربرد بی مهار سموم یاد شده جزء لایتجزای پروسه ارزش افزائی سرمایه در حوزه کشاورزی و شرط حتمی حصول بیشترین اضافه ارزش ها یا سودهای دلخواه است. شالوده کار سرمایه بر تولید حداکثر کالا توسط حداقل نیروی کار، کاهش افراطی هزینه اجزاء مختلف بخش ثابت سرمایه، مرغوبیت حتی المقدور کالا و قدرت رقابت حداکثر در بازار سرمایه داری استوار است. تضمین همه اینها در انباشت کشاورزی صنعتی سرمایه داری، به استفاده گسترده از سموم دفع آفات گیاهی گره خورده واین قاعده عمومی در هر دو مورد حوزه تولید کشاورزی سنتی و آلی صادق است. Solanine در سیب زمینی در گوجه فرنگی نمونه های سموم گیاهی هستند (جدول 2)19 .

ماده غذایی نوع سم Naturaltoxins، سموم طبیعی
باقالا Biogen amine Dopamine
موز Biogen amine Tyramine
بادام، میوه هسته دار Cyanogen glukoside Amygdalin
انواع لوبیا، دانه کتان Cyanogen glukoside Linamarin
سیب زمینی Glykoalkaloids Solanine
گوجه فرنگی Glykoalkaloids Tomatine
ساسا فراس، فلفل سیاه Methylenedioxybenzene Safrole
جوزبویا، فلفل سیاه Methylenedioxybenzene Myristicin
قهوه، چای methylated oxypurines Coffeine
کاکائو methylated oxypurines Theobromine
شیرین بیان Triterpenglykoside Glycyrrhizin

 

جدول 2 مواد سمی طبیعی در گیاهان 19

مصرف سیب زمینی کشت آلی که محتوی مقدار بسیار بیشتری از آفت گیاهی هستند باعث سر درد، اسهال و استفراغ می شود. گیاه کرفس که محتوی ماده سمی Psoralen (این ماده در جعفری نیز وجوددارد) برای مقابله با حشرات است باعث حساسیت پوست در مقابل اشعه ماوراء بنفش می گردد و شخص مصرف کننده کرفس و جعفری حاوی این ماده بیش از اندازه به بیماری حساسیت پوستی مبتلا می شود. بدن انسان بعد از میلیون ها سال هنوز هیچ مکانیسمی برای مقابله با این سموم ندارد لذا آفات نباتی چه آنها که به صورت مصنوعی و شیمیایی از روی نسخه طبیعی تولید می شوند و چه آنها که به صورت طبیعی انتخاب و برای مقابله با آفات تقویت می شوند برای بدن انسان و طبیعت مضر می باشند. به طور عمومی باید گفت که توسل به کاربرد سموم طبیعی جهت مقابله با آفات به همان دلیلی که سموم شیمیایی در کشت سنتی عمل می کند جزء لایتجزای پروسه ارزش افزایی سرمایه در حوزه کشت آلی است وگرنه محصولات این حوزه نیز قابل دوام نبوده و قدرت رقابت با کالاهای مشابه را نخواهند داشت. دفاع طبیعی گیاه محدود به مقدار اندکی ماده سمی طبیعی است که با حشرات و وزن محصول تناسب دارد. انتخاب نوع محصول، بهتر کردن و بالا بردن میزان سم طبیعی آن ها که از شگردهای کشاورزی آلی است درست نظیر کشت سنتی با هدف افزایش طول عمر کالا در پروسه تولید، ترانسپورت و انبارداری با حفظ ارزش مصرف و از این طریق ارزش مبادله محصول است. در این میان عاری بودن کالا های این حوزه کشت از سموم، جزئی ازدستگاه تبلیغاتی جهت فروش بیشتر است. سه پژوهشگر امریکایی در 1990 با انتخاب 52 سم طبیعی گیاهی در مقایسه با سموم شیمیایی بر روی 54 موش به این نتیجه رسیدند که هر گاه مقدار این سموم متناسب با وزن حیوان باشد عملا هیچ فرقی بین این دو گروه سموم در نتیجه آزمایش نمی دهد که 27 موش (50%) مبتلا به سرطان شدند .

نتایج بسیاری پژوهش ها در اروپا و امریکا نشان می دهد که سرمایه داران کشت آلی به سموم طبیعی بسنده نکرده و آنجائی که لازم باشد از سموم شیمیایی نیز بهره می گیرند. از پژوهشی بزرگ در امریکا بین سال های 1993 تا 2002 آزمایش بر روی بیش از 100 هزار محصول کشاورزی و دامی در حوزه کشت سنتی و آلی از سموم (Pesticides) باقیمانده در محصولات چنین ارقامی به دست می آید (Pesticide Data Program PDP). در این آزمایش ها محصولاتی نظیر سیب، هلو، گوجه فرنگی، فلفل سبز، میوه جات، سبزیجات، روغن های گیاهی، لبنیات، گوشت و مرغ استفاده شده است (جدول های 3، 4 و 5) . همین آزمایش ها در انگلستان نیز نتایج مشابهی را نشان داده است (جدول 6). بیشترین ماده سمی یافت شده ترکیبات کلر بودند 21. علاوه بر این تاثیر متقابل مجموعه آفت کش ها و زیست کش های مورد استفاده همزمان در یک محصول (Cocktail effect) بر روی هم و عوارض ناشی از ترکیب این مواد برای موجودات زنده از جمله انسان، داستان دیگری است که باید مورد بیشترین توجه قرار گیرد. این مسأله همواره از دید عموم پنهان نگه داشته می شود و در اکثر گزارشات فقط از تاثیر مخرب مواد به طور جدا گانه صحبت به میان می آید. ماجرا از این قرار است که این مواد تاثیرات مخرب یکدیگر را به صورت تصاعدی افزایش می دهند و گاهی اوقات مسمومیت حاصل از ترکیب آنها صدها برابر بیشتر از تاثیرمخرب کل این مواد در حالت جداگانه است. موضوع فقط بر سر وجود بقایای چند آفت کش همزمان در یک محصول نیست بلکه تاثیر عامل (Cocktail effect) از مصرف روزانه و حتی دراز مدت مواد غذایی مختلف حاوی آفت کش های مختلف و انباشت آن ها در بدن نیز می باشد. تا کنون هیچ کس از تاثیرات مخرب تصاعدی (Cocktail effect) ترکیب سموم شیمیایی با سموم طبیعی گیاهی (که بمنظور افزایش قدرت مقاومت گیاه در حوزه کشت آلی عمدا در آن تقویت شده است) حرفی نزده است در حالی که این امکان کاملا وجود دارد که این عامل همان طور که در مورد مواد شیمیایی عمل می کند در مورد ترکیب مواد شیمیایی آفت کش و مواد طبیعی آفت کش نیز موجب افزایش تخریبی آن ها گردد. مسئله دیگر استفاده ازسمومی است که مصرف آن ها ولو ناچیز باعث بروز عوارض تغییرات هورمونی و عوارض جنینی می گردد. زیاد شدنشان در طبیعت به ویژه با عمر نسبتا طولانی (Ecological Stability)، نابسامانی های فراوانی را دامنگیر همه موجودات زنده می سازند. وجود هر چند ناچیز آن ها در بدن انسان و گردش مکرر شان با توجه به بقای نسبتا طولانی آن ها (دارای ساختمان مولکولی پابرجا هستند و اکثرا در چربی ها حل می شوند) لذا در طبیعت و بدن برروی هم انباشت می گردند و طی مدت طولانی به تاثیرات مخرب خود ادامه می دهند، و همزمان می توانند از طرق مختلف در بدن انسان افزوده گردد (Biomagnification).

در صد کالای کشت آلی در صد کالای سنتی سنتی
میوه جات 18 51
سبزی جات 18 44
گوشت و لبنیات 18 46

جدول 3 باقی مانده سموم شیمیایی در درصد محصولات کشت آلی و سنتی 1993

نتیجه آزمایش های سال 2002 نیز نشان میدهد که 15% محصولات آلی و 43% محصولات کشت سنتی حاوی مواد شیمیایی آفت کش بوده اند.

در صد کالای کشت آلی در صد کالای سنتی سنتی
میوه جات 25 53
سبزی جات 15 51
گوشت و لبنیات 15 43

جدول 4 با قی مانده سموم شیمیایی در محصولات کشت آلی و سنتی 2002

همچنین باقیمانده آفت کش های شیمیایی در مقایسه نسبی این دو حوزه محصولات کشاورزی در سال 2002 (بطور کلی 23.6% کالاهای کشت سنتی و 7.1% کشت آلی محتوی چند آفت کش شیمیایی بودند)

گروه محصول نوع سم نسبت مقدار سم در محصول سنتی به آلی
هویج Iprodione 1.22
هویج Linuron 0.33
هویج Trifluralin 0.84
کرفس Chlorpyrifos 1.84
کرفس Chlorthalonil 79.6
کرفس Piperonyl butoxide 0.63
هلو Dicofol 0.35
هلو Fludioxonil 1.08
هلو Phosmet 7.45
آناناس Carbaryl 3.15
سیب زمینی Chlorpropham 8.2
گندم Chlormequat 1.3
مرکبات Imazalil 19.1
مرکبات 2-Phenylphenol 2.7
میوه خشک Procymidone 21.8
غذای کودک Hydrogenphosphide 0.2
سویا Chlomequat 1.3
سیب زمینی Oxadixyl 1.3
خیار Dithiocarbamate 1.7

جدول 5 نسبت مقدار باقیمانده سموم در محصول سنتی به آلی (توجه کنید در برخی موارد چند آفت کش در یک محصل وجود دارد)

در صد کالای کشت آلی در صد کالای سنتی سنتی
میوه جات 7 50
غذای کودک 1 7
گوشت و لبنیات 2 10
غذای رستوران 5 32
غذای سبزی veget 5 28

جدول 6 درصد غذاهای آلوده به آفت کش های شیمیایی در انگلند

پژوهش های دو محقق لهستانی بر روی میوه جات، سبزی جات و غذاهای آماده کشورهای اروپایی (شامل 27 کشوربه اضافه نروژ و ایسلند) نتایجی مشابه محققین امریکایی داده و حتی در بعضی کشور ها که خودرا پرچمدار کشت آلی سرمایه داری می- دانند (کشور آلمان) از این هم فاجعه آمیز تر است (فیگور 6) 22 .

j6

فیگور 6 در صد میوجات و سیزیجات آلوده به سموم شیمیایی بین سالهای 2002 تا 2006 در آلمان 22

همچنین رشد سموم شیمیایی در هر دو حوزه پیش ریز سرمایه داری کشاورزی پرده از دروغ گویی و عوام فریبی سرمایه داری برمی دارد (فیگور 7) 22 . ارقام بالای محتویات سموم شیمیایی در کشت آلی راز دغل کاری این حوزه کشت را بر ملا می کند که این سرمایه داران به سموم شیمیایی اکتفا نکرده بلکه طبیعت و انسان را در معرض سموم طبیعی نیز قرار میدهند.

j5

فیگور 7 در صد رشد آلودگی میوجات و سیزیجات اعم از کشت سنتی و آلی به سموم شیمیایی از سال 2002 تا 2006 در آلمان

در سال 2000 دولت امریکا (National Institute of Environmental Health Sciences) پژوهشی در زمینه بقایای (the level of organophosphate insecticide metabolites) آفت کش ها در بدن اطفال زیر دبستانی (در ادرار آنها) به انجام رساند 26. در این پژوهش کالاهای هر دو حوزه کشت مورد بررسی قرار گرفته بودند. نتیجه آزمایش را پژوهشگران با توجه به مقدار کمتر این متابولیت ها در محصولات کشت آ لی به فال نیک گرفته و در نتیجه گیری ها ابراز رضایت خودرا از این محصولات پنهان نکردند (فیگور 8). ولی کمی دقت در وظیفه مهم این دسته از آفت کش ها (organophosphate insecticide) که در امریکا در حدود 70% بازار فروش و استفاده کل آفت کش هارا در اختیار دارد سنگدلی وبی رحمی جنایتکارانه سرمایه- داری را به خوبی نشان می دهد که حتی وجود این آفت های کشنده در بدن اطفال هیچ رحمی در دل آنها پدید نمی آرد. این آفت کش ها وظیفه بلوکه کردن هورمون acetylcholinesteras در سیستم عصبی و تخریب سلسله اعصاب حشرات و بالطبع انسان را به عهده دارند. وجود حتی بسیار ناچیز این مواد هورمونی در بدن اطفال و گردش مکرر آن در اندام کوچک آن ها تاثیرات مخرب دراز مدتی به صورت ظهور انواع امراض ژنتیکی و ناشناس در آینده آنها دارد. تمامی هدف سرمایه- داری از گشایش بازار و حوزه تولید کشت آلی از دست ندادن ارزش افزوده تولید شده توسط کارگران بطور عموم و در حوزه کشاورزی به طور خاص است. از آنجائی که توده کارگر تولید کننده و مصرف کننده این کالاها از تعرض روزانه و مدام سرمایه داری به عرصه های محیط طبیعی، محصولات کشاورزی، هوا، آب ودریا، غذا و موجودات زنده به ستوه آمده اند اوختاپوس سرمایه در سطح وسیع مجهز شد و از آستین خود کشت آلی را بیرون آورد تا بسیار عوامفریبانه القاء کند که گویا جهت نجات خود تمامی راه حل ها و راه چاه ها را در اختیار دارد.

j4

فیگور 8 مقدار (میکرو گرم در لیتر g/Lµ) متابولیت های آفت کش های اورگانو فسفات را در ادرار کودکان نشان میدهد 26.

DMP = dimethylphosphate, DMTP = dimethylthiophosphate, DMDTP = dimethyldithiophosphate,

DEP = diethylphosphate, DETP = diethylthiophophate

جهت آشنایی با تاثیرات مخرب این مواد به توضیحات پیوست 1 مراجعه کنید.

من تا کنون گزارشی در مورد تاثیر آفت کش های شیمیایی مخلوط با مواد طبیعی نظیر آنچه در رابطه با تاثیرات تصاعدی آفت کش های شیمیایی تحت عنوان Cocktail effect مطرح است ندیده ام، اما دلیلی وجود ندارد که چنین پدیده ای را هنگامی که مواد شیمیایی آفت کش با مواد طبیعی ضد آفتی که در گیاهان وجود دارد و تکنیک کشت آلی با انتخاب آگاهانه این گیاهان نقش آن را در جهت حفاظت گیاه افزایش می دهد، منکر شویم. نتایج پژوهش هایی که صرفا بر روی تاثیر مخرب تک تک آفت کش های شیمیایی و تاثیر متقابل و تصاعدی مخلوط آنها (Cocktail effect makes chemicals more toxic) در گزارش مفصل کمیسیون اروپا (State of the art report on mixture toxicity executive summary 22 december 2009) که به سفارش دانشکده داروسازی دانشگاه لندن و همکاری عملی وعلمی دانشگاه گوتنبرک سوئد انجام گرفته و دیگر گزارشات در این زمینه به خوبی نشان می دهند که افزایش تک تک این مواد به معنای نتیجه ریاضی =21+1 نیست. برعکس در اینجا با مختصات فرایند تصاعدی Cocktail effect به معنای =41+1 مواجه هستیم(فیگور 9 تاثیرات مخرب تک تک مواد را در سمت چپ جدول و تاثیرات متقابل و افزایش یافته جمع آن ها را در سمت راست فیگور بصورت ستون های بلند نشان میدهد). هنگامی که این مواد از طرق مختلف نظیر مواد غذایی، آب آلوده، داروها، لوازم و مواد آرایش، لباس، کفش و هوای آلوده وارد بدن و محیط طبیعی می گردند و تخریبات یکدیگر را بصورت تصاعدی افزایش می دهند، ( فیگور 9 ) دیگر ما با یک واقعیت علمی سر و کار داریم. این واقعیت کاملا علمی است که می توان همین تاثیرات را هنگامیکه آفت های شیمیایی با آفت های طبیعی مخلوط می شوند، انتظار داشت 27،28 .

j3

فیگور 9

با وجود استفاده از سموم طبیعی و شیمیایی در حوزه کشت آلی این حوزه هر چه بیشتر با عوارض مخرب رشد علف هرز درمزارع و حاشیه آن ها دست به گریبان است. منظره ای که هر چه بیشتر وبیشتر با مزارع کشت آلی عجین شده و خود باعث کاهش بارآوری کار در این حوزه کشت می گردد. ابعاد گسترش علف هرز در این مزارع گاهی به وسعت خود سطح زیر کشت می رسد و این مشکلی است که ناکافی بودن مبارزه مکانیکی (هرز کردن علف هرز بوسیله دست و یا ماشین) را نشان می دهد. علف هرز در عرصه های وسیعی نظیر آب، نور خورشید، مواد خاک و سطح کشت با محصول رقابت می کند و در همین راستا باعث کاهش بارآوری کار می گردد. ریشه های علف هرز با ریشه کشت در زیر خاک رقابت کرده وافزایش علف هرز بر روی زمین به افزایش رطوبت منجر می شود. این حوادث رشد قارچ ها را که محصولات کشاورزی را مورد هدف قرار می دهند، به دنبال می آورد فیگور 10 رشد علف هرز در مزارع کشت آلی سوئد در طی 16 سال را نشان می دهد17 .

j2

فیگور 10 مقدار علف هرز در هر هکتار در سال طی 16 سال بطور متوسط 1 تن در کشت آلی بوده است در حالی که در کشت سنتی به مقدار ناچیزی ثابت مانده است17 .

از سال های 1980 به این سو سرمایه داران حوزه کشت آلی به اضافه تمامی احزاب و سازمان های رنگارنگ محیط زیستی مدافع آنها دست به کار این عوامفریبی هستند که گویا هموار کنندگان راه بقای سرمایه داری همراه با نجات محیط زیست و کشاورزی سالم هستند!! گویا به تمام مسائل محیط زیست از هوا، آب و زمین و شرائط زندگی انسانها توجه دارند و به همین دلیل نیز دائما سرگرم بزرگداشت افتخارات خود می باشند. رؤیای تسخیر پارلمان سرمایه داری و دست اندازی به همه سازمان ها و ادارات دولت سرمایه را درسر می پرورانند. حال آن که هرقدر اینان پایه های نفوذ خودرا در دستگاه بوروکراتیک دولت سرمایه داری محکم تر می کنند نفوذشان بین توده مردم کمتر و چهره عوامفریبانه «محیط زیست دوستی» شان بیشتر فرو می ریزد، دلیل این امر روشن است.مضمون اصلی تولید کشت آلی دفاع از منافع سرمایه داران، دفاع از شرایط مادی لازم برای تضمین سلطه طبقاتی و بهره کشی هر چه بیشتر این طبقه از کارگران و جلوگیری از هر گونه توقف در پروسه تشدید استثمار نیروی کار در حوزه کشاورزی است. اینان در سراسر اروپا بدون بلند کردن انگشتی و یا بالا بردن صدای اعتراض و نطق آتشین کاملا در چهارچوب قانون اساسی این کشورها و حفظ نظم آهنین سرمایه وارد پارلمان های اروپایی شده و از تاثیر نفوذ قدرت حکومتی نیز بر خوردار شدند. با این همه خصوصیت اصلی دوره پویایی کشت آلی نه پیروزی های پارلمانی جریانات و گروه های سبز اروپا بلکه رشد عملی و کاملا اقتصادی کشت آلی بر مبنای اصول بازار بعنوان حوزه جدیدی از تولید سرمایه دارانه کشاورزی صنعتی است. از کمک ها و سوبسید های دولت های سرمایه داری اروپا به این حوزه جدید که بگذریم سرمایه گذاران این حوزه بر اساس اصول متعارف سرمایه داری یعنی کسب سود هر چه بیشتر و تبدیل وراجی های پارلمانی سبز ها به اهرم قدرت سرمایه عمل می کنند. باری در حالی که اوتوپی پردازان سبز نظریه های فاضلانه خودرا در بوق های پارلمانی اروپا دایر بر اینکه تلاش های آن ها منجر به کشف حوزه کشت آلی شده است!! و در حالی که جز آرمان بافی های توخالی ارتجاعی کار دیگری ندارند، تصویری کاملاً دروغین از این حوزه تولید ارائه میدهند و می کوشند تا این تصویر را به جای واقعیت موجود در ذهن ها القاء کنند. سرمایه داران و فارمداران این حوزه کشت، تمامی تلاش خود را می کنند تا با کمک همه دوز و کلک های ممکن نظیر استفاده یواشکی از کود شیمیایی، به کار بردن آفت کش های شیمیایی علنی و مخفیانه قدری بازدهی کار حوزه خود را افزایش دهند. پس درست آن است که سرمایه داران حوزه کشت آلی، حفظ موقعیت ناچیز 10 در صدی خود در تولیدات کشاورزی و دامی، آن هم بعد از نزدیک به چهار دهه را نه به حساب عدم استفاده از مواد شیمیایی آفت کش ها، نه به حساب امتناع از وارد کردن مواد مخرب جدیدی بنام آفت کش های طبیعی در کشتزار ها، محیط طبیعی وغذای کارگران، بلکه به حساب کمک های اقتصادی و سوبسید های دولتی بگذارند. کمک هائی که به بهانه تأثیر کشت آلی در بهتر کردن شرایط زیستی و کیفیت بهتر آب ها دریافت کرده اند. حال باید دید آیا کشت آلی برای محیط زیست آن طور که بلندگوهای تبلیغاتی آن ها ادعا می کنند مناسب است؟ 29. همان طور که قبلا ذکر شد یک گیاه حداقل به 19 نوع مواد کانی مختلف احتیاج دارد تا بتواند رشد کند و بخصوص محصولی به اندازه کافی دارای مواد کانی و غذایی بدهد. زراعت سرمایه داری که فقط با تولید انبوه کالا و سود سرشارتر جهت انباشت بیشتر سرمایه عمل می کند باعث تهی شدن این مواد در خاک زراعی گردیده و جبران همه آنها با توجه به هزینه بالایی که می طلبد از عهده هیچ سرمایه ای ساخته نیست بهمین دلیل نیز فارمداران کشت سنتی با افزودن سالانه کودهای شیمیایی که عموما شامل مواد کانی ازت (نیترات و آمونیاک) و کمی فسفر می شود مقداری مواد از دست رفته خاک کشاورزی را به آن باز گردانده و این به آن معناست که سرمایه- داران از خاک کشاورزی به عنوان محلی برای انتقال کود شیمیایی و نه مخزنی برای رشد سالم گیاه استفاده می کنند. از آن جایی که کود شیمیایی محتوی مواد کانی است لذا این مواد به راحتی در آب حل می شوند و جذب گیاه می گردند. علاوه بر این غلظت این مواد کاملا شناخته شده و معین است و به همین دلیل مالک کشتزار سنتی بر حسب نوع گیاه به طور نسبتا دقیق می داند چه میزان از کود برای گیاه لازم است. در حالی که او در جهت بالا بردن بارآوری کار همیشه مقداری انتخاب می کند که پس از جذب گیاه پس مانده ای در خاک زراعی باقی مانده و در نتیجه آبیاری و آب باران وبخصول بارانهای اسیدی (ناشی از سوخت های فسیلی) راهی آبریزها، آب های عمقی و دریاها می گردد. این پدیده (نشت ازت) یکی از مهمترین عوامل تخریب و نابودی دریا ها و دریاچه و تهی شدن آنها از موجودات زنده است. دلیل این امر شکوفایی جلبکی (Algal bloom) و کاهش اکسیژن آب ها در اثر افزایش مواد ازت و فسفات آن هاست. به این ترتیب عطش سرمایه به انباشت بیشتر که فقط از طریق تولید انبوه میسر است با تزریق هر چه بیشتر کود شیمیایی همراه است و بالطبع باعث افزایش ازت زمین می گردد. بارها سخن گویان محیط زیستی سرمایه با تبختر بورژوایی اظهار داشته اند که شیوه تولید کشت آلی به لحاظ استفاده از کود های حیوانی، کودهای ناشی از کشتار گاهها و کمپوست ها مشکل نشت ازت به آب ها را حل کرده اند. بسیاری پژوهش ها در سوئد و کشورهای دیگر عکس این ادعا را ثابت می کنند. چنانکه از جدول 7 برمی آید ازت نشت شده از مزارع کشت آلی 1.36 برابر بیشتر از مزارع کشت سنتی است (34 در مقابل 25 کیلو گرم در سال از هر هکتار، من بعدا به دلایل این امر می پردازم) علاوه بر این چنانکه قبلا نیز ذکر شد بارآوری کار در مزارع کشت آلی بسیار پائین تر از کشت سنتی است (2.0 در مقابل 6.1 تن از هر هکتار در سال، جدول 7) در نتیجه ازت نشت شده از کشتزار آلی چهار برابر کشتزار سنتی در هر تن محصول است (17 در مقابل 4.1 کیلو گرم ازت نشت شده برای هر تن محصول) و اگر بخواهیم به همان میزان کشت سنتی در هر هکتار محصول از کشت آلی داشته باشیم بیش از چهار برابر کشت سنتی از هر هکتار کشت آلی ازت به طبیعت نشت خواهد گردید (103.7 در مقابل 25 کیلو گرم ازت). و این بدان معنی است که محیط طبیعی و آب ها که از کشت سنتی مرده و بی جان شده اند در معرض تهاجمی سبعانه تر قرار خواهند گرفت و کشت آلی دردی بر درد های بشر خواهد افزود. دلیل این امر این است که کود های حیوانی (اصطبلی) کود ناشی از کشتارگاه ها و کمپوست- ها که در کشت آلی مصرف می شوند به دو دلیل کاملا خلاف کود های شیمیایی عمل می کنند. اول اینکه این ها دارای مواد آلی (Organic matter) هستند و خاصیت مشترک آن ها حلال بودنشان در چربی هاست و لذا به کندی از طریق آب جذب خاک و در نتیجه در پروسه های طولانی جذب گیاه می گردند و این بر خلاف خاصیت حلالیت کود شیمیایی در آب است. دوم اینکه بر خلاف کود شیمیایی که محصولی کارخانه ای و دارای استاندارد و غلظت معینی است کود حیوانی و کمپوست استانداردی نمیتواند داشته باشد ولذا مالک کشت آلی بر اساس حدسیات آن ها را به خاک تزریق می کند. این کودها در تمامی موارد به میزان زیادی در خاک بعد از برداشت باقی می مانند و با آب باران و سیستم آبیاری مدت ها بعد از برداشت شسته شده راهی دریاها و آبریزها می شوند. به عبارت دیگر این کودها فرصتی برای سوخت وساز با خاک کشاورزی ندارند زیرا قبل از تکمیل سوخت وساز، گیاه رشد کرده وبه محصول می نشیند. لذا تمامی تبلیغات این حوزه کشت و حامیان پارلمانی آن ها دروغ بزرگی بیش نیست زیرا از طرفی این حوزه کشت نیز محصولی مشابه همان محصولات کشت سنتی به توده کارگران مصرف کننده تحویل می دهد (این موضوع در ابتدای این نوشته توضیح داده شده است) و از طرف دیگر تزریق کود حیوانی و کمپوست ها فقط عوامفریبی جماعت محیط زیستی است و در عمل اینها تاثیر بسیار کمی بر افزایش محصول در هکتار دارند و عملا باعث افزایش ازت آب ریز ها و دریا ها می- گردند. 33،31، 32.

محصول و ازت نشت شده در سال کشت آلی کشت سنتی
تن محصول در هر هکتار 2.0 6.1
ازت نشت شده از هر هکتار (کیلو گرم در هکتار) 34 25
ازت نشت شده (کیلو گرم بر هر تن محصول) 17 4.1
ازت نشت شده در صورت تولید محصول به میزان کشت سنتی (کیلو گرم) 103.7 25
ازت نشت شده در آب ها (میلی گرم در لیتر آب) 12 7

جدول 7 نشت ازت از کشتزارهای آلی و سنتی در سوئد (اعداد داده شده حد متوسط سالیانه در طول شش سال بین 2000 تا 2006 ) 33،31، 32.

حال بیجا نیست بحثی در مورد تاثیرات مخرب جوی و افزایش گرمای زمین از این دو حوزه کشاورزی کنیم. در مورد کشاورزی سرمایه دارانه به طور کلی و تاثیرات مخرب آن بر افزایش گازهای گلخانه ای در کتاب «سرمایه داری و فاجعه محیط زیست فصل اول» توضیحاتی داده ام. در آن جا از رقم بین 10 تا 14 درصد گازهای گلخانه ای که منشا کشاورزی دارند صحبت شده و این رقم کوچکی در رابطه با تاثیرات افزایش گرمای زمین نیست لذا ورود به جزئیاتش و مقایسه نقش تخریبی دو حوزه کشت سنتی و آلی سرمایه داری (بخصوص اگر این کشت بتواند از حد نصاب های کنونی آن که حدود 10% از تولیدات کشاورزی و دامی است فراتر رود) بیشتر حائز اهمیت خواهد بود. (فیگور 10 جزئیات هر یک از گازها را در کشاورزی نشان می دهد). ابتدا لازم می- بینم نکات مهم تری را توضیح دهم. گاز کربنیک، گاز اکسید ازت (بطور اختصار گاز نیتروز N2 O) و گاز متان 98% گازهای گلخانه ای را تشلیل می دهند. از نظر تاثیر افزایش درجه حرارت زمین (تاثیر گلخانه ای) این گازها با هم تفاوت های زیادی دارند به طوری که یک کیلوگرم گاز متان برابر 23 کیلوگرم گاز کربنیک و یک کیلوگرم گاز نیتروز برابر 310 کیلوگرم گاز کربنیک تاثیرات افزایش دمای زمین دارند (این اعداد بر اساس قدرت گرم کنندگی این گازها در طول صد سال محاسبه شده است)34.

j1

فیگور 11 انتشار گازهای گلخانه ای از حوزه کشاورزی35 . گاز نیتروز ومتان ناشی از تولید کشت و دامداری 72% ، گاز کربنیک ناشی از استفاده زمین کشاورزی 11% و گازهای ناشی از مصرف انرژی ماشین آلات، تولید کود، غذای حیوانات و گرم کردن ساختمانها 17%

همان طور که قبلا گفته شد حوزه کشت آلی با افتخار تمام آن چه کشت سنتی بعنوان مواد کمکی در کشت گیاهان بخصوص بعد از جنگ دوم به دور افکند یعنی استفاده از کود حیوانی، کشت باقالایان برای افزایش ازت زمین و کاربرد کمپوست و اضافات حاصل از برداشت و جبران کردنشان بوسیله کود شیمیایی را به عنوان پرچم طبیعت دوستی و محیط زیستی بر دوش گرفت. کودهای حیوانی و کمپوست ها که برای جانوران و میکروب های خاک حکم منبع انرژی دارند و در اثر فعالیت آن ها ازت موجود در آن ها تبدیل به اسید نیتریک و نیترات ها می گردد گاز نیتروز را به عنوان محصول جانبی تولید می کنند. تمامی این پروسه به اکسیژن احتیاج دارد و لذا در اثر فعالیت این موجودات کاهش اکسیژن در خاک از عواقب جانبی آن است و در ضمن ایجاد اسید نیتریک و نیترات ها باعث اسیدی شدن خاک و آب می گردد. هنگامیکه خاک دچار کمبود اکسیژن می شود پروسه تولید نیترات کاهش یافته و بر مقدار گاز نیتروز افزوده می شود. باید در نظر داشت که خاک بدون دخالت کشاورزی نیز حامل پروسه های تولید گاز نیتروز می باشد، ولی تولیدات کشاورزی و دامداری بر میزان آن به مراتب می افزایند. این مسئله بطور نسبی در کشت منطبق بر کود حیوانی، کمپوست ها و امثال آن بیشتر از کود مبتنی بر مواد کانی ازت دار (کود شیمیایی) می باشد. از این گذشته همانطور که در رابطه با بارآوری کمتر کشت آلی گفته شد گیاهان مقدار کمتری ازت این نوع کود هارا جذب می کنند (زیرا این کود ها فرصتی برای جذب خاک و سپس از این طریق جذب ریشه شدن در مدت کوتاه عمر گیاه ندارند)، در نتیجه باقی مانده کود حیوانی، کمپوست و امثال آن در خاک بعد از برداشت در نتیجه ادامه فعالیت موجودات ریز خاک منجر به افزایش گاز نیتروز و نیترات ها می شود. به این ترتیب بخش مهمی از 72% نیتروز و متان فیگور 11 بطور نسبی شامل کشت آلی می شود. متان گاز دیگر گلخانه ای است که در رابطه با کشت گیاهان و دامداری از طریق اضمحلال مواد آلی، فضولات حیوانی و گیاهی در شرایط کمبود اکسیژن ایجاد می شود. دام ها در هنگام تغذیه، نشخوار و هظم غذا مقدار زیادی گاز متان تولید می کنند. در این مورد هر قدر بارآوری حیوان کمتر به همان نسبت تولید گاز متان بیشتر است. سوای این، بخش مهمی از کود حیوانی و باقیمانده کشتارگاهها از کشت و دامداری سنتی حاصل می شود واین از طرفی مسئله مقایسه این دو حوزه پیش ریز سرمایه در کشاورزی را پیچیده می کند و هم این که هر دو حوزه چطور دست در دست یکدیگر به تخریب محیط زیست می پردازند. اما تولید کشاورزی از طریق رشد گیاهان به جذب گاز کربنیک جو زمین نیز کمک می کند و سرانجام این پروسه تبدیل شدن کربن به خاکبرگ (Humus) را که نقش مهمی در سیستم بارآوری، فعالیت موجودات زنده، جذب و دفع مواد غذایی خاک دارد، مقدور می کند. همه این پروسه که باعث نگهداری خاک کشاورزی است منجر به کاهش ازدیاد گاز کربنیک جو زمین می گردد.

نقش ازت و ترکیبات آن در بدن انسان بر کسی پوشیده نیست این عنصر علاوه بر شرکت در ساختمان پروتئین ها، هورمون ها و سایر مولکول های حیاتی بدن نقش مهمی در رشد گیاهان و فعالیت موجودات ریز خاک ایفا می کند. اما همین عنصر هنگامی که به صورت گاز نیتروز وارد جو زمین می شود عامل مخربی نظیر سایر گازهای گلخانه ای است. هنگام تولید کود های شیمیایی (نیتراتها و آمونیاک) مقداری گاز کربنیک و اکسیدهای ازت نظیر نیتروز بعنوان محصولات جانبی تشکیل می شود. طبق محاسبات آزمایشگاهی برابر هر کیلو گرم کود شیمیایی 1.7 کیلو گرم گاز کربنیک متصاعد می گردد. گفته می شود که تولید در کشت آلی با استفاده از کشت غلات و شبدر جهت بالا بردن ازت زمین از طرفی باعث افزایش خاکبرگ (Humus) شده و از طرف دیگر با گرفتن ازت هوا و تبدیل آن به مواد ازت دار برای خاک درست عکس کشت سنتی عمل می کند یعنی در مقابل تولید این گیاهان که می بایست به صورت کود و کمپوست درو شوند و به خاک زراعتی برای کشت آلی سال بعد افزوده گردند باعث جذب گاز کربنیک جو می شوند. از طرف دیگر ازت خاک را مهیا می کنند. (2.5 کیلو گرم گاز کربنیک جو زمین برای هر کیلو گرم کود ازت دار جذب می شود) ولی این صورت ظاهر مسئله است. در اصل کشت آلی علاوه بر اینکه بارآوری به مراتب پائین تر از کشت سنتی دارد در اینجا نیز می بایست یک سال عدم کشت و فقدان محصول را از جیب بپردازند و این دو با هم از باز دهی کار این حوزه تولید آنقدر می کاهد که زیر کشت کشیدن زمین های بیشتر را اجباری می کند. در حالی که کشت سنتی سرمایه داری از مدت ها پیش با بالابردن بهره وری کار در هر هکتار زمین، کاهش زمین زیر کشت و کاهش نیاز به نیروی کار همراه بوده است. کشت آلی با به زیر کشت کشیدن زمین های بیشتر به نیروی کار بیشتری احتیاج پیدا می کند و این به معنای کاهش بارآوری کار آن است چیزی که مقایسه جدول 2 و جدول 4 به وضوح نشان می دهد. سازمانهای دولتی هر ساله و یا هر چند وقت یک بار از افزایش زمین های زیر کاشت حوزه آلی گزارش می دهند و ما می دانیم که در کشاورزی نمی توان مقدار زمین زیر کشت را بدون ریختن بذر و کود بیشتر افزایش داد و این تنها به معنی افزایش هزینه های بیشتر برای تولید همان مقدار کالا است. استفاده از ماشین آلات مدرن در کشاورزی، مسلماً مساحت زمین زیر کشت را گسترش می دهد، در همان حال که کارگران را مازاد بر نیاز می سازد، به بیان دیگر ماشین آلات به عنوان کار مجسد توده های کارگر جایگزین کار زنده آنها می شود. تکنیک های جدید کشت، داشت و برداشت نظیر برنامه ریزی کود شیمیایی، بالا بردن بارآوری کار از این طریق و اتحاد هر چه بیشتر کشاورزی و صنعت نیز عین همین کار را انجام می دهند. ترکیب ارگانیک سرمایه را بالا می برند و آنسان که می بینیم تعداد کارگران بسیار کمتری سرمایه های کلانتری را در کشاورزی و دامداری به کار می اندازند. در حالی که کشت سنتی دائما از نیاز خود به زمین و کارگر در عین افزایش تولید می کاهد، کشت آلی سرمایه دارانه از افزایش سطح زیرکشت، کارگران بیشتر و سرمایه بیشتر در شکل مواد کمکی و اولیه حکایت دارد. چیزی که با مبانی کار سرمایه متناقض است، ورشکستگی سرمایه های این قلمرو را در پی دارد و لاجرم باید در واقعیت آنچه سرمایه گذاران این حوزه پیرامون پای بندی به تضمین تولید مواد سالم می گویند به طور جدی شک کرد. تعداد کارگران کشاورزی در سوئد در سال های 1950-60 کاهش چشم گیری نسبت به قبل از جنگ داشتند. این روند بعدها شدت بیشتری یافت به طوری که در سال 1981 تعداد کارگران کشاورزی به حدود کمی بیشتر از یک چهارم سال 1950 رسید. تا سال 2010 یک سوم این کارگران از حوزه تولید کشاورزی نا پدید شدند یعنی تعداد کارگران کشاورزی سال 2010 فقط 20% شمار کارگران در 1950 بود. از نظر مساحت زیر کشت نیز تغییرات بزرگی رخ داده است. در سال 1919 سطح زیر کشت در سوئد 3.8 میلیون هکتار بود و این رقم در سال 2010 به 2.6 میلیون هکتار کاهش یافت، یعنی در این سال سطح زیر کشت در سوئد دو سوم ابتدای قرن گذشته بوده است. در پایان قرن پیش کشاورزی شاهد افزایش بارآوری به میزان 3 برابر بود.. حال اگر برای محاسبه این افزایش تمامی ارقام را به فاکتور های ریاضی تبدیل کنیم چنین خواهد شد: 5 جهت کاهش نیروی کار، 3جهت بارآوری زمین و 1.5 جهت کاهش اراضی زیر کشت. برای محاسبه کل بار آوری کار می بایست این فاکتور ها را در یکدیگر ضرب کرد زیرا در این جا تاثیر جمعی فاکتور ها چیزی بیش از حاصل جمع آن ها است. رقم حاصلضرب معادل 22.5 خواهد شد یعنی به طور تقریبی بارآوری کار در کشاورزی حدود 22 برابر ابتدای قرن گذشته بوده است. در این محاسبه عواملی نظیر تقسیم کار در حوزه کشاورزی که تاثیرات بزرگی بخصوص بعد از 1950 داشته است را در نظر نگرفته ایم. تقسیم کار به طور مثال دامداری را از کشت گیاهان جدا کرده و همچنین تولید خوراک دام را به شاخه ای جدا گانه تبدیل نموده است به طوری که کشور بزرگ آرژنتین را به بزرگترین تولید کننده سویا تبدیل نموده است، همه اینها در پرتو کشفیات و اختراعات بزرگ و کوچک و پیشرفت های کم و بیش بزرگ در دانش شیمی، گیاهی و حیوانی سرمایه داری را به این نقطه رسانده است. ارقام داده شده در این جا از (36Yearbook of agricultural statistics 2013 including food statistics, statistics of Sweden) می باشد. ما یک نمونه این رشد را در فیگور 1 که تکامل بارآوری کار در تولید کشت جو در سوئد طی دو قرن بود را دیدیم. این داده های واقعی ما را به این نتیجه می رساند که نگاهی به حوزه کشت سنتی سرمایه داری چیزی جز یک رویداد عادی سرمایه- دارانه بیش نیست جز اینکه این رویداد ها سال ها و حتی قرن هاست رخ میدهد. سرمایه داری در این حوزه نیز مانند سایر موارد کاهش نرخ سود را بوسیله حجم روبه افزایش تولید، بیکار کردن کارگران، افزایش ارزش اضافی حاصل استثمار آنها در واحد زمان کمتر، کاهش دستمزدها و خانه خرابی توده های میلیونی کارگران جبران می کند. سرمایه داری کشاورزی به این نیز بسنده نکرده و از آن جائیکه نظیر سایر حوزه های پیش ریز خود هدف ارضاء نیاز توده ها نیست بلکه تولید سود میباشد، هدف سرمایه تناسب بین تولید و نیاز های انسان ها نیست بلکه همه هدف آن تناسب کار پرداخت نشده (ارزش اضافی) با کل سرمایه یعنی نرخ سود در شرایط معینی است.

علاوه بر این کشت آلی با مشکل تولید کوچک دست به گریبان است و با کوچک شدن اراضی کشاورزی از بار آوری آن به همان نسبت کاسته می شود. کاربرد ماشین های کشاورزی روی چنین زمین هایی، تقسیم کار، احداث تاسیسات آبرسانی، حمل ونقل کالا و غیره بیش از پیش نا ممکن و هزینه آور می گردد، بر مخارج حاشیه ای کشت به همان نسبت کوچک شدن زمین افزوده می- شود، سرمایه گذاری روی زمین کاهش میابد و نهایتاً از بارآوری کار می کاهد. بارآوری پائین کار در حوزه کشت آلی منجر به کاهش سود آن و ضرر های هر ساله صاحبان سرمایه در این حوزه می شود ولی کسیکه ضرر ها را میپردازد آن ها نیستند بلکه این ضررها از چند طریق جبران می شوند. اول دولت های سرمایه داری از طریق سیستم کمک های نقدی و سوبسید ها بخشی از ضرر ها را جبران می کنند. اما این کمک های اقتصادی مورد بحث در واقع قبل از هر چیز از جیب اکثریت عظیم توده های کارگر این کشورها پرداخت می شود. آنها از طریق افزایش مالیات های مستقیم و غیرمستقیم بخش قابل توجهی از کار پرداخت شده خود را به جیب سرمایه داران باز می گردانند. دولت سوئد سالانه مبلغ 500 میلیون کرون کمک نقدی از کیسه کارگران به این حوزه می پردازد و همزمان اعلام می کند که هیچ خطری متوجه سرمایه نیست. ضمناً دستگاه دولتی سرمایه با این کار خود بعنوان حامی محیط زیست، محصولات کشاورزی سالم! و نجات دهنده بشریت مدال دیگری بر افتخارات خود می افزاید.30،29. از طرف دیگر دیوار چین بین این دو حوزه پیش ریز سرمایه وجود ندارد مثلا در مورد دامداری و تولید گوشت و شیر هر دو حوزه تقریبا در سراسر اروپا از شرایط مشابه برخوردارند. در این جا تولید کنندگان سنتی به راحتی خود را به عنوان تولید کننده آلی وارد عرصه رقابت کرده و از امتیازات و کمک های دولتی برخوردار می شوند. دلیل این امر بسیار ساده است بخشی از این تولید کنندگان گوشت وشیر، غذای حیواناتشان را در مزارع خود و از کشت شبدر و بقولات که احتیاجی به آفت کش ها هم ندارند تأمین می نمایند. اینان از علف هرز مزارعشان نیز به عنوان خوراک حیوانی استفاده می کنند، با کشت این گیاهان ازت زمین را هم جبران می کنند و احتیاجی به کود پیدا نمی کنند زیرا چرای پستانداران خود کود طبیعی زمین را با خود می آورد. این عده سرمایه- داران با زدن بر چسب محصول آلی بر تولیدات خود بخشی از هزینه های سرمایه گذاری را از محل کمک های دولتی و سوبسیدها دریافت می دارند و از این طریق به سرمایه گذاری های هر چه کلان تر دست می یازند. ابعاد کار شرکت هایی که در این بخش تولید می کنند به بزرگی شرکت های دامی سنتی است و این تنها بخش از تولید آلی است که رشد می کند و سود آن نیز قابل توجه است. اما با وجود این کانال رفت و آمد دو حوزه کشت در یکدیگر، سهم بازار این بخش محصولات آلی بیشتر از 20% نشده است 36،37. همین امر در مورد تولید گوشت خوک و پرندگان که نوع غذای دیگری می طلبند (غلات مهمترین غذای این حیوانات است) صادق نیست و رشدی نیز در این بخش تولید دامی آلی دیده نمی شود. نوع دیگر انتقال، بعکس این است. فارمدار کشت آلی که در مزارعش علف هرز به مرور زمان بیداد می کند به کشت سنتی رو می آورد تا با کمک آفت کش ها از شر علف هرز راحت شود. به این ترتیب فارمدار کشت آلی در اروپا چند سالی با تولید بالا بدون امتیازات کمک های دولتی سر می کند و شاید سپس به کشت آلی و کمک های بی دریغ دولتی بازگردد 38. نوع دیگر برگشت فارمدار آلی به دامن کشت سنتی خرید بذر کشت سنتی است. قوانین اروپا استفاده از بذر کشت سنتی را در مزارع آلی ممنوع می کند و چون بذر کشت آلی براساس ویژگی خاصی انتخاب می- شود (این بذر بایستی بتواند حتی بعد از کاشت و برداشت تا حدودی در مقابل آفات مقاوم باشد) به همین دلیل فارمدار کشت آلی که برای تهیه بذر آلی با دشواری های فراوانی از جمله گرانی و کمیابی این نوع بذر یا احتمال فاسد بودن آن به دلیل ماندنش در انبارها مواجه است، راه مطلوب خود را انتخاب می کند. او سیستم را دور زده و از بذر کشت سنتی در کشتزار خود استفاده می- کند!

جبران کننده دیگر کمبودهای سود حوزه کشت آلی قیمت بالای این محصولات است که مصرف کنندگان می بایست بپردازند و این امر نیز بعنوان عاملی منفی در کسب سهم در بازار فروش محصولات کشاورزی همچون شمشیر دامو کلس بالای سر سرمایه- داران این حوزه آویزان است و بنظر نمی رسد در آینده نزدیکی مخاطرات آن کاهش یابد. بسیار مایل بودم آماری از کارگران شاغل در حوزه تولید کشت آلی به همان صورت که در کشت سنتی وجود دارد، به دست آرم تا بتوان این دو حوزه را بطور واقعی با هم مقایسه کرد، اما متاسفانه ارقامی که هست بسیار مغشوش و گمراه کننده می باشد و علاوه بر این دولت ها، شهرداری هاو انستیتوهای تحقیقاتی لشکر عظیمی از نیروی کار کاملاً رایگان جوانان دبیرستانی و دانشگاهی در اختیار سرمایه داران قرار می- دهند تا صاحبان سرمایه با استثمار دلخواه این نیروی عظیم در اموری مانند هموار کردن زمین، وجین علف هرز و جمع آوری سنگ یا تحقیقات پر خرج، حجم سود و سرمایه خویش را هر چه بیشتر افزایش دهند.

پیوست 1

فلودیوکسونیل: (FLUDIOXONIL ) این سم موجب سرطان کبد و لنف در موش ها شده است. سمی ژنتیکی genotoxis است که باعث سرطان کبد، کلیه و طحال می گردد. بسیار پا بر جا در خاک می ماند و به تاثیرات مخرب خود ادامه می دهد. برای ماهی ها، آبزی ها و گیاهان آبی مهلک است.

ایپرودیون: (Iprodione ) روش عمل این زیست کش از طریق متوقف کردن شکل گیری DNA و RNA همچنین انزیم NADH cytocrom c است. برای حشرات، آبزی ها خطرناک است. در آزمایش بر روی موش و خرگوش اثرات مخرب توقف های بیوشیمیایی داشته است.

ایمازالیل: (imazalil ) تاثیرات مخرب هورمونی، بارداری و جنینی دارد. موجب سرطان گواتر و اختلالات جدی بر هورمون های مردانه می شود. بسیار آهسته در طبیعت منحل می گردد، لذا در طبیعت و بدن انباشت شده و تاثیرات طولانی بر جای می گذارد. کارگران کشاورزی و خانواده آنها در تماس مستقیم با آن قرار دارند. برای موجودات آبزی سمی و باعث نازایی آنها می شود. در طبیعت انباشت شده و تخریب طولانی به بار می آورد.

Chlorpyrifos: Acetyl choline را بلوکه می کند و موجب مرگ می شود. از دهان و نیز چشم وارد بدن شده و آثار سمی آن در انسان مانند حیوانات است. موجب استفراغ، گرفتگی عضلات صورت وچشم، بیهوشی، فراموشی، تشنجات شدید و مرگ در اثر خفگی می گردد.

کلورمیکوال: Chlormequat. نتیجه آزمایش این زیست کش بر روی خوک در دانمارک در پایان 1980 در انستیتو تحقیقات کشاورزی این کشور کاهش زاد وولد را در خوک های ماده نشان داده است. آزمایش بر روی موش به همین نتیجه منجر شد. در تنه درخت ذخیره میش ود و بنابر این حتی اگر سمپاشی متوقف گردد به میوه سرایت می کند. Environmental Protection Agency, EPA ارگان دولتی سرمایه هیچ خطری از جانب این زیست کش برای انسان نمی بیند! اما این ماده را فقط برای پرندگان، آبزی ها، خزندگان، ماهی ها وپستانداران مضر می داند به همین دلیل به توصیه هایی در مورد تکنیک استفاده از این زیست کش اکتفا می نماید!!

Linuron، Chlorpropham

و Trifluralin از علف هرزکش ها(Herbicides). شامل 475 ماده ثبت شده است. بسیاری از این مواد از طریق متوقف کردن هورمون های رشد علف هرز از رشد آنها جلوگیری می کنند لذا پراکندگی این مواد در طبیعت همین تاثیر مخرب را بر روی گیاهان، ابزی ها و انسان دارند. این زیست کش ها شامل گروه های مختلف از نظر بیو شیمی می باشند و لذا طرز عمل مشابه دارند. برخی از آنها بسیار انتخابی (Selective) در مقابل علف هرز عمل می کنند ولی این مانع آن نیست که باکتر های مفید طبیعت و بدن را از بین نبرند. با پاشیدن بر سطح کشتزارها از طریق ریشه یا محصول و یا برگ عمل می کنند وارد سیستم بیولژیک گیاه می شوند.

Chlorthalonil، 2-Phenylphenol از قارچ کش ها (Fungicides). شامل 83 ماده ثبت شده است. این زیست کش ها به دو طریق بر گیاهان عمل می کنند. اول از طریق پاشیدن روی گیاه و میوه به صورت لایه نازکی از این مواد و دوم به وسیله آب و کود شیمیایی که به خورد گیاه داده می شوند. برروی میوه جات بعد از برداشت پاشیده میشود تا از فساد آن هاجلوگیری شود.

Piperonyl butoxide نقش این ماده شیمیایی تقویت سموم طبیعی گیاهی است سم طبیعی Pyretrum که در برخی گیاهان وجوددارد بوسیله پاشیدن این سم تقویت میشود.

Dicofol از هیر یا عنکبوت کش (Miticides) است. ماده ای از نظر شیمیایی بسیار شبیه DDT و کلور دار میباشد. برای موجودات آبزی بسیار کشنده است. عوارض مسمومیت در انسان عبارت از سردرد، سرگیجه، استفراغ، عدم تعادل، گیجی روانی، حالت سرع، کوماو دپرس تنفسی است.

Phosmet، Carbaryl، Dithiocarbamate از حشره کش ها (Insecticides). شامل 129 ماده ثبت شده است. نسل قبلی این زیست کش ها شامل دو گروه است Organophosphate insecticide (58 زیست کش) و Carbamate insecticides (19 زیست کش) هر دو این گروه از طریق هورمون acetylcholinesteras روی سلسله اعصاب اثر می گذارند. چون به صورت پودر و اسپری منتشر می شوند به راحتی وارد پوست و شش کارگران زراعی شده و سبب سردرد، گیجی، ترشح زیاد بزاق، تهوع، استفراغ و در ادامه کاربرد منجر به عرق زیاد، درد پهلو، عدم تعادل، نفس تنگی و تغییرات ضربان قلب می شود.

Procymidone، از دسته قارچ کش ها (Fungicides). میوه ها قبل و بعد از برداشت به این ماده آغشته میشوند. ماده ای سمی است. تغییراتی در سیستم هورمونی بوجود می آورد و در موش های نر باعث تغییر جنسیت گردیده است.

(PH3) Hydrogenphosphide، قرص برنج که در ایران به این نام شناخته شده است گازی است بسیار سمی که برای ضد عفونی غلات، آرد در سیلوها و بسته بندی برخی میوه جات استفاده میشود (درایران علاوه براین محصولات جهت بسته بندی و نگهداری خرما نیز استفاده میشود24 ). عوارض مسمومیت این گاز که اکثرا کارگران در حین کار با آن مواجح میشوند: حال بهم خوردن، استفراغ، درد، سرفه، سرگیجه، گرفتگی عضلات، کوما، حالت شوک که نشانه های مسمومیت توام با مرگ دارد 23 .

Oxadixyl، از قارچ کش ها (Fungicides). بر روی سبزی جات پاشیده میشود. مردم اروپا حادثه انفجار کارخانه تولید این ماده و بسیاری دیگر مواد سمی آفت کش را در 1986 از یاد نمیبرند. در زمان انفجار مخازن این کارخانه حاوی بیش از 900 تن از این گونه مواد بود که در عرض 4 دقیقه بزرگترین انبار های آن به آتش کشیده شد حاصل این انفجار پراکندگی وسیع این مواد و مسمومیت وسیع آبزی ها، حیوانات و انسان ها شد 25.

Reference

  1. Jordbruksstatistisk Årsbok (2011) Jordbruksstatisttik med data om livsmedel. Statistiska centralbyrån, SCB, Örebro, Sverige. http://www.scb.se/pages/PublishingCalenderViewInfo 259923.aspx?PublObjld=15861
  2. Jansson s, L. (1988) Hektarskördarnas utveckling inom svenskt jordbruk. Kungliga Skogs och Lantbruksakademiens Tidskrift, Supplement 20,77-92.
  3. Benbrook, c. zhao, x, yanez, j., davies, n. & andrews, p. (2008) new evidence confirms the nutritional superioty of plant-based organic foods
  4. Bourne, d. & prescott, j. (2002) a comparision of the nutritional value, sensory qualities, and food safety of organically procedure foods.
  5. Dangour, a.d., dodhia, s.k., hayter, a., allen, e., lock, k. & uauy, r. (2009) nutritional quality of organic foods
  6. Mengel k. and kirkby e. a. (2001) principles of plant nutrition.
  7. Smith-spangler, c., brandeau, m.l., hunter, g. e., bavinger j.c., pearson, m., eschbach, p.j., sundaram, v., liu, h., schirmer p., stave, c., olkin, i. & bravata, d. m., (2012) are organic foods safer or healthier than conventional alternatives?
  8. Davis, D., Epp, M.D., and H.D. Riordan. 2004. Changes in USA food comparisio Data for 43 garden crops, 1950 to 1999, journal of american college of Nutrition, vol 23
  9. LØes, A.K. & Øgaard, A.f. (2001) long-term changes in extrctable soil phosphorus in organic dairy farming system.
  10. Kirchmann, H., Börjesson, G., Schön, M., Hammer, k. & Kätterer, T. (2013) Properties and classification of soil of the swedish long-term fertility experiments: VII. Changes in topsoil and upper subsoil at Örja and Fors after 50 years of nitrogen fertilization and manure application.
  11. Berry, p., Stockdale, e., Sylvester-Bradley, r., philipps, l., smith, k., lord, e., watson, c. & fortune, s. (2003) N, P and K budgets for crop rotations on nine organic farms in UK.
  12. Gosling p. & shepherd m. (2005) long-term changes in soil fertility in organic arable farming system in England, with particular reference to phosphorus and potassium.
  13. To what extent does organic farming rely on nutrient inflows from conventional farming? Benjamin Nowak, Thomas Nesme, Christophe David and Sylvain Pellerin
  14. Kirchmann, h., kätterer, t. (2008) nutrient supply in organic agriculture-plant-availibility, sources an recyling.
  15. Dahlin, s. & steinberg, l. (2010) cutting regime affects the amount and allocation of symbiotically fixed N in green manure leys.
  16. kirchmann, h., kätterer, t. (2008) nutrient supply in organic agriculture-plant-availibility, sources and recyling.
  17. kirchmann, h., kätterer, t., bergström, l., mattsson, l. &gesslein, s. (2007) comparision of long-term organic and conventional crop-livestock system in previously nutrien soil i sweden.
  18. Jordbruksverket (2005) växtskyddsmedel i ekologisk odling.
  19. F D’Mello, C Duffus, J Duffus, Toxic Substances in Crop Plants. Thomas Graham House, Science Park, Camebridge 1991.

M Rechcigl, CRC Handbook of Naturally Occuring Food Toxicants. CRC Press Inc, Boca Raton, Florida 1983.

Toxicants Occuring Naturally in Foods. National Academy of Sciences, Whashington DC 1973.

I Leiner, Toxic Constituents of Plant Foodstuffs. Academic Press 1980.

  1. Ames, B.N., Profet, M. & Gold, L.S. (1990) Dietary pesticides (99.99% all natural).
  2. minimizing Pesticide dietry Exposure through the consumption of organic food Report by Charles M. Benbrook, PhD, Consultant to The Organic Center May 2004
  1. Pesticide Residues in the Organically produced Food by Ewa Rembialkowska and Maciej Badowski Poland.

23. Epidemiology of hydrogen phosphide exposures in humans reported to the poison center in Mainz, Germany, 1983-2003.

Lauterbach M1, Solak E, Kaes J, Wiechelt J, Von Mach MA, Weilemann LS.

24 . وزارت بازرگانی، سازمان توسعه تجارت ایران، معاونت بررسی بازار و بازار یابی

دفتر توسعه طراحی و ترویج امور بسته بندی

بسته بندی صادراتی خرما

مدیر پروژه دکتر عزیز گسیلی تهران بهمن 1385

  1. The Rhine polluted by pesticides November 1st, 1986 Schweizerhalle Switzerland, French Ministry of the Environment – DPPR / SEI / BARPI
  1. Curl, C.L., Fenke, R.A. & Elgethun, K. (2000). Organophosphorus Pesticide Exposure of Urban and Suburban Preschool Children with Organic and Conventional Diets. Environ Health Perspect 111, 377-382.
  2. Cocktail effect makes chemicals more toxic, Fredrik Hedlund. First published in Medicinsk Vetenskap 2/2013. Chemical cocktail affects humans and the environment.
  3. State of the art report on mixture toxicity executive summary 22 december 2009
  4. >

  1. 29. Slututvärdering av Miljö- och landsbygdsprogrammet 2000-2006

– vad fick vi för pengarna?Utvärdering+miljö+och+landsbygd+2000-2006

  1. Den ekologiska drömmen H.Kirchmann, L. Bergström, T. Kätterer, R. Andersson
  2. Nutrient Use Efficiencies and Leaching of organic and conventional cropping system in sweden. Torstensson, G., Aronsson, H., Bergström, L. (2006)
  3. Leaching and crop uptake of N, P, and K in a clay soil with organic and conventional cropping system on a dry soil. Aronsson, H., Torstensson, G. & Bergström, L. (2007)
  4. Use Efficiency and Leaching of Nutrients in Organic and conventional cropping system in Sweden. Lars Bergström, Holger Kirchmann, Helena Aronsson, Gunnar Torstensson, and Lennart Mattsson.
  5. IPCC (2007) Working group 1 Contribution to the IPCC Fourth Assessment Report, «The physical Science Basis» httpswww.ipcc-wg1.unibe.chpublicationswg1-ar4ar4-wg1-chapter2.pdf
  6. Jordbruksverket (2012) Ett klimatvänligt jordbruk 2050. httpwww2.jordbruksverket.sewebdavfilesSJVtrycksakerPdf_rapporterra12_35.pdf
  7. Yearbook of agricultural statistics 2013, including food statistics, Official Statistics of Sweden, Statistics Sweden. jordbruk statistik 2013.pdf
  1. Organic animal production 2013, Sveriges officiella statistik.
  1. Ogräsbekämpning i ekologiskt lantbruk- möjlighet och begränsningar. Sveriges lantbrukuniversitet.

حسن عباسی

ژانویه 2015