سياسی

گردش به چپ یونان؛ پاسخی به سیاستهای ریاضت اقتصادی

در انتخابات ریاست جمهوری یونان، حزب چپگرای سیریزا با اکثریت ۳۶ درصدی آرا به پیروزی رسید. این حزب در مخالفت با برنامه‌های ریاضت اقتصادی توصیه شده توسط اتحادیه اروپا و صندوق بین اللمللی پول توانست بر رقیب راستگرای خود یعنی حزب «دموکراسی نوین» به پیروزی برسد و از مهم‌ترین برنامه‌هایش مقابله با سیاست مذکور است.

تأمین ۲۴/ «ژوزف استیگلیتز» اقتصاددان سر‌شناس و یکی از برندگان جایزه نوبل اقتصاد در گفتگو با CNBC در مورد وضعیت اقتصادی یونان جمله ای را گفت که می‌توان آن را شاه بیت دلیل حمایت مردمی برای روی کار آمدن حزب چپگرای سیریزا در یونان دانست.
استیگلیتز گفت اتحادیه اروپا دارویی را برای اقتصاد یونان تجویز کرد که در اساس سمّی کشنده بود و اقتصاد یونان را از پا درآورد!.
به گزارش «تأمین ۲۴» (tamin24.ir)، همه اتفاقاتی که منجر به فروپاشیدگی اقتصاد یونان شد ناشی از بحران اقتصادی بزرگ سال ۲۰۰۸ بود. این بحران در اتحادیه اروپا به سرعت به بحران تمام عیار کسری بودجه دولت‌ها و امتناع بازارهای مالی از تامین این کسری بودجه تبدیل شد.
در ایرلند و بعد‌تر اسپانیا که در نتیجه ترکیدن حباب مسکن، دولت‌ها ناچار به نجات بانک‌ها شده بودند، بدهی بانک‌ها به طور مستقیم به بدهی ملی تبدیل شد.
در یونان و پرتغال که در آن‌ها حباب مسکن مشابه ایرلند و اسپانیا شکل نگرفته بود، بحران در نتیجه کسری بودجه مستمر و حجم بالای بدهی دولتی بوجود آمد. کسری بودجه بالا و هراس سرمایه‌گذاران برای تامین این کسری پس از بحران ۲۰۰۸، این دو کشور را در شرف ورشکستگی قرار داد.
به سبب ناتوانی در استقراض خارجی، یونان در دو نوبت بسته‌های کمک مالی از مثلث اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول (که به ترویکا Troika معروف‌اند) دریافت کرد.
اما مشابه به وضعیت کشورهای دیگر که در قبال دریافت چنین وامهایی، تعهداتی را به صندوق بین المللی پول می‌دهند، یونان نیز مشروط به اعمال ریاضت اقتصادی سفت و سخت بر اقتصاد ملی‌اش شد. ریاضت اقتصادی‌ای که نتایج فاجعه‌باری برای اقتصاد و جامعه یونان داشته است.
در نتیجه این ریاضت اقتصادی در طی سال‌های اخیر تولید ناخالص داخلی یونان بیش از ۲۵ درصد کاهش پیدا کرده و بدهی ملی یونان از حدود ۱۰۰ درصد به بیش از ۱۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش یافته است.
نرخ بیکاری از ۸ درصد پیش از بحران اقتصادی به بیش از ۲۵ درصد افزایش یافته در حالی که همین نرخ در میان جوانان یونانی به بیش از ۶۰ درصد رسیده است.
نزدیک به ۲۵ درصد از مغازه‌های آتن ورشکست شده‌اند و ۱۰ درصد جمعیت برای ادامه حیات خود به غذای دریافتی از سازمان‌های خیریه وابسته است و از سوی دیگر، درصد جمعیت زیر خط فقر با ۵۰ درصد افزایش به بیش از ۳۰ درصد جمعیت کشور رسیده و نرخ خودکشی بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته است.
یک سال پس از شروع بحران اقتصادی، سیریزا برنامه‌های خود برای دگرگونی بنیادین جامعه و اقتصاد یونان را در قالب یک جزوه مفصل ۴۰۰ صفحه‌ای منتشر کرد.
جزوه‌ای که تقریبا شامل تمام ابعاد جامعه یونان و سیاست‌های دولتی می‌شد. بعد‌تر و با توجه به درخشش سیریزا در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۲ ٬ آلکسیس تیپراس٬ دبیرکل حزب٬ اولویت‌های برنامه سیریزا را شرح داد.
برنامه ۴۰ ماده‌ای حزب سیریزا
به گزارش «تأمین ۲۴» (tamin24.ir)، برنامه ۴۰ ماده‌ای حزب سیریزا که مهم‌ترین برنامه‌های این حزب اعلام شده است به شرح زیر است:
۱- ممیزی و رسیدگی به وضعیت بدهی عمومی و مذاکره مجدد پیرامون موعد پرداخت بهره و تعلیق پرداخت‌ها تا احیای مجدد اقتصاد و بازگشت رشد و اشتغال.
۲- تقاضا از اتحادیه اروپا جهت تغییر نقش بانک مرکزی اروپا به گونه‌ای که دولت‌ها و برنامه‌ها ی سرمایه گذاری در بخش عمومی را تامین مالی کند.
۳- افزایش مالیات بر درآمد تا ۷۵ درصد برای تمام درآمد‌های بیش از ۵۰۰۰۰۰ یورو.
۴- تغییر قوانین انتخاباتی به یک نظام تناسبی، سهمیه‌ای.
۵- افزایش مالیات کمپانی‌های بزرگ تا سطح میانگین در اروپا.
۶- اعمال مالیات بر معاملات و نقل و انتقالات مالی و اعمال مالیات ویژه بر کالاهای لوکس.
۷- ممنوع کردن کلیه مشتقات مالی سفته بازانه و قماری.
۸- الغای امتیازات مالی کلیسا و صنعت کشتی سازی.
۹- مبارزه با اقدامات محرمانه بانک‌ها و فرار سرمایه به خارج.
۱۰- کاهش شدید هزینه‌های نظامی.
۱۱- افزایش میزان حداقل دستمزد به سطح قبل از کاهش هزینه‌ها و اقدامات ریاضتی، ۷۵۰ یورو در ماه.
۱۲- استفاده از ساختمان‌های دولت، بانک‌ها و کلیسا جهت اسکان بی‌خانمان‌ها.
۱۳- افتتاح ناهارخوری‌ها در مدارس دولتی و ارائه صبحانه و ناهار رایگان به کودکان.
۱۴- ارائه امکانات و خدمات بهداشتی رایگان به بیکاران، بی‌خانمان‌ها وافراد کم درآمد.
۱۵- کمک مالی تا ۳۰ درصد پرداخت‌های رهنی به خانواده‌های فقیری که توانایی پرداخت ندارند.
۱۶- افزایش سوبسید‌ها برای بیکاران. افزایش حمایت‌های اجتماعی برای خانواده‌های تک سرپرست، سالمندان، معلولین و خانواده‌های بدون درآمد.
۱۷- کاهش مالیات بر کالاهای اساسی.
۱۸- ملی کردن بانک‌ها.
۱۹- ملی کردن کمپانی‌های (تاسیساتی، خدماتی) غیر دولتی در بخش‌های استراتژیک برای رشد کشور (راه آهن‌ها، فرودگاه‌ها، پست و آب).
۲۰- اولویت دادن به انرژی‌های تجدید پذیر و محافظت از محیط زیست.
۲۱- دستمزد برابر برای زنان و مردان.
۲۲- محدود کردن استخدام مشروط و حمایت از قرارداد‌های دائم.
۲۳- گسترش حمایت از کار و دستمزد کارگران نیمه وقت.
۲۴- اعاده قراردادهای کار جمعی.
۲۵- افزایش بازرسی کار و الزامات برای کمپانی‌هایی که در مناقصه‌های قراردادهای دولتی شرکت می‌کنند.
۲۶- اصلاحات قانونی جهت تضمین جدایی دولت از کلیسا و حمایت از حق آموزش، مراقبت‌های بهداشتی و دفاع از محیط زیست.
۲۷- برگزاری رفراندوم پیرامون معاهدات و توافقات با اروپا.
۲۸- الغای امتیازات اعضای پارلمان. لغو مصونیت قضایی وزرا و دادن مجوز به دادگاه‌ها جهت اقامه دعوی علیه اعضای دولت.
۲۹- غیر نظامی کردن گارد ساحلی و نیروهای ویژه ضد شورش. منع پلیس از استفاده از ماسک و سلاح گرم در تظاهرات‌ها. تغییر دوره‌های آموزشی برای پلیس به گونه‌ای که موضوعات اجتماعی نظیر مهاجرت، مواد مخدر و عوامل اجتماعی برجسته گردد.
۳۰- تضمین رعایت حقوق بشر در مراکز نگهداری مهاجران.
۳۱- تسهیل فرآیند بهم پیوستن خانواده‌های مهاجر.
۳۲- مجازات زدایی از مصرف مواد مخدر به نفع مبارزه با قاچاق مواد مخدر و افزایش تامین مالی و سرمایه گذاری روی مراکز ترک اعتیاد.
۳۳- تعیین و تنظیم حق اعتراض و مخالفت از روی وجدان در قانون.
۳۴- افزایش سرمایه گذاری در زمینه بهداشت عمومی تا سطح میانگین اروپا. (میانگین اروپا ۶درصد GDPاست و در یونان۳ درصد).
۳۵- حذف پرداخت از سوی شهروندان برای دریافت خدمات بهداشتی ملی.
۳۶- ملی کردن بیمارستان‌های خصوصی. حذف مشارکت خصوصی در نظام بهداشت ملی.
۳۷- بیرون کشیدن نیرو‌های نظامی یونان از افغانستان و بالکان. هیچ سرباز یونانی نباید خارج از مرزهای ما (یونان) حضور داشته باشد.
۳۸- حذف و الغای همکاری نظامی با اسرائیل. حمایت از تشکیل دولت فلسطینی درون مرزهای سال ۱۹۶۷.
۳۹- مذاکره پیرامون یک توافق متعادل و پایدار با ترکیه.
۴۰- بستن تمام پایگاه‌های نظامی خارجی در یونان و خروج از ناتو.
واضح است که اجرای چنین برنامه‌های رادیکالی با مقاومت شدید گروه‌های بانفوذ داخلی و نهادهای بین‌المللی مواجه خواهد شد؛ و اینکه چه مقدار از این برنامه‌ها عملی شوند به تغییر عمیق قدرت در داخل یونان و مهم‌تر از آن٬ در دل اتحادیه اروپا بستگی خواهد داشت.
به تعبیری می‌توان گفت که همانند وضعیت روسیه در اوایل قرن بیستم٬ امروز یونان ضعیف‌ترین حلقه زنجیره قدرت در اروپا است. اگر بنیانگذاران انقلاب روسیه موفقیت انقلاب را منوط به قبضه قدرت از سوی احزاب همسو با خود در باقی کشورهای اروپایی از جمله آلمان می‌دانستند، سیریزا نیز به خوبی از اهمیت تغییر بالانس قدرت در اروپا برای موفقیت خود آگاه است.
پیش بینی می‌شود با پیروزی سیریزا در انتخابات یونان، ظهور احزاب همسوی سیاسی در اروپا و پیروزی حزب چپ رادیکال پودموس در انتخابات امسال اسپانیا برای موفقیت برنامه‌های سیریزا اهمیتی حیاتی خواهد یافت.

خسرو صادقی بروجنی