نظری

نگاهی به ترجمه های فارسی مانیفست حزب کمونیست

vb645dgf

پارسا نیک جو

 

«مانیفست حزب کمونیست« اثر مشترک مارکس و انگلس، بی شک یکی از درخشان ترین آثار کلاسیک کمونیسم مارکسی است. مانیفست̊ یکی از نخستین رهآوردهای خلاق پیوند دیالک تیکی پراتیک نظری و عملی جنبش ضد سرمایه داری طبقه ی کارگر است. هر چند مانیفست خود از دل گرایش کمونیستی طبقه ی کارگر سر برآورد، اما نباید از یاد بُرد که همین گرایش به میانجی مانیفست̊ توانست به خودآگاهی طبقاتی، برنامه ی پرولتری و صف مستقل طبقاتی دست یابد.

اکنون نیز پس از گذشت 166 سال از نگارش مانیفست، به جرات می توان گفت، اصول عام این نقد پرولتری̊ و رهنمود های عام آن̊ برای تدارک شرایط رهایی از نظم و نظام سرمایه، هم چنان یکی از ژرف ترین نقدها و یکی از کار آمد ترین رهنمود ها است. از این رو خواندن̊ و چند بار خواندن مانیفست̊ و مهم تر از آن بازخوانی انتقادی آن، یکی از مبرم ترین تکالیف پراتیک نظری هر انسان و نیرویی است که دل در گرو آزادی و برابری دارد، و می کوشد در به صدا در آوردن «ساعت میلاد عصر پرولتاریایی» سهمی داشته باشد.

خوشبختانه به تازه گی رفیق شهاب برهان، که خود از مبارزان و متفکران کمونیست است، با کوشش و دقتی ستودنی، ترجمه ی جدیدی از مانیفست را چاپ و منتشر کرده است. ایشان بر پایه ی ویرایش نهایی متن آلمانی مانیفست و بهره گرفتن از ترجمه ی انگلیسی ساموئل مور و ترجمه ی فرانسوی لورا لافارگ، و هم چنین بازخوانی انتقادی ترجمه های فارسی مانیفست که پیش از این چاپ و منتشر شده اند[ اداره ی نشریات زبان های خارجی، مسکو 1951. اداره ی نشریات زبان های خارجی، پکن 1987. محمد پورهُرمزان، انتشارات حزب توده 1354. برهان رضایی، انتشارات فانوس، 1355؛ و فرزاد جاسمی 1998] کوشیده است تا حد امکان و توانِ خود̊ ترجمه ای دقیق از مانیفست ارائه دهد.

شهاب برهان، درباره ی ضرورت ترجمه ای جدید از مانیفست با وجود ترجمه های دیگر به دلائل زیر اشاره می کند:

تفاوت ها و گاه اختلاف های مفهومی میان این ترجمه های فارسی و عدم انطباق برخی از آن ها با مفهوم متن آلمانی

تفاوت مضمونی میان ترجمه ی انگلیسی و اصل آلمانی

غیبت جملاتی [ چند] در بعضی ترجمه ها

آسان خوانی و روان خوانی

البته ایشان به طور مصداقی نیز به دفاع از هر یک از دلایل خویش پرداخته است.

من به عنوان یکی از خواننده گان متن فارسی مانیفست، با خواندن چند باره ی ترجمه ی شهاب برهان و مقایسه ی آن با ترجمه های محمد پور هُرمزان، برهان رضایی و حسن مرتضوی و محمود عبادیان، حس کردم تا به حال با خواندن این ترجمه ها چه بدفهمی ها که تولید و باز تولید نشده است. از این رو من به سهم خود از رفیق شهاب برهان بسیار سپاس گزارم که برای نخستین بار این امکان را برای خواننده گان فارسی زبان فراهم کرده است که متنی نزدیک به متن مارکس را بخوانند. در ادامه می کوشم فقط به شش مورد از تفاوت های ظریف و معنا دار متن ترجمه ی شهاب برهان و دیگر ترجمه ها اشاره کنم. این موارد افزون بر مواردی است که خود شهاب برهان یاد آور شده اند.

مُرادم از ترجمه ی م در ادامه، اشاره به ترجمه ی حسن مرتضوی و محمود عبادیان؛ ترجمه ی پ، اشاره به پور هرمزان؛ ترجمه ی ر، رضا برهانی؛ ترجمه ی ش، شهاب برهان است. خوشبختانه نسخه ی الکترونیکی تمامی این ترجمه ها هم اکنون در دسترس همه گان قرار دارد.

یک

ترجمه ی م: در دوران پیشین تاریخ، تقریبا در همه جا با نظم پیچیده ای از جامعه روبرو هستیم که به رده های متفاوت و درجه بندی های گوناگون از مرتبه ی اجتماعی تقسیم شده است. ص 276

ترجمه ی پ: در ادوار پیشین تاریخ، ما تقریبا همه جا با تجزیه ی کامل جامعه به زمره های گوناگون با نردبانی از مراتب اجتماعی گوناگون، رو به رو می شویم. ص 31

ترجمه ی ر: در اعصار اولیه تاریخ، تقریبا در همه جا، به تقسیم بندی پیچیده ی اجتماع به صنوف مختلف، و درجه بندی چندین لایه ای از مقامات اجتماعی بر می خوریم. ص 26

ترجمه ی ش: در دوران های پیشین تاریخ، تقریبا در همه جا به یک تقسیم بندی ی کامل جامعه به مقامات مختلف، به درجه بندی گوناگونی از موقعیت های اجتماعی بر می خوریم. ص 6

خواننده ی فارسی زبان نمی فهمد که با نظم پیچیده ای از جامعه روبرو است، یا تجزیه ی کامل جامعه، یا تقسیم بندی ی کامل جامعه؟ به رده های متفاوت یا زمره های گوناگون، یا صنوف مختلف، یا مقامات مختلف؟ از مرتبه ی اجتماعی، یا مقامات اجتماعی، یا موقعیت های اجتماعی؟

دو

ترجمه ی م: از سرف های قرون وسطا، شهروندان آزاد [ بورگرها] نخستین شهر های منشور دار پدید آمدند. ص 277

ترجمه ی پ: از سرف های قرون وسطی شارمندان نخستین شهر ها پدید آمدند. ص 31

ترجمه ی ر: از میان رعایای قرون وسطی، شهرنشینان آزاد شده ی نخستین شهر برخاستند. ص 26

ترجمه ی ش: از رعایای قرون وسطا، شهروندان حاشیه نشین نخستین شهر ها پدید آمدند. ص 6

کدامیک دقیق تر است؛ شهروندان آزاد، شهر نشینان آزاد شده، یا حاشیه نشین؟

سه

ترجمه ی م: نظام فئودالی صنعت که در آن تولید صنعتی در انحصار صنف های بسته بود، اکنون دیگر پاسخ گوی نیازهای رشد یابنده ی بازارهای جدید نبود. ص 277

ترجمه ی پ: سازمان پیشین فئودالی یا اصناف صناعت دیگر نمی توانست به تقاضاهایی که همراه با گشایش بازارهای تازه افزایش می یافت، پاسخ گوید. ص 31

ترجمه ی ر: دستگاه فئودالی صنعت که در سایه ی آن تولید صنعتی در انحصار صنوف بسته بود، دیگر تقاضاهای روز افزون بازار جدید را بر طرف نمی کرد. ص 27

ترجمه ی ش: صنعت گری پیشین فئودالی یا شیوه ی پیشه وری تولید صنعتی، دیگر پاسخ گوی تقاضای فزاینده ی بازارهای تازه نبود.

چهار

ترجمه ی م: ارزش های شخصی را به ارزش های داد و ستد تبدیل ساخته ص 279

ترجمه ی پ: بورژوازی ارزش شخصی انسان را به ارزشی برای مبادله تبدیل کرد ص 27

ترجمه ی ر: ارزش شخصی را بدل به ارزش مبادله کرده ص 29

ترجمه ی ش: ارزش های شخصی را در ارزش مبادله ذوب کرد. ص 9

پنج

 

ترجمه ی م: آن ها به شرایط بورژوایی تولید حمله نمی کنند، بلکه خود ابزارهای تولید را مورد تهاجم قرار می دهند. ص 286

ترجمه ی ش: آنان نه فقط به مناسبات بورژوایی تولید، بلکه به خود ابزارهای تولید حمله می کنند. ص 17

شش

ترجمه ی م: وانگهی، چنان که پیش تر دیدیم، رشد صنعت، تمامی بخش های طبقات حاکم را به سوی پرولتاریا می راند، و یا دست کم شرایط هستی آن ها را در معرض تهدید قرار می دهد. این ها نیز عناصر تازه ای از روشنگری و پیشرفت را برای پرولتاریا به ارمغان می آورند. ص 288

ترجمه ی ش: همان طور که پیش تر دیدیم، بعدها در نتیجه ی پیشرفت صنایع، بخش هایی از طبقه ی حاکم به طور کامل به صفوف طبقه ی کارگر فرو می ریزند، یا دست کم شرایط زنده گی شان در معرض تهدید قرار می گیرد. اینان، انبوهی از امکانات روشن بینی و پیشرفت را در دسترس پرولتاریا قرار می دهند. ص 20

 

http://payanekar.blogspot.fi/

 

 

 

 

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    با درود
    من با نگاهی به مقایسه ای که شما بین برگردانندگان کتاب مانیفست حزب کمونیست کرده اید در میان آنها برگردان آقای پورهرمزان را بیشتر به متن آلمانی آن نزدیک میبینم.
    شاید علتش هم تسلط بیشتر پورهرمزان بر ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی باشد که من در برگردان های دیگر او از کتابهای مارکسیستی، دریافتم.
    چند نمونه آنرا با متن اصلی بزبان آلمانی در زیر، جهت نظر دهی می آورم.
    in den früheren Epochen der Geschichte finden wir fast überall eine vollständige Gliederung der Gesellschaft in verschiedene Stände, eine mannigfaltige Abstufung der gesellschaftlichen Stellungen.
    برگردان ی پ: در ادوار پیشین تاریخ، ما تقریبا همه جا با تجزیه ی کامل جامعه به زمره های گوناگون با نردبانی از مراتب اجتماعی گوناگون، رو به رو می شویم.
    برگردان ی ش: در دوران های پیشین تاریخ، تقریبا در همه جا به یک تقسیم بندی ی کامل جامعه به مقامات مختلف، به درجه بندی گوناگونی از موقعیت های اجتماعی بر می خوریم. ص
    شهاب برهان از یک مبهم اتفاق افتاده سخن میگوید که مارکس از یک تجزیه کامل سخن میگوید، در صورتیکه پورهرمزان بخوبی ادای مطلب کرده و از تجزیه کامل به زمره های(گروه های) گوناگون آنهم با نردبان اختلاف طبقاتی سخن میگوید
    نامبرده از «موقعیت های اجتماعی» سخن میگوید و پورهرمزان از مراتب اجتماعی گوناگون، آنهم «پـِلٌِه، پله ای» که خیلی شفاف تر اختلاف شرکت در تولید نعم مادی و برداشت از آن را نشان میدهد.

    Aus den Leibeigenen des Mittelalters gingen die Pfahlbürger der ersten Städte hervor;
    ی پ: از سرف های قرون وسطی شارمندان نخستین شهر ها پدید آمدند
    ی ش:از رعایای قرون وسطا، شهروندان حاشیه نشین نخستین شهر ها پدید آمدند
    شهاب برهان به واژه یاب دودن آلمانی(غیر مارکسیستی) نزدیک است ولی پورهرمزان از ضمینه تاریخی مردم رم باستان که مارکس هم بدان اشاره دارد که در ویکیپیدیا در مورد «پلب ها» میتوان بدان رجوع کرد، که خیلی بیشتر منظور مارکس را میرساند.

    Auf einer gewissen Stufe der Entwicklung dieser Produktions- und Verkehrsmittel entsprachen die Verhältnisse, worin die feudale Gesellschaft produzierte und austauschte, die feudale Organisation der Agrikultur und Manufaktur, mit einem Wort die feudalen Eigentumsverhältnisse den schon entwickelten Produktivkräften nicht mehr.
    Die bisherige feudale oder zünftige Betriebsweise der Industrie reichte nicht mehr aus für den mit neuen Märkten anwachsenden Bedarf.
    ی پ:سازمان پیشین فئودالی یا اصناف صناعت دیگر نمی توانست به تقاضاهایی که همراه با گشایش بازارهای تازه افزایش می یافت، پاسخ گوید
    ی ش: صنعت گری پیشین فئودالی یا شیوه ی پیشه وری تولید صنعتی، دیگر پاسخ گوی تقاضای فزاینده ی بازارهای تازه نبود.
    من آنرا در زمان کنونی با در نظر گرفتن جمله ماقبل آن، این چنین خواهم فهمید، که خیلی به ترجمه پورهرمزان نزدیک تر است (اگر برگردان وی بهتر نباشند):
    «فئودالی پیشین(فروپاش) یا عملیات دل خواهِ صنایع، دیگر پاسخ گوی تقاضای فزاینده ی بازارهای نو نبود.»

    صاحبان نظر پس از مقایسه جامعی از هردو برگردان باید در این مورد نظر داده و مانند ویکی پیدیا مقدور باشد که آنرا پس از تصمیم گیری صاحبان نظر، دائمی کرد.
    چنین کاری را بی بی سی (آنهم باید بی بی سی میکرده!!؟؟) در مورد کاپیتال انجام داده است که آقای مرتضوی کلمه کارگاه را در مقابل برگردان ایرچ اسکندری که واژه «مانوفاکتور» را مانند واژه ای که مارکس بکاربرده است، آورده است. را مقایسه کرده بدون اینکه بفهمد اختلافشان چیست!!
    کارگاه نمیتواند مانوفاکتور باشد. داده های مارکس از مانوفاکتور بیان کننده تولید مثلا یک ارابه، که کارگران و استادکاران زیادی از رشته های مختلف صنایع در زیر یک سقف و یا در درداخل یک محیط بزرگ و بسته، کارهای کتانی، آهنکاری، چوبی، دباغی و غلاویز، چرخسازی… را در کنار هم بپایان رسانیده و یک کالای کامل را بسازند، گفته میشود.
    مانوفاکتور میتواند در ابتدا کارگاه باشد ولی سپس…
    سپیده

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    با
    درود
    من
    با نگاهی به مقایسه ای که شما بین
    برگردانندگان کتاب مانیفست حزب کمونیست
    کرده اید در میان آنها برگردان آقای
    پورهرمزان را بیشتر به متن آلمانی آن
    نزدیک میبینم.
    شاید
    علتش هم تسلط بیشتر پورهرمزان بر ماتریالیسم
    دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی باشد که
    من در برگردان های دیگر او از کتابهای
    مارکسیستی، دریافتم.
    چند
    نمونه آنرا با متن اصلی بزبان آلمانی در
    زیر، جهت نظر دهی می آورم.
    in den
    früheren Epochen der Geschichte finden wir fast überall eine
    vollständige Gliederung der Gesellschaft in verschiedene Stände,
    eine mannigfaltige Abstufung der gesellschaftlichen Stellungen.

    برگردان
    ی پ: در
    ادوار پیشین تاریخ، ما تقریبا همه جا با
    تجزیه ی کامل جامعه
    به زمره های
    گوناگون
    با نردبانی از مراتب
    اجتماعی گوناگون
    ، رو به رو می شویم.

    برگردان
    ی ش: در
    دوران های پیشین تاریخ، تقریبا در همه جا
    به یک تقسیم بندی ی کامل جامعه به
    مقامات
    مختلف، به درجه بندی
    گوناگونی از موقعیت های اجتماعی
    بر
    می خوریم. ص

    شهاب
    برهان از یک مبهم اتفاق افتاده سخن میگوید
    که مارکس از یک تجزیه کامل سخن میگوید،
    در صورتیکه پورهرمزان بخوبی ادای مطلب
    کرده و از تجزیه کامل به زمره های(گروه
    های) گوناگون
    آنهم با نردبان اختلاف طبقاتی سخن میگوید

    نامبرده
    از «موقعیت
    های اجتماعی» سخن
    میگوید و پورهرمزان از مراتب اجتماعی
    گوناگون، آنهم «پـِلٌِه،
    پله ای» که
    خیلی شفاف تر اختلاف شرکت در تولید نعم
    مادی و برداشت از آن را نشان میدهد.

    Aus
    den Leibeigenen des Mittelalters
    gingen die Pfahlbürger der ersten Städte hervor;

    ی
    پ: از
    سرف های قرون وسطی شارمندان نخستین
    شهر ها پدید آمدند

    ی
    ش:از
    رعایای قرون وسطا، شهروندان حاشیه
    نشین
    نخستین شهر ها پدید آمدند

    شهاب
    برهان به واژه یاب دودن آلمانی(غیر
    مارکسیستی) نزدیک
    است ولی پورهرمزان از ضمینه تاریخی مردم
    رم باستان که مارکس هم بدان اشاره دارد
    که در ویکیپیدیا در مورد «پلب
    ها» میتوان
    بدان رجوع کرد، که خیلی بیشتر منظور
    مارکس را میرساند.

    Auf
    einer gewissen Stufe der Entwicklung dieser Produktions- und
    Verkehrsmittel entsprachen die Verhältnisse, worin die feudale
    Gesellschaft produzierte und austauschte, die feudale Organisation
    der Agrikultur und Manufaktur, mit einem Wort die feudalen
    Eigentumsverhältnisse den schon entwickelten Produktivkräften
    nicht mehr.
    Die
    bisherige feudale oder zünftige Betriebsweise der Industrie reichte
    nicht mehr aus für den mit neuen Märkten anwachsenden Bedarf.

    ی
    پ
    :سازمان
    پیشین فئودالی
    یا اصناف صناعت
    دیگر
    نمی توانست به تقاضاهایی که
    همراه با گشایش بازارهای تازه افزایش می
    یافت، پاسخ گوید
    ی
    ش
    : صنعت
    گری پیشین فئودالی
    یا شیوه ی
    پیشه وری تولید صنعتی
    ، دیگر پاسخ
    گوی تقاضای فزاینده ی بازارهای تازه نبود.
    من
    آنرا در زمان کنونی با در نظر گرفتن جمله
    ماقبل آن، این چنین خواهم فهمید، که خیلی
    به ترجمه پورهرمزان نزدیک تر است (اگر
    برگردان وی بهتر نباشند
    ):

    «فئودالی
    پیشین(فروپاش)
    یا
    عملیات دل خواهِ صنایع، دیگر پاسخ گوی
    تقاضای فزاینده ی بازارهای نو نبود.»

    صاحبان
    نظر پس از مقایسه جامعی از هردو برگردان
    باید در این مورد نظر داده و مانند ویکی
    پیدیا مقدور باشد که آنرا پس از تصمیم
    گیری صاحبان نظر، دائمی کرد.
    چنین
    کاری را بی بی سی (آنهم
    باید بی بی سی میکرده!!؟؟)
    در
    مورد کاپیتال انجام داده است که آقای
    مرتضوی کلمه کارگاه را در مقابل برگردان
    ایرچ اسکندری که واژه «مانوفاکتور»
    را
    مانند واژه ای که مارکس بکاربرده است،
    آورده است. را
    مقایسه کرده بدون اینکه بفهمد اختلافشان
    چیست!!
    کارگاه
    نمیتواند مانوفاکتور باشد.
    داده
    های مارکس از مانوفاکتور بیان کننده تولید
    مثلا یک ارابه، که کارگران و استادکاران
    زیادی از رشته های مختلف صنایع در زیر یک
    سقف و یا در درداخل یک محیط بزرگ و بسته،
    کارهای کتانی، آهنکاری، چوبی، دباغی و
    غلاویز، چرخسازی… را
    در کنار هم بپایان رسانیده و یک کالای
    کامل را بسازند، گفته میشود.
    مانوفاکتور
    میتواند در ابتدا کارگاه باشد ولی سپس… 
    سپیده

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.