سياسی

دربارۀ عربستان سعودی – بخش یکم

تهیه وترتیب گزارش: ا. ق . عدالت

۲۳ جنوری ۲۰۱۵

در بارۀ عربستان سعودی

بخش یکم

ملک عبدالله » پادشاه » [ کمپنی خانواده آل سعود ]،عربستان سعودی، ضد بشری ترین حاکمیت در سیارۀ ما، و اوباما رئیس جمهور رژیم جنگ افروز و استعمارگر واشنگتن، که ریکارد جهانی را در قتل عام غیرنظامیان جهان، و از جمله کشور ما افغانستان را، قایم نموده است، باهم راز ونیاز دارند

پادشاهی عربستان سعودی، در سالهای جنگ جهانی اول وبعد ازآن که ایالات متحدامریکا، در نقش امپراتوری جهانی جای انگلیس را گرفت، در شکل گیری وتقویت حاکمیت آل سعود نقش بنیانی را تا اکنون ایفا نموده است. امریکا ازاین کشور در تربیت، ترویج وتسلیح بنیاد گرائی اسلامی وتروریسم از صد سال بدینسو به صورت بسیارموثر، برای برآورده شدن مقاصد سیا سی، جیو پولیتیک، وتحکیم سیطرۀ جهانی خویش استفاده نموده است. همانطوری که کمپنی خاندان آل سعود در نقش حکومت، با استفاده ازمذهب، بدون چون وچرا با هفت هزار شاهزاده وهفت هزارمسجد، بالای مردم عربستان حاکمیت میرانند، دولت ایالات متحد امریکا نیز بااستفاده از نام» دموکراسی» صادراتی مرگبارش، بدون پرسش با این رژیم سر کوب گر، منشأ وجای گاه اصلی تروریسم بین المللی بیش از یک قرن است که باهم عهد مودت بسته و دارند جهان را به طرف یک جنگ جهانی می کشانند.

در سال 1973 میلادی، سالهای آغاز بحران ساختاری امریکا است. ودر فو توی با لا از چپ به راست هنری کیسنجر وزیر خارجه وقت امریکا وملک فیصل شاه عربستان سعودی مشاهده میشود. این درست زمانی است که ارزش دالر از معادل وپشتوانه طلای آن جدا ساخته شده ونفت جای آنرا میگیرد. امریکا با فشار وتهدید نظامی عربستان را وا میدارد تا نفت خویش را به دالر وپول های آن در بانک های امریکا ذخیره کند، واین آغاز دوران پطرو دالر است

خانم کارن الیوت هاوس، قبلاً خبر نگار و استاد دانشگاه هاروارد، بعد از سالها تحقیق، کتاب جالبی در مورد عربستان سعودی،که دارای 13 فصل است نوشته که واقعآ خواندنی است.

در تبصرۀ که خانم هاوس در زیر عکس فوق نوشته چنین میگوید: » نفت در روابط عربستان سعودی – امریکا نقش سرش(چسپ) را داشته است. درین ملاقات کیسنجر، به شاه فیصل اخطار نمود که در صورت تحریم دولت عربستان برای صدور نفت به امریکا، منتظر نتایج پیش بینی ناشدۀ آن باشد.

خانم کارن الیوت هاوس، در مقدمۀ کتابش میگوید: » وقتی 35 سال قبل، اولین بار، به حیث خبرنگار دپپلوماتیک وال استریت ژورنال واردعربستان شدم، نقش پادشاهی عربستان در شرق میانه، روی مسایل که امنیت امریکا را متآثرمیساخت، مسایل صلح عرب واسرائیل، جنگ ایران – عراق، جنگ خلیج و تولید نفت ومسئله قیمت نفت، در مر کز توجه ام قرارداشت. عربستان سعودی برایم اهمیت داشت ومردم عربستان سعودی برایم چندان اهمیت نداشتند.

بعد از گذشت دهه ها، زمانیکه که من با مردم معمولی سعودی آشنا شدم، کاملاً از نقش منفی مردم در برابر قوانین که توسط علمای دینی، شیخ ها و مدرسین وحاکمان آل سعود شان، که از سه قرن بدینسو به وقفه هابالای شان حکومت نموده، وضع گردیده و بدون چون وچرا از آن اطاعت مینمودند، حیران شدم. از خود پرسید م…. وبعدا گفتم، نه این مردم (ملت عربستان سعودی)، در زیر شلاق ظلم واستبداد برده گی، زندگی دارند.»

قابل تذکر است که خانم موصوف در زمانش رکنی از یک نظام تباه کن بوده مگر به حکم وجدانش، واز همه اولتر بحیث یک زن، یقیناً بر خلاف میل حاکمیت واشنگتن، چهرۀ واقعی وددمنش رژیم آل سعود و واشنگتن را افشاء نموده است.

مازیار کاکوان بخوبی محتوی کتاب: » در بارۀ عربستتان سعودی» را توضیح نموده و می گوید که این کتاب در همچو شرایط شناخت ما را از عربستان سعوی ودیگر کشورهای جنوب خلیج بیش از پیش بلند برده و مسئله بنیاد گرائی اسلامی، تروریسم و ریشه های پیدایش آنرا برای ما بر ملا میسازد.

خواندن این مقاله مختصر وموجه معلومات موثر ومفیدی را برای ما ارایه میدارد. پیشنهاد مینمایم تا علاقمندان سایت حتماً این نبشته را بخوانند.

معرفی کتاب: «دربارۀ عربستان»؛ از مازیار کاکوان:

«دربارۀ عربستان سعودی» (On Saudi Arabia)، کتابی است از خانم کارن الیوت هاوس، برندۀ جایزۀ پولیتزر، که در سال 2012 توسط انتشارات Alfred A. Knopf در نیویورک منتشرشده است. این کتاب گزارشی است تحلیلی ازجامعه عربستان؛ جامعه ای پیچیده در لفافِ لباده‌های بلند و سنت‌های سخت‌جان و سنگین گذر.

این کتاب ثمرۀ پنج سال غور و غواصی نویسنده در اعماق آب‌های راکد این دریاست. پژوهشگر یک زن است و موضوع پژوهش، جامعه‌ای بشدت مردسالار. شاید در نگاه نخست، تحقق چنین تحقیقی ناممکن بنماید، اما برعکس، زن بودن نویسنده برگه عبوری است برای ورود به اندرونیِ خانه‌ها و خیمه‌ها و هم‌نشینی و هم‌سخنی با محروم‌ترین لایه اجتماعی این جامعه. جامعه‌ای که طی سده‌ها و اعصار برپایه استیلای قبایل، شیوخ و شریعت شکل گرفته است؛ «برزنان، مردان حکم می‌رانند و بر مردان، الله.»

در تارهای درهم‌تنیدۀ سنت و شریعت نه تنها زنان، که مردان نیز اسیرند و فردیٌت آدمی نیز اعتنائی برنمی‌انگیزد. جامعه‌ای در کلیت خود محصور در دیوارهای بلندِ احکام پرسش‌ناپذیر شرع، استبداد‌ رای شیوخ و ملاحظاتِ مزاحمِ سنتی است. سیطرۀ این سه عامل چنان است که می‌توان گفت: توانِ ابتکار، نوآوری، نقد، خطرپذیری و اعتماد بنفس در این جامعه هنوز ناچیز است.

کارن هاوس برآن است که دستیابی عربستان در دهه‌های اخیر به منابع عظیم ثروت نفت، اگرچه بر اهمیت نقش این کشور درتحولات منطقه و جهان افزود، اما این تاثیر بخاطر نگرش فرهنگی- سیاسی حاکم بر این کشور زیان‌بار بوده‌است. «موقعیت استراتژیک عربستان به ایالات متحده آمریکا امکان داد که طِیِ13 سال ( 2003 – 1990 )، دو جنگ در منطقه خلیج فارس به‌راه‌اندازد.»

حاکمیت سیاسی عربستان در حدود یک سده پیش شکل گرفت؛ محمد آل سعود رئیس یکی از قبایل عرب، با تمسک به تعلیمات بنیادگرایانه محمد بن عبدالوهاب موفق شد قبایل پراکنده و دائم‌ درستیزِ عربستان را گردهم آورد. این اتحاد سیاسی- مذهبی که وهابی‌گری وجهاداسلامی ایدئولوژی آن بود، پایۀ مشروعیت رژیم آل سعود درعربستان شد. حکومت آل سعود در سال 1932 توسط ملک عبدالعزیز شکل نوینی بخود گرفت. پیوند سیاسی نهادهای قبیله‌ای و دینی به برکت ثروت نفت و تولیت اماکن مقدسه، موقعیت ایدئولوژیک – سیاسیِ رژیم آل سعود را تقویت کرد و بازار هر دو نهاد (خاندان حکومتی و دستگاه دینی) را رونق داد. عبدالعزیز از 300 زنِ خود 44 پسر و دهها دختر داشت و فرزندان و نوادگان او تا امروز به 7 هزارتن رسیده‌اند. کشوری با 19میلیون جمعیت و هفت هزار پرنس! و تنها نیروی سازمان‌یافته دیگر، که در ساختار حاکمیت عربستان وجود دارد، دستگاه دینی آن تحت رهبری روحانیان متعصبِ وهابی است که 70 هزارمسجد در سراسر کشور را اداره می‌کنند. به تعبیری، عربستان سعودیِ امروز کشوری ‌است متکی بر شبکه‌ای از 7 هزار شاهزاده و 70 هزار مسجد.

همه مسئولیت‌های مهم حکومتی (در همه عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، نظامی و اطلاعاتی) تا سطح ادارۀ استان‌های 13گانه کشور، دراختیار»شاهزادگان» است. عربستان، به قول نویسندۀ کتاب «اساساً یک شرکت عظیم خانوادگی است؛ شرکتی به ثبت رسیده بنام موسسه اسلامی آل سعود.»

فصل مهمی از کتاب کارن هاوس بررسی وضع زنان عربستان و نقش خفقان‌بار احکام شرع (و نه تنها شرع، بلکه عرف نیز) علیه این قشر اجتماعی است.

«در میان همه اختلافات اجتماعی موجود در عربستان، هیچ ‌یک ژرف ‌تر و فاجعه ‌بارتر از تبعیض علیه زنان نیست. طبق شعائر اسلام وهابی؛ مردان باید از الله اطاعت کنند و زنان از مردان. اما مساله این ‌است که خدا از دسترس دور است و کاری به چند و چونِ اطاعت روزمرۀ مردان ندارد، اما زنان در دسترس‌اند و آنها را از اطاعتِ مدام گریزی نیست… یک پدر بر همه وجوه زندگی دخترش سلطه دارد تا روزی که او را به ‌دست سلطه‌گر دیگری که شوهر آیندۀ اوست، بسپارد.»

نویسنده گسترۀ این محرومیت ها را دردمندانه می‌کاود؛ از حجاب اجباری که گوئی با هویت زن عجین است تا محرومیت از حق کار در کنار مردان ِ(نامحرم) در واحدهای تولیدی و خدماتی، حق رانندگی و حتی حق شرکت در نماز جماعت. «زنان باید نماز خود را در چاردیواری خانه بخوانند و اجازۀ حضور درمسجد را ندارند.» هرگونه تخلف ازاین موازین توسط کمیته امر به معروف و نهی از منکر و بازوی اجرائی آن مطوٌعه (پاسبانان شرع) سرکوب می‌شود.

کارن هاوس، حادثۀ دردناکی را نقل می‌کند:

«در سال 2002 اقدام ننگ‌آمیز پلیس شرع (مطوٌعه) موجب مرگ 14 دختر در آتش‌سوزی یک مدرسه شد. پلیس شرع مانع خروج دخترانی شد که سراسیمه از بیم آتش به بیرون می‌گریختند. آنها بزور به داخل مدرسه بازگردانده شدند و درآتش سوختند. چون هنگام فرار حجاب کامل نداشتند.»

ادامه دارد