سياسی

مخالف هر ترور

 

از: ویلی ویمر

برگردان: ظفردخت خواجه پور

به همان اندازه که برای قربانیان پاریس عزاداری می کنیم، بهمان اندازه نباید درک نادرستی ازاین واقعیت ها داشته باشیم که به چه گستره یِ وحشت انگیزی در کشتار در هر گوشه ئی ازکره یِ زمین مشارکت داریم.

جمهوری فرانسه باید هر چه زودتر جنایت وحشتناک سرمایه را رد یابی کرده و مجازات کند. برای هر همسایه و متحد جمهوری باید این مسئله روشن باشد که پاریس در این پروسه هر کمکی که در خدمت رسیدن به این اهداف باشد، می پذیرد.

باید کوشش بعمل آید که تقسیم بندی اروپا بردوش قربانیان پاریس حمل نگردد وهمین طور همکاری لازم با فدراسیون روسیه ونیز اُکراین در دستور عمل قرارگرفته وآنها را در همکاری جمعی بین المللی با حقوق مساوی، پیوند دهد.

نزدیکترین شرکای فرانسه، دولتهای اروپایِ متحدند. علاوه بر پاریس به این دولتها هم بستگی دارد که چگونه در مقابل رویدادهایِ وحشت انگیز، عکس العملی در جامعه نشان دهند، که بشود آن را مسئولانه نامید. تا زمانی که مرتکبین و افرادی که در پشت این جریان هستند بازداشت نشده اند، نباید تصمیم های بی ربطی گرفت، که فقط به این وسیله اهداف خودخواهانه یِ خودشان را ارضائ کنند؛ به این طریق خیلی راحت این خطر پیش می آید که بخشها یی از مردم را درمقابل بخشهائی دیگرقرار گیرند.

همانطور که ما از تجربیات دردناک خود میدانیم، از کشتاری این چنینی، بلا فاصله سوئ استفاده می شود تا ماشینهای کنترل دیگری را به کار انداخته تا بیشتر از همه مردم صالح وتابع قانون هدف قرارگیرند. از زمان حملات تروریستی نیویورک می دانیم، به چه وسعتی وتا چه حد، آزادی شهروندان، قربانی این حملات شده است؛ چون سازمانهای نظارتی وامنیتیِ دولتهای ما نمی خواهند که این فرصت ناب را از دست بدهند. این چنین بوده و این امرتا آن جا می تواند پیش می رود، که تتمه آنچه از حاکمیت دولتیمان باقی مانده است، بنفع اهداف بلند پروازانه کشورهای بیگانه در قلمرو خود ما از بین رود.

اگردولت های ما، بمانند دهه پیش، روش برگزیده خود یعنی جنگ با بخشی از جهان را ادامه دهد، از هجوم مردمان فقیر کشورهائی که به بینوائی کشیده شده اند، به جلو شهرها ودهات ما، نمی شود جلوگیری کرد. به همان اندازه که برای قربانیان پاریس عزاداری می کنیم، نبا ید درک نادرستی از این واقعیت ها داشته باشیم که در چه گستره وحشتناکی، در هر گوشه ئی ازکره یِ زمین، درکشتار مشارکت داریم. ما براحتی از قربانیان مجلس عروسی افغانی ها که هدف راکت های ما قرارگرفته اند، چشم می پوشیم .

چرا ما پذیرفته ایم ، که اجازه دهند ناتو به صورتی درآید که به هیچوجه ودر هیچ نقطه ای با قرارداد ناتو که زمانی، پارلمان آلمان آن را پذیرفته است، هماهنگی نداشته باشد؟

چرا ما پذیرفته ایم، که منافعمان در یک همکاری موفق در اروپا کنار گذاشته شود و بجای آن ازپوشش موشکی تا کودتا دراکراین، سفره فدراسیون روسیه را پاره پاره کنند؟.

جرا ما از سیاست محرومیت اقتصادی در قبال دولتهای دیگر پیروی می کنیم، در حالی که ما می دانیم که این امر زمینه را برای جنگ مهیا می سازد و باید آن را در قالبی مشروع ارائه داد؟

چرا ما می پذیریم ، حقوق بشر نظامی شود تا منافع سیاسی واز همه بیشتر منافع اقتصادی بردوش کسانی سنگینی کند، که ظاهرا برای منافعشان جروبجث می کنیم.؟

چرا گذاشته ایم یک جامعه قابل پیشرفت با یک اقتصاد آزاد اجتماعی، قربانی، در محراب ارزش سهام شود و برای بخش وسیعی از مردم خودمان دور نمائی تاریک و سیاه به ارمغان آورد.؟

همه چیز به این خاطر تاریک وسیاه بنظر میرسد که از پیش معلوم است است که این راه به کجا ختم میشود. آیا ما باید ناظر بدور انداختن تجربیاتمان از جنگ باشیم تا به قعر بدبختی دیگری پرتاب شویم؟ مردم خواهان یافتن تکیه گاه وحمایت هستند ولی آن را دیگر نمی یابند. جالب می بود ، اگرهمراه با خاموش کردن نورافکن گنبد ها در این موقعیت خطیر، خطیر ازدید قدرتمندان خود برزگ بین که در راه تدارک یک جنگ جهانی هستند، ناقوس ها را هم به صدا در میآوردیم. آیا واقعا نمیشود از راه معاملات معمولی به مواد معدنی مورد احتیاج اقتصادمان دسترسی یابیم و حتما باید همه چیز رابا تحمیل تصمیمات یک طرفه و از موضع قدرت بدست آوریم؟ و سربازها ی ما، چه زن وچه مرد، که به دنبال تصمیم اکثریت منحط پارلمان به خدمت فرستاده میشوند، هرگز به اعتقاد غیر قابل گریز از مشاهده این وضعیت نمی رسند که : بر طبق قانون اساسی، کشورمان باید در خدمت صلح جهان باشد و به این دلیل و با اتکائ به همین قانون اساسی، شرکت درهر جنگ تجاوزگراانه ای ممنوع است.

ما داریم به قبل از جریا نا ت» نورمبرگ » درمی غلطیم چرا که متحد ما، ایالات متحده آمریکا می خواهد جنگ را بصورتِ اتفاقی عادی به همان گونه که تا جنگ جهانی اول رایج ومتداول بود، درآورد؟ آیا در آینده هم آن چه را که در منشور سازمان ملل مندرج است، به خاطر » گروه هائی» از ما که طالب حرکتهای جنگ طلبانه اند و برای خودشان در حا ل حاضر نظم جهانی ساخته اند، رد میکنیم ؟ آیا باید مانند آنچه در ایالات متحده آمریکا که در آن در مقیاسی برزگ دستگاه های نظامی ایجاد شده، وبار آن بردوش جامعه سنگینی میکند، این چنین باری به دوش جامعه ما هم منتقل گردد تا با یک نسخه جدید نظامی و در پیوند با آن، ما هم به اجبار، فساد اجتماعی را تجربه کنیم؟

صلح به جای ناتو، موضوع کنفرانس رزا لوکزامبورک است که در روز شنبه در»خانه اورانیای برلین » برگزار می شود و هدفش راه یابی به قلب و ادراک مردم است. ژانویه امسا ل باید اجبارا با این پرسش های مسئولانه آغاز گردد تا مخالفت لازم دربرابر پیشبرد سیاست انحرافی نشستهای به اصطلاح امنیتی مونیخ باشد.