سياسی

حسن روحانی: انور سادات ایران ؟ 

gtr676

نوشته مصطفی لباد (1)

 مترجم : احمد مزارعی ،  30/12/2014

 

هدف این نوشته این نیست که سادات را خائن بداند ویا آقای روحانی را مورد تعرض قرار بدهد، بلکه هدف مقایسه دوتجربه مذاکرات ، مصر-آمریکا، وایران-آمریکا، ودراین میان روشن نمودن استر اتژی مشابه آمریکا در اینمورد، علیرغم فرق زیادی که میان دو تجربه سادات وروحانی ،وهمچنین وضعیت محلی ومنطقه ای که مذاکرات در آن انجام میگیرد، وجود دارد. (2)

هردو رهبر ، یعنی روحانی وسادات، درا ین امر مشابهت دارند ، که مذاکراتشان با  آمریکائی میباشد که توانائی تغییر دادن شکل زندگی در دو کشور وهمه خاور میانه را دارد، از آنطرف هردو کشور علیرغم اختلاف در زمان ، اما هردو با استراتژی مذاکراتی مشابهی روبروهستند، که محتوای آن هرچه بیشتر طولانی کردن زمان مذاکرات وفراهم آوردن زمینه بیشتربرای این سیاست ، به منظور گرفتن امتیازات بیشتر تحت عنوان» کوشش در ابرازاثبات حسن نیت».این بدان معنا نیسست که مذاکرات روحانی با آمریکا پایانی همچون مذاکرات آمریکا با سادات دارد، بلکه مشابهت در استراتژی مذاکراتی ونور افکندن به دو تجربه میباشد.با همه این توضیحات  نویسنده این سطور باور ندارد که امکان رسیدن به اتفاق کامل میان ایران وگروه 5+ ا ، در مذاکرات آینده وجود دارد ،واین یک نتیجه گیری تحلیلی ژئو پلتیک از مجموعه معادلات منطقه ای وپرونده های پیچیده ودرهم تنیده آن است.

تجربه مذاکرات سادات و درسهائی که میتوان ازآن گرفت

سیر مذاکراتی انور سادات با آمریکا واسرائیل حاوی درسهای بسیار بسیار مهمی برای همه کسانی است که به مذاکرات در مورد روابط بین المللی ، وهمچنین قضایا ی تعیین کننده ای که شکل خاور میانه را تغییر داد ، اهمیت میدهند .

انور سادات گام در راهی گذاشت که امید داشت میتواند به درگیری تاریخی ، میان اعراب واسرائیل زیر نظر آمریکا ، پایان ببخشد ، اقدامی که تا قبل از این کسی به آن دست نزده ، وبعد از آنهم تاکنون کسی اینکار را نکرده است.

سادات ابتدا ، اتحاد شوروی ، هم پیمان خود را کنار گذاشت، واین درست پس از جنگ سال 1973 بود ، اقدامی که بمثابه نقض آشکار اجماع کشورهای عربی در مقابل اسرائیل بود، سپس امضای دو اتفاقیه ، یکی توقف هرگونه در گیری با اسرائیل در سال 1975 ، که عملا مصر را از معادله درگیری میان اعراب واسرائیل خارج کرد، سپس مسافرت سادات به قد س در سال 1977 ، ودر ادامه امضای اتفاقیه مشهور کمپ دیوید بود.

این مسیر مذاکرات  دردناکبی که مصر با این مطلب آغاز نمود که طی آن قرار بود اسرائیل از سرزمینهای اشغالی سال 67 خارج شودویک دولت فلسطینی در غرب رود اردن وغزه تشکیل گردد، اما پایان این مسیر دردناک این بود که سادات قرارداد صلح را به تنهائی در کمپ دیوید، با دولت اشغالگر اسرائیل امضا نمود، که حق حاکمیت مصر را از صحرای سینا نیز از دست داد، این قراردادها وعقب نشینی ها یک شبه  اتفاق نیفتاد وبرای فهم بهتر آن میتوان به اساس فاسد استراتژی مذاکرات رجوع کرد که بدون مشخص نمودن افق زمانی واضحی برای مذاکرات ، آغاز گردید وسادات در روند آن به بسیاری عقب نشینیها دست زد که همه تحت عنوان «اثبات حسن نیت» ودر مقاطع گوناگون مذاکرات انجام میگرفت ،پس از امضای اتفا قیه توقف جنگ با اسرائیل ، تاثیرات ، وزن و اهمیت  جنگ سال 1973 ، ازمیان رفت ، وموضعگیری سادات کاملا به آمریکا نزدیک شد ودیگر نیازی به برقراری کنفرانس صلح بین المللی نبود.با انتخاب مناخیم بگین به نخست وزیری اسرائیل ، عملیات صلح نیاز به یک حرکت تازه به جلو داشت ، در این مرحله کسینگر زمینه مسافرت سادات را به قدس فراهم آورد، اما مسافرت سادات به اسرائیل نیز نتیجه ای در بر نداشت ، لذا در برابر سادات راهی نمانده بود مگر اینکه به تنهائی به کمپ دیوید برود.در مسیر طولانی شروع جنگ در سال 1973 ، تا 1978 ، واز قا هره تا کمپ دیوید، در جریان طی شدن این مسیر ، قضیه فلسطین نیز از حالت اول که مسئله ای اصلی بود ، به موضوعی ثانوی به لحاظ درگیری آن میان اعراب واسرائیل،  تبدیل شد ، زیرا مصر نیزاز نظر عملی وهم اینکه قرارداد امضا کرده بود، امکان وارد شدن به جنگ با اسرائیل دیگر وجود نداشت. هرگامی که سادات در جهت اثبات حسن نیت به جلو برمیداشت ، یک گام راه بازگشتش بسته میشد وبهای شکست را بسیار سنگین میکرد.در اینجا اهمیت دارد تا گفتگو ی میان جیمی کارتر وانورسادات آورده شود ، آنطور که کارتر در خاطرات خود آورده ، وآنهم هنگامی است که بسادات به علت لجاجت اسرائیلیها تصمیم میگیرد مذاکره را رها کرده وکمپ دیوید را ترک کند ، در اینجا به خوبی میتوان وضعیت غم انگیز ودردناکی که سادات درآن قرار داشته است ، مشاهده کرد و اینکه او در پایان اجبارا، اتفاقیه را امضا کرد، در این مرحله دو وزیر خارجه مصر بنامهای اسماعیل فهمی و محمد ابراهیم کامل ، به عنوان اعتراض، استعفا دادند ، یکی در اعتراض به چهار چوب مذاکرات ودیگری در اعتراض به عمق عقب نشینی که سادات به آن گرفتار شده بود. کارتر به سادات اینچنین میگوید: » میدانی که این اقدام تو مبنی بر ترک کمپ دیوید چه عواقبی دارد؟ همه خاور میانه بر تو خواهند خندید ، و ملت مصر که در انتظار دستآوردهای توبسر میبرند ، دچار ضربه روحی خواهند شد ومرا نیز از رئیس جمهور شدن محروم خواهی کرد.از این پس ازمن هیچ کمکی دریافت نخواهی کرد ورابطه خصوصی نیز بین ما نخواهد بود. اما اگر امضا کنی ، به تو قول میدهم که با تمام توانم به تو کمک کنم و بکوشم به وضعیت وشرایط تو سروسامان دهم». اما سادات مسیر را تا به آخر برای ابراز «حسن نیت» پیمود ،بهای شکست بسیار زیاد بودوشد آنچه نباید شود.

 

تجربه مذاکرات روحانیسم ودرسهایش

 

علیرغم وجود سیلی از مقالات ، نوشته ها ، جلسات سخنرانی وامیدواریها وتوقعات در سراسر جهان مبنی بر اینکه توافق میان ایران وغرب ، در آستانه انجام است ودر نتیجه این توافق چهره منطقه تغییر خواهد کرد، اما بنظر میرسد که همه این پیش بینی ها وامیدواریها بیشتر بر آرزوها بنا شده تا به حقایق . این درست است که منافع آمریکا در خاورمیانه از امضای این قرارداد تامین خواهد ، اما نفوذ طرفداران صهیونیسم درجهان  بیش از آنچه میباشد که بسیاری فکر میکنند.تاکنون مطالعات وتحقیقات بسیاری در این زمینه ارائه شده که نفوذ وخطر صهیونیسم را بر معادلات درونی مسئولان اصلی تصمیم گیری درآمریکا ، نشان میدهد، برجسته ترین این تحقیقات ، کتاب لابی صهیونیسم ، نوشته جان میرشا یمرمیباشد. اضافه بر این برای اباما مشکل چندانی وجود ندارد که اتفاقیه را با ایران به امضا برساند ، زیرا در چهارچوب مذاکرات فعلی غالب خواسته های اباما قابل دسترسی میباشد ، بدون اینکه بخواهد بهای سنگینی بپردازد ویا اینکه با اسرائیل درگیری جدی پیدا کند، علت اصلی آنهم همان چهارچوب مذاکرات با امریکا میباشد که محدودیت زمانی ندارد واباما هر وقت ضروری بداند میتواند تحریمهای کاملی را بر علیه ایران اعمال کند ، زیرا ایران را در شرایط «اثبات حسن نیت » وتا آخر خط، قرار داده است . اتفاقیه ای که در سال 2013 میان کشورهای شش گانه وایران به امضا رسید ، دلیل آشکاری بر بر ادامه همین سیاست «اثبات حسن نیت»، روحانی با این فرض به این امر مبادرت ورزید که پلی ایجاد کرده باشد در جهت رسیدن به یک توافق کامل، اما دولت امریکا از اتفاقیه مذکور به عنوان وسیله ای در جهت طولانی کردن زمان مذاکرات استفاده کرد، تا بتواند بازهم امتیازات بیشتری تحت عنوان»اثبات حسن نیت» از ایران بگیرد. بر این اساس بود که روحانی غنی سازی را در طول دوره مذاکرات متوقف نمود البته این اقدام در چهار چوب سیاستهای مذاکراتی وجود نداشت ، در مقابل بعضی تحریمها به نفع ایران متوقف شد، اما اساس اصلی تحریمها بر جای خود ابقا شد. تا اکنون مذاکرات در چهار چوب اتفاقیه 2013 ، یکسال ادامه پیدا کرده است وزمان مشخصی نیز برای آن در نظر گفته نشده است ، ممکن است این مذاکرات تا دوسال دیگر وتاپایان دوره ریاست جمهوری اباما ، ادامه پیداکند، در دور مذاکرات ا خیر که در وین انجام یافت ، ایران بر ادامه مذاکرات موافقت نمود ، زیرا بهای شکست مذاکرات برای روحانی و اطرافیانش بسیار سنگین بود.

 

نتیجه گیری :

 

ادامه مذاکرات به نفع آمریکائیها میباشد زیرا اقتصاد ایران تحت فشار خرد کننده ای است، هرچه از زمان مذاکرات بیشتر بگذرد ، ایران نرمش بیشتری نسبت به خواسته های آمریکا در مورد غنی سازی و حل مشکل تحریمها، از خود نشان خواهد داد ، ایران بنا به دلایل خاص خود بر این باور است که اگر هیچ اتفاقیه ای امضا نشود بهتر از یک اتفاقیه نا مطلوب خواهد بود والبته این تا هنگامی که مذاکرات ادامه دارد. درمقابل جوهر اصلی استراتژی مذاکراتی آمریکا بر این اساس است میتواند  امتیازاتی را که در اتفاقیه 2013 ، بدست آورده ، یعنی متوقف کردن غنی سازی  درجای خود ، حفظ کند ، واین در حالی است که آمریکا اهرم تحریم اقتصادی را همچنان در دست دارد. با سقوط بهای ارزش نفت ، فشار اقتصادی بر ایران بیشتر خواهد شد، به این معنی که آمریکائیها با دست باز تری در مقابل ایران در مذاکرات شرکت خواهند کرد، از طرفی آمریکائیها بر روی این استراتژی نیز بسیار تکیه دارند که ایران مذاکرات را ترک نخواهد کرد ، زیرا در آنصورت خود به تنهائی مسئولیت شکست مذاکرات را متحمل خواهند شد، در اینجا  تنها دو را ه در مقابل روحانی بیشتر وجود ندارد: اینکه مذاکرات را ترک کند وبه غنی سازی با معادلات بالاتری روی آورد که برایش از نظر سیاسی گران تمام خواهد شد ، ویا تجربه انور سادات را درمذاکره بدون در نظر گرفتن افقی برای آن ادامه دهد، بنظر نمیرسد امکان راه سومی وجود داشته باشد.

 

(1) – مصطفی لباد بیشتر یک ناسیونالیست ناصریست مصری میباشد ودر موارد زیاد ومقالاتی از سیاست وموقعیت عمومی ایران در منطقه دفاع کرده است ، وی  سردبیر مجله فصلی «شرقنامه» در موسسه اهرام میباشد که با تحلیلات استراتزیک به مسائل ایران، ترکیه وآسیای میانه میپردازد .

 

(2) – بدون شک روحانی نماینده نیو لیبرالیسم اقتصادی ایران است که اگرجلویش گرفته نشود به همان نتایج فاجعه باری خواهد رسید که سادات پیمود ، خوانندگان در این مورد میتوانند به مقاله «نتایج «خصوصی سازیها» در مصر» مراجعه کنند ، اما روحانی با سادات فرقهای زیادی دارد، سادات هنگام مذاکره با آمریکائیها ، ارتباط خودرا با اردوگاه شرق قطع نمود وعمدتا در داخل وخارج مصربه نیروهای ارتجاعی وجهادی روی آورد که هیزم جنگ افروزی آمریکا در افغانستان بودند واهرم قدرتمند دیگری هم که بتواند با آمریکا مقابله کند نداشت. اما موقعیت روحانی وابسته به کل اوضاع تاریخی و سیاسی ایران در منطقه خاور میانه میباشد، ومسئله هسته ای یکی از دستاویزهای غرب برای مقابله ایران  درمنطقه میباشد وبنا به موسسه نظر سنجی گالوپ در آمریکا در دسامبر 2012 ، 63% ، مردم ایران موافق برنامه هسته ای وتنها 17%، مخالف بوده اند ، پاکستان هم دارای سلاح هسته ای است، ولی برای آمریکا مشکلی ایجاد نمیکند، ، ایران از طرفی اهرمهای زیادی در سراسر کشورهای منطقه دارد که بوسیله آنها منافع آمریکا را مورد تهدید جدی قرار میدهد،در حقیقت مذاکرات هسته ای سر پوشی بر موضوعات دیگری است،ایران همچنین، مرتبط با یک جبهه گسترده تر جهانی ، یعنی مجموعه «بریکس» میباشد، که منافع مشترکی با ایران در منطقه دارند، که در مجموع موقعیت ایران را بسیار مستحکم مینما ید.