تاریخی

لنین – بخش دوازدهم

dr546434

استفان ليندگرن

لنين

مترجم: پيام پرتوى

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

بخش چهارم

بخش پنجم

بخش ششم

بخش هفتم

بخش هشتم

بخش نهم

بخش دهم

بخش یازده

١٢- سرگيجه آور است

در ٣ (١٦) ژوئن ١٩١٧ در پطروگراد اولين کنگره تماما روسى شوراها در جوى از هيجانات رو به رشد انقلابى با شرکت نمايندگان منتخب از ميان شوراى کارگران و سربازان سراسر کشور گشايش يافت·

از ٧٧٧ نماينده صاحب حق راى و مدعى ارتباط با حزب٬ تنها ١۰٥ نفر بلشويک و بقيه به فراکسيونهايى تعلق داشتند که از نظر قدرت با منشويکها و انقلابيون سوسياليست همتراز بودند· منشويکها و انقلابيون سوسياليست با نظريه تشکيل دولت و غصب قدرت توسط شوراها مخالف بودند·

در اين هنگام بود که آن واقعه شگفت انگيز رخ داد· سيرتلى٬ وزير منشويک پست و تلگراف در دولت کرنسکى در پشت کرسى خطابه ايستاد· «در روسيه بخاطر کسب قدرت مبارزه اى دردناک در جريان است» او گفت· «اما در حال حاضر براى پذيرش اين مسٸوليت حزبى سياسى وجود ندارد·»

«بله٬ چنين حزبى وجود داره!» صدايى بسيار پرطنين شنيده شد· اين صدا٬ صداى لنين بود· او همراه با کروپسکایا و شمارى از رهبران بلشويک بر روى اولين نيمکت نشسته بود· «حرف را بايد به عمل تبديل کرد!» لنين ادامه داد· « حزب ما براى بدست گرفتن قدرت ترديدى بدل راه نميده· ما براى انجام اينکار در هر لحظه اى آماده ايم·» او پس از آن به تشريح برنامه خود پرداخت: سرمايه داران را بازداشت و خونريزى امپرياليستى را تمام کنيد·

بلشويکها هنوز در اقليت بودند· اما نفوذ آنان بسرعت افزايش يافت و در کنگره دوم شوراها٬ در اکتبر٬ در اکثريت قرار داشتند· مصادف با حمله خانمان برانداز کرنسکى به گاليسيا٬ چهارصد هزار کارگر و سرباز در پطروگراد زير پرچم بلشويکها راهپيمايى نموده بودند·

لنين در پايان ژوئن چند روزى را در روستاى نٸوولا٬ پطروگراد٬ استراحت نمود· در غياب او رويدادى غيرمنتظره و اسفبار روى داد· يک هنگ تفنگدار در ويبورسيدان به سازماندهى مسلحانه شورشى مستقل تصميم گرفت· کميته مرکزى حزب بلشويک اين تصميم را لغو و انجام تظاهراتى صلح آميز را خواستار شد٬ اما زمان براى انجام آن از دست رفته بود·

ساخت سنگرها توسط سربازان آغاز و تنها با انجام تلاشى بى شاٸبه تدارکات متوقف شدند· تظاهر کننده گان مسلح کارگر و سرباز در عوض بسوى کاخ تاٸوريسکا بحرکت درآمدند٬ اگر چه کميته مرکزى در جهت متوقف نمودن آنان تلاش نموده بود·

کارخانجات و کارگاهها اعتصاب و ملوانان کرونشتاد با آنان همراه شده بودند· در گوشه خيابان نوسکى پروسپکت و خيابان سادوايا تيراندازى شد و به گفته دولت ٤۰۰ نفر کشته شدند· در نتيجه اين شورش ناموفق مردم بر عليه بلشويکها بپاخاستند و دولت موقت از اين فرصت در جهت متلاشى نمودن حزب تلاش نمود·

شب ٥ (١٨) ژوئن بازرسى خانگى در پراودا به اجرا گذاشته شد· نيروهاى دولتى کاخ کرزينسکا را اشغال و کرنسکى به بازداشت رهبران بلشويک تصميم گرفت· ترتسکى٬ لوناچارسکى٬ کولنتاى و ديگر رهبران دستگير و لنين مورد تعقيب قرار گرفت· کرنسکى خواهان بازجويى لنين به جرم خيانت بود· کليه امکانات تبليغاتى در جهت خاٸن- ه به وطن جلوه دادن لنين بکار گرفته شدند·

در آغاز فقط دو نفر از اعضاى کمتيه مرکزى بلشويکها٬ استالين و اوردزونیکیدزا بودند که بر عليه حضور لنين در دادگاه براى دفاع از خود استدلال نمودند· در عوض لنين خود به ايفاى نقش زولا-ى روسى در دادگاه تمايل داشت· خوشبختانه با تغيير نظر اکثريت لنين به پنهان نمودن خود متقاعد و شايد همين تغيير موضع نجات جان او را موجب شد·

نيروهاى ارتجاعى تقويت شدند و رهبران شوراى پطروگراد «بمنظور نجات انقلاب» به حمايت از دولت موقت برخاستند· احکام اعدام در مورد خاطيان جبهه به اجرا درآمد و تشکيل اجتماعات ممنوع اعلام شدند·

پارلمان فنلاند منحل و ژنرال کورنيلوف به عنوان فرمانده کل قوا انتخاب شد· ژنرال باگريشن بمنظور سرکوب شورشها در پطروگراد «لشگر خونخوار» خود از قزاقها و قفقازها را اعزام نمود· لنين خود را مخفى و از جانب کرنسکى به فرمانده پطروگراد فرمان شليک بيدرنگ- ه به وى ابلاغ شد·

لنين ابتدا خود را در خانه سرگٸى آلیلویو (پدر همسر استالين) خيابان دهم٬ روژدست ونسکايا٬ با يک راه خروجى بر روى سقف٬ مخفى نمود· سپس همراه با زينويف به درياچه رازليف که چندان فاصله اى با سسترورتسک نداشت رفتند و در آنجا در نزد آشنايى قابل اطمينان سکنا گزيدند·

بعدها در رازليف يک کلبه علفى و يک تل يونجه٬ آنجايى که لنين خود را مخفى نموده بود٬ به زيارتگاه کمونيستهاى سراسر جهان مبدل شد و ديدار از آنجا همچنان امکانپذير است·

گفته ميشود که لنين يکبار در رازليف بخاطر شکار به جنگل رفته بود· او در آنجا با نگهبان جنگل که بصورتى غير مودبانه اسلحه اش را مصادره کرد برخورد نمود· نگهبان جنگل پس از دريافت انتقاد از يملياموف٬ ميزبان لنين٬ پاسخ داد: «من نميدونستم که اين نوکر شما بود· اينجا همه نوع آدمى پرسه ميزنه·» لنين براى رعايت اصول مخفى کارى دلايل فراوانى داشت٬ چرا که بمنظور دريافت اطلاعات در مورد مخفيگاه وى جايزه اى به مبلغ ٢۰۰۰۰۰ هزار روبل وعده داده شده بود·

او در کلبه علفى روزنامه ها را ميخواند و مقاله و نامه مينوشت· کروپسکايا ملبس به لباس کارگر زن آگافيا آتمانوا* نامه ها را جابجا مينمود· در فصل پاييز لنين برفتن به فنلاند و نگارش کتاب «دولت و انقلاب» در آنجا تصميم گرفت· او مداوما در انديشه رويدادهاى پيش رو بود٬ و اينکه پس از انقلاب چه بر سر دستگاه دولتى قديمى ميامد؟·

لنين از موى مصنوعى استفاده و کمى آرايش ميکرد· پاسپورتى با نام مستعار کنستانتين ايوانف٬ کارگرى شاغل در کارخانه اسلحه سازى سسترورتسک٬ به وى داده شده بود· هوگو جالاوا٬ راننده قطار٬ او را در واگن خود به عنوان متصدى سوخت کوره٬ مخفيانه از مرز عبور داد· در هلسينکى در نزد شخص رئيس پليس به لنين محل دنجى داده شد!

در آوريل ١٩١٧ سازمانهاى کارگرى در هلسينکى يکى از اعضاى حزب بلشويک٬ گوستاو رو ويو٬ را بعنوان معاون اول رئيس پليس انتخاب نموده بودند· لنين هنگاميکه به آنجا آمد٬ به دليل فرار رٸيس اصلى٬ رٸيس پليس موقت بود·

او در خانه رو ويو کار نوشتن کتاب خود را در مورد ديدگاه مارکسيسم به دولت٬ که در زوريخ و طى سفرش به استکهلم آماده نموده بود٬ از سر گرفت· او در آنجا کتابچه ياداشت١ خود را٬ بدليل ممانعت از ضبط و مصادره آن در مرز٬ باقى گذارده بود·

لنين به کامنف نوشت و از وى در صورت ترورش در مورد مراقبت از کتاب آبى در استکلهم درخواست نمود· او درآنزمان آنرا از طريق پيکى دريافت و نگارش کتاب دولت و انقلاب را آغاز نمود٬ کتابى که بر اساس نظرات بسيارى يکى از مهمترين آثار وى بشمار ميرود·

کتاب آبى عمدتا حاوى روايتهايى از پيش کسوتان بود٬ همگى با مضامين دولت و انقلاب· اما کتاب ميخاٸيل باکونين٬ کمون پاريس و دولت ملى٬ نيز مورد استفاده قرار گرفته بود· پدر آنارشيستها زمانى با مارکس همکارى و مانيفست کمونيست را بزبان روسى ترجمه نموده بود·

اين اثر را ميتوان «آنارشيستى ترين» اثر لنين خواند· او در آنجا توضيح داد که دولت سرمايه دارى چگونه واژگون و يک دولت کارگرى جايگزين آن ميشد٬ که به نوبه خود تحت حاکميت کمونيستها محو ميشد· اين ديدگاه مصالحه موقتى آنارشيستها با لنين را سبب شد·٢

لنين در پيشگفتارى در مورد اين کتاب مينويسد که او جهت تکميل آن فرصت لازم را بدست نياورد٬ بلکه ناگزير آنرا بصورتى نيمه کاره به چاپخانه ارسال نمود· اما «دلپذيرتر و مفيدتر بدست آوردن تجربه از انقلاب است تا بازنويسى آن»٬ او پايان داد·

پس از گسترش رويدادها در پطروگراد٬ لنين هر چه بى تاب تر به بازگشت عزم جزم نموده بود· بلشويکها با آغاز ٢٦ ژوئن (٨ اوت) در پطروگراد بصورتى «نيمه قانونى» به برگزارى ششمين کنگره خود ناٸل آمدند· توسط ١٧١ شرکت کننده پرسشنامه اى پر شد که نشان ميداد٬ آنها بصورت متوسط ١۰ سال عضو حزب بوده اند٬ ٢ تا ٣ بار دستگير و سه سال در زندان و در دارالتاديب بسر برده و يا تبعيد شده بودند·

نيمى از آنان تحصيلات دانشگاهى و يا دبيرستانى داشتند٬ و برخى گفتند که در «زندان درس خوانده بودند»· اين گارد آبديده به پيشنهاد لنين به فراهم آوردن آمادگيهاى لازم براى آغاز شورش مسلحانه تصميم گرفت· چرخ زمانه به کام حزب ميچرخيد·

يورش ماه جولاى روسيه بر عليه آلمان و اطريش شکست خورده بود و کرنسکى در خفا کنفرانسى اضطرارى را در مقر فرماندهى خود فراخواند· «وضعيت افسران اسفبار است»٬ ژنرال دنکين گزارش داد. «به آنها توهين ميشود٬ مورد ضرب و شتم قرار گرفته و ترور ميشوند»·

از جانب فرمانده جبهه شمالى ژنرال کليموفسکى٬ گزارش مشابهى ارائه شد «چه بايد کرد؟» او سوال کرد· «حکم اعدام؟ آيا بدار کشيدن همه رسته ها امکانپذير است؟ دادگاه نظامى؟ در اينصورت نيمى از سربازان به سيبرى اعزام خواهند شد· نميتوان سربازان را با تهديد به زندان و کار اجبارى به انجام کارى وادار نمود· «کار اجبارى؟ بعد چه؟ آنها ميگويند·» «بعد از پنج سال آزاد ميشوم و در آنزمان دستکم سالم هستم»·

مخلص کلام٬ وضعيت نااميد کننده و پيشنهادات اراٸه شده براى حل شرايط نيز بهمان ميزان نااميد کننده بودند· رٸيس سابق پارلمان٬ رود زيانکو٬ بسادگى پيشنهاد تسليم پطرو گراد را ارائه نمود· اجازه بدهيم که آلمانيها روسها را شکست بدهند·····

مالک کمپانيهاى بزرگ٬ ياروزينسکى٬ برگزارى جلسه اى را ميان کمپانيها در ماه اوت پيشنهاد کرد· «براى خفه کردن اين دوستان قلابى مردم ـ کميته ها و شوراها- استفاده از دستهاى لاغر و استخوانى گرسنگان شايد ضرورى بشه····»

سرانجام از طرح شکلى از ديکتاتورى نظامى سخن بميان آمد· و اين ديکتاتورى توسط فرمانده کل قوا٬ ژنرال کورنيلوف رهبرى ميشد که مايل به انجام آن بود· در ٢٥ اوت نيروهاى تحت فرماندهى کورنيلوف بسوى پطروگراد به حرکت درآمدند· او به تصاحب قدرت٬ دستگيرى کرنسکى و جارى نمودن حکومت نظامى تصميم داشت· اين عمليات در خفا توسط انجمنى از صاحبان شرکتهاى بزرگ و بانکداران٬ تغذيه مالى ميشد·

اما کودتا به فراموشى سپرده شد· نيروهاى تحت فرماندهى کورنيلوف بسرعت روحيه خود را باختند٬ و افسران مصمم به سازماندهى رژه ى استقبال٬ در هتل آستوريا از افراط در نوشيدن مشروب سر از پا نميشناختند· ژنرال کريموف٬ رهبر گروهى که به سمت پطروگراد پيشروى نموده بود٬ خودکشى کرد·

کورنيلوف از کار بر کنار و مدتى بعد جمهورى اعلام شد· در ميان نيروهاى مسلح هرج و مرج رو به فزونى نهاد· پس از سقوط بدون مقاومت ريگا٬ که از اهميت بسيارى برخوردار بود٬ چپگرايان سرمايه داران را بدليل تسليم آن بصورتى داوطلبانه و ترجيح قيصر به کمونيستها مقصر اعلام نمودند· در ٣١ اوت شوراى پطروگراد از پشتيبانى دولت موقت٬ که تا آنزمان رسما از آن حمايت نموده بود٬ دست برداشت·

بلشويکها اکنون در شوراى پطروگراد و مسکو و تعدادى از شهرهاى بزرگ ديگر داراى اکثريت بودند· احزاب ديگر به رقابت با تبليغات آنان قادر نبودند و ترتسکى رهبر شوراى پطروگراد٬ ناطقى بسيار ماهر٬ پس از طرح مطالبات زمين٬ نان و صلح٬ به متقاعد نمودن هزاران هزار تن از مردم بمنظور اداى قسم وفادارى به شورا ناٸل آمده بود· ٤۰۰۰۰۰ سرباز خود را در اختيار شوراى پطروگراد قرار داده بودند·۳

لنين در ٧ (٢۰) اکتبر مخفيانه به پطروگراد بازگشت· سه روز بعد در خلال جلسه کمتيه مرکزى تصميم کنگره در مورد شورش مسلحانه مورد تاييد قرار گرفت· ١۰ نماينده به اين شورش راى مثبت٬ اما ٢ نفر (زينويف و کامنف) راى منفى دادند· بدنبال آن در آپارتمان هوگو جالاوا و در خانه خانم سوچانوا (در حاليکه شوهر او٬ يک منشويک نويسنده٬ در مسافرت بسر ميبرد) مجمومه اى از جلسات توطئه گرانه برگزار شدند·

لنين در گرما گرم درگيريها برکنارى رهبران ضعيف النفس را مطالبه نمود· وى بعدها٬ پس از پيروزى انقلاب٬ در مورد آنان بذله گويى ميکرد: «شما» او به کامنف گفت٬ همين الان در حاليکه دو سال از حاکميت ما ميگذره٬ ميايى و ادعا ميکنى که حداکثر دو سال ديگه به پايان عمر حکومت ما باقى مونده····»

در ٢٤ اکتبر (٦ نوامبر) لنين به کمتيه مرکزى نامه اى نوشت: «اکنون بيش از هر زمان ديگرى روشنتر شده است که تاخير هر چه بيشتر در براه اندازى شورش برابر است با عذاب··· امروز بعد از ظهر٬ به هر قيمتى که شده٬ اعضاى دولت بايد دستگير و دانشجويان افسرى و ديگران خلع سلاح و (در صورت مقاومت٬ سرکوب بشوند).»

نامه توسط پيکى فرستاده شد اما او پس از آن با موى مصنوعى بدون تامل براى دريافت پاسخى بطرف اسمولنى براه افتاد· تمام زندگى وى در گذشته٬ ٤٧ سال٬ صرف فراهم آوردن شرايط براى مواجه با اين روزهاى پرآشوب پيش رو گشته بود·

اراده اى که لنين درآنزمان بايد به نمايش ميگذارد عمرى از تدارکات٬ توجه و دقت را صرف گرد آورى خود نموده و شم و احساسى را پرورش داده بود که وى بوسيله آن فرصتى را ديد که حلزون وار به جلو ميامد و بر روى آن ـ پيش از آنکه همانند يک رعد ناپديد بشود – چنگ انداخت·

او بهمراه محافظ خود آينو راهيا براه افتاد· خارج از کاخ تاٸوريسکا توسط پليس متوقف و عنقريب بازداشت بشود· ساعت ٢٢٬٤٥ بود که لنين در اسمولنى ظاهر و بمنظور تصاحب قدرت عنان رهبرى را بدست گرفت· مدرسه سابق شبانه روزى مخصوص خانمهاى صاحب منصب٬ به کندوى عسلى مبدل و در اتاق شماره ٣٦ کميته مرکزى قرار داشت·

در مقاله هنر شورش که لنين در سپتامبر نوشته بود برنامه کارى کاملا روشنى وجود داشت: «···········کميته اى را براى نيروهاى شورشى سازمان بدهيد٬ نيروها را تقسيم کنيد٬ اجازه بدهيد که نيروهاى قابل اطمينان از نقاط حساس نگهدارى کنند٬ نمايشخانه آلکساندر را محاصره [در آنجا شوراى کرنسکى قرار دارد] و دژ پيتر پل را تصرف کنيد· ژنرالها و اعضاى دولت را دستگير و بسوى افسران داوطلب و [رسته هاى خونخوار] سربازانى را اعزام نماييد که براى فدا نمودن جان خود آماده باشند و در مقابل نفوذ دشمن به مرکز شهر مقاومت نمايند [···] تلگراف و تلفن را اشغال و در آنجا از کارکنان ما استفاده کنيد٬ با تمام کارخانجات ارتباط تلفنى برقرار کنيد·»

کميته هاى شهرى ميان کارگران اسلحه تقسيم نموده بودند· کروپسکايا ميگويد٬ اما در بزرگترين بخش کارگرى شهر٬ ويبورگ سيدان٬ کسى وجود نداشت که اسلحه را بسوى او نشانه بگيريم· فقط يک فرمانده و تعدادى از دانشجويان افسرى که براى نوشيدن چاى به کلوب محل کارشان آمده بودند دستگير شدند·

سربازان سرخ و نيروهاى وفادار به شوراى پطروگراد طى شب همه مراکز قدرت در پطروگراد: پلها٬ ايستگاههاى قطار٬ پست و تلگراف٬ ايستگاهاى تلفن و بانکها را به تصرف خود درآوردند· همزمان کشتى جنگى آٸورورا در کنار اسکله در مقابل کاخ زمستانى پهلو گرفت·

پس از آن٬ شب ٢٥ اکتبر٬ لنين در اسمولنى بر روى زمين در کنار ترتسکى٣ که طى تمام دوران انقلاب٬ بدون ارتکاب جرمى به لنين وفادار مانده بود٬ دراز کشيد. لنين با لبخندى خسته گفته بود:٤ «گذار از عالم اموات به قدرت خيلى سريع اتفاق ميفته»! و به آلمانى اضافه کرد «Es schwindelt» سر گيجه آوره·

صبح روز بعد٬ در ٢٥ اکتبر (٧ نوامبر)٬ سرنگونى دولت موقت اعلام شد· قدرت دولتى به کميته نظامى انقلابى٬ ارگان شوراى ـ پطروگراد منتفل شد· ساعت ١۰ صبح همانروز اين اعلاميه براى چاپ به چاپخانه داده شد: «به همشهريان روسى! دولت موقت سرنگون و قدرت دولتى به کميته نظامى انقلابى٬ ارگان کارگران پطروگراد ـ و نماينده گان شوراى سربازان روسى٬ که در راس کارگران و سربازخانه هاى پطروگراد قرار دارند٬ منتقل شده است·

آنچه که مردم براى آن مبارزه نموده اند اکنون قابل اجرا گشته است: پيشنهاد فورى در مورد صلحى دمکراتيک٬ حذف حق مالکيت زمينداران بر روى زمين٬ کنترل کارگران بر روى توليد و تشکيل يک حکومت شورايى…..زنده باد انقلاب کارگران٬ سربازان و دهقانان!» ۲۵ اکتبر٬ طى تمام روز٬ عمليات نظامى بدون برخورد با مقاومتى ادامه داشت·

مردم بطور کلى از رويدادهاى در حال جريان چندان با خبر نشدند· اطلاعات داده شده از اين دست که همه تا حد از خود بيخود شدن مانند خوک مشروب نوشيده و خارج از کاخ زمستانى با سر و صدا شراب هورت ميکشيدند را ميتوان به تخيلات نسبت داد· در روسيه سالها بود که نوشيدن الکل ممنوع و اين تا مرگ لنين ادامه يافت· يکى از اولين فرامين لنين اين بود٬ ۳۷۰۰۰۰ ليتر شراب و مشروب به اسکانديناوى صادر کنيد·

نه٬ مردم در نوسکى به سينما رفته و به انجام کارهاى روزمره خود مشغول بودند· آنها در سالن کنسرت در نارودنى ترانه دون کارلوس را ميخواندند که توسط بزرگترين خواننده اپراى روسيه٬ فٸودور شالياپين اجرا شده بود· ابتدا همزمان با آغاز شب بود که چهار گوشه شهر توسط تانکهاى کمتيه نظامى انقلاب اشغال شدند·

ساعت ٢٬٣۰ بعد از ظهر جلسه اى با شرکت کارگران و نمايندگان شوراى پطروگراد افتتاح شد· در ميان هلهله و شادى فراوان شورا اين اعلاميه را دريافت نمود: دولت موقت ديگر وجود خارجى ندارد٬ چند تن از وزيران دستگير و مابقى آنان در انتظار ايستاده و پارلمان منحل و همه نقاط حساس تصرف شده بودند·

کاخ زمستانى هنوز مقاومت نشان ميداد· ساعت شش بعد از ظهر کاخ محاصره و تمام خطوط تلفنى بسته شده بودند· ساعت ٢١٬٤٥ رزمناو آٸورورا با توپى شش اينچى اولين گلوله اخطار را بسمت کاخ پرتاب کرد· توپخانه سنگين دژ پيتر پل حدود ٣۰ گلوله٬ بدون بوجود آوردن خساراتى جدى٬ بطرف کاخ شليک کرد· آنها از کليساى جامع کازان نيز٬ با استفاده از گلوله هاى تانک و توپخانه سنگين٬ به ميدان کاخ حمله کردند· شرايط براى انجام يورشى آماده بود·

تا مدت زمانى دراز در مورد تسليم گردان موسوم به «گردان مرگ» زن و ديگر مدافعان که در کاخ بسر ميبردند٬ وضعيت عدم اطمينان جارى بود· در پايان يک گروه ٣۰۰ – ٤۰۰ نفرى از سربازان گارد سرخ و سربازان به داخل کاخ رفتند· شش تن از آنان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند·

آنها کمى قبل از ساعت ٢ صبح به اتاق مرمر سبز٬ جايى که دولت موقت از آنجا حکومت ميکرد وارد و اعضاى دولت ٢٬١۰ به امضاى قرارداد بازداشت خود ناگزير گشتند· با اينحال رئيس دولت موقت٬ آن درمانده نزديک بين٬ آلکساندر کرنسکى٬ ملبس به لباس پرستار بچه و با اسکورت اتوموبيلى با پرچم آمريکا (اين اتوموبيل بعدها بعنوان «ربوده شده»به پليس گزارش شد) موفق به فرار شد·

پس از پايان تيراندازيها٬ جمعى از مردم به کاخ حمله و اموال تزار را در اتاقش و زير زمين به غارت بردند٬ که جلوگيرى از آن بسيار دشوار شد· با اينحال صدمات وارده به کاخ اندک بود· در صورت پذيرفتن اظهارات ايزاک بابل – ه نويسنده٬ او و رئيس چکا*– ى پطروگراد٬ يوريتسکى٬ چند روز بعد در کاخ نشسته و سيگارهاى تزار را دود کرده بودند!

کرنسکى٬ بمنظور سازماندهى نيروهاى قادر به بازگرداندن او به پطروگراد و تعقيب بلشويکها٬ با عجله به سمت جبهه حرکت کرد· او در گاتينا شمارى از سربازان و افسران مايل به مقاومت را گرد هم آورد٬ اما بيهوده بود· «نيروها» در مقابل ديدگان او آب شدند و خود ناگزير به تبعيد رفت· دولت در پطروگراد٬ بقول يکى از فرماندهان فرانسوى٬ «پيش از هيش گفتنش» سرنگون شد·

ترتسکى کنگره شوراها را يکساعت پس از آغاز حمله به کاخ زمستانى با پيام سرنگونى دولت موقت آغاز نمود· بلشويکها در جريان گشايش کنگره با ٣٩۰ نماينده از ٦٤٩ نفر بزرگترين گروه بودند·

در طول کنگره جناح بلشويک بدليل پيوستن از احزاب ديگر تا ٤٧٢ نماينده افزايش يافت· لنين بدليل کمبود وقت در اولين کنگره شرکت نکرد٬ اما در دومين کنگره دستگيرى اعضاى دولت موقت را اعلام نمود· «اکنون زمان براى آغاز ساخت و ساز يک جامعه سوسياليستى فرا رسيده است!» او سخنرانى خويش را اينچنين بپايان برد· با سادگى و خونسردى کامل·

پس از گذشت ساعاتى پيشنهاد وى در مورد فرمان صلح به تصويب کنگره رسيد٬ پيشنهادى که به کليه کشورهاى شرکت کننده در جنگ صلحى بدون الحاق٬ غرامت٬ بر اساس حق مردم در تعيين سرنوشت خويش٬ را اراٸه مينمود·

بهمان ترتيب پيشنهاد لنين در مورد فرمان زمين مورد قبول واقع شد٬ فرمانى که حق مالکيت مردم و دولت را بر روى زمين جايگزين حق مالکيت مالکان بزرگ بر روى زمين که بايد بدون دريافت هيچگونه غرامتى زمينهاى خود را واگذار مينمودند٬ برسميت ميشناخت·

با اتخاذ اقدامى سريع ١٥۰ ميليون دسياتين۵ زمين متعلق به زمينداران بزرگ٬ اقوام تزار٬ کليسا و معابد به کشاورزان واگذار شد و بدين ترتيب از پرداخت اجاره اى بالغ بر ٥۰۰ ميليون روبل معاف گشتند·

کنگره نماينده گانى (کمتيه اجرايى مرکزى٬ VTSIK) را٬ که در آن بلشويکها در اکثريت بودند٬ انتخاب و پس از آن به مسئله حساس دولت بازگشت· قبل از هر چيز: نامى براى اين دولت؟ ترتسکى پيشنهاد نمود٬ شوراى کميسارياهاى مردمى· «عالى بنظر مياد· بوى انقلاب ميده» لنين گفت·

لنين بعنوان مدير بلامنازع بنظر ميرسيد٬ با اينحال براى شروع از قبول اين سمت بدليل انجام وظايف حزبى سر باز زد· پس از آن بايد در مورد تک حزبى يا اٸتلافى بودن دولت موضع گيرى ميشد·

به پيشنهاد منشويکها و با موافقت جمعى شرکت کنندگان ماموريت تشکيل دولتى اٸتلافى بر عهده مارتف نهاده شد· اما انقلابيون سوسياليست و منشويکهاى- راست به ناگهان سالن را ترک کردند! بدنبال خروج آنان انقلابيون سوسياليست – چپ نيز از شرکت با بلشويکها در دولت امتناع ورزيدند·

در نتيجه اولين دولت حکومت شوراها دولتى تک حزبى٬ از بلشويکها شد· «روزى خواهيد فهميد که در چه جنايتى شرکت کرديد!» مارتف فرياد کشيد و سپس سالن را ترک کرد· کنگره در بيانيه اى منشويکها و انقلابيون سوسياليست را بخاطر تضعيف حکومت شوراها محکوم نمود·

بلشويکها بسرعت دريافتند که در جريان بدست گيرى صلح آميز قدرت در برخى از موارد بيش از حد ملايم بوده اند· کرنسکى٬ تعداد زيادى از وزرا و افسران دانشجوى مدافع کاخ زمستانى را با اداى قسم آزاد و ژنرال کراسنف٬ رهبر حملات نيروهاى دولتى٬ فقط به حبس خانگى محکوم شده بود·

طولى نکشيد که ژنرال در راس نيرويى قرار گرفت که خود را به پطروگراد نزديک مينمود و افسران دانشجوى متعلق به کاخ زمستانى شورشى را آغاز نمودند· لنين ناگزير به هلسينکى تلفن زد و دو واحد کماندويى و ناو جنگى رسپوبليکا بسوى پطروگراد حرکت کردند· در کارخانه پوتيلف ساخت زره پوش جديدى براى حکومت شوراها آغاز شد·

پير و جوان بمنظور برخورد با نيروهاى کرنسکى و تبليغات در ميان آنان بسوى جبهه براه افتادند· حمله به پطروگراد بى نتيجه ماند و شورش افسران بسرعت سرکوب شد· اما دورتر از پطروگراد شعله جنگ داخلى زبانه کشيد·

در ٢٦ اکتبر (٨ نوامبر) ژنرال کالدين در منطقه دن حکومت نظامى اعلام و دست اندر کار سازماندهى قزاقها بر عليه حکومت شوراها شده بود· در ٩ نوامبر رهبر قزاقها٬ دوتوف و اورنبورگ را در اورال به تسخير خود در آورده و کرملين در مسکو به اشغال سفيدها درآمده بود·

لنين بايد جانب تعادل را رعايت و همزمان به ضد انقلاب قدرت عمل نشان داده و از تشديد مناقشات و تضادها با سوسياليستهاى انقلابى٬ منشويکها و ديگر فراکسيونهاى مردد در شوراها پرهيز مينمود·

در ضمن در درون خود-ه حزب نيز دو دلى عظيمى جارى بود· چنين بنظر ميامد که در آنجا نيز بسيارى پايان کار دولت بلشويکها را نزديک ميديدند· در ٩ نوامبر کمتيه اجرايى کميته مرکزى بيانيه اى را با مضمون تشکيل دولتى با شرکت همه احزاب سوسياليست٬ به تصويب رساند·

مخالفان بلشويکها به محض آگاه شدن از وجود اين تصميم٬ در وهله اول اخراج لنين از دولت و جايگزين نمودن وى را با يک منشويک تقاضا نمودند· لنين مخالفت نمود و ٩ وزير دولت او بعنوان اعتراض استعفا دادند· همزمان کامنف٬ ريکوف و زينويف از کمتيه مرکزى حزب کناره گيرى نمودند·

در جلسات با شوراى نمايندگان مردم مبارزه بر عليه گرسنگى دائمى در دستور کار قرار گرفت. در ١١ نوامبر پطروگراد فقط براى ٤ روز نان داشت· نمايندگان مردم مانند ديگران يک هشتم فونت (٥۰ گرم) نان در روز دريافت مينمودند٬ نانى آنچنان مشمئز کننده که بدون گرفتن بينى قابل خوردن نبود·

يکى از مهمترين مطالبات بلشويکها قبل از انقلاب اکتبر فراخواندن سريع يک مجلس موسسان٬ با وظيفه تنظيم قانون اساسى براى دولت جديد٬ بود· در ٢٥ـ٢٧ نوامبر ١٩١٧ جهت تشکيل اين مجلس انتخابات به اجرا گذاشته شد٬ و آن بنحوى تنظيم شده بود که همه احزاب را بشرکت در آن قادر مينمود·

بر اساس نتيجه رسمى اعلام شده انقلابيون سوسياليست از پشتيبانى ٤۰٬٤ درصد راى دهندگان برخوردار شدند٬ بلشويکها ٢٤٬٧ و منشويکها ٢٬٦ درصد· بنابراين بلشويکها تا کسب اکٽريت فاصله زيادى داشتند· با توجه به قوانين مجلس لنين البته کنار زده ميشد· از طرف ديگر راه حل ديگرى وجود نداشت·

انقلابيون سوسياليست به دو فالانژ – ه چپ ـ و راست تقسيم شده بودند٬ که همزمان بخش چپ آنها از بلشويکها پشتيبانى مينمود در ضمن واگذار نمودن دولت به جناح راست انقلابيون سوسياليست برابر بود با سر تسليم فرود آوردن در مقابل سفيدها· کرنسکى در همانزمان يکبار مطالبات مردم را در مورد نان و زمين زير پا نهاده بود· اکنون بلشويکها به تکرار آن مجاز نبودند·

بلشويکها در هر دو مرکز از اکثريت قاطعى برخوردار بودند· به باور لنين با برقرار شدن صلح و گسترش هر چه بيشتر پيامهاى بلشويکها در ميان روستاها پشتيبانى از انقلابيون سوسياليست محو ميشد· در کشور بزرگى مانند روسيه فاصله تاٽير بسيارى بر روى سياست دارد·

الگويى وجود داشت که بر اساس آن روستاهاى نزديک به راه آهن به بلشويکها و با فاصله اى بيشتر به انقلابيون سوسياليست راى داده بودند· سربازانى که از جبهه بازگشته بودند در روستاهاى قرار گرفته در امتداد راه آهن٬ اما نه در داخل خود کشور٬ تبليغات نموده بودند·

در اکتبر ١٩١٧ در جريان دومين انتخابات شوراهاى تمام روسى کنگره٬ بلشويکها ميان ٢۰ ميليون شرکت کننده حاٸز اکثريت شدند· در پطرزبورگ بلشويکها قبل از انقلاب ٨۰ درصد از آرا را در انتخابات٬ و پس از انقلاب اکتبر در اولين انتخابات براى دوماى پطرزبورگ٬ انتخاباتى کاملا آزاد٬ ١٨٨ از ٢۰۰ کرسى را ازآن خود نمودند·

لنين با اشاره به عدم اطمينان به دهقانان٬ بر اين اعتقاد بود که طبقه کارگر به تنهايى «نماينده واقعى اکثريت قريب به اتفاق آنهايى بود که تحت سيستم سرمايه دارى بردگى نموده بودند»٬ طبقه کارگر «اگر چه بخش اقليت جامعه را تشکيل ميداد» قادر به سرنگون نمودن سرمايه دارى و سپس جذب خرده سرمايه دارى فقير و نيمه کارگر بود»· کشاورزان هنوز از بلشويکها پشتيبانى نمينمودند·

اما مردم بهر حال پارلمانى را برگزيده بودند· بلشويکها در مقابل آن چه تکليفى داشتند؟ تعدادى از کادتها و انقلابيون سوسياليست قبل از گشايش پارلمان دستگير و تبعيد شده بودند· شوراها پس از آن حزب کادت را کاملا ممنوع اعلام نمودند· در شب ١٨ ژانويه سال ١٩١٨ تبعيد شدگان کادتى٬ کوکوشکين و شينگرو٬ توسط تنى چند از سربازان و ملوانان بر روى تختهاى خود در بيمارستان ترور شدند·

در همانروز مجلس موسسان – ه تازه انتخاب شده٬ در کاخ تاٸوريسکا در پطروگراد تشکيل جلسه داد· سخنگوى منشويکها ساعاتى پس از نيمه شب و پس از مباحثى طولانى مسئله زمين را که در دستور کار قرار داشت به بحث گذاشت·

پيش از آغاز راى گيرى در مورد يک فرمان ملوانى قوى هيکل از اهالى کرونشتات٬ سيلازنيکوف٬ با اسلحه پر خود به سخنگوى مجلس نزديک شد و دو عبارت را که به نقل قولى به زبان روسى مبدل شده است به زبان آورد:

«Karaul ustal!» (نگهبان خسته است).

ساعت ٤٬٤۰ صبح بود که جلسه بوقت ديگرى موکول شد· روز بعد نمايندگان با گشتهاى مسلح بلشويکها که از تشکيل جلسات جديد ممانعت بعمل مياوردند مواجه شدند· رويدادها با برخوردهاى خشونتبار با تظاهر کنندگان٬ که بر اثر آن ١۰ تن٬ از جمله دو تن از نمايندگان اعضاى مجلس منحل شده بقتل رسيدند٬ همراه بود·

پس از آن بمنظور انتخاب مجلس سوم از جانب دولت انتخابات عمومى اعلام شد· در اين انتخابات بلشويکها و سوسياليستهاى انقلابى چپ ٩٤ درصد از کرسيها را به خود اختصاص دادند٬ و اين امر بنوبه خود انحلال مجلس موسسان را مورد تاييد قرار داد· درست است که شوراها تنها توسط نيمى از آراى راى دهندگان به مجلس موسسان انتخاب شدند٦ ٬ اما مشروعيت يک دمکراسى ناچيز تجديد بنا شده قلمداد شد·

لنين و کروپسکايا در اسمولنى باقى ماندند· آنها در آنجا اتاقى را گرفتند که بيکى از رئوساى زن يک مدرسه شبانه روزى تعلق داشت· هنگام غروب کروپسکايا از محل کار خود در تاسيىسات خدمات براى آموزش و پرورش عمومى به خانه ميامد و اگر لنين مشغول به کارى نبود لحظه اى را صرف تماشاى خيابانهاى زيباى اسمولنى نموده و با يکديگر گفتگو ميکردند·

خانه آنها بسيار ساده بود· کليه دفاتر دولتى در اسمولنى تنها از يک ميز و چند صندلى تشکيل ميشدند· جلسات تقريبا روزانه٬ گاهى دو بار که ميتوانست تنها چند ساعت کوتاه باشد٬ برگزار ميشدند·

لنين بخاطر احترام به نظم و ترتيب پرداخت جريمه اى ميان ٥ تا ١۰ روبل را بخاطر دير حاضر شدن در محل کار براى خاطيان مقرر نموده بود· کميسرهاى عمومى٬ به عبارت ديگر وزيران٬ از جمله لنين٬ ماهانه ٥۰۰ روبل٬ منشى ٧۰۰ و رئيس ٨۰۰ روبل دستمزد دريافت مينمودند·

حول سادگى شخص لنين داستانهاى بسيارى وجود داشته اند· هنگاميکه سرپرست دولت بونتى- بروجويج به افزايش دستمزد رئيس٬ لنين٬ از ٥۰۰ تا ٨۰۰ روبل تصميم گرفت٬ توبيخ نامه اى کتبى دريافت نمود· هدايا به کودکان محتاج اهدا ميشدند· تنها مورد لوکسى که لنين آنرا قابل دفاع ارزيابى مينمود دادن غذاى کافى به خدمتگزاران انقلاب٬ حتى هنگاميکه در خارج نياز به غذا بينهايت بود·

لنين براى پرکردن پستهاى دولتى از کمک افرادى توانا نيز برخودار نبود· گريگورى پطروفسکى/ روزنامه نگار در خاطرات خود ميگويد که او چگونه بصورتى اتفاقى وزير کشور شد·

پس از بحران دولتى در نوامبر ١٩١٧ تعدادى از کميسرهاى مردمى به ناگهان استعفا دادند و زمان کوتاهى پس از آن پطروفسکى بصورتى اتفاقى با لنين برخورد نموده بود: «او دست خود را بر روى شانه من گذاشت و گفت: «دقيقا٬ بموقع بود! ما تصميم گرفتيم که شمارو بعنوان وزير کشور انتخاب کنيم! ريکف کارش را ول کرده و رفته»!

من خواهش کردم: «ولاديمير ايليچ! هر رفيق ديگه اى را که ميخواى انتخاب کن و من همکار اون ميشم!» لنين گفت: «در جريان يک انقلاب کسى نبايد از برخورد با مشکلات سر باز بزنه!» و با خنده اى مسرى گفت: «ما بايد به پطروفسکى دوتا کارگر با اسلحه از ويبورگ سيدان بديم· آنها ميخوان اونو به ساختمان وزارت کشور ببرن! براى استعفا دادن بعدها کوشش کن!»٧

در ساختمان وزاتخانه منظره دلنشين و شادى در انتظار پطروفسکى نبود· قفسه هاى قفل شده و کارمندانى که تنها در صورت تهديد- ه به بازداشت دهانشان را باز مينمودند· بعدها٬ پس از انتقال دولت به مسکو٬ همان وظايف به پطروفسکى محول شدند·

اولين اقدام او آويزان نمودن قفلى شد بر روى در مجلس سنا٬ شوراى کليسايى و موسسات صاحب منصبان· لنين پطروفسکى را بخاطر خودسرى و زياده رويهايش بشدت مورد سرزنش قرار داد· اما چشمانش ميخنديد·····

* نام کروپسکايا در گذرنامه جعليش

١ـ مارکسيسم در دولت در ولاديمير ايليچ لنين: آٽار منتخب٬ نسخه ۵ ٬ جلد ۳۳ ٬ ص ۲۶۷

٢ـ بعنوان مثال به آلفرد روزمر نگاه کنيد: مسکو تحت فرمان لنين (موندال ۱۹۷۱)

٣ـ ترتسکى نه تنها در طى روزهاى انقلاب بلکه در ميان اعضاى حزب نيز بسيار محبوب بود· در ششمين کنفرانس و در جريان انتخاب کميته او ١٧١ راى و لنين ١٧٣ راى بدست آوردند·

٤ـ ديميترى ولکوگونوف: لنين· پرتره سياسى٬ بخش ۱ (مسکو ۱۹۹۴)٬ ص ۲۹۳·

* http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%DA%A9%D8%A7

٥ـ يک دسياتين برابر است با ١٬۰٩ هکتار

٦ـ در ابتدا تنها کارگران و سربازان در کنگره شوراها حق دادن راى داشتند.

٧ـ گونار گونارسون: روسيه ۱۹۱۷ (استکهلم ۱۹۶۷)٬ ص ۲۶۲·