سياسی

سرکوب، مقاومت و شورش در «دولت پلیسی فرگوسن »

توسط لِری اورست، خبرنگار روزنامه «انقلاب»

یکشنبه 30 نوامبر، 2014 فرگوسن، ایالت میزوری. در 17 نوامبر، فرماندار ایالت میزوری وضعیت اضطراری اعلام کرد، و این شرایطی است که در فرگوسن و قلمرو شهر سنت لوئیس در همین ایالت حاکم است:

شما با اتوموبیل از یک تقاطع بزرگ خیابان تجاری مثل چیمبرز و غرب فلوریسنت می گذرید و مشاهده می کنید که یک طرف تقاطع توسط شش تا هشت خودرو پلیس با چراغ خطرشان سنگر بندی شده. نوار (زرد) در صحنه جرم، یک خود رو نظامی هاموی، سربازان مسلح، و نیروی پلیس بیشتر در آن طرف چهار راه، مقابل فروشگاه والگرین کاملاً نمایان است. شما بالای سرتان اغلب صدای گوشخراش هلیکوپتر ها را که گشت می زنند ، می شنوید، در شب شما گاهی اوقات می توانید گسترش نورافکن هایشان در نزدیکی که مشغول گشت می باشند را مشاهده کنید. در همین حال حریم هوائی برای کلیه ترافیک بسته شده است، و بنا به گزارشهایی این به خاطر جلوگیری از هلیکوپترهای گزارشگر به منظور ارائه ویدیو و عکس از آنچه که در جریان یا شرُف وقوع در صحنه تظاهرات می باشد.

شما در یک تظاهرات اعتراضی شرکت می کنید – چه در خیابان یا در مرکز خرید – شما حضور سنگین نیروهای پلیس را مشاهده می کنید، اغلب با حمایت پرسنل با یونیفورم های نظامی و پلیس های مخفی مشاهده می کنید. راه پیمائیهای مسالمت آمیز و تظاهرات می تواند (و اتفاق افتاده است) « تجمعات غیر قانونی » اعلام می گردد و سپس با کوچکترین بهانه ای به شدت سرکوب می شوند. گاهی اوقات این به معنی شلیک پی در پی گاز اشگ آور از جانب وسایل نقلیه غول آسای ضد شورش – به طور مؤثر مجازات کل جمعیت برای اقدامات مورد ادعای یک نفر یا دو نفرـ می باشد. گاهی اوقات پلیس ضد شورش نظامی، به طرز تهدید آمیزی مقابل جمعیت معترض صف می کشند، و یا حتی به جمعیت وحشیانه حمله ور می شوند. اسپری زدن فلفل و استفاده همه جانبه از باتون ها و غیره به کار می رود. کسانی که با خشم و غضب صحبت می کنند توسط پلیس مورد برخورد قرار می گیرند و سپس با یک باند شش یا هشت نفره پلیس مورد حمله واقع می شوند، معترضین را بر زمین می اندازند، دستگیر می کنند و آنها را از صحنه خارج می سازند.

پس از این ادعایی که دمکراسی موجود به اصطلاح به حقوق مردم برای تجمع، آزادی بیان، و اعتراض آنها احترام قائل است، دولت ده ها نفر پلیس تا دندان مسلح، جاسوسان و نیروها و سازمانهای نظامی را برای ماه ها به منظور مهار و سرکوب این معترضینی که انتظارش می رفت گسیل کرد. آنها بیش از 500 نفر را از ماه آگوست تا به حال در منطقه دستگیر کرده اند، و نظارت و کنترل گسترده ای را بر فعالین سیاسی، سازمان دهندگان، و روزنامه نگاران به عمل آوردند – برخی از آنان موقع رانندگی، یا در حالی که به صف اعتراضات پیوستند، دستگیر شدند. انقلابیون و دیگر نیروهای مقاومت مورد هدف و آزار و اذیت و در رسانه ها مورد توهین قرار گرفتند.

اگر تمام این اتفاقات در کشوری صورت می گرفت که ایالات متحده با آن در تضاد می بود – مثل روسیه، چین یا ایران – همان رسانه های اصلی عمومی که هم اکنون از سرکوب معترضین و مردم در فرگوسن حمایت می کنند، آن کشور ها را تحت عنوان «دیکتاتوری » و « استبداد » محکوم می کردند. خوب، این چیزیست که به طور روزمره در اینجا در جریان است.

فرگوسن: مرکز شورشی که کل کشور را به لرزه درآورده است

این وضعیتی است که در حال اتفاق افتادن است، برای اینکه، فرگوسن قلب شورش و قیام قدرتمندیست که کل کشور را لرزانده و میلیونها نفر را نسبت به «پیشرفت حقوق مدنی »، « حقوق برابر » و به واقعیات بی رحم و شرور ظلم و ستم و قتل سیاه پوستان و دیگر مردم ستمدیده در آمریکا امروز بیدار و آگاه کرده است.

مایکل براُن توسط پلیس سفید پوست فرگوسن، دارن ویلسون، در هشتم ماه اوت به قتل رسید، و باعث شورش عظیم و موج اعتراضات در سراسر کشور شد. سیستم با استقرار نیروهای نظامی در خیابانهای فرگوسن که میلیونها نفر را بیشتر خشمگین ساخت و دروغ های مجاز شده آمریکا را بر ملا ساخت: که این کشور سکانی است برای آزادی، جائیست بر خلاف جاهای دیگر در جهان، برای احترامی که برای آزادی مردم قائل است، از جمله حق آزادی بیان و اعتراض.

از آن زمان به بعد، مقامات در شهر و حومه سنت لوئیس، و هم چنین در سراسر کشور، تا بالاترین سطوح، خود را برای اعلام از جانب دفتر عضو دادسرا که آیا قاتل مایکل براُن حتی اگر اتهامی به او وارد شود، آماده کرده بودند.

هم زمان با اعلام دادگاه، بیل کوئیگلی، استاد حقوق دانشگاه لویوات و مدیر حقوقی وابسته به مرکز حقوق قانون اساسی نوشت: « ده ها و ده ها تن از نیروهای پلیس مسلح معترضین را در شهر فرگوسن زمانی که حکم مایکل براُن اعلام می شود محاصره خواهند کرد. آنجا مأمورین فدرال اف بی آی، امنیت داخلی، مارشال ایالات متحده، سربازان پلیس ایالتی، کلانترهای شهر و حومه، و پلیس محلی شهری از ده ها شهرهای کوچک و بزرگ در حوالی سنت لوئیس برای کنترل مردم معترض حضور پیدا خواهند کرد. »

این نظامی است براساس برتری نژاد سفید، نژادی که عملکرد و منافعش به طور مستقیم در تقابل با اکثریت قریب به اتفاق مردم و طبقه ای که حاکمیت اش بر اساس خشونت حفظ می شود. این نظامی است که می داند که مخصوصاً توده های سیاه پوست – مانند مردمی که در فرگوسن به پا خاسته اند – تهدیدی برای موجودیتش محسوب می شوند – از جمله به دلیل زمانیکه توده های به تنگ آمده سیاه به پا می خیزند، بهترین بخشهای دیگری از مردم طرفدار خود (ثروتمندان) را به جلو فرا می خواند. هنگامی که آنها از « دولتی توسط مردم و برای مردم » صحبت می کنند، درست به معنای اعمال خشونت آمیز ظلم و ستم است.

در فاصله 108 روز مابین قتل مایکل براُن و اعلام اینکه ویلسون آزادانه خلاص می شود، قدرتهائی که برای مقابله با این شرایط موجود نیروهای پلیس را سازماندهی و هم آهنگ کردند، از جمله حالت اضطراری توسط جی نیکسون، فرماندار ایالت میزوری در روز 17 نوامبر اعلام شد، و حتی طبق گفته شهردار سنت لوئیس،ا سلای با تظاهر به این که معترضان « فرصتی برای بیان حقوق متمم اول قانون اساسی خود » را دارند، مردم را بی رحمانه سرکوب کردند.

سپس روز 24 نوامبر اعلام شد که دارن ویلسون آزادانه رها می گردد، که یک فرد سیاه در هر زمانی می تواند در آمریکا به قتل برسد، در هر مکان، مخصوصاً توسط نیروهای مجری قانون، بدون هیچ برآمدی. خشمی که فوران زده بود بسیار همه جا گیر و دامنه دار بود. در آن شب نظام با سرعت و خشونت پاسخ داد و روز بعد نیکسون حضور گارد ملی را به سه برابر یعنی 2200 نفر رساند و از این طریق نقش مخرب خود را تشدید کرد، و پلیس تا دندان مسلح تاکتیک حتی تهاجمی تری را به کار برد.

دولت پلیسی در فرگوسن – این چیزیست که به دمکراسی امپریالیستی آمریکا شباهت دارد

دو شنبه شب، 24 نوامبر، مردم در مقابل ایستگاه پلیس فرگوسن با وسائل نقلیه ضد شورش عظیمی روبرو شدند، انبوه گاز اشک آور همه جا نمایان بود، و بسیاری از مردم را از خیابانها بیرون کردند. آن شب 61 نفر بازداشت شدند، بعضی ها با اتهامات جنایت روبرو شدند. سیستم گندیده مزخرفاتی مانند « آشوبگران خارج » – به عنوان مصداقی که اگر این کار بد یست – به مردم نسبت می دادند، که در واقع این مردم به تنگ آمده معترض از ساکنان محلی بودند.

سه شنبه شب، 25 نوامبر، قسمت غربی خیابان فلورسنت، در اطراف آپارتمانهای کنفیلد – جائیکه مایکل براُون زندگی می کرد و به قتل رسید – کاملاً مسدود شده بود. پلیس در این نقطه تظاهرات را غیر قانونی اعلام کرد و اعتراضات حدود 60 نفر در نبش خیابان کمبریج و غرب فلوریسنت را که بدون برانگیزشی بود در هم شکست. در جنوب خیابان فلوریسنت، پلیس با گاز اشک آور اعتراضات صد ها نفر در مقابل ایستگاه پلیس را پراکنده کرد.

چهارشنبه، 26 نوامبر، من شاهد سرکوب وحشیانه تظاهرات توده ای توسط پلیس در مرکز شهر سنت لوئیس بودم، بر روی تظاهرکنندگان فلفل اسپری می ریختند و مردم را فقط به خاطر سخن گفتن می ربودند.

تهدید و ارعاب در روز جمعه سیاه

جمعه، 28 نوامبر، من حضور بیش از حد نیروی پلیس را دیدم، از جمله پلیس مخفی در مقابل پارکینگ وال مارت. زمانیکه من به یک اتوموبیل معمولی که یک جوان سیاه در آن بود نزدیک شدم که از او سئوال بکنم که در مورد تحریم زیستن سیاه اهمیت دارد، چه فکر می کند، او گفت، « از این اتوموبیل دور شو ». من فکر کردم که او فقط می گوید کمی از ماشین عقب نشینی کن، اما زمانی که من سعی کردم از او سئوالی بکنم، او از اتوموبیل خارج شد و با صدای بلند گفت، « نه منظورم اینست که از اتوموبیل عقب بایست ». و من به او گوش کردم. از قرار معلوم او یک پلیس مخفی بود و تعداد بیشتری از آنان در همان نزدیکی بودند. حضور بی شماری از پلیس در کالریا، در ارتفاعات ریچموند وجود داشت. (گزارشات تظاهرات جمعه سیاه را ملاحطه کنید.)

یکی از فعالینی که وال مارت را در سنت لوئیس بستند به من گفت:

در وال مارت، نیروی تهاجمی مسلح امنیتی با تعدادی از سگ ها مشاهده می شدند. ما شروع به شعار دادن کردیم و در نزدیکی در خروجی گرد آمدیم. آنجا دیواری از پلیس مسلح بود. پلیس با فریاد و تحکم با مشتریان برخورد می کرد و می گفت: « اگر می خواهید خرید کنید، فقط خرید کنید » – هم چنانکه به خریداران هشدار می دادند، که هیچ توجهی به آنها نداشته باشید. وقتیکه ما در خارج از وال مارت شعار می دادیم، افسران پلیس دست های خود را بر روی تپانچه ها قرار دادند! برای من چنین حرکتی بسیار تکان دهنده و غیر قابل تصور بود. اگر قابل باور می بود. تقریباً مضحک و بی معنی به این معنی که این فقط یک فروشگاه است. شما حضور پلیس در فروشگاه را به منظور محافظت از اموال خصوصی و این تعطیلات و این معاملات می بینید.

مسدود کردن کامل دورنلا کانرز

روز شنبه، 29 نوامبر، دورنلا کانرز، یک زن جوان باردار سیاه پوست با دوست پسرش در یک اتوموبیلی در حال رانندگی و دور شدن از صحنه اعتراضات، می خواستند از سرکوب پلیس در امان باشند که پلیس حرکت اتومبیل را مسدود می کند، هم از جلو هم از عقب، پلیس با کیسه مخصوصی پر از لوبیا شیشه مقابل راننده را خرد و خاک شیر می کند، و در اثر اصابت خرده شیشه ها به سرو صورت این زن سیاه، یک چشمش را از دست می دهد. طی مصاحبه ای با ایستگاه رادیو محلی، آن زن گفت: « من هرگز دزدی یا کار دیگر نمی کردم، من فقط با دوست پسرم بیرون آمده بودیم، ما فقط حین احترام به مایکل براُون در اتوموبیل خود در اطراف در حرکت بودیم ». پدر این زن سئوال می کرد: « چگونه یک زن باردار در یک اتوموبیل می تواتد عامل هرج و مرج باشد ».

یک روند خلاف قانون اساسی، بسیار گسترده در سراسر کشور

این حوادث هرگز از هم جدا نیستند. کرِس هرمس، معاون پرزیدنت اتحادیه حرفه ای وکلای آمریکا (*)، برای حقوق کارگران، یک الگوی گسترده چند بعدی از سرکوب علیه مردم و کسانیکه در اعتراضند را توصیف کرد.

« تعقیب مردم از یک منطقه برای متفرق کردن آنها، هم چنانکه روز سه شنبه، 25 نوامبر در نزدیکی اداره پلیس فرگوسن اتفاق افتاد، به دلیل برخی از تخریب اموال، به جای اجازه دادن به مردم برای تظاهرات، این نقض قانون اساسی برای داشتن حق تجمع و اعتراض حساب شد.»

کرس هرمس اظهار داشت: « همینطور، استفاده از سلاح علیه معترضان مانند گلوله های لاستیکی و پلاستیکی، اسپری با فلفل و گاز اشک آور ». « گاز اشک آور بدون تبعیض است. تیر اندازی گلوله های لاستیکی به طرف جمعیت بدون تبعیض است. »

یکی از نمونه های افتضاح آور پرتاب گاز اشک آور به مُکابی کافی شاپ، روز سه شنبه صبح زود، 25 نوامبر در سنت لوئیس بود. این محل قرار بور فضائی امن باشد و مردم در داخل و خارج کافی شاپ قهوه صرف کنند، و معمولاً مکانی برای تجمع مردم در مبارزه برای عدالت برای مایکل براوُن و وان درِرِت مایرز جونیرز، یک مرد سیاه جوان که در روزه هشت اکتبر با هشت گلوله توسط پلیس سنت لوئیس کشته شد، بود. اما، حدود ساعت یک بعد از نیمه شب، پلیس گاز های اشک آور به سمت این کافی شاپ پرتاب کرد، و سپس لحظاتی بعد با استنشاق گاز اش آور، مردم حتی سعی کردند از آن محل خارج شده و خود را به کلیسای سنت جان اپیسکوپال (یکی دیگر از پناه گاه های امن) برسانند. جنیفر مکوی، یک ناظر قانونی اتحادیه حرفه ای وکلای آمریکا، به من گفت که زمانیکه مردم به داخل کلیسا پناه بردند، سر و بدن آنها بقدری با گاز اشک آور آغشته بود که وادار به خارج شدن از آنجا شدند.

کرس هرمس وکیل اتحادیه حرفه ای وکلای آمریکا گفت که دستگیریهای گسترده و هم چنین مسدود کردن خیابانها – سر تا سر خیابان غرب فلوریسنت در این مورد – هم چنین برای جلو گیری و سرکوب تظاهرات بکار می رود. از دوشنبه شب گذشته 120 نفر دستگیر شدند، زمانیکه تصمیم هیئت منصفه اعلام شد، 30 نفر آنها تحت عنوان جنایتکار دستگیر شدند. بر خلاف تمام صحبت های دولت و رسانه ها، در مورد اینکه این قیام ها از خارج تحریک شده، کرس هرمس اظهار داشت که « اکثریت عظیم مردم معترض محلی بودند. »

کوآیگلی – متخصص قانون (*) – نوشت که کل مفهوم اینکه دولت می تواند به مردم بگوید که چه وقت، چگونه و چطور می توانید اعتراض کنید – هم چنانکه پلیس در فرگیسن انجام داده است – کاملاً خلاف قانون اساسی است.

« دولت به مردم می گوید که آنها تنها می توانند تا ساعت خاص اعتراض کنند، یا در خیابان خاصی، و یا تنها در صورتی که آنها در حرکت باشند، و یا نه آنجا، نه اینجا، نه حالا، دیگر نه. چنین اقدامی توسط پلیس کاملاً غیر مجاز با قانون اساسی ایالات متحده می باشد. مردم حق اعتراض را دارا می باشند، دولت باید دست از سر مردم بردارد. »

کوآیگلی اشاره می کند که ارعاب توسط پلیس – که خود را تا دندان مسلح وارد صحنه می کنند – هم چنین سرکوب مخالفت، ضد قانون اساسی است.

نیروی نظامی دولتی – فعالانه برای سرکوب اعتراضات نیروهای انتظامی را همراهی می کند

نیروی نظامی دولت طوری به تصویر کشیده شده است که گویا رُل بی تفاوتی را به جز صرفاً محافظت از مالکیت خصوصی، باز ی می کند، اما : کرس هرمس تأکید بر این دارد که این چنین نیست، زیرا آنها نقش بسیار فعالی را در سرکوب اعتراضات ایفا می کنند: « نیروی نظامی دولت در مسدود کردن سرتا سر خیابان فلورسندت نقش عمده را داشت، از ورود ترافیک و عابر جلوگیری می کرد، که در واقع سرکوب حقوق مردم می باشد. »

کرس هرمس افزود، « نیروی نظامی دولت »، « هم چنین در صحنه، در اداره پلیس فرگوسن، خود را ظاهر ساخت، که در واقع یک عمل ارعاب و یک شکلی از پلیس مخوف علیه جمعیتی که بطور مسالمت آمیز اعتراض می کردند بود. جمعه شب، حدود 24 نفر یا بیشتر از نیروی نظامی دوت در آنجا مشاهده می شد. همراه با نیروهای انتظامی پلیس، آنها از تعداد معترضان بیشتر بودند. این نوع نمایش عظیم از نیروی مخرب پلیسی، یک نوع تهدید و ارعاب می باشد. »

نظارت گسترده و مورد هدف قرار دادن فعالین مبارز سیاسی

کرس هرمس تأکید کرد که، « نظارت سنگین و شدید یک اساس عملیاتی بوده است » از چیزیکه پلیس انجام می داده است.

« آنها به شدت از فعالین در گیر در اعتراضات منطقه سنت لوئیس ضبط ویدیوئی بر می دارند، مردم خاصی را مورد هدف دارند و مردم خاصی را از درون یک جمعیت دستگیر می کنند – اغلب به منظور دستگیری وحشیانه. آنها در این دستگیریها بیشتر در پی سازمان دهندگان هستند. »

یک نمونه، دستگیری فیلم برداری (با جریان زنده) به نام ماسری، کسیکه بسیار فعال و برجسته در تظاهرات بود. او توسط پلیس تحت تعقیب قرار گرفت و بعد او با قید 15 هزار دلار پول نقد به اتهام رانندگی وسایل نقلیه با مجوز باطل شده، دستگیر و توقیف شد. این به منزله یک عمل بازداشت پیش گیرانه محسوب می شود. کمیته ضد تبعیض عرب/آمریکائی در سنت لوئیس باسرعت از طریق جمع آوری پول از جمعیت حاضر ماسری را آزاد ساختند.

کرس هرمس گزارش می دهد که:

« برخی از آنچه اتفاق می افتد اینست که از مردم فیلم برداری می شود، و اگر آنها به نظر برسند که از رهبراین یا سازمان ده ها هستند، آنها سپس بعد در تظاهرات مورد هدفت قرار گرفته می شوند. این روش روزمره بوده است و بارها و بارها اتفاق افتاده است. این تظاهرات هفته ها و هفته ها بطول انجامیده و در تمام این مدت این نظارتها از جانب پلیس صورت گرفته است. من معتقدم ده ها بار صورت گرفته است. این عمل است که از ماه اوت تا به حال صورت می گرفته است. از آن تاریخ به بعد بیش از 500 دستگیری انجام گرفته است. »

سه نفر از ناظران قانونی اتحادیه حرفه ای وکلای آمریکا به طور غیر قانونی در روز 21 نوامبر در حالیکه پلیس را نظارت می کردند و از آنها فیلم می گرفتند، دستگیر شدند.

مدافعان برانکس، یک گروه حقوقی و قانونی که مأموریتشان « دفاع مشتاقانه از حقوق موکلین خود، که به منظور تغییر سیستماتیک و ترویج عدالت در جامعه مبارزه می کنند »، به فرگوسن، یک هیئتی فرستادند و در تویترشان نیز همان مطالب درج شد.

مانند برانکس، شاید حتی بیشتر مشخص شده باشد اینجا، این واضح و روشن است که نظام حقوقی به طور کلی نقطه شروعی است برای بی عدالتی در فرگوسن، میزوری.

از معترضین و تماشاگران امشب در زندان بخش، خیلی چیز ها شنیده ام که آنها را با جرائم ساختگی ، تعدی و تجاوز توسط پلیس در فرگوسن با زور به زندان افکنده اند.

پلیس بخش سنت لوئیس دسترسی به وکیل در کلیتون را به منظور ملاقات با معترضین دستگیر شده در فرگوسن انکار می کند.

پلیس نیویورک، رهبران جنبش اعتراضی را تحت جاسوسی قرار داده است

هم چنین گزارش شده است (25 نوامبر، دبلیو ان وای سی) که پلیس نیویورک کارشناسانی به منظور شناسائی « آشوبگران حرفه ای » به فرگوسن فرستاده است. کمیسر پلیس نیویرک، ویلیام براَتون اظهار داشت: « ما تعدادی از کاراگاه هایی در آنجا داریم، بیش از یک هفته است که ما آنها را به آنجا برای کمک از لحاظ اطلاعاتی و جاسوسی در مورد برخی از آشوبگران حرفه ای که در این نوع فعالیتها فعالند گسیل کردیم.

این اظهار نظر از جانب کمیسر پلیس نیویورک، خود افشاگر شنیع و پذیرش اقدامات غیر قانونی توسط مقامات است. اولاً، « آشوبگر حرفه ای » بودن خلاف قانون نیست، هرچه که معنی آن است. هدف قرار دادن « آشوبگران » بر اساس هرگونه اتهامات خاص از فعالیتهای غیر قانونی نیست اما، به سادگی پلیس نیویورک فکر نمی کند که مردم حق صحبت کردن علیه خشونت پلیس و قتل توسط پلیس را دارا می باشند!

گزارشات حاصله نشان می دهد که این استراتژی را به مرحله اجرا گذارده اند: در فرگوسن و هم چنین در نیویورک، لوس انجلس و سایر شهر ها، فعالین و « آشوبگران »، از جمله انقلابیون کمونیست، به خاطر سخنرانی های سیاسی مورد هدف قرار گرفته اند و به همین دلیل از داخل جمعیت ربوده شده و دستگیر شده اند.

چیزی که در بالا توضیح داده شد اینست که، بدون شک، تنها برخی از خشونت دولت نامشروع، نقض حقوق، و سرکوب، دق دلی است که بر سر مردم خالی می شود. تمام جهان باید این مطالب را بدانند. (*)- Central Contractor Registration *