سياسی

قیل و قال دربارۀ دیوار برلین

534ftbb

منبع: دموکراسی مردم
21 دسامبر 2014
نویسنده: یوحنان چماراپالی

تارنگاشت عدالت

آلمان بیست و پنجمین سالگرد سقوط دیوار برلین را در 9 نوامبر با طُمطراق و دَنگ و فَنگ بسیار برگزار کرد. خیابانهای برلین مملو از جمعیتی بود که برای یادآوری روزی که به یکپارچگی آلمان منجر شد گرد آمده بودند. در حالی که موسیقی بتهوون پخش می شد، هشت هزار بادکنک روشن در آسمان شب رها شد. در میان حضار، دلاوران جنبش هایی وجود داشتند که به سقوط بلوک سوسیالیستی انجامیدند- مانند لخ والسا رهبر «همبستگی» . سقوط دیوار بمثابه پیروزی خیر بر شر، دموکراسی بر دیکتاتوری توصیف شده است. این افسانه سازی بلاانقطاع ادامه یافته است، و رسانه ها و دولت های غربی دانسته فاکت هایی را که موجب ازمیان برداشتن دیوار و پایان دادن به جنگ سرد شد نادیده می گیرند. جمهوری دموکراتیک آلمان از جمله ثروتمندترین اعضای بلوک سوسیالیستی بود. حکومت یک اقتصادی بسیار پیشرفته داشت که اشتغال کامل و تأمین اجتماعی را تضمین می کرد.

پس از یکپارچگی، همه بقایای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حکومت سوسیالیستی نابود شده است. همه صنایع خصوصی یا تعطیل شدند. امروز، بخش شرقی کشور بالاترین نرخ بیکاری را دارد و بیش از 75 درصد صنایع در غرب متمرکز شده اند. نتیجتاً، بخش شرقی شاهد کاهش شدید جمعیت بوده است. جمعیت جوان همه برای یافتن کار به بخشی غربی رفته اند. جمعیت در شرق از زمان یکپارچگی آلمان بیش از 13 درصد کاهش یافته است. میانگین درآمد یک کارگر در شرق 25 درصد کمتر از همتای خود در غرب کشور است.

حزب «چپ» (Der Linke)، که جانشین حزب کمونیست آلمان شرقی محسوب میشود، علیرغم دیوسازی از آن در رسانه های آلمانی، در انتخابات خوب کار کرده است. در واقع، حزب «چپ» در سرتاسر آلمان رأی دهندگان را جذب کرده است. حداقل دو دهه است که آنها در پارلمان آلمان کرسی های نمایندگی به دست می آورند. برای نخستین بار، حزب «چپ» می رود تا بر ایالت تورینگن حکومت کند. سوسیال دموکراتها (SPD)، که بخشی از ائتلاف بزرگ با دموکراتهای مسیحی (CDU) صدراعظم آنگلا مرکل هستند، شرکای ائتلافی آنها خواهند بود. تاکنون، دو حزب اصلی چپِ مرکز و راستِ مرکز از همکاری با حزب «چپ» امتناع نموده اند. در جریان جشنهای بیست و پنچمین سالگرد، حزب و رهبران آن ظاهراً بخاطر حسرت آلمان دموکراتیک سابق را داشتن، مورد توهین و تمسخر قرار گرفتند.

میخائیل گورباچف رئیس جمهور سابق اتحاد شوروی، که سیاست پرسترویکا و گلاسنوست او مهمترین عامل برای رویدادهای دراماتیک 25 سال پیش بود، هشدار داد که جهان مجدداً در آستان یک «جنگ سرد» دیگر قرار دارد. گورباچف در جریان جشنهای بزرگداشت از میان برداشتن دیوار برلین در یک سمپوزیوم در برلین سخنرانی می کرد.

گورباچف در سخنرانی خود گفت «غرب، و بویژه ایالات متحده، بجای ایجاد مکانیسم ها و مؤسسات امنیت اروپایی و دنبال کردن غیرنظامی کردن عمده سیاست های اروپایی، پیروزی در جنگ سرد را اعلام کرد. سرخوشی و خود-برترانگاری در سر رهبران غربی نشست. آنها با بهره برداری از ضعف روسیه و نبودن وزنه ایجاد کننده توازن، مدعی انحصار رهبری و سلطه بر جهان شدند.» گورباچف مشخصاً اشاره کرد که ادامه گسترش ناتو، استقرار سامانه دفاع موشکی در مرزهای روسیه و جنگهای آمریکا در غرب آسیا مهمترین دلائل «سقوط اعتماد» بین مسکو و غرب می باشند.

مقامات بلندپایه آمریکایی، از جمله جورج اچ. دبلیو. بوش رئیس جمهور و جیمز بیکر وزیر امورخارجه وقت در مذاکراتی که به از میان برداشتن دیوار برلین و انحلال پیمان ورشو انجامید به گورباچف اطمینان داده بودند که ناتو نیز منحل خواهد شد. ائتلاف پیمان ورشو طی دوره جنگ سرد وزنه نظامی در مقابل ناتو بود. در واقع، پس از سقوط دیوار برلین، خود-برترانگاری غرب بیش از هر زمان دیگری مشهود شد. روشنفکران غربی نوشتن نابهنگام مرثیه برای سوسیالیسم را آغاز کردند و برتری سَبک دموکراسی و تمدن غرب را ستودند. فرانسیس فوکویاما در کتاب خود، «پایان تاریخ و آخرین انسان»، با اطمینان چنان سناریویی را پس از سقوط دیوار برلین پیش بینی کرد. فوکویاما نوشت: «چیزی که ما شاهد آنیم فقط پایان جنگ سرد، یا بسرآمدن یک دوره مشخص تاریخ بعد از جنگ نیست، بلکه بنحوی پایان تاریخ است: پایان تکامل ایدئولوژیک بشریت و جهانی شدن لیبرال دموکراسی غربی بمثابه شکل نهایی حکومت بشری است.»*

بی ثباتی جهانی
سقوط دیوار برلین و پایان جنگ سرد فقط به بی ثباتی جهانی منجر شد. جنگهای منطقه ای برانگیخته شده توسط مداخله نظامی غرب موجب مصائب گسترده و مرگ بیش از یک میلیون انسان در کشورهای گوناگون شده است. اکثر جنگها، با شروع نخستین جنگ خلیح در 1991، توسط ایالات متحده برانگیخته و هدایت شده اند. بعد از آن، ایالات متحده در بالکان مداخله کرد و یوگسلاوی را براساس هویت قومی و مذهبی آن تجزیه کرد. پس از آن تجاوزات فاجعه بار افغانستان و عراق صورت گرفت. واشنگتن هنوز درسهای خود را نیاموخته است. تغییر رژیمی که سه سال پیش به مهندسی آن در لیبی کمک کرد آن کشور را در آستان جنگ داخلی قرار داده است. اکنون دولت اوباما آماده می شود یکبار دیگر برای تلاش دیرهنگام برای ترمیم نابسامانی که در منطقه بوجود آورده است، به عراق نیرو بفرستد.

آنگلا مرکل و دیگر رهبران غربی دیوار برلین را مترادف با دیکتاتوری و شر ساخته اند. او در سخنرانی خود بمناسبت بیست و پنجمین سالگرد تخریب دیوار برلین گفت «این یک پیروزی برای آزادی بر بندگی بود، و پیامی از ایمان برای نسلهای امروز و آینده است که آنها می توانند همه دیوارها- دیوارهای دیکتاتوری، خشونت، ایدئولوژی و خصومت- را از میان بردارند.»

پس از یکپارچگی آلمان، کشور ایفای یک نقش فعال در امور بین المللی را، که با مداخله آن در بالکان آغاز شد، شروع کرده است. آلمان در تسهیل جدایی اسلونی از فدراسیون یوگسلاوی نقش کلیدی بازی کرد. آن رویداد موجب رویدادهایی شد که به مداخله نظامی ناتو و تجزیه فدراسیون یوگسلاوی منتهی شد. آلمان، علیرغم پیوندهای تجاری نیرومندی که با روسیه دارد، در موضوع اوکرائین، به قطار ضدمسکو  پیوسته است. برلین در جهت تسهیل ورود سریع اوکرائین به ائتلاف ناتو و عضویت در اتحادیه اروپایی، به تغییر رژیم غیرقانونی در کیف رضایت داده است. هانس لوتهار دومروس، یک ژنرال چهار ستاره آلمانی، که فرماندهی ستاد مشترک نیروهای ناتو را دارد اخیراً گفت که ائتلاف نظامی مانورهای نظامی عمده ای را در نزدیکی مرزهای روسیه تدارک می یبیند. در ماه های اخیر، صحنه هایی که بنحو هراس انگیزی یادآور روزهای جنگ سرد می باشند، تکرار می شوند. به گفته اتاق فکر «شبکه رهبری اروپایی» مستقر در لندن، «حداقل 40 رویارویی نزدیک» که می توانست به درگیری نظامی بیانجامد، بین نیروهای نظامی روسیه و ناتو رخ داده است. بیست و پنج سال پس از سقوط دیوار برلین، به نظر می رسد جنگ سرد دیگری در شرف وقوع است.

سکوت دربارۀ دیوارهای دیگر
آنگلا مرکل و دیگر رهبران غربی در حالی که سقوط دیوار برلین را می ستانید بنحو قابل توجهی درباره دیوارهای دیگری که ساخته شده اند و مردم را تحت انقیاد قرار داده و یا مانع عبور آنها از مرزها می شوند، سکوت می کنند. رسواترین آنها دیوار حائلی است که اسرائیل ساخته است. فلسطینی ها آن را «دیوار آپارتید» می نامند و عمدتاً از 70 کیلومتر از قلمرو فلسطینی ها می گذرد، خانه ها و مزارع فلسطینی را می بلعد. اسرائیل با ساختن آن، خط آتش بس سال 1967 را نادیده گرفته است. دادگاه کیفری بین المللی حکم صادر کرده است که ساختمان دیوار غیرقانونی است. اسرائیلی ها آن را یک حفاظ امنیتی می نامند که مانع عبور تروریستها و بمب گذاران انتحاری می شود. در حالی که جشنهای بیست و پنجمین سالگرد در جریان بود، جوانان فلسطینی در ساحل غربی، طی یک تلاش نمادین برای نشان دادن این واقعیت به جامعه جهانی که یک دیوار نادرست تر از دیواری که زمانی در برلین وجود داشت ساخته شده است، بخشی از دیوار آپارتید را فقط با استفاده از چکش پایین آوردند. دولت آلمان یک حامی سرسخت دولت راستگرای اسرائیل برهبری بنجامین نتانیاهو است. مرکل در گذشته گفت «آلمان هرگز اسرائیل را رها نخواهد کرد، بلکه یک دوست و شریک صادق آن باقی خواهد ماند.»

یک دیوار حائل دیگر که دیرپایی خود را نشان داده است دیواری است که در امتداد خط آتش بس بین کره شمالی و جنوبی در مدار 38 درجه ساخته شده است. این دیوار که 248 کیلومتر طول دارد پس از آنکه جنگ کره در سال 1953 به بن بست رسید، ساخته شد. اما طولانی ترین دیوار در امتداد مرز مکزیک با ایالات متحده ساخته شده است تا مانع عبور مهاجرین غیرقانونی بشود. از سال 2006 بیش از 1100 کیلومتر از مرز حفاظ بندی شده است. این تقریباً حدود یکسوم کل طول مرز بین دو کشور است. دیوارهای حائل مشابهی در بخش های دیگر جهان ساخته شده اند. سئوتا و ملیله، دو  قلمرو محصور اسپانیا حدود فقط 20 کیلومتر بیرون از ساحل اسپانیا در مراکش قرار دارند. برای جلوگیری از ورود آفریقایی ها که قصد ورود به اتحادیه اروپایی را دارند، مقامات اسپانیایی بر دور این دو قلمرو حفاظی ساخته اند که حدود شش متر بلندی دارد. بسیاری از اسپانیایی ها، این دیوار را که دولت آنها برای ساختن آن بیش از 30 میلیون یورو هزینه کرده است، بمثابه «حفاظ شرم آور» توصیف می کنند.

http://peoplesdemocracy.in/2014/1221_pd/hoopla-over-berlin-wall

—————-
* این ایده در میان بخش هایی از چپ نیز رسوخ کرد. بعنوان مثال نگاه کنید به «سرنوشت احزاب در ايران»
http://www.edalat.org/sys/content/view/9665/