سياسی

گریز ملیجکان امپراتوری

70gbj

رضا خسروی


داستان « راستان »!

حق با مارکس متریالیست بود: طبقه سرمایه دار، اصلا لیاقت تاریخی ندارد. بیخود نیست که این جانور حقیر و بی مقدار و کودن، مرتب دروغ می گوید، فقط جفنگ می بافد، از سیر تا پیاز، حقایق جاری را وارونه، رویدادهای تاریخی را دستکاری، براساس نوسانات بازار، نرخ پول و کالا، به تناسب سود و زیان سرمایه ارزش گذاری می کند، آلوده و مسموم بخورد افکار عمومی می دهد. شرط بلاغ را می گویم…

شاهد از غیب رسید. منظورم گزارش اخیر کمیته تفتیش سنای آمریکا، یک گزارش طویل، در باره نوعی « زیاده روی »! بد رفتاری بعضی ماموران سازمان سیا با متهمان شرکت در ماجرای مشکوک 11 سبتامبر 2001 میلادی است. اما در این گزارش طولانی، چند صد صفحه ای، نوش داروی بعد از مرگ سهراب… اصل این مساله، ماجرای مشکوک 11 سبتامبر 2001 میلادی، در حاشیه، کاملا جنبه فرعی دارد – شاید « تصادفی »! بهانه رسمی برای آغاز ویرانگری های نوبتی در یک سلسله از کشورها… محرک قابل رویت میلیتاریسم کور و احمقانه و افسار گسیخته امپریالیسم آمریکا بی اهمیت قالب شده است.

دست های « نامرئی »!

بنظر من، این گزارش کذائِی و طویل، جوهری ریاکارانه دارد، اصلا قابل اعتماد نیست. کمیته تفتیش سنای آمریکا، مثل یک دلال حریص و ساده لوح، سرنا را از سر گشادش می زند، معلول را بجای علت می نشاند تا به مساله اصلی نپردازد – با یک بازی فریبنده « حقوقی »! ماجرای مشکوک 11 سبتامبر 2001 میلادی را، حتی بیش از پیش، در پرده ابهام قرار می دهد. تعابیر رسمی را تکرار، تمام دروغ های کاخ سفید، همه حقه بازی های سازمان سیا و پنتاگون را، با رنگ و لعاب « سنا »! بازآفرینی می کند. هر که نان از عمل خویش خورد…

راست یا دروغ، چون در مثل که مناقشه نیست، فرض می کنیم که تمام مسئولیت این ماجرای مشکوک را یک گروه مرموز – موسوم به « القاعده »! بدوش داشته باشد. حال خودمانیم، این « القاعده »! چه معجون غریبی است؟ چرا، در چه زمانی و در کجای جهان خاکی شکل گرفت؟ چطور سازمان داده شد؟ با کی یا کدام محافلی محشور، برعلیه چه کسی، گروه یا نهادی می جنگید؟ چه اهدافی را دنبال می کرد؟ چه آشنائی خاص، یا خرده حساب قبلی با کاخ سفید، با سیا و پنتاگون، یا اصلا چه خصومتی با آمریکا داشت…

اگر اشتباه نکنم، برای انجام تحقیقاتی از این دست، سنای آمریکا اختیارات تام دارد. نمایندگی « مردم »! که شوخی نیست. حیرت آور اینکه قریب 14 سال بعد از این ماجرای مشکوک… هنوز پرونده اش راکد، شکل معما دارد. اشکال در کجاست؟ چون سوای از ما بهتران، بعضی محافل پشت پرده… هنوز کسی نمی داند که چطور، فقط ظرف چند روز، تشخیص بن لادن بعنوان طراح و رهبر اصلی این ماجرای مشکوک مقدور، تقریبا همه عوامل اجرائی انفجارهای منهتن شناسائی – یا تقزیبا تمام جان نثاران « بن لادن »! فعال در این عملیات تروریستی دستگیر شدند. مگر اینکه سناتورهای « منتخب »! جمهوریخواه و دمکرات، طالب حل این « معما »! نباشند. فقط در اینصورت، تعجبی ندارد که این گزارش طویل کمیته تفتیش سنای آمریکا به اصل مساله نمی پردازد… لذا فاقد اعتبار حقوقی است.

سناتورهای « نادان »!

گزارش تفصیلی و غلط انداز کمیته تفتیش سنای آمریکا در مورد « بعضی زیاده روی ها »! عملیات « محیرالعقول »! بد رفتاری و خشونت « چند تن »! از ماموران سازمان سیا با متهمان شرکت در ماجرای مشکوک 11 سبتامبر سال 2001 میلادی، گویا بدون اطلاع جورج بوش صغیر، رئیس جمهور وقت آمریکا – حتی فرض می کنیم « بی غل و غش »! حاوی نکات گنگ و مبهم، سوء ظن برانگیز… کلی جای حرف دارد. در این ارتباط، خطای سناتورهای فهیم و کارکشته، دمکرات و جمهوریخواه، خطای جمعی قانونگزاران آمریکا، با هیچ عقل سلیمی جور در نمی آید. پس باید کاسه ای زیر نیم کاسه باشد…

الف ) گنگ و مبهم است: چون خصلت قانونگریز و تولید ستیز الیگارشی مالی را از قلم انداخته، لام تا کام، چیزی در باره محرک میلیتاریسم کور و احمقانه و افسار گسیخته امپریالیسم آمریکا، چیزی در باره استراتژی ویرانگر پنتاگون نمی گوید. بر روی سهم عظیم تسلیحات، صنایع نظامی، حضور نیرومند پنتاگون در اقصاد گل و گشاد آمریکا، بهمین دلیل، حاضر در اقتصاد جهان کنونی، سرپوش می گذارد. نیش عقرب نه از ره کین است…

ب ) سوء ظن برانگیز است: چون انگار نه انگار، کاری با سودای جهانسالاری امپریالیسم آمریکا در اوضاع و احوال جاری جهان ندارد. حرفی از « نظم نوین جهان »! طرح « خاورمیانه بزرگ »! نمی زند. اشغال نوبتی یک سلسله از کشورهای « مزاحم »! سرکوب آشکار خلق های « یاغی »! ترور ناجوانمردانه ملت های « خاطی »! توسط سازمان تروریستی – بدون مرز ناتو را ماستمالی، اشغال یوگسلاوی و عراق و افغانستان و سومالی و ساحل عاج و لیبی… در این یکی دو دهه اخیر را امری « طبیعی »! بی ارتباط با توطئه های تروریستی – فرامرزی امپریالیسم آمریکا و شرکاء، با عملیات غیر قانونی سازمان سیا قالب می کند. به علی گفت مادرش روزی…

کودتا گران « مختار »!

ناگفته نماند که کلی سند و مدرک رسمی، کتاب و نشریه و گزارش، شکایات فامیلی، خاطرات فردی، فیلم های مستند، هزاران هزار تصاویر غم انگیز… دلائل کافی، شواهد زنده ای هست مبنی براینکه سازمان سیا، طراح کودتاهای ننگین در دهها کشور جهان – ایران و اندونزی و فیلیپین و شیلی و آرژانتین و ونزوئلا و نیاکاراگوئه و بولیوی و اورگوئه و گواتمالا و پاناما و هندوراس و تاهیتی و… فقط برای توطئه و تحریک و تخریب، برای اخلال و اغفال و اغتشاش، تجاوز و جنایت، ترور و آدم ربائی، برای نقض تمام موازین شناخته شده، نفی همه قوانین جاری، این سازمان جاسوسی ویرانگر و منحط، تروریستی – بدون مرز، اصلا برای انجام عملیات جنائی، کارهای غیر قانونی از این دست، برای انجام عملیات ننگین و تهوع آور در سطح ملی و بین المللی بوجود آمد. ملیجکان امپراتوری جفنگ می بافند…

پای استمرار همین نظام مستقر، شیوه سرمایه داری تولید و مبادله، بانی بحران های نوبتی، پولی و مالی و صنعتی و تجاری، محرک تضادهای اقتصادی و اجتماعی در بستر مالکیت خصوصی، پای استمرار همین مناسبات متداول، تقسیم کار جاری و امپریالیستی، تسلط امپریالیسم آمریکا و شرکاء بر تولید و بازرگانی جهان در میان است. کودتا گران « مختار »! الزامات سرمایه را در مد نظر دارند. گویا کمیته تفتیش سنای آمریکا نمی داند که عملیات سیا در ورای این حقایق « تلخ »! اصلا قابل فهم نیستند. نمی فهمد که کودتاهای ننگین منافع محافل مالی و نفتی، بورس و تسلیحات، انقلابات رنگی… استراتژی امپریالیسم آمریکا را منعکس می کنند.

قانونگزاران « متوهم »!

بعد از بوقی، تازه کمیته تفتیش سنای آمریکا « کشف کرد »! که سازمان سیا برای بازجوئی متهمان شرکت در ماجرای 11 سبتامبر 2001 میلادی از مامورانی استفاده کرده که کلی سابقه خشونت و سوء استفاده داشتند. با زور از این متهمان اقرار می گرفته اند – پدر سوخته ها. تازه « کشف کرد »! که سازمان سیا حداقل 19 بازداشتگاه های مخفی در کشورهای ثالث دارد. بازجوئی شماری از این متهمان با شکنجه همراه بوده است…

از کرامات شیخ ما چه عجب           پنجه را باز کرد و گفت وجب

بشنوید از خانم رئیس کمیته تفتیش سنای آمریکا – که باد به غبغب انداخته و می فرماید: هشت سال پیش بود که متوجه شدیم سازمان سیا از تکنیک های پیشرفته برای بازجوئی متهمان استفاده می کند. شیوه های خشن بکار می برد. بازجویان سیا به متهمان بی خوابی داده، سیلی زده، آنها را بدیوار کوبیده اند. حتی از این بدتر، 6 نفر از این متهمان را با آب ( آب داغ معمول است ) تنقیه کرده اند. واویلا…

بعد از 8 سال متوجه شدند که با متهمان شرکت در ماجرای 11 سبتامبر… بد رفتاری شده، تکنیک بازجویان سازمان سیا موثر نبودند، خشونت خیلی بیشتر از آن حدی بود که مقامات مسئوول اعتراف کرده اند. متوجه شدند که سازمان سیا اطلاعات نادرست می داده، کاخ سفید، وزارت دادگستری، کنگره و دیگر نهادهای مسئوول را به گمراهی کشیده است. جل الخالق! پیدا کنید پرتقال فروش را…

بالای « کاخ سفید »!

با این تفاصیل، پیداست سازمان سیا، شاید فقط در دوران سرپرستی جورج بوش صغیر، اصلا برای کاخ سفید، وزارت دادگستری، برای قوانین و مجلس قانونگزاری آمریکا بطریق اولی، تره هم خرد نمی کرد. که هیچ بعید نیست. چطور؟ خیلی ساده است. چون این تعبیر « غریب »! توجیه افراطی و غلیظ رئیس کمیته تفتیش سنای آمریکا، از قضا موضوع تزهای آقای رابرت ریچ، وزیر کار سابق آمریکا، تزهای این مشاور اقتصادی بیل کلینتون، رئیس جمهور پیشین آمریکا را تائید می کند.

می گویند که جناب رابرت ریچ، از مداحان پر و پا قرص اقتصاد عامیانه در دوران معاصر، هوادار نوعی اشتغال توام با فقر در کشورهای پیشرفته سرمایه داری… تعریفی خاص از دولت آمریکا دارد، مدعی است: این سرمایه داران متحد اند، مالی و صنعتی، که افسار دولت آمریکا را در دست دارند. من بیگناهم. نگاه کنید به کتاب « موقعیت های بر باد رفته »! تالیف نوآم چومسکی، برگردان فرانسه – از انتشارات فیار. شاید برگردان فارسی هم داشته باشد.

جنایتکار « مظلوم »!

سخن برسر همدردی سوء ظن برانگیز جان مک کین، سناتور جمهوریخواه آمریکا با اعضای باند تروریستی « القاعده »! قیاس احمقانه و بیشرمانه این دلقک، جنایتکار جنگی است، که آدم کشان و آدم ربایان سیا ساخته را همتراز با خلق ویتنام جلوه می دهد. ریاکارانه قیام خلق ویتنام در قبال اشغالگران نوبتی، ژاپنی و فرانسوی، مقاومت جانانه کارگران و دهقانان ویتنامی در قبال امپریالیسم آمریکا در دهه 70 سده منقضی را چیزی شبیه ماجرای تروریستی 11 سبتامبر در سال 2001 میلادی قالب می کند.

از شما چه پنهان که گزارش طویل کمیته تفتیش سنای آمریکا، داغ آقای جان مک کین، سناتور جمهوریخواه را نیز تازه کرد. بقول معروف: آه از نهادش بر آورد. چون مردک، امروز دلال محافل مالی و صیهونیستی، حاضر در تمام انقلابات رنگی، وانمود می کند که گویا در دوران اسارت خود در ویتنام، بعنوان یک آدمکش، جنایتکار جنگی، کلی شکنجه شده. اسارت یک جلاد حرفه ای، خلبان بمب افکن ب – 52، طفلک در یک سرزمین پرت و غریب، جدا از فک و فامیل « متمدن »! هزاران کیلومتر دور از آمریکای « دمکرات »! در چنگ یک خلق سخت کوش و مغرور و انقلابی، طالب آزادی ملی و استقلال سیاسی… خدا نصیب نکند.

اعترافات برژینسکی

آقای اریک لوران، نویسنده و پژوهشگر و گزارشگر صاحب نام فرانسوی، یکی از کسانی است که با ماجراجوئی بوش ها، پدر و پسر، میانه نداشت. در این راستا، نامرده دو کتاب خواندنی هم تالیف کرد که در سال 2003 میلادی و با عناوین « جنگ بوش ها و دنیای محرمانه بوش »! توسط انتشارات فرانسوی پلون راهی بازار شده و کلی مورد استقبال قرار گرفتند. من نمی دانم، چون احتمال دارد که برگردان فارسی هم داشته باشند.

بیخود نبود که اریک لوران، بعنوان یک مفسر سرشناس، تحلیل گر مسائل بین المللی، بدنبال انفجار نامنتظر برج های دوقلو در منهتن… تعابیر رسمی را نا رسا، اصلا جدی نگرفت. مشکوک و کنجکاو… توانائی و امکانات حرفه ای خود را بکار انداخت تا ارتباط احتمالی میان این عملیات با « جنگ بوش ها و دنیای محرمانه بوش »! را دریابد. بمدت یکسال، کلی دوندگی کرد، بعد از کسب اطلاعات راجع به مناطق مشکوک، سوای بررسی مقدماتی در آمریکا، راهی پاکستان، دوبی و قطر و اسرائیل شد… تا روی دیگر، روی پنهان ماجرای 11 سبتامبر منهتن را کشف کند. حاصل این اقدامات، پژوهش یکساله، کتابی شد نسبتا پر حجم، بیش از 270 صفحه، که همان ناشر فرانسوی فوق الذکر، پلون، آن را با عنوان « روی پنهان 11 سبتامبر »! منتشر کرد.

ارتباط و آشنائی نزدیک، یا حتی دوستی محتمل مولف کتاب، اریک لوران، با صاحب منصبان، مدیران و نخبگان در سطح بین المللی، خاصه با دولتمردان با نفوذ آمریکا در گذشته و حال، مثل آقای برژینسکی، تئوریسین و هم مشاور امنیتی کاخ سفید در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر، اصلا غریب نیست. قسمتی از کتاب فوق الذکر در باره ماجرای مشکوک 11 سبتامبر 2001 میلادی در منهتن، محاوره اریک لوران با برژینسکی راجع به موضع آمریکا در افغانستان، نقشی که امپریالیسم آمریکا، بدنبال لشگرکشی شوروی به افغانستان بسال 1979 میلادی، در این کشور بازی کرد را در بر می گیرد. حاوی اعتراف برژینسکی، اعترافی که موضوع بحث کنونی من در باره گزارش اخیر کمیته تفتیش سنای آمریکا را تائید می کند. نقل تمام محاوره مقدور نیست. فقط آنجا که می گوید:  

بسال 1979 میلادی، کوتاه بعد از لشگرکشی شوروی به افغانستان، آقای برژینسکی، مشاور امنیتی کاخ سفید، مشاور ممتاز جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا، کارتر را قانع کرده بود که می بایست مجاهدین افغان را مورد حمایت قرار داد، ایضا بن لادن و القاعده را… مسلح کرد. 20 سال بعد، غرب، وحشتزده، متوجه وسعت خطر شد… از کتاب « روی پنهان 11 سبتامبر »! بزبان فرانسه – از انتشارات پلون.

نمی خواهم در باره « نیت پاک »! یا در باره تعلقات طبقاتی آقایان، لوران و برژینسکی، روده درازی کنم. خیر، سخن برسر وحشت غرب « متمدن »! نگرانی دولتمردان نوبتی هم نیست. ولی همین یک اعتراف « پیش پا افتاده »! باندازه کافی گویا، از روی حقه بازی های کاخ سفید، تبهکاری های سازمان سیا در گذشته های دور و نزدیک پرده بر می دارد. کمیته تفتیش سنای آمریکا را رسوا می کند. نشان می دهد چرا کمیته از حقایق می گریزد. خود کرده ها را ماستمالی، خود ساخته ها را در حاشیه قرار می دهد. چرا سناتورهای کار کشته، دمکرات و جمهوریخواه، طالب حل معما نبوده و نیستند.

پس اینکه کمیته تفتیش سنای آمریکا، بدون شک آشنا با تز برژینسکی و تصمیم کاخ سفید، با چگونگی بسیج و تسلیح و تعلیم مجاهدین، بن لادن و شرکاء، و با سازماندهی باند « القاعده »! از پرداختن به اصل مساله طفره می رود – نه « تصادفی »! بلکه یک اقدام کاملا آگاهانه است، چون قرار نیست که افکار عمومی با برنامه ریزان عملیات تروریستی در داخل و خارج از آمریکا، طراحان پشت پرده انفجارهای نا منتظر منهتن، ماجرای مشکوک 11 سبتامبر 2001 میلادی، آشنائی داشته باشد – از الزامات امنیت « ملی آمریکا »! نا گفته نماند که تزهای برژینسکی از میانه دهه 60 تا پایان دهه 80 قرن بیستم میلادی، آمریکا که هیچ، در تمام جهان سرمایه داری خریدار داشت. مثل کیزینجر مشاور دائم کاخ سفید، پنتاگون و سیا و سنا، یکی از کارگزاران ممتاز امپریالیسم آمریکاست.  

شکنجه های « غریب »!

یکی دیگر از شگردهای غلط انداز کمیته تفتیش سنای آمریکا در گزارش اخیر این است که وسائل شکنجه و کار بردشان در مورد متهمان شرکت در ماجرای مشکوک 11 سبتامبر 2001 میلادی را « غریب »! وانمود می کند. اینهم حکایتی است. البته، مصرف داخلی و انتخاباتی دارد. چون در دنیا کودتاهای ننگین، کشورهای سرسپرده… مردم با انواع وسائل شکنجه های مدرن، شوکه الکتریکی و آپولو و تنقیه آب جوش… با تمام این اجناس وارداتی، ساخت آمریکا و اسرائیل، خوب آشنائی دارند. از خود شکنجه ها که نگو. کسی نیست که از شکنجه های زندانیان سیاسی، ملی و مترقی، انقلابی و کمونیست، توسط ماموران امنیتی حکام محلی، همه شاگردان سازمان سیا، دست پروردگان موساد، بی خبر باشد. پس تعجب کمیته تفتیش سنای آمریکا ریاکارانه است. سناتورهای « منتخب »! دروغ می گویند… زیادی می خورند.

دکترین « شوک »!

در این ارتباط، بشنوید از یک شهروند دمکرات، محترم و مترقی آمریکا، خانم نوآمی کلاین، پژوهشگر مسائل اقتصادی… که با تلاش قابل تحسینی توانست سابقه این شکنجه های « غریب »! منشاء و اهداف این جنایت های « علمی و محرمانه »! توانست کلی از این حقایق را کشف، مسئولان و ماموران پشت پرده… دست اندرکاران کلفت این بازی های تهوع آور را شناسائی کند. حقایقی « تلخ »! که مشت سناتورهای کم حافظه را وا می کنند. گزارش کمیته تفتیش سنای آمریکا را بکلی از اعتبار می اندازند:

از کسانی که ویرانی مدارس دولتی براثر جاری شدن سیل در نیواورلئان را « فرصت »! ارزیابی کرد میلتون فریدمن بود… برای فریدمن، نظام مدارس دولتی بوی سوسیالیسم می داد… این مبتکر « دکترین شوک »! به پینوشه توصیه کرد… تا اقتصاد را بسرعت… با کاهش مالیات ها، آزاد سازی تجارت خارجی، خصوصی سازی خدمات آب و برق و تلفن، کاهش مخارج اجتماعی دولت و حذف تمام مقررات از بازار… باز سازی و تعدیل کند… پینوشه با شوک های در مانی خود… تعدیل اقتصادی را تسهیل می کرد… شوک های درمانی در شکنجه گاههای متعدد رژیم اش، بر بدن های رنجور زندانیان… وارد می شدند…

درست 30 سال بعد… همین فرمول بود… که با خشونتی بمراتب بیشتر… در کشور عراق هم پیاده شد… کارشان را با جنگ شروع کردند… یعنی همان دکترین نظامی « شوک و ارعاب »! تا جنگ « اراده، ادراکات، فهم، عقل و شعور دشمن را مهار کند… عمل و عکس العمل دشمن را عقیم سازد »! نوبت به شوک اقتصادی رسید… برای تحمیل آن پل برمر را به عراق فرستادند: خصوصی سازی گسترده، تجارت خارجی کاملا آزاد، نرخ ثابت مالیاتی 15 در صدی…

در عراق و نیوارولئان، روندی که فریبکارانه « بازسازی »! نام گرفت، با تکمیل فاجعه اصلی آغاز شد: امحای تمام چیزهای عمومی، بجا مانده های ریشه دار در جوامع… برای تسریع جایگزینی شان با چیزی شبیه به مدینه فاضله ابر کمپانی ها… در این باره، مایک بتلز، مامور 34، مامور سابق سازمان سیا در عراق… خیلی خوب توضیح می دهد: « برای ما، ترس و بی نظمی، نوید بخش وضعیت مطلوب بود »!

با کند و کاوی عمیق تر در باره تاریخچه این مدل بازار و نحوه اشاعه آن در جهان دریافتم که ایده بهره برداری از بحران ها و فجایع، اصلا شگرد جریان میلتون فریدمن بود… متوجه شدم آنچه در عراق و نیوارولئان روی داد راهکاری جدید نبود که پس از 11 سبتامبر 2001 میلادی ابداع شده باشد… بلکه یک راهکار قبلی است… که بعد از 3 دهه تمرین دکترین شوک، در عراق و نیوارولئان به نقطه اوج خود رسید…

راهکار میلتون فریدمن و شرکاء بمدت 3 دهه متوالی، لحظه های دکترین شوک درمانی در سایر کشورها ( نمونه های مشابه با 11 سبتامبر در خارج از آمریکا… ) آزمایش شد… 3 دهه بدرازا کشید تا در قالب 11 سبتامبر 2001 میلادی به سرزمین زادگاه بازآمد… دولت بوش صغیر معطل نشد… وظائف فوق العاده حساس و محوری را به بخش خصوصی واگذار کرد – از تامین خدمات درمانی و بهداشتی برای سربازان گرفته تا بازجوئی از زندانیان و جمع آوری و جستجوی اطلاعات در باره همه ما شهروندان…

شکنجه یا بقول سیا « بازجوئی خشن »! مجموعه فنونی است برای انداختن زندانیان در وضعیت آشفتگی و سردرگمی عمیق، با هدف مجبور کردن شان به پذیرش اموری بر خلاف میل و اراده زندانیان ابداع شده… هدف از شکنجه ایجاد نوعی طوفان شدید ذهنی است… بطوریکه زندانی آنچه را که بازجو می خواهد بگوید… همان مطلوب « دکترین شوک »!

در دهه 1950 میلادی، سازمان سیا پزشکی را در مونترآل کانادا تامین مالی می کرد تا بر روی بیماران روانی اش آزمایش های عجیب و غریبی انجام دهد، آنها را بمدت چندین هفته در خواب و انزوا نگه دارد… به آنان شوک های الکتریکی طولانی و متعدد وارد کرده و معجونی آزمایشی از داروها – قرص روان گردان LSD، قرص توهم زای PCP… را بر روی بیماران روانی آزمایش کند… آزمایشاتی که بیماران را به وضعیت دوران کودکی، حتی به دوره قبل از زبان باز کردن فرو می کاست…

آزمایشات در « انستیتوی آلن مموریال »! از دانشگاه مک گیل و با نظارت دکتر ایون کامرون، اولین استاد شوک های درمانی و رئیس انستیتو مذکور، صورت می گرفت… تا اینکه در اواخر دهه 1970 میلادی… ماجرای دست داشتن سازمان سیا در تامین مالی آزمایش های دکتر کامرون افشا شد… کار به تحقیقات از طرف سنای آمریکا کشید… معلوم شد که دولت کانادا هم در تامین مالی پژوهش های دکتر کامرون دست دارد…

فرازهائی از کتاب خانم نوآمی کلاین موسوم به « دکترین شوک »! برگردان فارسی کتاب از آقایان: مهرداد [ خلیل ] شهابی و میر محمود نبوی، نشر کتاب آمه – تهران

حال بعد از بوقی… گروه ملیجکان امپراتوری، کمیته تفتیش سنای آمریکا « کشف کرد »! که بعضی ماموران سازمان سیا با متهمان شرکت در ماجرای مشکوک 11 سبتامبر 2001 میلادی بد رفتاری کرده اند. به آنان بی خوابی داده، سیلی زدنده اند. آنها را بدیوار کوبیدند. با آب داغ تنقیه کرده اند… « کشف کرد »! که سازمان سیا خشونت بکار برده، بیشتر از آن حدی که مسئولان بدان اعتراف دارند… عاقلان دانند.

پسگفتار

قضاوت نهائی – منصفانه یا « مغرضانه »! در باره گزارش اخیر کمیته تفتیش سنای آمریکا با خوانندگان مجله هفته. بهر حال، حقیر فکر نمی کنم که سیا طراح انفجارهای منهتن، مبتکر این عملیات تروریستی، ماجرای مشکوک 11 سبتامبر 2001 میلادی در آمریکا باشد. معذالک، سوای اعترافات معتبر و مکتوب آقای برژینسکی که شرحش رفت + کودتاهای ننگین، اقدامات تهوع آور، سرباز گیری برای عملیات تروریستی در گذشته های دور و نزیک – با شرکت مستقیم و یا نظارت سازمان سیا… کلی دلائل، هزاران شاهد زنده هست مبنی براینکه سازمان سیا، با دستور مقامات، ارگان های مسئوول، کاخ سفید و پنتاگون، با مشورت و مصوبات سنای آمریکا، بن لادن و شرکاء، سازمان سیا باند تروریستی القاعده را برای روز مبادا، اجرای عملیات مشابه، نظیر ماجرای 11 سبتامبر، انفجارهای ناگهانی، ویرانگری و تخریب، کشتار جمعی و… برای تحقق استراتژی پنتاگون سازمان داد. اما نه در خاک آمریکا. شاید، حدس می زنم، اگر امپراتوری شوروی پا بر جا می ماند… نوعی 11 سبتامبر در مسکو یا لنین گراد رخ می داد…

فراموش نکنیم

در ایران خودمان، بدنبال کودتای ننگین 28 مرداد سال 32 خورشیدی، اوباش ساواک، شکنجه گران سیا ساخته و سیا پخته، نظیر عضدی و تهرانی و رسولی و حسین زاده و منوچهری، حسینی و آرش و فرامرزی و… با نظارت سیا و موساد، مشغول بودند. کوتاه پس از کودتای ننگین، حسین فاطمی، وزیر خارجه کشور ما را، مضروب چاقوی جان نثاری بی « مخ »! با یک تب 40 درجه کشتند. سر وارتان را با مته سوراخ کردند. انوشه ناوی را با چشمان باز تیرباران کردند. دلاوران بیدار خلق ما، ملی و انقلابی و کمونیست را بدار آویختند. نظامیان مغرور و شرافتمند کشور ما را از میان بردند. کلی افسران پاک باخته و میهن دوست، افسران حزب توده ایران را در سینه دیوار کاشتند، سوراخ سوراخ بخاک انداختند. آسودگی ما عدم ماست…  

به احترام دلاوران ملی و انقلابی و کمونیست ایران، قربانیان گودتای ننگین 28 مرداد سال 32، پیش کش همه کسانی که برای آزادی و آبادی و استقلال کشورمان رزمیده و می رزمند:            

                 اگر ای مردک نامرد بشلاق سکوت

                                   بشکنی بر لب من قصه گویای امید

               اگر ای شاه همه روسپیان پاره کنی

                                       دفتر شعر مرا تا ندمد صبح سپید

               باز بر سینه دیوار نویسند برا

                               مرگ بر شاه بر این عامل رسوای سیا

 

یاد مانده ای از سرگرد جعفر وکیلی یکی از افسران تیر باران شده حزب توده ایران

  رضا خسروی      

 

 

۱ دیدگاه

  1. دربدر says

    با سپاس فراوان از نویسنده محترم، شاید بد نبود اشاره ای هم به محصولات جدید کارگاه اهریمنی آمریکا و شرکا ، از قبیل بوکو حرام، جبهه النصره، جندالله و داعش… میشد. سناتور مک کین که کاندیدای جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود، در سوریه بارها با داعشیان ملاقات داشته و رسما در سال 2013 برای سرنگونی رژیم اسد در سوریه خواهان مسلح نمودن داعش و شرکا بوده است!

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.