تاریخی

لنين – بخش نهم

2132cxrssdاستفان ليندگرن

لنين

مترجم: پيام پرتوى

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

بخش چهارم

بخش پنجم

بخش ششم

بخش هفتم

بخش نهم

۹- راننده دیوانه است

لنین در فوریه ١٩١٧ در زوریخ ساکن شد• او در واقع٬ پس از خواندن زورشر پست و نويه زورشر زايتونگ٬ ١٥ مارس ١۹١٧ ٬ اخبار هیجان انگیزی را در آنها پيدا کرد• انقلاب در روسیه•

وى در همانروز به اينسا آرماند نوشت: «در صورتيکه آلمانیها دروغ نگویند٬ حقیقت دارد! که بدون شک در طی چند روز گذشته وقوع انقلاب در روسیه نزدیک بوده است!»١ اینبار خبر حقیقت داشت٬ بیش از آنچیزی که لنین حدس میزد•

بهار ١٩١٧ میلیونها سرباز روسی در جبهه ها زخمی و یا کشته شده بودند• مسئولیت این رهبری نابخرادانه بر عهده تزار نیکلای دوم٬ که فاقد صلاحیت و نابالغ بود و نمیدید که چگونه با جان میلیونها انسان بازی ميکرد٬ نهاده شد•

تزار تنها طی سال ١٩١٦ پنج وزیر کشور٬ سه وزیر جنگ و چهار وزیر کشاورزی را جايگزين نموده بود• پاسخ تزار زمانیکه دوک بزرگ آلکساندر ميخايلوويچ از او برکنار نمودن فرمانده نیروی دریایی را درخواست نمود٬ اين بود• «من چطورى میتونم عمو آليوشا٬ برادر عزیر پدرم را٬ از کار بر کنار کنم ؟»٢

در پایان سال١٩١٥ پس از انتشار مقاله «وضعیت بحرانیست٬ راننده دیوانه است» در روزنامه روسکى ودوموستى خوانندگان به آسانی متوجه شدند که چه کسی مورد نظر بود•٣ افکار عمومی نیز آلکساندرا- ى تزاريست را٬ یک شاهزاده خانم آلمانی که مجذوب قدرت جادویی راهب مشروبخوار گريگورى راسپوتين شده بود٬ مسئول شکستها قلمداد نمودند•

تزار اگر چه پس از سپتامبر ١٩١٥ نقش فرمانده را بر عهده داشت اما در عمل این شاهزاده خانم بود که در روسیه حکمرانی مینمود• گريگورى راسپوتين قادر به برکنار نمودن وزيران از کار و از طریق آلکساندرا تعيين سیاستهای جنگ بود•

شاهزاده خانم در ٨ اوت ١٩١٦ در نامه ای به تزار نوشت: «دوستمان [راسپوتين] امیدوار است که ما در جهت صعود به کوههاى کارپات و تصرف آنها تلاش نکنيم• او میگوید که شمار تلفات بشدت افزايش خواهند يافت•» گريگورى راسپوتين در آخر بدست معظم اله فليکس جوسوپوف٬ که از جانب اقوام نزدیک تزار اجازه انجام آنرا دريافت نموده بود٬ بقتل رسید•

درحاليکه تزار از ادامه قتل عامها ممانعتى بعمل نمياورد٬ جبهه داخلی ناگزير به انجام فداکارييهاى جدیدى شد• چهار روز قبل از روز بین المللی زن در ٨ مارس ١٩١٧ ٬ ٢٣ فوریه بر اساس تقویم قديمی٬ دولت در مورد جیره بندی هشدار داده بود• همزمان با کاهش دستمزدها بسیاری از شرکتها با نتایجی درخشان سود سرشارى را بخاطر جنگ نصيب خود نموده بودند•

در صبح روز زنان ١٢٨۰۰۰ کارگر با تقاضای «نان و صلح» دست به اعتصاب بردند• صبح روز بعد تعداد آنان به ٢١٤۰۰۰ و روز بعد از آن به ٣۰٦۰۰۰ نفر افزايش يافت• در آنهنگام وفاداران به تزار تیراندازی به مردم غیرمسلح را آغاز نمودند• در ٢٤ فوریه ١٢ نفر در منطقه نوسکى و در روز یکشنبه ٥۰ نفر در بازار زنامنسکايا٬ در کنار نوسکى٬ کشته شدند•

شرايط هولناک بود• سربازان به مادران خود تیراندازی ميکردند ولی برای بسیاری که هنوز وجدانی باقی داشتند تحمل این وضعيت غيرممکن شد• بعد از ظهر یکشنبه گارد پاولف از تیراندازی سرباز زد و توسط گارد پرئوبراژنسکی خلع سلاح شد• روز بعد گارد پرئوبراژنسکی نیز از تیراندازی به مردم دست برداشت و در عوض فرماندهان خود را کشت•

نافرمانیها مانند زنجیره ای از واحدى به واحدى ديگر گسترش يافت• بیش از ٢٥۰۰۰۰ هزار سرباز و ملوان در/ اطراف پطروگراد ناگهان سر به شورش برداشته و تقریبا بهمان ميزان اسلحه به تصرف خود در آوردند•

نقطه عطف ماجرا زمانی پدیدار گشت که چابالف٬ فرمانده گارد پطروگراد در منطقه٬ ٢٨ فوریه٬ اسلحه را بر زمين گذاشت و از تيراندازى به مردم سرباز زد• پرچم قرمز بر فراز قلعه پيتر پل (محلی که جسد تزار نیکولاس دوم به خاک سپرده شده است) افراشته شد• فقط در هتل آستوريا بود که تعدادی از هواداران تزار به مقاومت ادامه دادند• انقلاب فوریه در مجموع ١٤٤٣ کشته از خود٬ اغلب از ميان نظاميان٬ بر جای گذاشت•

رژیم تزار فروپاشید• تحت رهبری معظم اله لووف– بعدها توسط انقلابی سوسیالیست٬ وکيل ۳۶ ساله٬ کرنسکى٬ بر کنار شد- دولتى موقتی تشکیل شد• پس از آن تزار نیکلای دوم در ٢ مارس از روی اجبار استعفانامه خود را امضاء کرد•

او در دفترچه خاطرات خود شکایت کرده و نوشته بود: من توسط «خيانت٬ بزدلى و کلاهبردارى احاطه شده ام»• نه فقط مستخدمین نزدیکش در دربار٬ بلکه اعضاى خانواده پادشاهی نیز او را تنها رها نموده بودند•

در حقیقت با اجازه اعلیحضرت کيريل والديميرويچ پرچم قرمز را بر سر در قصرش آویزان کرده بودند! شاهزاده نيکلاى ميخايلوويچ در نامه ای به کرنسکی آمادگى خود را جهت اهداى هدیه ای به بنای یادبود دکرابيست٬ یک شورشی که پدر بزرگش را کشته بود٬ اعلام نمود•

در استعفانامه تزار آمده بود که برادرش٬ اعلیحضرت ميخاٸيل جانشین او میشد• رهبر پارلمان امید بسیاری به نجات پادشاهی داشت• تصور میشد که ميخاٸيل که در کاخ زمستانی زندگی میکرد مناسبترین جانشین باشد•

او از دادن دستور تیراندازی به مردمى که طی روزهای انقلاب فوریه در خارج از کاخ زمستانی گرد آمده بودند سرباز زده و به همکارى با پارلمان تمايل داشت• اما به دلیل دريافت حمايت از جانب اقليت مجلس و کنار گذاردن سلسله رومانف توسط افسران٬ از مقام خود براى هميشه استعفا نمود•

اقوام تزار در سارزکويه سلو زندانى شدند• ٣٧۰ سال دیکتاتوری از هم فرو پاشید اگرچه ميخواست تا سپتامبر٬ پيش از اعلام رسمى آن بعنوان جمهورى٬ به درازا بکشد• همانروز٬ ٢ مارس٬ شوراى پطروگراد (فراکسیونی که توسط بلشویکها در پطروگراد اداره میشد) «فرمان شماره يک» خود را صادر نمود:

تمام واحدهای نظامی شوراى سربازان خود را٬ که در برابر شوراى پطروگراد مسئول بودند٬ انتخاب مينمودند• مخلص کلام٬ مسئولیت حفاظت و کنترل اسلحه ها بر عهده آنان بود• وظیفه دادن سلام نظامی خارج از زمان کار و تو خطاب نمودن سربازان توسط افسران از میان برداشته و همزمان گفتگو با افسران آسانتر شد• به جای «عالیجناب ژنرال» «آقای ژنرال» کفايت مينمود•

و• و سولجين یکی از هواداران پادشاهی٬ هنگام خواندن فرمان شماره یک فریاد کشید: «این مرگ ارتش است»• درآنزمان شرایط ویژه سیاسی ایجاد شده نام «قدرت دوگانه» را بخود گرفته بود• شوراى پطروگراد قادر به ديکته نمودن شروط مجلس٬ که رسما دولت را تعیین و کشور را اداره مینمود٬ بود•

توسط شوراى پطروگراد قانون عفو عمومی در مورد زندانیان سیاسی ٬ آزادی بیان- نشریات و اجتماعات به اجرا گذارده شد٬ از میان برداشتن تمامی تبعیضات طبقاتی٬ مذهبی یا ملیتی صادر و یک مجمع قانونگذای فراخوانده شد•

حق رای عمومی٬ مستقیم٬ مخفی و داشتن حق رای مساوی٬ نابودی دستگاه پلیس که توسط یک نیروی نظامی مردمی جایگزین ميشد به مرحله اجرا درآمدند٬ سازمانهای منطقه ای انتخاب شده از جانب مردم برای حکومت خود مختار ایجاد٬ در مورد عدم خلع سلاح واحدهاى نظامى فعال درانقلاب و عدم ارسال آنان به جبهه ضمانتهايى اراٸه و درخواست قدیمی جنبش اتحادیه ای در مورد ٨ ساعت کار در روز با قدرت تمام به اجرا گذاشته شد•

انقلاب فوریه توسط افسران و سربازان و نه توسط کارگران تعیین شد• در بالاترین حد خود کارگران صنعتی ٣ میلیون نفر بودند در حالیکه شمار نظاميان به اضافه ذخيره ها و نیروهای تدارکاتی به ١٤ میلیون نفر میرسیدند•

بنظر میامد که هيچيک٬ نه دولت موقت و نه پارلمان٬ درخواست مهم توده هاى سرباز را که همچنان بى پاسخ مانده٬ به عبارت دیگر صلح و اینکه این خواست نهایی آنان بود٬ تشخیص نداده بودند• اکٽریت در پارلمان بر عکس خواهان ادامه جنگ «تا پیروزی کامل» بود•٤

از پاییز سال قبل سربازان در جبهه ها٬ در مقیاسی وسیع٬ به يکديگر اعلام برادری نموده بودند• در ١٨ آوریل٬ با اعلام تصميم دولت موقت مبنى بر ادامه جنگ با انگليس و فرانسه٬ موجی از ناخشنودی بويژه در سربازخانه پطروگراد ايجاد شد•

هزاران تن از سربازان و ملوانان بى مقدمه در مراکز دولتی تجمع نمودند و وضعیت باید توسط انتخاب آلکساندر کرنسکی – ه سوسیالیست به ریاست دولت و وزیر جنگ نجات داده ميشد•٥ اما علاقه کرنسکی به «وطن» کمتر از وزیر جنگ تزار نبود• او بمنظور برگرداندن ورق بسود روسيه روزهای بسیاری را در جبهه هاى جنگ سپرى نموده بود•

کرنسکی که بتازگی به سوسیالیستهای انقلابی (SR)٬ با ترکیبی از کشاورزان رمانتیک و ناسیونالیستهای ابله٬ پیوسته بود بسیاری از رفقای حزبی خود و تعداد زيادى از منشویکها را بعنوان کمیسر به جبهه اعزام نمود• جنگ به ارٽ برده شده از تزار به عنوان دفاع از انقلاب به بازار عرضه ميشد•

بخشی از جنبش کارگرى٬ عفونى شده بر اٽر تبلیغات کاذب وطنپرستان٬ و حتی بلشویکهایی مانند لف کامنف به این نتیجه رسیده بودند که دفاع از وطن بمنظور ندادن فرصت به آلمانیها براى نابود نمودن انقلاب و بازگرداندن دوباره تزار بر سر قدرت تنها راه علاج بود•

کرنسکی در ١٨ ژوئن به رهبرى ژنرال آلکسى بروسيلوف حمله ای از قبل طراحى شده از جانب تزار را آغاز نمود• روسها هزاران نفر را به اسارت گرفتند و چند شهرى نيز به تصرف آنان درآمد• اما با ارسال نيروهاى کمکى از جانب آلمان راهى بجز عقب نشينى براى روسهاى خسته باقى نماند•

ارتش روسیه پس از دو هفته بیش از ١۰۰۰۰۰ سرباز را از دست داده و در غاليسيا به عقب نشینی ناگزير شد• انحلال بسرعت رخ داد اما هنوز تمام ارتش را شامل نميشد• تنها صلح قادر به ترميم وضعيت بود•

ژنرالهای محافظه کار و خادم به جمهوری٬ به روحیه و تسلیحات خراب که حمله را به عملیاتی نامطمئن مبدل نموده بود اشاره کرده بودند• یک روز هنگاميکه کرنسکی در کنار جبهه ریگا با هنر سخنوری درخشان خود در حال آماده نمودن سربازان بود٬ یک سرباز کشاورز رشته کلام را بدست گرفت:

«آقای وزیر٬ شما میگید که ما باید برای کشور و آزادی خودمون بجنگیم. من اگر بمیرم چه استفاده ای از زمین میبرم؟ اون چیزی که من بدست میارم بیشتر از یک قبر ١٨۰ سانتیمتری نیست•»

اخبار در مورد حمله بروسيلوف تظاهرات بزرگی را با شرکت سربازان در پطروگراد موجب گشت و ٢۰۰۰۰ نفر از ملوانان کرونشتاد به آنها پیوستند• سربازان وفادار به دولت از پشت بامها با مسلسل به معترضان شليک کردند• در آنزمان شاهزاده لووف و کادتها دولت را ترک و کليه مسئولیتها بر عهده کرنسکی نهاده شد•

«در حال حاضر بجای آلکساندرا فيودورونا (شاهزاده خانم هوادار تزار)٬ آلکساندر فيودورويچ (کرنسکی) را داریم»• اختلافشان ناچیز به نظر میامد• کرنسکی میان سپرها آسیاب شد• دولت او از جانب جناح راست یک دیکتاتوری انقلابی و از جانب جناح چپ یک دیکتاتورى سرمایه دار ارزيابى شد•

لنین در تبعیدگاه خود گزارشات روسیه را مطالعه میکرد• او با توجه به فلج شدن سرمایه داری روسیه زیر بالهای دیکتاتوری تزار عدم قابليت نگهدارى قدرت از جانب دولت سرمايه دارى را بسرعت تشخیص داد•

در ١٩ مارس او به «لوند استروم» در استکهلم تلگرافی زد و از او ارسال درخواست زير را٬ به کليه بلشویکهای خواهان آمدن به روسيه از طريق سوٸد٬ تقاضا نمود:

«تاکتیک ما: هیچ اعتماد و یا حمايتى به دولت جدید؛ بخصوص کرنسکی بسیار مظنون است؛ تنها راه مسلح نمودن کارگران؛ انتخابات فوری در پارلمان پطروگراد و نزدیک نشدن به احزب دیگر است.»٦ او به اينسا آرماند نوشت: «از اینکه نمیتوانم به اسکاندیناوی مسافرت کنم خشمگینم و خود را بخاطر عدم پذيرش اين خطر در سال ۱۹۱۵ هرگز نخواهم بخشيد•»۷

١ـ LCC 35: 294

٢ـ نقل قول شده توسط جرمن آندريف در نشريه «کونتينت» شماره ۴۲٬ ص ۲۷۴•

٣ـ آلکساندر کاتز: ونيا ۱۹۱۴-۱۹۱۷ (http://ok.zhitinsky.spb.ru/library/kaz/trakta37.htm)

٤ـ پروفسور ريچارد پيپس معتقد است «گره زدن انقلاب اکتبر با خستگى جنگ امريست اشتباه• شايد که دقيقا بر عکس بود. روسها به پيشبرد جنگ بصورتى موٽرتر تمايل داشتند اما بر اين احساس بودند که دولت براى انجام آن از قابليت لازم برخوردار نبود …«ريچارد پايپز: «Tri» potjemu» russkoj revoljutsii٬ (مسکو ۱۹۹۶) ص ۳۳• اين خطايى بزرگ است از جانب پايپز•

٥ـ ابتدا او به آنهايى تعلق داشت که اصطلاحا ترودوويکز (يک حزب کشاورزى) خوانده ميشدند٬ اما در سال ١٩١٧ به اس ارها پيوست.

٦ـ LCC 23:292

٧ـ LCC 35:294