گوناگون

جوابیه

جوابیه

برآن شدم تاجواب هزل نامه شخصی با نام ( فرزادبابامیری)راپاسخ دهم،اما نه زیر چتر حمایتی کانون مدافعان یا هر نام دیگری که درراستای تشکل کارگران وزحمتکشان قدمی، قلمی،و…………….برداشته وخواهند داشت. این پاسخ نامه اقدام شخصی واز زخم های سال های دوراست که بر قلب وتنم باقی مانده است.چرکین ودردآور، هرکسی به قصد توهین ویا افترا علیه کوشندگان جنبش کارگری چه دوران گذاشته وچه امروزقلمی؛ قدمی؛ برمیدارد برخود میدانم اگر توانی باقی مانده به احترام پیش کسوتان کاری انجام دهم ،باشد که بدهی خود را به حمیداشرف ها؛ارانی ها؛ گلسرخی ها؛و کلیه آنها که جانشان را در راه رهایی طبقه کارگران و زحمتکشان فدا کردند بدهم، هر چند که ،(هرچه بدهیم باز کم است).

نمی خواهم مقوله های نیاز جنبش کارگری راتکرار کنم ، که نوشته و خواهند نوشت . (درخانه اگر کس است یک حرف بس است).

دکترتقی ارانی در بیدادگاه رضا پهلوی خروش برآورد که: چطور می شود عقایدی را قدغن کرد که ریشه علمی آن با آغاز جامعه بشر شروع شده ودرجمیع شعب زندگی فردی واجتماعی از روی اصول وپایه های کاملا علمی ومنطقی اظهار نظر می نماید.

اگرکسانی نمی خواهند اصل تکامل رادر مغزكوچك خود باور کنند این مشکل کله تهی آنهاست .(خانم نیکو روان به حقیقت درنوشته اشان بیان داشتند که نیازجنبش کارگری ایران چه میباشد)،بخوانید وعمل نمائید. درموردآقای ثقفی هم خودشان پاسخ گو هستند.اما من :متولد شده کوچه پناهی میدان شاپور در64 سال پیش،بزرگ شده مختاری ومسجد قندی،خانی آباد،با دوگونه ادبیات،یکی آموخته های فرمول های جنبش کارگری زیردست کسانی چون سیامک اسدیان و……،درکمال ادب ومعرفت کارگری، و دومی کوچه وخیابانی، محله هایی که نوشتم . با این قلم هم بچه مختاری می تواند بنویسد. میگفتند اگه قراره تو محل گنده بشی باید بزنی تو گوش یه گنده دیگه. یه جوجه تازه سراز تخم درآورده از کوچه دو تومنی استانبول راهی شد ،فردوسی روسرازیر تا توپخونه،چراغ برق و پامنار،بازارآهنگرا،چار سوق بزرگ وپاچنار؛درخونگاه وکوچه پس کوچه های فرهنگ،چار راه گمرک وخانی آباد،رسید سربازارچه مسجد قندی،حاج آقا درستی خرازی دار ارزون فروش؛ بعدشم کوچه مسجد قندی. اون آقای مستعفی کانون میدونه مسجد قندی کجاست(آخه یه دفعه گفت خانی آباد به دنیا اومده).

جوجه که دوقرت ونیم زیادی خورده بود، توراه گاه گداری بادیفاروتیر برق دیده بوسی میکرد این شد که یکی دوجای سروصورتش خط ؛ خطی شد.جمع بیکاره های محل پرسیدند:چه خبر؟بعدش شنیدن جوجه گفت: توراسته پامنار سینه ،سینه نوچه حسین رمضون یخی در اومدم ،(ایشان ازقدرهای محله درخونگاه بودند).مام کم نذاشتیم چپ وراستش کردیم وتواین رفتن واومدن دست اونم یکی دوبار از بغل صورت من رد شد، حالا اون رو تخت مریضخونه سیناست ومام اینجا.

تیز وبز درحیاط رو واز کرد چپید توزیر زمین وتا یه ماهی ازترس تو محل آفتابی نشد.اما هوای چارراه استانبول یه روز از لونه کشیدش بیرون. کوچه پس کوچه ،این وراون ور وبپا رسید پامنار. یه باره آقا نوچه کتک خورده خواب و خیال راست شکمش دراومد.

جوجه همه چی شو ازدست داد الا شلوار تموم قده خیس شده اش رو.آقاهه پرسید:منوفرستادی سینا؟گفت:این تنوکفن کردی نه ،ماقده این حرفا نیستیم هرکی گفته زیادی گ……….خورده ،مام اگه گفتیم ، خیلی خیلی گ…. خوردیم .گندهه گفت:میدونم واسه همینه دستم رو ا………نمیکنم،میذارمت توخریت بمونی ،تا سره یه گ……..خوریهای زیادیت خفه بشی .

حالا لچک بسر دست وپا حنائی پشت پیشخون بارهای اون ورمرز نشستی ودوقرت ونیم اضافه زدی وگ…..زیادی می خوری!!!!!!!!تو وامثال تو اگه مردی و مردونگی سروشون میشد که کنارگود نمی نشستن که هی یالا،یالا لنگش کن. از نیم پهلوی ریقو گرفته تا همایون وکی وکی ،هی زرمیزن که ما واسه کارگران وزحمتکشان ایران دلسوزیم وکار میکنیم وچه وچه!!

این دو قدم رو پاشین بیاین میدون آزادی و با مشت گره کرده ازکارگر و زحمتکش دفاع کنین. اگه شلوارتون خشک شده.

امابعد، فکر نکنید این گندهه ثقفی یا کانون یا کمیته هماهنگی میباشد !

این که برزگه جنبش کارگری دنیاست وایران که از دوره های خیلی دور،با دوطایفه درگیر بوده اند.سرمایه وخائن!!جنبش اسپارتاکوس رایادآوری کنیم. تیغ تیز سنای روم حنجره یاران برده را نشان گرفته بود که خوانین کشتی دارپول سنا رابرپول برده ها برتردانستن. که چنین شد تا خون ها ریخته شد و صلیب ها آویخته.جوهیل حماسه ساز،را سرمایه داران امریکا درخرابه هابه دار آویختن وقتی که قدم ها مبارزه اش به نزدیکی قله پیروزی رسیده بود.وسیدجعفرپیشه وری را.تکرارتاریخ کارگری جهان و ایران رادردستور کار قراردهید امانه برای اینکه (ماچه کتاب هایی خوانده ایم بلکه بیاموزیم کجاوچه کسانی چه بیشرمی هاکردند).

دهه 60 ایران رایادآوری کنیم حزب باصطلاح طرازنوین کارگری وفرخ خان نگهدارآنچنان خیانت کردن که جهنم هم خجالت میکشد تا آنهارادرخود جای دهد. (آقای مستفعی ودیگررفته های کانون هنوز درباورشان است حزب توده واکثریت مسیح ناجی بوده وهستند). میرزابزرگ جنگلی را چه کسانی فروختن؟28 مرداد راکدام خائن ساخته وپرداخته کرد؟هرزمان که تخم ققنوسی ازمیان آتش وخاکستر سربیرون می آورد،چماق خیانت ،کاری کوبیده می شود.پشت سر گل سرخ انقلاب کارگری دربیدادگاه سال 1352 چه کسانی نشسته بودند؟ آلنده راچه کسانی به قتل رسانیدند وپاتریس لومومبا را؟ بلندآوازه ترین فدایی مردم دنیاچه گوارا،چه شد درآغاز بوسه برلب مرگ زد وتا زندگی باقیست حسرت مرگ زودهنگامش داغ دلهای عاشق راصد چندان میکند.

پس از سال ها رکود امروز تشکل های ناب کارگری اقدام به همدلی کرده اند، این جوجه ققنوس ها باهیاهوی زیاد که گوش هرشنونده را کرمیکند ،چشم برگنبد مینادارند تا ستارگانشان را به زمین آورند وگل ،برخاک سوخته خاوران تهران و دیگرشهرهای ایران ریزند.جای آنست که به پروازشان کمک کنیم،نه باچرت نوشتن واستعفای خود خواهانه اولین پروازآنهارا به یاس تبدیل کنیم.

آنهاکه ترک کانون ویاکمیته ویا هر تشکل رادیکال دیگری راکرده اند،توی کفش هایشان ریگ،که چه عرض کنم قلوه سنگ داشته اند،من بودم و دیدم آقای رئیس …. باهفتاد سال سن باید معلمی میکرد ،نه اینکه اگر جوانان کانونی در گذشته ی جنبش کارگری، حزب توده واکثریت راخائن میدانند افترا ی اطلاعاتی بودن از زبان استاد دانشگاه بشنوند.واقعا جای گریستن ومردن دارد.که بجای کمک به پرواز، کبریت به پرها میزند واستعفا.

عین نوشته بابا (میری!!!) دست نامقدست راازسرما کم کنی.

– سرمایه داری همواره تلاش میکند نه تنها ازطریق ارگان های مستقیم و سرکوب خود،بلکه با استفاده از(افرادی)!!!!!!!!!!ازدرون جنبش کارگری و……………………..نفوذکرده.

نفوذی خارجی ، دم خروس زیر لباست را قبول کنیم یا قسم ها نادانیت را. این اطلاعات رااز کدام شبکه تومنی گرفتی وقی کردی؟ منبع سالمی نبود ،آب لجن زده منبع، کرم گذاشته بود که تحویل شما شد. نوشیدی؟ بیچاره سلولها خاکستری مغزت که چه آت ،اشغال هایی را می خورند.

گاندی میگفت:(دردزیستن درحصار برکه نیست، درد زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نمی کند). بابا (میری!!!) ، ثقفی قطعه زمینی تقربیا هزار متری خرید دربیابانهای کرج،اقصادبیمار ایران دلار یکصدو بیست وپنج تومان را رسانید به مبلغ بالای سه هزارتومان. وزمین هم درگسترش شهرها دریک مرکز تجاری قرارگرفت.این یعنی هزار متر زمین به چند ده میلیون تبدیل شد.ازآقای رئیس دانا راجع به اقتصاد بیمار وبحران گران شدنها بپرس یعنی چی. ایشان استاد رشته اقتصاد بوده اندوخوب میدانند یک مترزمین سی سال پیش الان چه ارزشی پیدا کرده. انتهای همین زمین سوله ایی ساخته شد که دراجاره چند کارگرجوان کابینت سازمیباشد وهمیشه قسمتی ازاین اجاره بها هزنیه ها انتشاراتی کانون وهمان مسافر تهایی که به (طول) حضرت والا مقام رسانیدند،میرسد.اما کارگران کارخانه ثقفی !من نزدیک به یکسال ونیم است که به کارخانه رفت وآمد دارم به جزیک کارگرکه آن هم بصورت شراكت کار میکند؛ کارگران دیگری را حتادرسلولهای سربه مهرندیده ام. وثقفی دراین کارخانه عظیم !کارگری است که باتمام توان هم کار میکند هم فعالیت کانونی.شنیده ایم برای تخریب یک کلنگ کافیست اما برای ساختن؛ زمان وساختارهای ساخت وساز.ماسالها شاهداین تخریب هابوده ایم واما مهندسی نبود که بسازد،کمرراست کرده ایم تابسازیم،………. بسازیم.

اربابی بود که نوکرش را خیلی آزار میداد حتا رسیده بود به جایی که وادارش میکرد آفتابه برایش ببرد،نوکر رشد کردوقصد انقلاب،آّب جوشیده آماده را ریخت داخل آفتابه وبرد تحویل ارباب داد تاکجایش رابشوید،ریختن آب همان وسوختن همان!!!ارباب بیرون آمد و به زدن نوکر ،مردم جمع شدن چه میکنی ، نوکر زیرمشت ولگد ارباب گفت: رهایش کنید من میدانم کجایش می سوزه!شما کجات میسوزه؟؟؟ عده ایی به تعداد شاید !! انگشتان دست وپا، می خواهند حرکت کنند ،به توچه!!!!فضولی بس است. لچک به سره دست وپا حنا بسته ،بتو چه!!!!!حرکت کارگرا کجای شمایان را می سوزاند؟ ازکی مزد میگیری که سوزش را تحمل کنی؟

توهم مثل یادگار گلسرخ ایران آقای شورشی (عباس سماکار) کاری مثبت انجام بده .چون جوانان ،کارگران ،زحمتکشان ،امروز خیلی،خیلی زیادتر از ما وشمایان میدانند .چراکه امروز جهان دهکده کوچکی شده و احتیاج به چنین مدرسین الکی خوش،(به گفته گلسرخی ویت مین های تریا نشین ) ندارند. برای فتح دماوند باید از دامنه شروع کرد.به قول دوستی (بنازم به سبزی کاج که دراوج یحبندان زمستان سبزاست،وگرنه در تابستان هر علف هرزی سبز می شود). بوی چی به مشام شمایان رسیده که نان به دست دنبال کباب می گردید ( دم بریده ) خرداغ میکنند.

آقای ثقفی وکاک محمودصالحی و…………..

حداقل ماندند درایران وقوت دست جوانان شدند. شما بی وطنان چه می کنید.سه روزونصفی در زندان را به روی کسی باز کردند یاروسرازینگه دنیا درآورد،ومجری شبکه ماهواره ایی ویقین دستمزدهایی که بادلار داده میشود.خارج نشینان به جز آنها که رادیکال هستند وبی هویت های داخلی بفکر باشند کارگران وزحمتکشان ایران به جایی رسیده اند که برای آینده اشان نیاز به هر هرزه گرد بیگانه پرست ؛ (جاسوس اتحادجماهیر سوسیالیستی شوروی) وتهی ازمغزندارند.شمایان دراین خیال نباشید که ما اینجا گرسنگی ،دربدری؛مصیبت ها؛مرگ راتحمل کنیم وبعد یک منور الفکراز راه برسد ،دیروز من نوشتم،من گفتم،من بودم.چنین کردم،چنین کردم.(مارگزیده دوبار دست دریک سوراخ نمی کند).دهه 60 رافراموش نکردیم که شمایان چه کردید با بهترین فرزندان این مرزو بوم. هنوز کوچه های جنبش کارگری درماتم بود که شمایان درسوراخهای خود پنهان شدید وهمکاری خودراباسرکوبگران درزیر برف پنهان کردید. مثل مهدی پرتوی مسئول شاخه نظامی حزب توده که مرگ تمام جانباختگان حزب برگردن وی سنگینی میکند.کسی که بیشترین همکاری رابا دادستانی ارتش انجام دادوحق الزحمه آن آزادیش بود. (نامبرده مترجم کتاب شورشیان آرمانخواه نوشته بابک مازیارنشرققنوس تهران میباشد).کم نبودند چون اوکه امروزدایه دلسوزترازمادرشده اند،ترجمه میکنند،مقاله می نویسند،وا کارگرا سرمیدهند.کارگران وزحمتکشان سریال ارتش سری رادیده اند، دیدند درآخرداستان کلنل آلمانی اس اس اززندان گریخت وبامعشوقه اش بسمت آلمان حرکت کرد. جمله ایی گفت که امروز درایران زیاد می شنویم! (برویم تا آلمان دیگری بسازیم). (صاحب الماس خبرازگاز گرفته شدن غواص توسط کوسه را نمیداند). هر کدامتان الماسی بدست آوردید. (آزادی درکشورهای خارجی) وهرگزنفهمیدیدکارگروزحمتکش چه کشیده دراین سالهای که جلای وطن کردیدوفکرنمودیددرخدمت جنبش کارگری ایران هستید، وهرزمان هم کسانی قدم درراه گذاشتند موردافتراهای بی سندومن درآوردی شدند.اما امروزبقول شاملو درشعر پریا (پاشنه رو، ورکشیدم زدم به دریا ترشدم ازآون ورش بدرشدم )درباورمن نیست که شمایان بتوانیدکمرخم کرده پاشنه های کفش خودتان رابالا بکشید وهمراه شوید بامردمی که خانه شان ایران پاینده وجاویدان است .هرسال درایران نزدیک به دوهزارکارگر ساختمانی بخاطرعدم ایمنی کار جان خودراازدست میدهند،پس کجائید تا برزخم دل خانوادهاشان مرهم شوید. کاراین چنین سخت است ؟ اماواشهابی هایتان گوش فلک راکرمیکند (باابرازاحترام به شهابی عزیزوخانواده محترمش) تنهادرد داراین جامعه ایشان نیستند،ولی ازاسمش میشودصاحب نمدی شد. ماکه میدانیم شما نان به نرخ روز می خورید بدون هیچ پاداشی راه ازچاه به کسی نشان نمیدهید پس کلاه خود سفت گیرید که بادغضب وخشم کارگر وزحمتکش توفانی است غیرقابل تحمل . درانتها جمله ایی ازعیسی ابن مریم را به احترام کارگران مسیحی یاد آور میشوم،شاید مصداقین این جمله بفکر روند، وروش برخوردخود را باجامعه کارگری ایران دوباره سازی کنند.

فرمودند: من بیماران را علاج کردم،به فرمان خدامردگان را زنده کردم،ولی نتوانستم احمق را اصلاح کنم. پرسیدند احمق چه کسی است؟ فرمود: احمق کسی است که همواره نظر خودش را می پسندد. همه فضیلت ها را ازخودمی داند وفقط حق رابرای خود وبه سود خود می خواهد،نه دیگری.

این چنین احمقی راه علاج و اصلاحی ندارد.

پی نویس:

1- مسجد قندی ازمحلات قدیمی تهران میباشد که ازشرق به خیابان خانی آباد زادگاه پهلوان تختی واز غرب به خیابان شاپور تلاقی دارد.

2- باپوزش ازکسانی که درخارج از کشور به هردلیلی هستند یا زندگی خود را دارند یا برای دردهای مردم به واقع دردمندند.واحترام به آنانکه قدمهای مثبت شان خشنودی برای کارگران وزحمتکشان به ارمغان می آورد.

3- باپوزش ازبانوان وبخصوص زنان کارگروزحمتکش. لچک به سر دست وپا حنایی به کسانی گفته میشود که تمام شرافت وانسانیت انسانی رافدای هرزگی های پول پراستانه خود میکنند.

4-چگونه هضم کنیم که هزاران پناه جو،ازکشورهایی که بدترین شرایط سیاسی واقتصادی را دارند، دررسیدن به یکی از کشورهای اروپایی در سخت ترین وضعیت حتا مرگ قرارگرفته اند ،اما منصور اسانلو،بهزادسهرابي ،و.- -…………مستند بی خدشه بابا(میری) باپرواز مستقیم به کجا رسیده اند و مجریان پای ثابت شبکه های ماهواره ایی شده اند. (علی اصغر زاده)

۱ دیدگاه

  1. ناشناس says

    میرجعفر پیشه وری هم کم بدنبال قدرت نبود و پسرش تو بد شرایطی باکو زندگی نمیکرد و بنظر من خیلی گزینه ی خوبی برای مثال نیست اگر قرار مو لای درزش نره (یا شاید تاحدودی بره)

    لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.