گوناگون

کار شعر…

ccx660ß

 

کار شعر…

تا گرگ بیداد

د رَ د به دندانِ ستم تن ز آهو ی داد؛

درهر سرآشیبی ،

نشانی از فرازی تازه جستن ؛

از صخره ‌ها ی سخت سر،

سر بر کشیدن؛

از غنچه ی نا گشته گل هرگز،

سرودن؛

بر بوته ‌های تشنه ی فقر

ازجوهر جان ،

شبنمی مهری نشاندن؛

از خنده ‌های له شده ،

از بوسه ‌های داغ نفرت خورده ،انگار؛

چیزی نوشتن؛

گر نیست کار شعر،

گو پس چیست کار ش؟!

جعفر مرزوقی (برزین آذرمهر)

 

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    آقای محترم جعفر مرزوقی (برزین آذرمهر)،
    اتفاقاً کار شاعر آنست که نه تنها در باره خنده های له شده ی داغ نفرت خوردگان واقعی چیز بنویسد بلکه:

    باشد که همچون برتولت برشت، در شعر گویی: «چه بود»(قبل از جنگ)، «چه هست»(در زمان دیکتاتوری هیتلر) و «چه خواهد شد» (بعد از پیروزی حکومت اتحاد جماهیر سوسیالیستی بر فاشیسم و سپس شکست آن بدست خروشچف و برژنف) را به شعر در آورده و راه مبارزه با دیکتاتور های طبقاتی را نه تنها به کارگران، بلکه خیلی مهم‌تر به خرده بورژواهای ناراضی ولی دست اندر کار، فرا میدهد، فرا دهید!

    وی همیشه شاعرانی که در گوش خواننده ترانه تسلیم از طریق ناله و گریه از وضع موجود را میخواندند سرزنش میکرد.
    اتفاقاً نه تنها در ایران که سراسر پر از مبارزه است؛
    صهیونیسم تا دندان مسلح و انسانخوار در مقابل عربها لنگ انداخته است(در مورد ایرانیان هنوز جنگ هشت ساله را اربابش را از یاد نبرده است) و همیشه ناتوان‌تر از گذشته خود میگردد.
    امپریالیسم غرب که جمهوری های زیادی را از روسیه با انقلابات مخملی و رنگی بزیر یوغ خود میکشید و برادر کشی را در همه جا رونق میداد، کور شود هر کس که نبیند، چگونه در سوریه و اوکراین، از شکستی به شکست دیگر روان است.
    ایران پر از بوسه های دوستی و صداقت است
    ولی من بشما حق میدهم، اگر در آخر اشعارتان بیاورید
    از ادبیات مایوس شدگان

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.