سياسی

اگر حمل به چپ روی نشود: سپاسگزاری ازلوکوموتیورانها

اشپیگل انلاین اگر حمل به چپ روی نشود: سپاسگزاری ازلوکوموتیورانها

یاکوب اَوگ اِشتاین Jakob Augstein

برگردان:ظفردخت خواجه پور

وقتی که مدیران از تعداد کارگران وکارمندان می کاهند، ما آنرا می پذیریم. اما زمانی که کارگران وکارمندان به خاطر دستیابی به حقوق ومزایای خود مبارزه می کنند، خشم بر جامعه حاکم می شود.

اعتصاب کارگران و کارمندان دویچه بان(راه آهن آلمان) یک رسوائی نیست، بلکه هدیه ایست به ما. چرا که این اعتصاب قدرت کارگران را به ما یاد آوری میکند.

«کِلَوس وِزِلسکی«(رئیس اتحّادیه لوکوموتیورانها) در حال حاضر نامحبوب ترین فرد آلمانی است.

اعتیاد به کسب اعتبار از طریق شماتت دیگران هنور چیز بی ضرری است که رئیس سندیکای لوکوموتیورانها آن را تحمل می کند. روزنامه «بیلد» با تمسخر اورا» بزرگ ملاحظه کارِ راه آهن !(کسی که با ندانم کاریش به راه اهن ضرر می رساند.) می نامد؛ ودر»توئیتر»سوال میشود که آیا او امنیت شخصی دارد؟(چرا که خیلی ها بر او خشمگینند.)

«وِزِلسکی» این ها را به روی خود نیاورده ومی گوید که او از یک حق اساسی استفاده می کند: حق اعتراض واعتصاب. چیزی که خشمگینان فراموش کرده اند، وی آن را به آنها یادآوری می کند.

تا وقتی که کارگران وکارمندان از او حمایت کنند و دادگاهِ کار اشکال تراشی نکند، او می تواند کارگران را برای یک مقاومت جانانه بسیج کند.هر کس کار او را نمی پسندد باید به اسباب کشی به چین فکر کند وتصمیم بگیرد.

لوکوموتیوها رانها یِ آلمان جمع قماربازان نیستند وسندیکایِ آنها قدیمترین سندیکا درکشوراست. این تصَور که اعضای این سندیکا از سرِتفریح وخوشی اینجا وانجا مبارزه کرده واعتصاب راه می اندازند، قابل قبول نیست.

حتَا مخالفان، «وِزِلسکی» معتقدند که رئیس سندیکا فردی رشوه گیرو خریدنی نیست. دویچه بان بیهوده کوشید باوعده ی سمت و مزایای بیشتر وی را بخرد.

به چه خاطر این مرد مورد شماتت وسرزنش قرار می گیرد؟ در اعتصاب جدید همه هم وغم ها تنها برای حقوق ماهانه نیست؛ بلکه بخاطر تاثیرات آن است.

سندیکای لوکوموتیوهارانها خواهان طرح طبقه بندی مشاغل برای همه

پرسنل اعم از برنامه ریزان وکارگران بخش خدمات است، ولی

. «دویچه بان» این را نمی خواهد.

دویچه بان»بیشتر ترجیح میدهد که با سندیکایِ دست آموز لوکوموتیورانها، یعنی سندیکای حمل ونقل کار کند که بنا به گفته یطنزآمیز «وِزِلسکی» سندیکائی خانگی وتابع «دویچه بان » است.

تضاد واقعیَت دارد واعتصاب حقانیّت. این جا طرح خواسته هایمستخدمین مطرح است. چه چیزی غیر از این وظیفـۀ سندیکاست؟

انتقاد از» وِزِلسکی» وافراد او، حقانیَت این وظیفه را زیرِ سوال می برد. خواسته هایِ کارگران وکارمندان با خواسته های کارفرمایان در تضادند. مستخدمین نیروی کار خود را در اختیار می گذارند وکارفرمایان از نیروی کار آنها بهره ور می شوند؛ میبایست کفه های بده بستان را هماهنگ و هموزن کرد و اینواقعیَتی است که ما آنرا فراموش کرده ایم.

بادِ خشمِ مخالفان به این خاطربر چهره «وِزِلسکی»وزیدن می گیرد که دراین میان عدَه یِ کمی نیستند که معتقدند که مستخدمین باید به همانی که کارفرما به انها می دهد، راضی باشند ودر غیر این صورت باید خفقان گرفته ودهان خود را ببندند.

امروزه هر کس که افراد را به اعتصاب دعوت کند، خو درا مظنون ومشکوک می سازد. همبستگی؟ فراموش کن. همبستگی را باید تمرین کرد وگرنه از یاد میرود. امروزه حتَا در یک بخشاقتصادی وتجاری واحد هم، همکاران با هم همبستگی نشان نمیدهند. این را ما ازآخرین شکست اعتصاب «ای گِ مِتال» (فلزکاران) درسال دوهزار وسه میدانیم.

بااعتصاب (فلزکاران) «ای گِ مِتال»و صنعت برق(الکترو ایندوستری) ایندوستری) در شرق آلمان جلو تولید در این بخش گرفته شد.

به همین خاطر خونِ همکاران آنها در غرب بجوش آمد.

فراموش نشدنی است که به خاطر پشتیبانی که «یورگِن پِتِرز» رئیس

نمایندگان کارگران «ای گِ مِتال»و نایب رئیس «دایملر کارایسلر» از رفقای شرقی اعتصاب کننده خود کرد، اورا دیوانه عوضی رو طرح طبقه بندی مشاغل نامیدند.

آری در آنجا که همبستگی وپشتیبانی همکاران از همدیگر فراموش می شود، هرتضاد سیاسی جامعه تبدیل به یک مسئله شخصی می شود.

فیلسوف » بی یوانگ چول هان» نوشته است: «سیستم نئولیبرالیدر اندرون کارگران تحت ستم وفشار، کارفرمایان آزادی می پرورد که خود را استثمارمی کنند. امروزه هر کس ارباب ونوکر در پیکرِواحد است. امروزه جنگ طبقاتی به صورت جنگ با درون خود درآمده است. هر کسی امروز ناموفق باشد خود را مقصَر دانسته و به همین خاطر شرمگین است. انسان به جای جامعه خود را مسئله سازمیداند.

جنگ طبقاتی دیگربه جای خیابان در درون افراد اتفاق می افتد.

» مار گارت تاچر» مجبور بود با کمک پلیس با سندیکا ها بجنگد. این وظیفه را در جامعه ی ما مطبوعات ومنابع خبری سمعی وبصری به عهده گرفته اند.

حمله های سراسر نفرت به «وِزِلسکی»همان شخصی سازی مسائل اجتماعی است. افکار عمومی فقط می تواند اعتصاب را از طریق مسئله دار کردن شخصیَت رئیس سندیکا توضیح دهد؛ نه از راه سیاست طرح طبقه بندی ِ «دویچه بان«.

» دویچه بان» یک کار فرمایِ دولتی است که با قواعد راهبرد ی شرکت خصوصی اداره می شود. این یک انحراف کاملِ سرمایه داریِ مدرن است.

روشن تر بگویم: کسی که نمی خواهد لوکوموتیورانها اعتصاب کنند،

باید دو باره آنها را به استخدام رسمی دولت درآورد. (به خصوصی سازی خاتمه دهد.)