سياسی

نامه یک زن آرمانگرای انقلابی به پدر و مادرش قبل از رفتن به کوبانی!

 

نامه یک زن آرمانگرای انقلابی به پدر و مادرش قبل از رفتن به کوبانی!
تعریف خوشبختی در دو کلمه!

کوبانی به مرکزی تبدیل می شود که انسانهای آرمانگرا را از همه جا بسوی خود جذب میکند… کوبانی جایی استکه در آن همبستگی انترناسیونالیستی انسانهای صادق از تئوری و رویا به عمل تبدیل می شود! جایی است که در آن استعدادهای بالقوه انسانی انسان شکوفانتر شده و به طبیعت انسانی او تبدیل می شود!… بی جهت نیست که کوبانی در هنر و ادبیات و ترانه های انقلابی جهان به آهستگی وارد شده و جاودانگی می یابد! … کادریه اورتاکایا 28 ساله و دانشجوی فوق لیسانس معماری دانشگاه مرمره بود… بظاهر همه شرایط را یک زنگی خوشبخت و مرفه فردی را داشت… ولی او با تمام موفقیتها و امکاناتش خوشبختی را در فردگرایی و نجات فردی خود نمی دید. کسانیکه همه چیز را برای خود می خواهند و با فرهنگ امپریالیستی تربیت می شوند جهان را به مثابه بازار گرگها تجربه می کنند که تنها با بلعیدن و لت و پار کردن دیگران می توانی چند صباحی احساس قدرت و «خوشبختی» بکنی که به قیمت زیر پا گذاشتن و نابود کردن منافع دیگران بدست آمده است! چگونه می توان نظامی را انسانی پنداشت که در آن 85 نفر به اندازه نصف ساکنان کره زمین ثروت دارند!؟؟…

چندی پیش در تلویزیون هلند مصاحبه ای را دیدم با یک پروفسور بلژیکی که سالهاست در باره درجه خوشبختی وسرزندگی ملیتهای مختلف تحقیق می کند… خبرنگار از او پرسید تو با پروفسور ها و دانشمندان زیادی در باره معنی واقعی خوشبختی بحث کرده ای و از آنها خواسته ای که نظر خود را درباه مفهوم خوشبختی در 1000 کلمه بنویسند، با توجه به همه اطلاعاتی که جمع آوری کرده ای می توانی خیلی خلاصه برای ما بگویی خوشختی چیست؟

ایشان در جواب گفتند: یکی از این پروفسورهایی که من نظرش را پرسیده بودم در نامه جالبی به من نوشته بود برای تعریف خوشبختی لازم نیست یک مقاله بنویسم من روح خوشبختی را در دو کلمه برایت تعریف می کنم! آن دو کلمه عبارتند از «دیگران و تقسیم»!

خوشبختی زمانی غنی تر و بیشتر می شود آنرا با دیگران تقسیم کنی!
کادریه این زن جوان و موفقی که به نوعی همه درهای خوشبختی داشت برویش باز می شد… خوشبختی واقعی را در جهانی انسانی جستجو می کرد! او خوشبختی فردی را در دریایی از بدبختی و بی عدالتی محیط اطرافش نمی توانست به پذیرد. او به دیگران نیز می اندیشید و میدانست بدون خوشبختی دیگران هیچ خوشبختیی نمی تواند کامل باشد… به همین دلیل رفت که استعداد و توانایی هایش را با زنان و سایر رزمندگان راه آزادی کوبانی تقسیم کند تا خوشبختی را در کیفیتی بسیار بالاتر و انسانی تر تجربه کند! او در راه آرمانش به ابدیت پیوست! با تلاشهای صادقانه انسانهای والایی نظیر کادریه، هر دم رهروان آرمانهای انسانی بیشتر و پیگیرتر می شوند…
NNSROJ: صبح روز گذشته ۷ نوامبر یک فعال مدنی کُرد به نام «کادریه اُرتاکایا» (قدریه) هنگام عزیمت به کوبانی در مرز شمال کُردستان از سوی نیروهای ارتش ترکیه هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

کادریه (قدریه) 28 ساله و دانشجوی فوق لیسانس معماری دانشگاه مرمره بود. وی که بیش از یک ماه پیش به همراه گروهی از دوستانش برای کمک به غیر نظامیان و حمایت از مقاومت کوبانی از استانبول به مناطق مرزی در مجاورت این شهر رفته بود، پیش از عزیمت به کوبانی با نوشتن نامه ای خطاب به خانواده اش از آنان خواسته بود که راه او را ادامه دهند و از مبارزه اش حمایت کنند.

متن کامل نامه کادریه آرتاکایا:
برگردان: NNSROJ

خانواده گرامی ام

من در کوبانی ام. این جنگ تنها جنگ اهالی کوبانی نیست، جنگ همه ما است. من نیز برای خانواده ام –که بسیار دوستشان می دارم- و بشریت به این جنگ پیوستم. اگر ما این جنگ را جنگ خود ندانیم، فردا که بمب ها بر سر خانه های ما فرود آمدند، ما نیز تنها خواهیم ماند. پیروزی در این جنگ پیروزی مستمندان و مظلومان است. با ملحق شدن به این جنگ فکر می کنم بیش کارمندی، برای خانواده و بشریت مفید واقع شوم. شاید به دلیل اینکه به خاطر شما را خود را در چنین وضعیتی گذاشته ام از دست من عصبانی شوید، اما دیر یا زود به این نتیجه خواهید رسید که حق با من است.

من می خواهم همه انسان ها آزاد و برابر زندگی کنند. برای لقمه ای نان، برای مامنی که زیر آن آرام گیرند، از سرزمین خود آواره نشوند. برای تحقق اینها باید جنگید و مبارزه کرد.

هنگامی که جنگ به پایان رسید و کوبانی پیروز شد من باز خواهم گشت. اگر [خواستید پیش من بیایید] به خوبی با دوستانم رفتار کنید. دنبال من نگردید. به این دلیل که تلاش شما به نتیجه نخواهد رسید. یکی از دلایل اصلی نوشتن این نامه همین موضوع است که شما با گشتن به دنبال من خود را اذیت و عذاب ندهید. اگر بلایی بر سر من بیاید، حتما شما نیز مطلع خواهید شد.

اگر شما خواهان آن نیستید که هنگام بازگشتم بازداشت شوم و به زندان بیافتم و شکنجه شوم، به هیچ وجه پلیس یا نهادهای دولتی را مطلع نکنید. اگر شما چنین کاری را انجام دهید، هم من، هم خانواده ام و هم دوستانم از این رفتار و عمل شما متضرر خواهند شد. حتی به دوستان و آشنایان نیز نگویید که من به کوبانی رفته ام، تا وقتی بازگشتم مرا به زندان نیاندازند. وقتی شما این نامه را خواندید آن را پاره کرده و دور بیاندازید.

اگر می خواهید برای من کاری کنید، از مبارزه من حمایت و آن را ادامه دهید. سال ها در مقابل اجحاف های دولت سکوت پیشه کردید. در مقابل کشتار مردم در خیابان ها و انداختن گاز [اشک آور و سمی] به داخل کوچه ها، در مقابل بمباران کردن انسان ها همچون روبوسکی سکوت نکنید و بگویید کافی است. اگر اکنون در کنار شما بودم، باز به مبارزه خیابانی ملحق می شدم، به انجمن [کُردی] می رفتم. تا زمانی که بازگردم مبارزه ام را به شما محول می کنم.

قبل از هرکس مادرم و پدرم، آدا، دنیز، زلال و ماهر که به زودی متولد می شود را به آغوش می کشم. سلام ویژه من را به برادرم کادری برسانید. [مطمئنم] او عمل شایسته ای را از خود نشان خواهد داد.

با حس و شوری انقلابی همه شما را به آغوش می کشم

تلفن هدیه برادرم است. برخی از عکس هایمان در آن است. کارت کمک هزینه تحصیلی ام را برای مادرم می فرستم. تا وقتی که باز می گردم داروهایش را با آن بخرد.

همه تان را دوست می دارم

تا بعد بدرود
http://nnsroj.com/fa/detiles.aspx?id=7955&ID_map=20

چندی پیش نوشته بودم: اگر کوبانی چند ماه دوام بیاورد …
کوبانی یک امکان بالقوه و یک پتانسیل نهفته برای ساختن دنیایی انسانی است!
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/973540105998558?notif_t=notify_me