سياسی

“از قتل نخبگان تا حمله به مردم کوچه و خیابان “

نکته حائز اهمیت در دوگانگی و ریاکاری را می توان در مناسک محرم و صفر، نمیه شعبان و دهه بهمن ِ هر سال دید که، فقط هدف حضور است. با هر پوشش و آرایشی کسی نه امر به معروف می کند و نه نهی از منکر، نه گشت ارشاد هست و نه اسید پاشی

روزهای اول آبان ۱۳۷۴ رهگذران اصفهانی در خیابان میر ، پیکر بی جان مترجم توانا و متعهدی را دیدند که بر بالای سرش دو بطری مشروب ود . متدینین استغفار کردند و گذشتند .

خفاشان شب ، پرسه زنان در سیاهی شب هر روزن و جنبنده ئی را رصد می کردند ، هوشیاران قلم که ، زنگ خطر را خیلی پیش تر شنیده و دیده بودند ، هشدار را دریافتند . اوج دامنه جنایات ِ جنایتکاران در سال ۱۳۷۷ بالا گرفت مُثله کردن فروهر و اسکندری و قتل مختاری و پوینده – روزنامه کیهان یکبار نوشت : اختلافات خانوادگی باعث این قتل هاست و چندروز بعد تسویه حساب گروهی بشمار آورد . –

عاملین اصلی در برنامه چراغ ، چراغی که سایه اش سیاهی می پراکند و ابهام آفرینی را توجیه می کرد و سه عضو دیگر دست اندرکار در دادگاه چند حکم اعدام گرفتند اما بعد از چند سال آزاد در جامعه علنی در جمع نیروهای همسان خود ، خودنمائی می کنند .

«احمد میرعلائی» مترجمی که با ترجمه هایش » بورخس » ، » اکتاویو پاز » ، «میلان کوندرا » و … را برویمان گشود .

وکیل قتل های موسوم به زنجیره ئی – دکتر ناصر زرافشان – به جرم دفاع از قربانیان ِ قتلهای سریالی با پرئنده سازی ِ جعلی ۵ سال حبس کشید !!!

در حال حاضر اعتصابات کارگری اوج می گیرد و مطالبات حق طلبانه خود را دنبال می کند . اختلاس های کلان ِ چند هزار میلیاردی و بورسیه های مافیایی تحصیلی ،سکه اش به رو می افتد ، تورم ، گرانی و همه ی ناهنجاری های اجتماعی به قله رسیده است ، سازش با قدرتهای جهانی در فعالیت های اتمی آخرین سنگرهای عقب نشینی را طی می کند ، سقوط قیمت نفت و ناهمگونی آن با بودجه ی سال آینده ؛ سیاهچال هائی ست که زمامداران ایران را به یک فرافکنی و جو سازی با برگه باطله ی صیانت از حجاب و امر به معروف و نهی از منکر ، مصوبه قانونی می گیرد و تئوری های خشونت در بافت قداست رسن می شود تا جولانگاهی برای لمپن ها فراهم آید .

این بار نه با طرح های شکست خورده جولان گردانهای موتور سوار ، نه حمله علنی به سینماها و سالن های کنسرت و … بلکه با جنایات پنهان بصورت اسیدپاشی به چهره ی زنان و دختران اصفهان خود نمائی می کند ، چرا ؟

علیرغم همه موانع ایجاد شده طی سه دهه اخیر ، زنان و دختران در عرصه های تحصیل ، ورزش ، مطالبات اجتماعی و حق برابری رو به رشد بوده و این بالندگی به مذاق داعشیان تلخ است .

گروه حزب الله اصفهان به سرکردگی کمیل کاوه می گوید : حزب الله اصفهان در مورد امر به معروف فقط به تذکر زبانی بسنده می کند !

* مروری به چند عملکرد حزب الله اصفهان جهت یادآوری :: در سال ۱۳۷۸ پس از حمله به فستیوال فیلم کودک بازداشت و کوتاه کردن موی شاه محمدی -کارگردان – ، حمله به سینما ایران و قدس در اصفهان ، حمله به کنسرت ها در سال ۸۰-۷۹ ، دستگیری دانشجویان جلو درب دانشگاه هنر اصفهان جهت مبارزه با فساد ، حمله و تخریب نماد کاوه آهنگر در اصفهان ، حمله به صدها محقق و دانشمند و خبرنگار در تابستان ۷۸ – زمانی که کسوف کامل در اصفهان رخ داد- و …

آیا آقای کمیل کاوه تجدیدنظر طلب شده و به مثابه پیشکسوت خود » هادی غفاری » به گفتمان اصلاحاتی روی آورده ؟!!! یا فکر می کند مردم اصفهان حافظه کوتاه مدت ندارند ؟

اما چرا زنان و دختران امروز آماج کوردلی و شرارت ، به نفرت انگیزترین شکل – اسید پاشی – قرار گرفتند ؟

زنان ایرانی در هزاره گذشته علی رغم انواع ستم مردسالاری که ریشه در نظام های طبقاتی – اجتماعی داشت در مقابل جاهلیت به فرهنگ درآمده چند همسری سر خم نکرده اند و به مقابله برخواسته اند . با خانه نشینی کنار نیامده ، در چند دهه اخیر به مدد تحصیل و دانش مطالبات انانی خود را خواستار بوده اند

و این به خاری در چشم جامعه مرد سالار و نظریه پردازان دینی و عقب مانده فئودالی همواره عیان بود .

زنان برای رسیدن به خواسته های بحق خود در حوزه های گوناگون پافشاری کرده اند . طی چند دهه اخیر بعلت حضور گسترده زنان در مبارزات اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی جای انکار بر نیم جامعه نیست و سر لوحه ی این مبارزات امروز در شهر کوبانی صحنه رزم زنان در کنار مردان ، هر حکومت ارتجاعی را به واکنش وادار می کند و سیلاب رها شده نیم پیکره انسانی هر سد پوشالی و عقب مانده ارتجاعی را پس خواهد زد .

نکته حائز اهمیت در دوگانگی و ریاکاری را می توان در مناسک محرم و صفر ، نمیه شعبان و دهه بهمن ِ هر سال دید که ، فقط هدف حضور است . با هر پوشش و آرایشی کسی نه امر به معروف می کند و نه نهی از منکر ، نه گشت ارشاد هست و نه اسید پاشی .

«یوسفی کارسیدانی»