سياسی

پارلمانتاریسم افیون دوم تحمیق توده ها!

466bfhfک. ابراهیم ـ سپتامبر 2014


نگرانی ای که در اروپا درقشر روشن فکری بیشتر این روزها خود را نشان می دهد رشد احزاب دست راستی متمایل به فاشیسم است که تمامی کاسه کوزه های مشکلات عدیده اجتماعی را سر پذیرش پناهنده گان خارجی می ریزند و حل بحران اقتصادی بزرگ کنونی را درضدیت با خارجیان مقیم کشورهای خودی دانسته و این خواست را به پلاتفرمی درجلب رای دهنده گان درانتخابات پارلمانی تبدیل کرده و با پراکندن دود این افیونی که درصورت به دست آوردن اکثریت در انتخابات جلو پذیرش پناهنده ها را گرفته و قوانینی از پارلمانها خواهند گذراند که درصورت کوچک ترین خطائی از جانب پناهنده گان آنها را از کشور اخراج کنند! عکاس جوان سوئدی که وضعیت پناهنده گان سوریه را ازنزدیک مشاهده کرده بود در جواب به سئوال خبرنگاری که پرسید:ارزیابی تان از نتایج انتخابات سوئد چیست؟ گفت: این نتایج به شدت دربرخوردبه مسئله پناهنده قبول کردن، تاسف آور و غمناک است.

برای آن بخش از ساکنان هرجامعه و به ویژه کمونیستها مثل روز روشن است که رشد احزاب دست راستی، رشد میلیتاریسم، رشد خارجی ستیزی ناشی از گرفتارشدن نظام سرمایه داری امپریالیسم فراملی ها در عمیق ترین بحران مالی و اقتصادی است که دولتهای اروپائی و غیره را وادار به پس گرفتن قوانین رفاهی بعدازجنگ جهانی دوم، فقیرترشدن هرچه بیشتر توده های مردم کارگر و زحمت کش و افزوده شدن بر تعداد میلیاردرها و بدین ترتیب افزایش شکاف عمیق و وسیع بین فقرو ثروت و نهایتا توسل به زور و قدرت سرکوب منجرشده و بدین ترتیب می خواهند به مردم هشداردهند که اگر دربرابر سیاستهای نظام حاکم سرفرودنیاورند، احزاب و دسته جات فاشیستی آماده و رشدیافته برای سرکوب آنان می باشند و بدین ترتیب لولوخورخوره ی احزاب دست راستی پیروان مخفی نازیسم و راه یافتن آنان به پارلمانها نشانی است براین واقعیت تلخ نظام سرمایه داری کنونی.

طی بیش از 200 سال حاکمیت سرمایه داری و به راه انداختن نظام انتخابات پارلمانی که با استفاده از پارلمان و ادعای اینکه نماینده گان مردم دراین پارلمانها تصمیم به نفع مردم می گیرند، ارتجاعی ترین تصمیمات به ضرر مردم نظیر کشاندن آنها به دفاع از استعمارگری به قیمت کشتار میلیونها مردم درکشورهای عقب مانده، کشاندن آنها به دو جنگ امپریالیستی جهانی اول و دوم و کشته و معلول ساختن صدها میلیون مردم جهان و ویران ساختن بخشهای بزرگی از ساختمانهای مسکونی، مدارس، کارخانه ها نشان داده شده و این پارلمانها نه برای دفاع از حقوق مردم و تصویب قوانینی برای بهبود زنده گی آنان، بلکه برای حفظ سلطه ی سرمایه داران دراین کشورها تماما حاضربه خدمت می باشند. اما حاکمان سرمایه توانسته اند با ادعای تحقق دموکراسی ازطریق پارلمان مردم را بااین ماده مخدر ذهنی تابه حال فریب بدهند!

اما برای دموکراتیک جلوه دادن پارلمانتاریسم تعدادی احزاب بورژوائی که هیچ اختلافی اصولی باهم ندارند توسط سرمایه داران برای تجزیه مردم و ایجاد افکارواهی درآنها درمورد دموکراسی درست شده اند که با طرح خواستهای شان درانتخابات هرچندسال یک بار که عمده تا نیز درحد بازی با درصد بالا یا پائین بردن مالیاتها ومیزان مصرف بودجه ها خلاصه می شوند، مردم را دعوت به رای دهی به این یا آن حزب نموده و چنین توهمی درمیان توده ها به وجودآورده اند که گویا این نماینده گان درخدمت آنان در پارلمانها کارمی کنند.

از حیله های دیگر دراین خیمه شب بازی انتخابات پارلمانی وجود احزابی «چپ» نظیر سوسیال دموکراتها و رویزیونیستها هستند که اینان نیز با قبول مناسبات استثماری نظام سرمایه داری برای جلوگیری از رادیکال شدن توده های کارگر و زحمت کش ناراضی، اینان را به سوی خودمی کشانند و بدین ترتیب این اطمینان در حاکمان نظامهای سرمایه داری به وجود می آید که با این ترفند هرگونه خطر از بلندشدن مردم پراکنده شده توسط احزاب بورژوائی و خرده بورژوائی علیه این نظامها و سرنگون سازی آنان را گرفته و می توانند به حاکمیت خود تداوم بخشند.

ولی به همان ترتیب که هم اکنون بحران اقتصادی درتمامی اعضای اجتماع و ازجمله در بخش سیاسی، تشکیلاتی و اجتماعی اش نفوذیافته و درهمه جا ماشین انجام دهی کارها با دست اندازهای جدی رو به رو شده، بحران در پارلمان نیز خود را به عیان نشان می دهد. دراین مورد می توان به انتخابات پارلمانی اخیر درسوئد رجوع کرده و اتفاقات را درآن قدری بررسی کرد:

1ـ جمعیت سوئد حدود 6. 9 میلیون نفراست و کسانی که حق رای دارند 7330431 نفر می باشند. تعداد 6108392 نفر در رای گیری شرکت کردند و ازاین تعداد 310174 رای به علت سفید بودن (68875رای) و 241299 رای مربوط به(حزب کمونیست و ابتکار فمینیستی) به دلیل پائین بودن از 4% کل آراء صاحب حق رای، به انتخاب نماینده فائق نیامدند.

بدین ترتیب رای 5798218 نفر درانتخاب نماینده گان تاثیرداشت که 79% کل صاحبان حق رای می باشند.

2ـ از 8 حزبی که با آوردن آرای بالاتر از 4% به پارلمان راه یافتند، حزب سوسیال دموکرات با2. 31% آراء به عنوان حزبی که بالاترین رای را آورده بود، مسئول تشکیل دولت شد.

به جز حزب محیط زیست با 8. 6% آراء و جمعا دوحزب 38% آراء که هم اکنون مشغول تعیین وزراء و درعین حال مشغول مذاکره با احزاب دیگر برای جلب آنها به تصویب پیشنهادشان هستند، عملا دولت را تشکیل خواهند داد. این رقم 31% کل صاحبان حق رای مسئوولیتهای این مملکت را به دست می گیرند! امری که نشان می دهد دولت نماینده اکثریت حداقل 51% مردم سوئد هم نیست و درنتیجه نه تنها در سوئد بلکه درکل کشورهای سرمایه داری مبتنی بر انتخابات پارلمانی دولت جزنماینده اقلیت که درنهایت نیز اقلیتی نظیر کمتر از یک سوم صاحبان رای درسوئد درخدمت حفظ نظام سرمایه دار نیست ـ چون که درخدمت این نظام و احترام با مالکیت خصوصی بروسایل تولید و مبادله و استثمارانسان ازانسان قراردارد.

3ـ بزرگ ترین حادثه و یا تکانی که دراین انتخابات به کل این دموکراسی بازی واردشد، رای های مربوط به حزب دموکراتهای سوئد می شود. این حزب که عمر کوتاه کمتر از 15 سال را دارد و برنامه اش اساسا ضد پناهنده پذیری است با آوردن 9. 12% از آراء تبدیل به سومین حزب بزرگ کشورگردید و دلایل زیادی درداشتن دیدگاه فاشیستی اعضای این حزب وجود دارد که فعلا با مخفی کردن آن تا حدممکن، دارند در زنده گی سیاسی این «دموکرات ترین» کشور جهان نرم نرمک حضوریافته وعرض اندام می کنند. امری که نشان می دهد هم درک مردم دراین کشور تابدان حدپائین است که به چنین حزبی رای می دهند و ثانیا دموکراسی پارلمانی درخدمت تامین دموکراسی برای اکثریت مردم کارگر و زحمت کش نیست و درحالی که دراین کشور حزبی به عنوان کمونیست بودن ـ همان طور که دربالادیدیم ـ رای ناچیزی به دست می آورد ولی ناگهان حزبی تحت عنوان ارتجاعی ترین نظرات فاشیستی درصحنه ی سیاسی کشور ظاهرشده و تبدیل به سومین حزب بزرگ می شوند که صدای احسنت احزاب دست راستی و از جمله در فرانسه را برمی انگیزاند!!

4ـ تشکیل دولت توسط اقلیت 38% آراء و درواقع 31% کل آراء صاحبان حق رای دهی و تلاش نماینده گان مدافع این دولت درمجلس برای تصویب تصمیمات، این مجلس را به چهارشنبه بازاری تبدیل می کنند که اینان در درون مجلس با چانه زنی با بقیه که درکسوت اپوزیسیون هستند و احتمالا دادن آوانسهائی به آنان، ازاحزاب اپوزیسیون و یا نماینده گانی از آنان را برای دادن رای متقاعدکنند و به دیگر سخن مجلس نه میدان سرکش دفاع از دموکراسی انسانهای متعهد، بلکه میدان خرید و فروش رای ها می گردد و وقتی که در پیش رفته ترین دموکراسی بورژوائی وضع بدین گونه است و از دموکراسی اسکلت مرده ای باقی مانده است، باید مطمئن بود که درکشورهای جهان سومی و ازجمله همان طور که درایران شاهد آن هستیم انتخابات مجلس از هیچ گونه وجاهتی دموکراتیک برخوردار نیست.

5ـ دراینجاست که بحران پارلمانی نیز راه حلی نداشته و جهان متکی بر عدالت بی صبرانه در جست و جوی ویران کردن این نظام خون و جنایت سرمایه داری و استقرار سوسیالیسم است که درآن انتخابات پارلمانی را به زباله دانی تاریخ ریخته و انتخابات نوع شورائی را که درآن نه تنها رای دهنده گان، فرد مورد انتخاب خود را دقیقا می شناسند و بالاتر از آن حق عزل وی را هرزمان که احساس کنند از نظرات حوزه انتخابی اش نماینده گی نمی کند، داشته و بدین ترتیب رای دهنده گان درتمامی دوران انتخاباتی درامور سیاسی کشور شرکت دارند و وضعیت یک روز در هر 4 یا 5 سال انتخابات پارلمانی را برای همیشه کنارمی گذارند. زمان پاک سازی جوامع بشری از ریا و حقه بازی نظامهای طبقاتی متکی بر استثمار و ستم فرارسیده است و ماده مخدر «انتخابات پارلمانی» رامردم جهان تحت رهبری طبقه کارگر باید بدور بریزند!.

 

۱ دیدگاه

  1. دربدر says

    با نگاهی به آمار و ارقام داده شده، نتیجه گیری نگارنده مقاله را زیر سوال برده و آنرا به دادن یک شعار توخالی تشبیه می نمایم.باید بدنبال پاسخ این پرسش بود که چرا کمونیستها و سوسیالیستها در تمام این سالهای بعد از جنگ دوم جهانی نتوانسته اند حتی 4 درصد جمعیت کشور را با ایده های سوسیالیسم آشنا نمایند و این در حالتی بوده که آنان هیچگونه مشکلی در انتشار و ترویج عقاید و ایده های خود نداشته و از مصیبت سانسور و ترور که حاکم بر جوامعی مانند ایران بوده مبرا بودند! ایراد کار کجاست و چرا احزاب فاشیستی با تمام کارنامه سیاهشان تقریبا درتمام اروپای به اصطلاح دموکرات این چنین رشد کرده و بدتر از همه رشد بیسابقه فاشیسم در اروپای شرقی را چگونه توجیه میکنیم !؟ اشتباهات ما کدام ها بوده و چگونه نتوانسته ایم آنها را شناسایی و راه حلی برایشان بیابیم.علت چیست که کارگران به احزاب فاشیستی روی آورده ولی بما پشت می نمایند! شعار دادن و احساسی با مسایل برخورد کردن ، این بار گران را هرگز بمنزل نخواهد رسانید.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.