سياسی

پاسخ چپ به جنگ‌های دایمی غرب

43d564ejhgv

تارنگاشت عدالت

منبع: تله‌سور
١۷ اکتبر ٢٠١۴
نویسنده: جو اِمرسبرگر

چپ‌گراهایی که می‌خواهند‌ برای تمایز بین تاکتیک‌های کوتاه مدت و تخیلات خطرناک صادقانه تلاش نمایند ضروری است مراقب باشند، برای تأمین گوشۀ دِنجی جهت بازاریابی جنگ‌های دایمی، مورد استفاده قرار نگیرند، آن‌طور که برخی چپ‌گراها ناگزیر مورد استفاد قرار می‌گیرند.

مانند لیبی١ در ٢٠١١، و حتا عراق٢ در ٢٠٠٣، همیشه یک چپ‌گرا در اطراف وجود دارد که می‌گوید مخالفت با تازه‌ترین جنگی که قدرت‌های بزرگ غربی براه انداخته‌اند خیانت به مردمی است که محتاج کمک نظامی می‌باشند. دیوید گرائبر، یک چپ‌گرای مقیم ایالات متحده که در جنبش «اشغال» بسیار درگیر بود، اخیراً در «گاردین»٣ بریتانیا این بحث را در ارتباط با مناطق کردنشین در سوریه که در خطر افتادن به دست داعش قرار دارند مطرح کرد. او در مناظره با خوانندگان گفت:

«من مخالف مداخله نظامی ایالات متحده در سوریه و جاهای دیگر هستم. من می‌گویم که در وضعیت تاکتیکی فوری، در جایی که ایالات متحده هم‌اکنون وجود دارد، من به مدافعان کوبانی تمکین می‌کنم که بگویند دوست دارند آن نیروها چه کار کنند- اساساً تانک‌ها و توپخانه دولت اسلامی را نابود کنند-کاری که به آسانی می‌توانند انجام دهند- و سپس گور خود را گُم کنند. هر کس که بگوید طبق اصول، شخص حتا نباید این را بخواهد، بلکه باید گذاشت جمعیت کوبانی کشته شود، مورد تجاوز قرار گیرد، یا برده شود، چون ما بهتر می‌دانیم چه برای آن‌ها خوب است، تا آنجا که به من مربوط می‌شود امپریالیست پُرنخوت واقعی است.»

من می‌پرسم آیا «ما» باید به میلیون‌ها سوری که خواهان تقویت نظامی دولت اسد هستند نیز «تمکین کنیم»؟ شخص می‌تواند انتخابات ریاست جمهوری امسال سوریه را مسخره کند، به همان دلایلی که شخص می‌تواند انتخابات در افغانستان و سوریه را مسخره نماید، اما این روشن است که میلیون‌ها انسان از دولت اسد حمایت می‌کنند۴ حتا اگر از ترس آلترناتیو باشد. آیا جان و ترس آن سوری‌ها مهم است، یا ما می‌توانیم آن‌ها را فرامش کنیم چون آن‌ها، آنطور که گرائبر ادعا می‌کند کردهای سوری بسرکردگی رهبران مترقی ملهم از زاپاتیستا نیستند؟ و آیا «ما» باید به همین منوال از آن‌هایی که در شرق اوکرائین از مداخله نظامی روسیه استقال می‌کنند۵ «تمکین کنیم»؟

گرائبر دوباره از تمثیلی استفاده کرده است که در سال ٢٠١١ در دفاع از این‌که چپ‌گراها نباید مخالف «منطقه پرواز ممنوع» در لیبی باشند بکار برد: «اگر یک فاشیست آماده باشد رفیق شما را بکشد، و یک پلیس چند قدم آن‌طرف‌تر ایستاده باشد، فقط یک ایدئولوگ مطلقاً بی‌قلب خشک‌مغر خواهد گفت «من پلیس را به مداخله تشویق نخواهم کرد زیرا من مخالف وجود پلیس هستم.»

گیلبرت آچکار به‌همین نحو چپ ضدجنگ را که مخالف دخالت نظامی ناتو در لیبی بود به عدم‌شایستگی متهم ‌کرد زیرا غیرنظامیان در بن‌غازی در خطر قتل‌عام توسط نیروهای قذافی قرار داشتند.۶ او حتا پیشنهاد کرد که موضع او «استدلالی قوی» در مقابله با جنایات مورد حمایت غرب اسراییل در اراضی اشغالی ارایه خواهد کرد، گویا که استدلالات نیرومند همیشه به‌فور وجود نداشته‌اند. به ماه مه امسال جلو بیایید و بن‌غازی از هوا بمباران می‌شود. مناظره‌های اضطراری در میان چپ‌گرایان غربی پیرامون متوقف کردن آن ناپدید شد. سیوماس میلنه از معدود کسانی است که مایل است بگوید که «درگیر‌ی‌ها و جنایاتی» که از «رهایی به دست ناتو لیبی را فراگرفته است-از جمله بمب‌گذاری‌ها، ترورها، ربودن نخست‌وزیر، تصرف میدان‌های نفتی توسط جنگ‌سالاران، اخراج ۴٠٫٠٠٠ نفر عمدتاً از سیاهپوستان لیبی از خانه‌هایشان، و قتل ۴۶ معترض در خیایان‌های طرابلس در یک مورد- از جانب دولت‌هایی که گویا برای حمایت از غیرنظامیان به لیبی رفتند، و همچنین از جانب رسانه‌های سرمایه بزرگ و چپی که از آن‌ها پیروی می‌کند، نادیده گرفته شد.۷

خشونت تحت رهبری ایالات متحده در عراق از سال ١۹۹٠ یک تا دو میلیون انسان را کشته است. یک نیروی پلیس فاسد و بیرحم، تمثیل مناسب برای ایالات متحده و متحدین ثروتمند آن نیست. آن‌ها بیش‌تر شبیه یک مافیای بسیار نیرومند و خارج از کنترل هستند. مخالفت با توجیه خشونت آن‌ها، به هیچ اصول بی‌قلب و خشک‌مغز، و در واقع ابداً به هیچ اصولی نیاز ندارد. بعلاوه، همان‌طور که جان پیلگر اخیراً به ما خاطر نشان شد، «دولت اسلامی عراق و شام» مانند خمر سرخ در سال‌های ١۹۷٣-١۹۶۹ یک آفریده همان خشونت است.۸

گرائبر در پاسخ به خوانندگان به یک نکته خوش‌بینانه متوسل می‌شود: «اکنون به نظر می‌رسد اوضاغ تغییر خواهد کرد و ضربات هوایی ایالات متحده واقعاً دولت اسلامی را در بیرون از روژاوا هدف گرفته‌اند. اگر چنین باشد، گام بعدی ما باید کار با انقلابیون کردستان برای بیرون راندن ایالات متحده، و تضمین این باشد که آن‌ها با نفوذ خارجی گمراه، درهم شکسته، یا همدست نشوند.»

من باخواندن این، ناخواسته بیاد آوردم که در ژوئیه سنای ایالات متحده ١٠٠-٠ به حمایت کامل از قتل‌عام هزاران غیرنظامی فلسطینی در غزه رأی داد. کار برای بیرون راندن ارتش ایالات متحده از روژاوا؟ چپ ایالات متحده چنان ضعیف است که نمی‌تواند یک سناتور را به رأی دادن علیه توحشی که ایالات متحده پول آن‌را می‌دهد مجبور کند، آن‌هم در حالی‌که حدود یک‌سوم مردم ایالات متحده نظر منفی درباره اسراییل دارند. در کانادا، که اکثریت مردم نظر منفی درباره اسراییل دارند، چپ به همین اندازه بی‌‌تاثیر بوده است.

کار ابتدایی دیگری که چپ‌گرایان غربی نتوانسته‌اند انجام دهند مطلع کردن مردم از هزینه انسانی تجاوزگری دولت‌هایشان بوده است. در ماه مه ٢٠١٣، یک نظرسنجی از مردم بریتانیا نشان داد که ۵۹ درصد باور دارند که در نتیجه جنگی که در سال ٢٠٠٣ شروع شد، ١٠٫٠٠٠‌ عراقی یا کم‌تر کشته شدند. نظرسنجی دو ماه پس از دهمین سالگرد جنگ-نتیجتاً پس از مقدار زیادی مرور رسانه‌ای گذشته- انجام شد. پژوهش‌های علمی رقم کشته شدگانِ تنها آن فاز از حمله ٢۴ ساله غرب به عراق را بین ۵٠٠ هزار تا یک میلیون انسان نشان می‌دهند. فقط ۶ درصد تخمینی ارایه کردند که با آن‌چه پژوهش‌های علمی نشان می‌دهند نزدیک است. نظرسنجی بنحو بسیار مؤثری توسط رسانه‌های بریتانیا دفن شد، گرچه اهمیت آن برای هر کس که اندک احترامی برای جان انسان قائل باشد روشن است.

ایالات متحده آمریکا (و متحدین کلیدی مانند کانادا که به ندرت سرزنشی را که درخور آن است، دریافت می‌کند) طی نیم قرن گذشته، درگیر یک يکه‌تازی جنایت‌کارانه بوده‌اند. دمکرات‌های بلندپایه مانند هیلری کلینتون علناً می‌گویند که این باید برای دهه‌های بیش‌تر ادامه یابد.

چپ‌گراهای غربی در حال‌حاضر، سخاوتمندانه گفته باشیم، توانایی بسیار محدودی برای مهار خشونت تحت رهبری ایالات متحده دارند. در پیوند نزدیک با آن، آن‌ها توانایی ناچیزی برای مطلع کردن افکار عمومی غرب از پیامدهای این خشونت، و توانایی صفر برای بازخواست قانونی از رهبران سیاسی برای بزرگ‌ترین  جنایات دارند. چپ‌گراهایی که می‌خواهند‌ برای تمایز بین تاکتیک‌های کوتاه مدت و تخیلات خطرناک صادقانه تلاش نمایند ضروری است مراقب باشند، برای تأمین گوشۀ دِنجی جهت بازاریابی جنگ‌های دایمی، مورد استفاده قرار نگیرند، آن‌طور که برخی چپ‌گراها ناگزیر مورد استفاد قرار می‌گیرند.

١- گیلبرت آچکار، «لیبی: مناظره‌ای مشروع و ضروری از چشم‌انداز ضدامپریالیستی»، ٢۴ مارس ٢٠١١
http://zcomm.org/znetarticle/libya-a-legitimate-and-necessary-debate-from-an-anti-imperialist-perspective-by-gilbert-achcar/
عدالت: این چپ آمریکایی در ابتدای نوشته خود نقل‌قولی از لنین درباره قرارداد برست-لیتوسک ذکر می‌کند تا همدستی با امریالیسم در لیبی را موجه نشان دهد!
٢- «پاسخ جوهان هاری- بخش اول»، ٣ دسامبر ٢٠٠٣
http://www.medialens.org/index.php/alerts/alert-archive/2003/306-johann-hari-responds-part-1.html
٣- دیوید گرائبر، «چرا جهان کردهای انقلاب در سوریه را نادیده می‌گیرد؟»، ۸ اکتبر ٢٠١۴
http://www.theguardian.com/commentisfree/2014/oct/08/why-world-ignoring-revolutionary-kurds-syria-isis
۴- «سوریه می‌گوید ۷٣ درصد در انتخابات شرکت کردند»، ۴ ژوئن ٢٠١۴
http://www.reuters.com/article/2014/06/04/uk-syria-crisis-election-turnout-idUSKBN0EF1ZR20140604
۵- «بدترین کابوس هر چپ افراطی»، ١۸ اوت ٢٠١۴
http://interventionswatch.wordpress.com/2014/08/18/every-far-leftys-worst-nightmare/
۶- «بن‌غازی از هوا بمباران می‌شود»، ١۷ مه ٢٠١۴
http://interventionswatch.wordpress.com/2014/05/17/benghazi-is-being-bombed-from-the-air/
۷- «کودتاها و ترور میوه جنگ ناتو در لیبی است»، ٢١ مه ٢٠١۴
http://www.theguardian.com/commentisfree/2014/may/22/coups-terror-nato-war-in-libya-west-intervention-boko-haram-nigeria
۸- «از پول پات تا دولت اسلامی عراق و شام: هر چیز پرنده بر سر هر چیز متحرک»، ۸ اکتبر ٢٠١۴
http://www.telesurtv.net/english/opinion/From-Pol-Pot-to-ISIS-Anything-that-Flies-on-Everything-that-Moves-20141008-0028.html