پرش به محتوا

آیا چین کشوری سرمایه داریست یا سوسیالیستی ؟

8z54dsmn

بیژن پویا

آیا چین کشوری سرمایه داریست یا سوسیالیستی ؟

سئوالی است بسیار مهم .. یک نفر مارکسیست باید بتواند جواب درستی به این مسئله ارائه دهد ..

برای رسیدن به این جواب ، قبل از هر چیز لازم است برخورد های شعار گونه و مشاجرات لفظی را کنار گذاشت و عمیقا به این مسئله اندیشید ..

بسیاری از رفقای چپ معتقدند که چین کشوری سرمایه داری است .. و حتی بعضی ها چین را کشوری امپریالیستی هم می دانند ..

بسیار خوب .. مسئله را حل شده فرض می کنیم .. یعنی فرض می کنیم که چین کشوری سرمایه داری است .. ببینیم پیامد های این فرضیه چه خواهد بود ؟

اگر چین کشوری سرمایه داری باشد ، لازمه آن حاکمیت مناسبات سرمایه داری بر اقتصاد چین است .. یعنی علاوه بر تجدید تولید ، عنصر توسعه تولید سرمایه داری جزء لایتجزای اقتصاد در سطح کلی کشور است .. چنانچه عنصر توسعه تولید بر اقتصاد حاکم نباشد ، بدون شک آن اقتصاد ، سرمایه داری نیست ..

حالا که بنا بر فرضیه فوق پذیرفته ایم که عنصر توسعه تولید بر اقتصاد چین حاکم است ، لزوما باید این توسعه طلبی اقتصادی در سیاست انعکاس یابد .. چه میدانیم که سیاست بیان فشرده اقتصاد است ..

بالاخره باین نتیجه میرسیم که سیاست چین مبتنی بر اقتصاد توسعه طلب سرمایه داری می بایست سیاستی توسعه طلب باشد ..

از طرفی می دانیم که چین کالا ها و سرمایه های عظیمی را به بازار های جهانی عرضه کرده است و همچنان به اینکار ادامه می دهد .. پس صدور اینهمه کالا و سرمایه باید مبتنی بر خصلت توسعه طلبی سرمایه داری باشد ..

از طرف دیگر لازم می آید که چینی ها برای پشتوانه اجرایی اقتصاد توسعه طلب سرمایه داری خود ، ارتشی با ساختار توسعه طلب و تهاجمی داشته باشند .. نه با ساختار دفاعی ..

اما وقتی به اینجا می رسیم با بن بست » چین سرمایه داری » روبرو می شویم .. زیرا حتی بنا بر اعترافات همه کارشناسان غرب از جمله کارشناسان امپریالیسم امریکا که دشمن شماره یک خلق چین است و تایوان بعنوان بخشی از خاک چین را اشغال کرده است ، ارتش چین ارتشی است با ساختار دفاعی .. نه تهاجمی ..

پس به این ترتیب فرضیه » چین سرمایه داری » نمی تواند درست باشد ..

تمام آنچه که از سال 1949 یعنی از زمان قدرت گیری کمونیست ها در چین بوضوح می بینیم نشان می دهد که

چین حتی یک مستعمره یا نیمه مستعمره ندارد ..

چین حتی یک پایگاه نظامی در هیچ کشوری در دنیا ندارد ..

چین هیچگاه باند های جاسوسی و تروریستی به کشور های دیگر صادر نکرده است ..

چین به هیچ کشور دیگر بمنظور اشغال گری و غارت مواد خام و اشتثمار خلق های دیگر و ستم بر آنها تجاوز نکرده است ..

همه اینها بیانگر آنست که فرضیه » چین سرمایه داری » نمی تواند درست باشد ..

صادق ترین طرفداران فرضیه » چین سرمایه داری » چنین اظهار نظر می کنند که چین تاکنون به کشور گشایی ، تجاوز ، مداخله جویی ، ، و اشغالگری مبادرت نورزیده است .. اما بعدا خواهند ورزید ..

من در جواب می گویم که اگر بنا باشد چین بعدا دست به کشتار و تجاوزات سرمایه داری بزند ، چگونه می تواند با ارتش آزادیبخش خلق چین که ساختاری کاملا دفاعی دارد این چنین کند ؟

برای آنکه چینی ها بتوانند در آینده به کشور های دیگر تجاوز کنند می بایست ساختار دفاعی ارتش خودرا تا کنون بهم ریخته و ارتش خودرا با ساختاری کاملا تهاجمی و جنون آمیز برای نبرد های توسعه طلبانه و تهاجمی آینده خود آماده ساخته باشند ..

اما واقعیت بوضوح نشان می دهد که چینی ها هرگز تا کنون تغییری تهاجمی در ساختار ارتش دفاعی خودنداده اند .. البته چینی ها بودجه نظامی خودرا بار ها افزایش داده و ارتش خودرا مدرنیزه کرده اند .. اما تمام اینکار ها را در چهار چوب ساختار های دفاعی خود انجام داده اند ..

باین ترتیب می بینیم که باز هم فرضیه » چین سرمایه داری » نمی تواند درست باشد ..

طرفداران فرضیه » چین سرمایه داری » چنین اظهار نظر می کنندکه چینی ها اینهمه کالا به کشور های دیگر و از جمله به ایران صادر کرده اند .. بازار های ایران را اشباع کرده اند و باعث از دست رفتن کار و کسب در ایران شده اند ..

من در جواب می گویم : آری درست است .. اینهمه کالا از طرف چین صادر شده است .. اما صدور اینهمه کالا لزوما مبتنی بر توسعه طلبی سرمایه داری نبوده است .. زیرا اگر چنین باشد می بایست بیان فشرده این توسعه طلبی سرمایه داری ، در سیاست توسعه طلبانه و تهاجمی منعکس گردد و این انعکاس می بایست خودش را در توسعه طلبی نظامی چین نشان دهد ..

اما واقعیت اینست که ارتش آزادیبخش خلق چین پایه ای صرفا دفاعی دارد .. نه تهاجمی ..

اگر اینهمه کالا و سرمایه از چین به ایران سرازیر شده و بدنبال آن ، بازار کسب و کار در ایران ریزش کرده است ، مسبب اصلی این ریزش و خرابی ، رژیم ضد خلقی و مافیایی جمهوری اسلامی است ..

چینی ها بفکر آنند که 1.5 میلیارد نفر جمعیت چین را مشغول کار و کسب کنند و شکم آنها را سیر کنند .. پس لازم است که کالا های خودرا علاوه بر بازار های داخلی خود ، به کشور های دیگر از جمله ایران صادر کنند ..

چینی ها هیچگاه مردم ایران را مجبور بخرید کالا هایشان نکرده اند .. بلکه این رژیم ضد خلقی و مافیایی جمهوری اسلامی است که کالا های ارزان از چین می خرد .. وارد بازار ایران می کند و بازار محصولات و صنایع داخلی ایران را صرفا جهت پر کردن جیب های خود تخریب کرده و کارگران ایران را بیکار می کنند .. وظیفه چینی ها تنظیم سیاست صدور کالا های خودش است .. نه تنظیم سیاست وارداتی رزیم جمهوری اسلامی و کشور های دیگر ..

و اما آنچه که من در اینجا بیان می کنم بمعنی آن نیست که مناسبات سرمایه داری در چین وجود ندارد .. بر عکس .. بخشی از اقتصاد چین سرمایه داری است .. اما این بخش سرمایه داری ، غالب بر اقتصاد چین نیست .. زیرا اگر چنین می بود باز هم بیان فشرده این غالب بودن در سیاست توسعه طلبی و تهاجمی چین منعکس می یافت .. و چون چنین انعکاسی صورت نگرفته است ، پس نتیجه می شود که وجه سرمایه داری اقتصاد چین هم وجه غالب بر اقتصاد چین نیست ..

پس باز هم فرضیه » چین سرمایه داری » نمی تواند درست باشد ..

حالا بپردازیم به جنبه دیگری از فرضیه » چین سرمایه داری «

طرفداران فرضیه » چین سرمایه داری » مدعی هستند که چین دروازه های کشور خودرا بروی سزمایه های خارجی گشوده است و بهمین جهت این کشور سرمایه داری است ..

در جواب باید بگویم که چین کشوری فقیر و عقب افتاده بوده است و کمونیست های چین می بایست این کشور را از این فقر و عقب افتادگی نجات دهند .. چه بدون پایه مادی سوسیالیسم نمی توان به سوسیالیسم رسید .. .. پس می بایست از انتقال تکنولوژی پیشرفته سرمایه داری غرب که تنها جنبه مثبت سرمایه داری غرب است به داخل چین حمایت و بدان اقدام کنند ( رجوع شود به سلسله مقالات رفیق لنین در باب اقتصاد نپ و جلب سرمایه های اروپایی و امریکایی به داخل اتحاد شوروی ) ..

چینی ها توانسته اند با انقلاب صنعتی خود بر اساس چهار اصل بزرگ مدرنیزاسیون رفیق دن سیائو بین ( مدرنیزاسیون در صنعت مدرنیزاسیون در کشاورزی مدرنیزاسیون در آموزش و پرورش مدرنیزاسیون در ارتش ) چین را بکشوری مرفه ، مدرن ، با اقتصادی شکوفا و بدون هیچگونه تجاوز گری و مداخله جویی در کشور های دیگر دنیا تبدیل سازند ..

پس باز هم فرضیه » چین سرمایه داری » نمی تواند درست باشد ..

واقعیت اینست که اقتصاد چین اقتصادی است مختلط .. یعنی در آن ، هم اقتصاد سرمایه داری یافت می شود و هم اقتصاد سوسیالیستی .. و از اقتصاد سرمایه داری در خدمت اقتصاد سوسیالیستی استفاده می شود .. 70% اقتصاد چین ، سوسیالیستی است و 30% آن ، سرمایه داری است ..

اما وقتیکه می گوییم چین کشوری است من حیث المجموع سوسیالیستی ، بدین معنی نیست که چین از لحاظ اجتماعی هم سوسیالیستی است ..

سوسیالیستی بودن چین بدین معنی است که در چین حزب کمونیست حاکم است .. نه حزب بورژوازی ..

معنی چین سوسیالیستی اینست که چین از لحاظ دولتی و سیاسی ، سوسیالیستی است و در این کشور ، دیکتاتوری پرولتاریا در قالب جمهوری دمکراتیک توده ای مستقر است .. خود رفقای چینی هم هرگز ادعا نکرده اند چین از لحاظ اجتماعی ، سوسیالیستی است ..

رفقای چینی شکل دولتی کشور خودرا جمهوری توده ای چین نامگذاری کرده اند .. نه جمهوری سوسیالیستی چین .. نه آنچنانکه ویتنامی ها بمحض پیروزی انقلاب ویتنام شکل دولتی کشور خودرا » جمهوری سوسیالیستی ویتنام » نامگذاری کردند ..

طرفداران فرضیه » چین سرمایه داری » برآنند که در چین سیاست های سرکوبگرانه و وحشیانه ای از طرف دولت چین علیه مردم اعمال می شود و در آنجا هیچ خبری از آزادی نیست ..

من در جواب می گویم : ما می دانیم که سیاست خارجی ادامه طبیعی و منطقی سیاست داخلی است .. اگر واقعا سیاست های سرکوبگرانه و وحشیانه علیه مردم از طرف دولت چین اعمال می شود ، در اینصورت می بایست ادامه طبیعی و منطقی چنین سیاستی ، در سیاست خارجی چین هم انعکاس یابد .. یعنی آنکه دولت چین می بایست مواضع سیاسی سرکوبگرانه و ضد خلقی و وحشیانه ای علیه خلق ها و ملل جهان اعمال کند .. اما واقعیت نشان می دهد که چینی ها نه تنها هیچ موضع سرکوبگرانه و مداخله جویانه نسبت به هیچیک از خلق ها و ملل جهان اتخاذ نکردند .. بلکه همواره از زمان تاسیس جمهوری توده ای چین در سال 1949 تاکنون همواره در کنار خلق ها و ملل جهان بوده اند و مداخلات امپریالیستی از جانب همه کشور های امپریالیستی در کشور های دیگر را محکوم کرده اند ..

جمهوری توده ای چین از سال 1949 بهمه جنبش های آزادیبخش خلق در سراسر جهان کمک کرده است و از بعد از تراژدی شکست انقلاب کامبوج تو سط امپریالیست های یانکی و خرده سوسیال امپریالیست های ویتنام ( بنمایندگی از طرف سوسیال امپریالیسم شوروی ) به آن گروه از جنبش های آزادیبخش خلق که در راس آنها رهبری آوانتوریستی ، رویزیونیستی و یا تروتسکیستی حاکم نبوده است بنا بر وظیفه انترناسیونالیستی پرولتری خود کمک کرده است ..

پس باز هم می بینیم که » سیاست های سرکوبگرانه و وحشیانه چین سرمایه داری » هم درست نیست ..

و بالاخره طرفداران فرضیه » چین سرمایه داری » مدعی هستند که مقامات حزب کمونیست چین آلوده به فساد ، دزدی ، و ارتشاء هستند ..

البته می توان پذیرفت که در دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم ، آلودگی به فساد و دزدی هم می تواند گاهگاهی در افرادی از حزب کمونیست چین دیده شود .. زیرا جامعه چین در این دوران هنوز هم جامعه ای است طبقاتی و مبارزه طبقاتی تا نیل به سوسیالیسم همچنان ادامه دارد .. اما طرفداران فرضیه » چین سرمایه داری » فراموش می کنند که اگر معلوم شود که فلان مقام حزبی مرتکب دزدی شده است بیدرنگ توسط دادگاه خلق دستگیر و بنام خائن به کمونیسم اعدام می شود ..

اینجا جمهوری توده ای چین است .. نه جمهوری جهل و جنایت ایران

اینجا دیکتاتوری پرولتاریا است نه دیکتاتوری مافیای خون آشام جمهوری اسلامی .. که اگر مقامی از رژیم جمهوری اسلامی میلیارد ها تومان از بیت المال مردم دزدی کند ، ولی امر مسلمین به عنوان رهبرش بگوید : هیس .. با آبروی کسی بازی نکنید ..

از همه اینها گذشته .. مگر در دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم چیز هایی از قبیل دزدی ، ارتشاء ، پارتی بازی ، دروغگویی و از این قبیل .. وجود ندارد ؟

همه اینها که ناشی از بقایای سرمایه داری در قالب عادات و رسوم کهنه است هنوز هم وجود دارند که طی پروسه ای سخت ، پیچیده ، و طولانی مبتنی بر مبارزه طبقاتی بی امان تحت دیکتاتوری پرولتاریا علیه رهروان سرمایه داری از بین میروند ..

مسئله اساسی در اینجاست که حزب کمونیست چین در این دوران پر تلاطم و پر از توطئه سرمایه داری از درون و بیرون کشور در این شصت سال اخیر چگونه عمل کرده است ؟

اگر حزب کمونیست چین تا کنون و بطور کلی برخورد های بورژوایی و ضد خلقی با مسائل عدیده پیش روی خود کرده بود ، یقینا تا کنون به سرنوشت غم انگیز اتحاد شوروی گرفتار شده بود ..

فرضیه » چین سرمایه داری » افسانه ای بیش نیست

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: