سياسی

جنوب یمن از شمال آن جدا می شود!

 

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

آينده ما

شورشیان شیعی – معروف به حوسی ها- یمن را تا شمال صنعا پایتخت و بندر نفتی حُدیدا تسخیر کرده اند. جنوب می خواهد مستقل گردد. ارتش از هم پاشیده است.

باراک اوباما روز 10 سپتامبر اعلام کرد یمن در کنار سومالی کشوری که جنگ داخلی حالت مستمر آنست دونمونه از موفقیت «استراتژی» او هستند. پس از ایراد این سخنان واکنش عمومی در باره وضع روحی پرزیدنت فقط سرتکان دادن همگانی بود.11 روز پس از نطق اوباما شورشیان شیعی از شمال یمن زمام قدرت را در صنعا بدست گرفتند . از آنزمان تا کنون آنها در حال پیشروی هستند. همزمان با آن، در همین روزها، در عدن بزرگترین بندر یمن و مرکز سابق جمهوری دمکراتیک یمن دهها هزار نفر دست به تظاهرات زده و خواستار استقلال دوباره هستند. عامل سوم اسلامگرایانی هستند که با کمک آمریکا موقتا پس رانده شده بودند و اینک از ضعف رژیم و تشدید تضادها میان اکثریت سنی و شیعیان به سود خود بهره می گیرند. یمن فقیرترین کشور عربی که بدلیل موقعیت استراتژیک خود در انتهای دریای سرخ، فوق العاده اهمیت دارد، می رود که تجزیه شود.

در سال 2011 که «بهار عربی» یمن را نیز فرا گرفت، ماهها تظاهرات وسیع و پی در پی روی میداد تا آنکه طراحان آمریکائی حل بحران توانستند بنحوی اوضاع را تثبیت کنند. آنها دیکتاتور یمن «علی عبدالله صالح» را که از سال 1978 بر آن کشور حکومت می کرد کنار گذاشتند و معاون او «عبد ربو منصور هادی» را بجای او نشاندند و گروهی از مستشاران نظامی که تعداد آنها دقیقا روشن نیست به یمن اعزام شدند. آنها پهباد های مجهز به موشک را که سلاح محبوب اوباما ست به وسعت بکار گرفتند. اکثر قربانیان حملات موشکی از قبائلی بودند که رژیم با آنها مسئله داشت و همچنین فعالان جنبش آزادیبخش یمن جنوبی که در آن زمان هنوز می خواستند بدون دست یازیدن به خشونت به اهداف خود برسند. سازمان شیعیان در شمال که خواستار استقلال محلی و داشتن سهم بیشتر در قدرت و اداره کشور بود و رسانه آنها را «حوسی» می خوانند، در سالهای پیش از آن به زور اسلحه و کمک های عربستان به زانو در آمده بود .

دلائل احیاء دوباره آنها و موفقیت های نظامی که بدست آورده اند هنوز روشن نشده است. بطوری که از ظواهر بر می آید آنچه در این امر نقش اساسی داشته فرو پاشیدن نیروهای مسلح کشور بویژه ارتش بوده است. تعداد سربازان و شورشیان که در زد و خورد بر سر تسخیر صنعا از پای در آمده اند به 200 تن بالغ شده است. روز 21 سپتامبر که شورشیان زمام قدرت را در پایتخت بدست گرفتند و تقریبا تمام ساختمانهای مهم دولتی را به تصرف خود در آوردند، زد و خورد و خونریزی نشد. «حوسی» ها اینک دومین بندر مهم یمن «حُدیدا» را نیز تصرف کرده اند. این بندر برای صدور نفت و نیز پالایشگاههائی که دارد حائز اهمیت فراوان است. معمولا شورشیان، با نیروهای محلی پلیس – از جمله در صنعا- که اکثرا سنی هستند همکاری می کنند. این که شیعیان که بیست تا سی در صد از جمعیت کل کشور هستند بتوانند زمام قدرت را در یمن به دست گیرند غیر ممکن است. البته خود آنها هم چنین تلاشی نمی کنند. اما با توجه به ضعف رژیم و این که دورنمائی برای آن وجود ندارد ممکن است در پی فعالیت جنبش رهائی بخش جنوب یمن تجزیه گردد. این جنبش نه ریشه قومی دارد و نه ریشه مذهبی، ریشه آن تاریخی و سیاسی است. وحدت دو بخش یمن که در سال 1990 صورت گرفت عجولانه و بدون تدارک مقدمات بود. یکی از دلائل عمده ای که سبب شد سیاستمداران جنوب که خود را سوسیالیست می دانستند و نام رسمی آنها جمهوری خلق یمن بود، کار خود را دنبال نکنند فروپاشی شوروی و از دست دادن پشتیبانی مادی بود. در سال 1994 یک قیام مسلحانه روی داد که هدفش پایان دادن به وحدت شمال و جنوب و بازگشت به استقلال بود که در آن زمان با سروکوب خونین روبرو شد.

https://www.jungewelt.de/ausland/jemen-zerf%C3%A4llt