تاریخی

چه سرها که نبریدند!

64rtdf

تارنگاشت عدالت

منبع: skibbereeneagle.ie

با سربریدن‌های شنیع دشمن خود را وحشت‌زده کنید


«دولت اسلامی عراق و شام» و سر بریدن‌های ددمنشانه آن برای به وحشت انداختن دشمنان خویش، در غرب وسیعاً محکوم شده است. ویدئوی هولناکی که قتل جیمز فولی روزنامه‌نگار آمریکایی در هفته گذشته را نشان می‌دهد، همراه با تهدید به قتل استیون سوتلاف، یک روزنامه‌نگار آمریکایی دیگر که به گروگان گرفته شده، در غرب موجب انزجار گسترده و خواست شکارکردن قاتل شده است. شخص ماسک به‌صورت و خنجر بدست که در ویدئو نشان داده شد انگلیسی را با لهجه لندنی حرف می‌زند و سرویس‌های اطلاعاتی از طريق تجزیه‌و‌تحلیل ویدئو، تلاش عظیمی را، برای تعیین هویت و مشخص کردن او در میان حدود ۵٠٠ نفری که گفته می‌شود برای پیوستن به جهادیون به عراق و سوریه رفته‌اند، آغاز کرده‌اند.

پوشاندن جیمز فولی با یک جامه نارنجی رنگ در ویدئو نیز نفوذ ماندگار نادیده گرفته شدن اخلاقیات و قانونیت کنوانسیون ژنو توسط ایالات متحده در گوانتامو و در برنامه آدم‌ ربایی و شکنجه «سیا» را نشان می‌دهد. یک پیروزی دیگر برای جهان «دوستدار آزادی» از جانب جورج بوشِ «مأموریت انجام شد» و همدستان او. ظاهراً به‌قتل رسیدن از طريق بریده شدن سر از به قتل رسیدن توسط فسفر سفید، سرنیزه، بمب‌های خوشه‌ای، مواد منفجره قوی یا از قتل توسط شلیک گلوله یا خفه‌شدن بی سرو صدا زیر آوار مسکن خانوادگی، بسیار بدتر و بسیار شخصی‌تر است.

فیلیپ هاموند وزیر امورخارجه بریتانیا گفت بریدن سر جیمز فولی توسط «دولت اسلامی عراق و شام» یک «خبانت آشکار به کشور ما است.» من مطمئن هستم که آن از «ارزش‌های بریتانیایی» بسیار دور است و شاید «فیل حسابدار» می‌توانست قبل از سخنرانی برای جهان، در اسناد وزارتخانه خود قدری تحقیق کند.

اینجا یک تفنگدار سلطنتی بریتانیا در آوریل ١۹۵٢ در حالی‌که سرهای بریده زن و مرد جوانی را که متهم به حمایت از حزب کمونیست مالایا بودند در دست دارد، لبخند می‌زند.

 

بریدن سر کسانی که گمان‌برده می‌شد از شورشیان هستند، و به‌نمایش گذاشتن سرهای بریده در روستاهایی که دشمن اشغالگران بریتانیایی تلقی می‌شدند، بمثابه یک کارزار ترور روانی ضد شورشی، یک عمل عادی توسط نیروهای بریتانیایی در مالایا بود. بین ١۹۴۸ و ١۹۶٠ ارتش بریتانیا درگیر جنگی بود که سنتاً «وضع فوق‌العاده» یا «ضد شورش» در مالایا، یک مستعمره بریتانیا که در ١۹۵۷ استقلال یافت، نامیده می‌شد.

اسناد خارج شده از رده محرمانه نشان می‌دهند که بریتانیا در جنگ به اقدامات بسیار ددمنشانه‌ای-از جمله بمباران هوایی گسترده و استفاده از نوع اولیه بمب‌های خوشه‌ای مدرن- متوسل شد. بریتانیا همچنین به یک برنامه شنیع «اسکان مجدد» دست زد که الگوی برنامه‌های دهشتناک «روستای استراتژیک» ایالات متحده در ویتنام شد. بریتانیا همچنین از مواد شیمیایی استفاده کرد که ممکن است ایالات متحده در استفاده از ماده نارنجی از آن آموخته باشد. نیروهای بریتانیایی به جنگ ددمنشانه‌ای متوسل شدند که شامل بمباران گسترده، اقدامات دیکتاتوری پلیسی و «اسکان مجدد» صدها هزار نفر می‌شد.

«قتل‌عام باتانگ کالی» توسط سریازان بریتانیا در روستایی در ایالت مرکزی سلانگور در ١٢ دسامبر ١۹۴۸. دادگاه عالی بریتانیا انتشار یک تحقیق را مسدود کرد و پرونده‌ها هرگز ار رده محرمانه خارج نشدند.

 

یک افسر جوان بریتانیایی گفت که، در جنگ با شورشیان «ما به مردم شلیک می‌کردیم. ما آن‌ها را می‌کشتیم… این پیروزی کاملاً وحشیانه‌ای بود. این دهشتناک بود.» مواردی نیز وجود داشت که اجساد چریک‌های مرده در ملاء عام به‌نمایش گذاشته می‌شد. به گفته روزنامه «اسکاتس‌من»، این عمل درستی بود، زیرا «به دهقانان ساده گفته شده بود و آن‌ها باور کرده بودند که رهبران کمونیست آسیب ناپذیرند.» وزارت مستعمرات بطور خصوصی اشاره کرد که «تردیدی نیست که تحت حقوق بین‌الملل مورد مشابه در زمان جنگ می‌تواند یک جنابت جنگی باشد.» (بریتان
یا همیشه انکار می‌کرد که عملاً در مالایا درگیر یک جنگ است، از اینرو از واژه «وضعت فوق‌العاده» استفاده می‌کرد).

یک نمایش خارق‌العاده از شمشیربازی در عربستان سعودی، «متحد بزرگ» ایالات متحده و بریتانیا. عربستان سعودی، علاوه بر بریدن متداول سر مجرمین (‌بویژه خارجی‌ها)، در کنار قطر، پول افراطیون اسلامی را در سوریه و عراق تأمین کرده است، میلیون‌ها دلار خرج صدور فرقه‌گرایی وهابی خود که انحراف از اسلام است نموده و ١۹ تن از ٢٠ تروریستی که در ١١ سپتامبر به آمریکا حمله کردند را بیرون داده است.

پرنس چارلز وارد گود شمشیر بدستان عربستان سعودی می‌شود.

 

بومیان بورونو (Dyak) بمثابه شکارچیان سر در کنار نیروهای بریتانیا کار می‌کردند. سِر جرالد تمپلر، کمیسر عالی پیشنهاد کرد که از «دایک»‌ها نه فقط برای ردیابی، «بلکه در نقش سنتی آن‌ها بمثابه شکارچیان سر» باید استفاده شود. بنا به گزارش وزارت مستعمرات، تمپلر «فکر می‌کند که این عمل [بریدن سر] اساساً باید ادامه یابد»، گرچه این فقط «در موارد بسیار نادر» ضروری خواهد بود. وزارت مستعمرات همچنین اشاره کرد که به‌علت اعتراضات اخیر بر سر این موضوع، «هر اظهار نظر علنی پیرامون این موضوع باید برای چندین ماه عقب انداخته شود.» روزنامه «تلگراف» از این حمایت کرد و نوشت که دایک‌ها «در جنگل مالابا رزمندگان عالی خواهند بود، و این احمقانه است که افکار عمومی بی‌اطلاع در داخل مخالف استفاده از آن‌ها باشد.» وزارت مستعمرات همچنین هشدار داد که، علاوه بر بریدن سر، «اعمال دیگری نیز، بویژه در واحدهایی که دایک‌ها را بکار گرفتند، ممکن است رشد کرده باشند، که تصاویر زشتی به‌دست خواهند داد.»

کارزار بریتانیا پایان زشت دوره جنگ استعماری علیه جامعه چینی حذف شده‌ای بود که ۴۵ درصد جمعیت مالایا (مالزیای کنونی که در آن زمان سنگاپور را نیز در بر می‌گرفت) را شامل می‌شد. هدف عریان آن تضمین این بود که منافع تجاری بریتانیا حمایت شوند. هیچ‌کس نمی‌داند که آیا این سربازان تأثیرپذیر رادیکال‌شده و مملو از نفرت نسبت به آن نوع خارجیان، به کشور بازگشتند و به حزب محافظه کار پیوستند، یا حتا بدتر، مجریان عادی قانون شدند.