نظری

جهان بيني

fghz6009

پروفسور دکتر ورنر شوفنهاور

برگردان شین میم شین

منتشر شده در دایره المعارف روشنگری

  • جهان بینی عبارت است، از درک سیستماتیک کلی از طبیعت، جامعه و انسان و علاوه بر آن، درک سیستماتیک کلی از قواعد رفتار انسانی در پراتیک اجتماعی.

1

فریدریش اشلایرماخر (1768 ـ 1834)

تئولوگ پروتستانی

فیلولوگ کهن

تئوریسین دولتی

سیاستمدار کلیسائی

پداگوگ

مترجم آثار افلاطون به آلمانی

مؤسس هرمه نویتیک نوین

  • واژه «جهان بینی» برای اولین بار در سال 1800 میلادی در معنائی مغایر با «جهانتصویر» (مجموعه نتایج حاصل از مشاهده صرف اشیاء) به کار برده می شود و از سوی نمایندگان رومانتیک آلمانی به معنی جمعبندی فکری کلی از دانش، تجربه و یا تصور از جهان و هستی انسانی در رابطه با اندیشه، احساس، خواست و عمل انسان ها تدوین می شود.
  • (اشلایرماخر، «گفتاری در باره مذهب»)

2

  • جهان بینی اینجا به عنوان طرحی خلاق (با در رأس قرار دادن سوبژکت، که حامل جهان بینی قلمداد می شود) به مثابه از آن خود کردن سوبژکتیف ـ فکری جهان، به مثابه عامل معنابخش به هستی و عمل انسان ها درمقایسه با جهانتصویر منفعل عرضه می شود.

3

  • این گام شدیدا سوبژکتیویستی که بر بنیان درک عقلی پیوند کلی طبیعت، جامعه و انسان بصورت یک سیستم واحد استوار شده بود، در دوران سقوط فلسفه بورژوائی بطور یکجانبه مخدوش می گردد:

الف

  • در دوران سقوط فلسفه بورژوائی، وظیفه فلسفه به تدوین و تنویر منظم نظر کلی از جهان و جایگاه انسان در آن تقلیل داده می شود.

ب

ویلهلم دیلتی (1833 ـ 1911)

فیلسوف، روانشناس، پداگوگ آلمانی

از فلاسفه متعلق به فلسفه حیات (اگزیستانسیالیسم آلمانی)

او پدیده را نه بر بنیان قانونمندی های طبیعی، بلکه بر بنیان خودقانونمندی عالم روحی و روانی انسانی توضیح می داد.

او جزو مؤسسین علوم روحی محسوب می شود.

او ضمنا مؤسس متد هرمه نویتیک و روان شناسی فهمنده است.

او این متد را در آموزش جهان بینی بکار می بندد.

مؤلف آثار بیشمار

  • وظیفه علوم طبیعی، گذاشتن تئوری فراگیر، همه جانبه و معتبر مربوط به واقعیت عینی در اختیار جهانتصویر اعلام می گردد.
  • (دیلتی، شلر، یاسپرس، لیت)

4

  • بدین طریق برای مفهوم «جهان بینی» (برخلاف مفهوم «جهانتصویر» مبتنی بر باصطلاح علوم دقیقه) عرصه جنبه های متافیزیکی (آنتروپولوژیکی، اخلاقی و تاریخی ـ فلسفی) جهان اختصاص داده می شود.

5

  • در نتیجه، دیوار قطوری میان علوم طبیعی و جهان بینی و ناگزیر میان علوم طبیعی و فلسفه کشیده می شود.

6

ادموند هاسرل (1859 ـ 1938)

فیلسوف و ریاضی دان اطریشی

از مؤسسین فنومنولوژی

او فلسفه را از پرداختن به مسائل جهانی نهی می کرد.

فلسفه می بایستی به تحلیل پدیده ها قناعت کند.

او مخالف پسیکولوژیسم هم بود که قانون منطق را مبتنی

بر روندهای روانی می دانست و به انکار اصولی عینیت می پرداخت.

جریانات زیر تحت تأثیر هاسرل بوده اند:

اگزیستانسیالیسم پونتی، سارتر و هایدگر

تئوری انتقادی تئودور آدورنو

جامعه شناسی آلفرد شولتسه

آثار او بر 40 هزار صفحه بالغ می شوند:

در باره عدد

فلسفه حساب

فلسفه بمثابه علم سختگیر

ایده هائی راجع به فنومنولوژی و فلسفه فنومنولوژیستی

  • از سوی دیگر هاسرل (و همچنین کوهن، ریکرت و غیره) با استناد به محتوای حقیقی جهان بینی های غیرعلمی به بی اعتبار کردن احکام علمی و متدهای شناخت علمی در امور مربوط به جهان بینی اقدام می کنند.

7

  • هر دو گرایش یاد شده با کم بها دادن به اهمیت علوم برای جهان بینی، زمینه ایدئولوژیکی لازم را برای دو انحراف زیر هموار می سازند:

الف

  • اولا برای نظریه مربوط به محال بودن جهان بینی مبتنی بر اصول علمی
  • این نظریه امروزه از سوی واریانت های مختلف فلسفه امپریالیستی معاصر اشاعه داده می شود.

ب

  • ثانیا برای سوبژکتیویسم در کلیه مسائل مربوط به جهان بینی
  • مراجعه کنید به سوبژکتیویسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

8

  • پوزیتیویسم نیز به همان سان، تدوین یک سیستم کلی از جهان بینی جانبدار بر اساس تعمیم نتایج علوم منفرد را رد می کند.

9

  • همه این جریانات فلسفه بورژوائی به نقش علوم در حل مسائل مربوط به جهان بینی کم بها می دهند و در و دروازه را چارطاق به روی مذهب و باورهای خرافی باز می کنند.

10

  • اگر منظور از جهان بینی درک کلی (نظری و یا تئوریکی) از کل جهان، منشاء، طبیعت و توسعه کاینات، پیدایش و توسعه بشریت و آینده آن، ماهیت و معنای زندگی انسانی، رفتار اجتماعی انسان ها، نقش تفکر بشری، ارزش های فرهنگ بشری و مسائل اساسی همانند باشد، پس باید گفت، که جهان بینی در برگیرنده نگرش های زیر است:

الف

  • در برگیرنده نگرش های فلسفی است.

ب

  • در برگیرنده نگرش های اجتماعی ـ سیاسی است.

ت

  • در برگیرنده نگرش های اخلاقی است.

پ

  • در برگیرنده نگرش
    های استه تیکی است.

11

  • از این رو ست، که خصلت هر جهان بینی ـ عمدتا ـ بوسیله نگرش های فلسفی که پایه و اساس جهان بینی را تشکیل می دهند و بوسیله نقشی که علوم در آن بازی می کنند، تعیین می گردد.

12

  • مسئله اساسی جهان بینی، همان مسآله اساسی فلسفه است و حل مسائل دیگر جهان بینی وابسته به نحوه حل مسئله اساسی فلسفه است.
  • مراجعه کنید به مسئله اساسی فلسفه در تارنمای دایرة المعارف روشنگری .
  • Iطبقه بندی جهان بینی ها
    • جهان بینی ها را می توان از سه نقطه نظر طبقه بندی کرد:

    1

    از نقطه نظر مسئله اساسی فلسفه

    • جهان بینی ها را می توان از نقطه نظر طرح مسأله رابطه ماده و شعور به دو دسته تقسیم بندی کرد:

    الف

    • جهان بینی ماتریالیستی، که در دیالک تیک ماده و روح (وجود و شعور) نقش تعیین کننده را از آن ماده (وجود) می داند.

    ب

    • جهان بینی ایدئالیستی و یا ایدئالیستی ـ مذهبی که در دیالک تیک ماده و روح (وجود و شعور) نقش تعیین کننده را از آن روح (شعور) می داند.

    2

    از نقطه نظر متدئولوژیکی

    • جهان بینی ها را می توان، بلحاظ استفاده از متدهای فلسفی (عقلی)، که متدهای (اسالیب) تعمیم فلسفی در آن مقام درجه اول را دارند، به دو دسته تقسیم بندی کرد:

    الف

    • جهان بینی فلسفی

    ب

    • جهان بینی مذهبی
    • مراجعه کنید به مذهب در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

    3

    از نقطه نظر رابطه با علم

    • جهان بینی ها را می توان، بلحاظ نقشی که در آنها به علم محول می شود و بنا بر خصلت متد و اسلوب فلسفی رایج در آنها به دو دسته تقسیم بندی کرد:

    الف

    • جهان بینی علمی

    ب

    • جهان بینی غیرعلمی

    *****

    • جهان بینی، از دیدگاه فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی، عبارت است از انعکاس وجود اجتماعی مادی انسان ها.
    • فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی خصلت جهان بینی را به هیچ وجه تصادفی، سوبژکتیف ـ دلبخواهی تلقی نمی کند.
    • خصلت هر جهان بینی به عوامل زیر وابسته است:

    1

    • به درجه رشد عمومی علوم در هر دوره تاریخی

    2

    • به خصلت نظام اجتماعی حاکم

    3

    • به جایگاه اقتصادی ـ اجتماعی حاملین آن جهان بینی (در جامعه طبقاتی)
    • نتیجه حاصل از این خصلت جهان بینی ها به شرح زیر است:

    الف

    • جهان بینی ها خصلت تاریخی دارند.

    ب

    • جهان بینی ها در جوامع طبقاتی خصلت طبقاتی دارند.

    ت

    • جهان بینی حاکم در هر جامعه، جهان بینی طبقه حاکمه مربوطه است.
    • IIجهان بینی بورژوازی واپسین و معاصر
      • جهان بینی بورژوازی واپسین و معاصر حاوی گشتاورهای جهان بینانه زیرین است:

      1

      • کم بها دادن مستمر به علم

      2

      • عمده کردن یکجانبه تکنیک (فن) و ابلیس واره قلمداد کردن آن

      3

      • کشیدن دیوار قطور میان علوم طبیعی و فلسفه اجتماعی در رابطه با مسائل مربوط به جهان بینی

      4

      • اشاعه بی قید و بند فساد

      5

      • ترویج همه جانبه خردستیزی (ایراسیونالیسم)

      6

      • تبلیغ همه جانبه آنتی هومانیسم (انسانیت ستیزی)

      7

      • اشاعه وسیع تصورات مبتنی بر پایان جهان

      8

      • احیاء، تبلیغ و تقویت مذاهب فراموش گشته و اختراع فرقه های مذهبی جدید و تبلیغ پناه بردن به خرافه و مذهب
      • هدف از همه این تشبثات حفظ و تحکیم منافع بورژوازی انحصاری است، که به سرپوش نهادن بر قوانین واقعی جامعه سرمایه داری مدرن نیاز مبرم دارد، قوانینی که بوسیله جامعه شناسی مارکسیستی ـ لنینیستی کشف و افشا شده اند.
      • جهان بینی بورژوائی معاصر انعکاس ایدئولوژیکی زوال جامعه سرمایه داری در مقیاس جهانی است.

      مراجعه کنید به دایرة المعارف فلسفه بورژوائی واپسین در تارنمای دایرة المعارف روشنگری
      III

      جهان بینی بورژوازی آغازین

      • جهان بینی بورژوازی آغازین ـ در مغایرت با بورژوازی انحصاری واپسین و معاصر ـ نتیجه جمعبندی کلیه ایده های پیشرفته و نظریات اجتماعی ـ سیاسی آن زمان، در مبارزه بر ضد فئودالیسم و جهان بینی ایدئالیستی ـ مذهبی توجیه گر و پشتیبان نظام فئودالی آن بود.
      • اما جهان بینی ماتریالیستی در دوران سقوط فئودالیسم به نمایندگی بورژوازی آغازین، که خود طبقه ای استثمارگر بود، در رابطه با مسئله حیات اجتماعی، به استنتاجات ایدئالیستی رسیده بود.
      • IVجهان بینی مارکسیستی ـ لنینیستی
        • جهان بینی مارکسیستی ـ لنینیستی که در شرایط کاپیتالیستی جامعه بشری پدید آمده و بیانگر منافع پرولتاریای انقلابی و دیگر زحمتکشان تحت ستم بوده، وحدت جهان بینی با علم و فلسفه و سیاست را در خود تحقق بخشیده است.

        1

        • در فلسفه مارکسیستی ـ لنینیستی، هرگونه دوئالیسم میان جهانتصویر مبتنی بر علوم طبیعی از سوئی و انسانتصویر و تاریختصویر از سوی دیگر از میان برداشته می شود.
        • زیرا این فلسفه از آغازگاه وحدت مادی جهان و پیوند عینی واقعا موجود میان طبیعت و جامعه شروع به حرکت می کند.

        2

        • در تئوری مارکسیسم ـ لنینیسم، وحدت جهانتصویر علمی و جهان بینی علمی به دلایل زیر جامه عمل می پوشد:
        • مراجعه کنید به جهانتصویر در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

        الف

        • اولا به این دلیل ک
          ه تئوری مارکسیسم ـ لنینیسم، در نتیجه جمعبندی کلیه احکام علوم در باره واقعیت عینی (ساختار، توسعه) جهان، جامعه و غیره پدید آمده و رشد و توسعه یافته است.
        • یعنی جهانتصویر مبتنی بر علوم طبیعی و تاریختصویر و انسانتصویر مبتنی بر جامعه شناسی علمی پیش شرط های تئوری مارکسیسم ـ لنینیسم محسوب می شوند.

        ب

        • ثانیا به این دلیل که این تئوری نتیجه تعمیم فلسفی کلیه داده های علوم دقیقه در زمینه پراتیک تماماجتماعی انسان ها، احکام مربوط به جهان بطور کلی، قانونمندی های درونی عام جهان و جایگاه و مقام انسان در آن و غیره بوده است.

        3

        • از دیدگاه ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی، میان علم و جهان بینی نمی تواند تضادی وجود داشته باشد، زیرا تعمیم ها و استنتاجات جهان بینانه با استفاده از متدهای خاص علوم صورت می گیرند و صحت و سقم آنها در پراتیک به محک زده می شود.

        4

        • از این رو مسائل مربوط به جهان بینی، نه فقط از اهمیت معرفتی ـ نظری، بلکه علاوه بر آن، از ارزش فوق العاده ای برای تفکر و عمل انسان ها برخوردارند.

        5

        • چون مسائل جهان بینانه حامل نگرش عام نسبت به جهان بطور کلی اند، می توانند رابطه انسان را نسبت به محیط زیست و نحوه رفتار او را در محیط زیست تعیین کنند.

        6

        • در حالیکه جهان بینی های ارتجاعی و ضد علمیِ طبقات اجتماعی بلحاظ تاریخی در حال زوال، در خدمت پاسداری از نظام موجود و سرکوب و تحمیق توده های مردم اند، بر تضادهای طبقاتی موجود سرپوش می نهند و به توجیه سیاست های طبقات حاکم می پردازند، جهان بینی علمی ـ انقلابی مارکسیسم ـ لنینیسم، کردوکار طبقه کارگر و توده های مردم بطور کلی را در راستای مبارزه برای رهائی و ساختمان جامعه سوسیالیستی و کمونیستی هدایت می کند.

        7

        • جامعه سوسیالیستی و کمونیستی، جامعه فارغ از استثمار و ستم و جامعه سعادت و رفاه عمومی است.

        8

        • جامعه سوسیالیستی و کمونیستی، همبودی است، که تحقق اراده فردی هر کس را، یعنی تحقق راستین زندگی شایسته انسان را امکان پذیر می سازد.

        9

        • این جهان بینی در انطباق کامل با توسعه پیشرونده جامعه بشری قرار دارد، به تسریع پیشرفت اجتماعی کمک می کند و به رهائی معنوی انسان ها در کردوکار خودآگاهانه و خلاقانه اجتماعی مدد می رساند.

        10

        • در جامعه سوسیالیستی، جهان بینی مارکسیستی ـ لنینیستی رفته رفته به جهان بینی مسلط جامعه بدل می شود.

        11

        • درجه پیروزی کامل آن ـ بمثابه جهان بینی علمی ـ به درجه اقناع مردم در روند تلاش برای ساختمان موفقیت آمیز جامعه نو بستگی دارد.
        • مراجعه کنید به ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی، مسئله اساسی فلسفه، فلسفه، ماتریالیسم، ایدئالیسم، جهانتصویر در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

        پایان