سياسی

چرا کوبانی می تواند سقوط کند و سقوط کوبانی به نفع کیست؟

jkhkjzudxd43

احمد پوری‎

به ویدئوهای زیر نگاه کنید… تا کمک جبهه متحد به مبارزان کوبانی را بهتر درک کنید!
Islamic State militants intensify siege of Kobane, Syria
http://www.bbc.com/news/world-29492631

در شرایطی که کوبانی هفته هاست توسط هزاران نیروی نظامی و جنایتکاران داعش محاصره شده و هر روز حلقه محاصره را تنگتر می کنند و با انواع و اقسام راکتها و تانک شلیک می کنند و هر لحظه به کوبانی نزدیکتر می شوند، آمریکا و جبهه متحد ضد داعش به نظاره گر مفلوک و بی اراده جنایات داعش تبدیل شده اند! دولت ترکیه هم مرزهای خود را به روی نیروهای داوطلب چپ ها و کردهای ترکیه که به خاطر همبستگی انسانی و انترناسیونالیستی می خواهند به رزمندگان کوبانی ملحق شوند، بسته است! و با گاز اشک آور و نیروهای نظامی اجازه رد شدن از مرزها را به این نیروهای داوطلب… نمی دهد!
یواکیم مدین خبرنگار سوئدی می گوید مردم می بینند که داعش هر روز نزدیکتر می شود و حالا به چهار کیلومتری شهر رسیده است… همه خطر را احساس می کنند و او آخرین خبرنگار خارجی است که کوبانی را ترک کرده است…!

تناقضات در گفتار و عمل اعتلاف ضد داعش
آمریکا برای کنترل همه جانبه تحریم اقتصادی ایران و برای نشان دادن قدرت نظامی و تکنولوِژی خود در تلویزیون هلند نشان می داد که یک کشتی به سواحل ایران وارد شد و محموله نفتی خود را دریافت کرد برای رد گم کردن اول رفت بسوی قطر و سه روز در سواحل قطر ماند سپس با پرچم کشورهای دیگر به حرکت در آبهای آزاد ادادمه داد… زمانیکه کشتی در بندر عباس لنگر انداخته بود نشان داد که یکی از مقامات شرکت نفت ایران روی عرشه کشتی آمد و برای اثبات صحت ادعاهای خود گفتند که ما حتی می توانیم مارک سیگار او را روی لبش بدقت نشان دهیم!…
حال سئوال بسیار ساده من این است: آمریکا که دارای چنان توانائی تکنولوژیکی است که از طریق ساتلیت از کسیکه تلاش کرده بطورمخفیانه وارد کشتی شود فیلم برداری کند و حتی مارک سیگار او را بوضوح نشان دهد چرا لشگریان داعش را با آنهمه توپ وتانک و نفربر و ماشین های نظامی و… در اتوبانها نمی تواند ببیند؟ در حالیکه اینهمه خبرنگار خارجی و مردم معمولی با چشمان بدون مسلح بدوربین همه چیز را می بینند! ولی پیشرفته ترین دوربین های آمریکایی از دیدن نیروهای داعش در اتوبانها و دشتهای باز عاجز هستند؟… آنها که توانستند کشور 20 میلیونی عراق را با آنهمه ارتش و تکنولوژی نظامی… در عرض چند روز ویران کنند چرا نمی توانند گروهی به این کوچکی را نابود کنند؟ صحبت سر سازندگی نیست، سر ویرانگری است که مهمترین هنر آمریکا ست و در ویران کردن تمامی کشورهایی که مورد حمله واقع شده اند همیشه موفقیت بی چون و چرا و مطلق دارد! زمانیکه لشگریان داعش در اتوبانها در صفهایی به طول چندین کیلومتر حرکت می کنند چرا تمامی کشورهای غربی متحد علیه داعش نمی توانند آنها را نابود کنند؟
چرا در تحریم نفت کشوری به بزرگی ایران که هزاران راه زمینی ودریایی و هوایی دارد آنقدر موفق عمل کردند ولی در تحریم نفت داعش که قطاری از تانکرهای نفتی بسوی ترکیه و از آنجا بسوی کشورهای غربی حرکت می کنند نمی توانند کوچکترین موفقیتی داشته باشند؟ چرا کشورها و شرکت های خریدار نفت داعش را نمی توانند همانند مورد ایران تنبیه و مجازات کنند؟
چرا در تحریم خرید و فروش کالاهایی که ممنوع اعلام کرده اند برای کشوری به قدرت و عظمت روسیه که بزرگترین کشور جهان است اینقدر موفق و هماهنگ عمل می کنند ولی در تحریم مشتی جنایتکار ارتجاعی و قرون وسطایی اینقدر ناتوان هستند؟
چرا در تحریم صدام حسین که از هر نظر هزاران بار قویتر از مشتی داعشی بود موفقیت مطلق داشتند ولی حالا بکمک تمامی کشورهای جبهه متحد کاری از دست شان ساخته نیست؟
باور کردنی نیست حتی هواپیماهای «جبهه اعتلاف ضد داعش» تا حالا نتوانسته اند شهر کوبانی را در پیدا کنند تا برای کسانیکه مانده اند در مقابل داعش با ابتدائی ترین ابزار بجنگند، به اندازه نیاز سلاح و مواد غذایی و آب و … بریزند تا به خاطر کمبود آب و گولوله… به راحتی قربانی جنایتکاران داعش نشوند!؟

هزاران سئوال بی جواب هست که تناقض و دروغگویی کشورهای آمریکا و متحدین غربی و منطقه ای آنرا روشن می کند. هدف آمریکا و شرکا فعلا نابودی داعش نیست. در شرایط فعلی جنگ با داعش را باید به بهانه های مختلف و مبتذل آنقدر کش دهند که خاورمیانه جدید متولد شود! تمامی کشورهای غربی تحت رهبری آمریکا جنگ را در منطقه مدیریت می کنند تا بسوی کانالها استراتژیک هدایت کنند! هر وقت که به اهداف منطقه ای خود رسیدند آنوقت بخشی از داعش را که بطور کامل تحت کنترل نیست، نابود خواهند کرد! هرگز همه داعش را نابود نخواهند کرد. این درسی است که از تجربه القاعده در افغانستان آموخته اند و هیلاری کلینتون در سخنرانی معروفش در سنای آمریکا می گوید ما بعد از رسیدن به اهدافمان و سرنگونی شوروی آنها را به حال خود رها کردیم وحالا مشکل ما شده اند!

Hillary Clinton : We created Al-Qaeda

نیروهای داعش در انتزاعی ترین حالت سه گروه هستند:
یک: کسانیکه توسط سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل در منطقه دوره های لازم تروریستی و رهبری گروه های نظامی را فراگرفته اند و در سطوح مختلف در خدمت این ارگانها کار می کنند. …
دو: کسانیکه بنیادگرایان مذهبی هستند و در راه خدا می کشند و غیر از خدا به کسی جوابگو نیستند.این خطر هست که تعدادی از این گروه از کنترل سازمانهای امنیت آمریکا و شرکا خارج شوند و تجربه القاعده تکرار شود!
سه: گرسنه گان بخت برگشته منطقه که ارتش مزدوران را تشکیل می دهند!
بر کسی پوشیده نیست که دولتهای ترکیه، قطر، عربستان سعود و کویت در اجرای اوامر آمریکا و تقویت نیروهای داعش و النصره و … تا بحال از نظر مالی و امکانات آموزشی و… از هیچ کوششی دریغ نکرده اند …

مزایای داعش برای کشورهای اروپایی و آمریکا…ه
علاوه بر مزایای منطقه ای … یکی از مزایای داخلی آن این است که در شرایط فعلی و بحران اقتصادی و بی عدالتی اجتماعی خیلی از جوانان بیکار ساکن در کشورهای غربی رادیکالیزه می شوند و بسوی مذهب و جهاد سوق می یابند… آنها را نمی توانند در کشورهای غربی اعدام یا گم و گور کنند… حالا راه حل معجزه گر را یافته اند … نمایندگان پارلمانهای اروپایی آشکارا می گویند باید در را باز بگذاریم تا آنها به خاورمیانه و سوریه بروند ولی حق برگشت ندارند! …
بزبان دیگر غرب خلافکاران و تروریستهای خود را آشکارا به جهان سوم صادر می کند!… اگر عکس قضیه اتفاق می افتاد به نظر شما عکس العمل غرب چگونه می شد؟

مهمترین حسن داعش برای آمریکا و جبهه متحد این است که اگر مثل سابق نیروهای مترقی و سوسیالیست را جبهه اعتلاف امپریالیستی بمباران و نابود می کرد بطور کامل مشروعیت دخالت در کشورهای دیگر و دفاع از حقوق بشر را از دست می دادند و بخش عظیمی از جهان علیه آنها بپا می خواست! ولی حالا بدست داعش و ارتشهای مزدور… کثیفترین عملیات را انجام می دهند، تمامی نیروها و مراکز مقاومت مترقی را نابود می کنند، ولی دستهای برنامه ریزان بلند پایه همواره سفید و براق می ماند و کوچکترین آثاری از خون در آن دستها دیده نمی شود! بعد از اینکه نیروهای مترقی را از میان بر داشتند، تنها آلترناتیوی که مقابل آمریکا و کشورهای «متمدن غربی» ایستاده بنیادگرایان رادیکال و جنایتکار القاعده و داعش و جبهه النصر … می شود! سپس جبهه اعتلاف امپریالیستی در مبارزه محدود و حساب شده با این جنایتکاران به فرشته ها نجات تبدیل شده و از حمایت افکار عمومی جهانی برخوردار می شوند!ه

چه گروههایی بیشترین نفع را در سقوط کوبانی دارند.ه
یک: در درجه اول به نفع آمریکا و کشورهائی است تحت فرماندهی آمریکا به اصطلاح علیه داعش متحد شده اند!
دو: به نفع داعش است!
سه: اسرائیل و ترکیه و سایر متحدین آمریکا در منطقه.
چرا سقوط کوبانی به نفع آمریکا و شرکاست؟
سقوط کوبانی و بریده شدن سر هزاران مرد و برده شدن هزاران زن مزایای بی شماری برای تولد خاومیانه جدید و » پروزه قرن جدید آمریکایی» دارد. به چند نکته مهم در این زمینه اشاره می کنم:ه

1 – بعد از وقوع چنین فاجعه ای و انتشار جهانی تصاویر بربریت داعش، همه از آمریکا و شرکا با التماس دعوت خواهند کرد با قدرت بیشتر وارد میدان شوند! اگر آمریکا و ناتو با استخدام هزاران متخصص تبلیغات… میلیاردها دلار هزینه می کردند نمی توانستند ضرورت وارد شدن نیروی های نظامی ناتو به منطقه را با این درجه از موفقیت و بدون مقاومت نیروهای منطقه ای به پیش برند و اذهان مردم را اینقدر دستکاری کنند!
2 – عملا سازمان ملل به آشغالدانی ریخته شده و کم کم ناتو به جای سازمان ملل می نشیند! اعضای واقعی «سازمان ملل آمریکایی» کشورهایی می شوند که تسلیم رهبری آمریکا شده اند! بهانه این است که ما هر پیشنهادی را به شورای امنیت ببریم روسیه وتو می کند پس لازم نیست از سازمان ملل اجازه بگیریم! بهتر از این نمی توان اثبات کرد که اگر سازمان ملل یا هر کشوری که در مقابل اراده و منافع آمریکا بایستد به حاشیه رانده شده و با خطر نابودی تهدید می شود! مسئولیت کشورهای اروپایی در مورد تضعیف و نابودی سازمان ملل کمتر از آمریکا نیست.
3 – زمانیکه آتش افروزان در لباس آتش نشانی وارد منطقه می شوند از آزادی عمل غیرقابل تصوری برخوردار خواهند شد و طرفه اینکه از حمایت و همکاری قربانیان بخت برگشته نیز برخوردار می شوند! هیچ نهاد ملی و بین المللی در عمل نمی تواند کنترلی بر اعمال جنایتکارانه نیروهای نظامی ناتو و جبهه متحد… اعمال کند.
4- در جنین شرایطی کشورهای منطقه در عمل در چنگ جبهه متحد کشورهای امپریالیستی اسیر هستند.کشورهای منطقه نمی توانند برای مدت اقامت ارتش فرشتگان نجات، مرز زمانی مشخص و خط سرخ تعیین کنند. تاریخ نشان میدهد که مشکل کشورهای تجاوزگر امپریالیستی ورود موجه یا ناموجه به منطقه است، یکبار که وارد شدند خروج شان تابع ارضای منافع نخبه گان حاکم آمریکا خواهد شد نه نیازهای مردم منطقه!
5 – در این مدت طولانی آنها برای تولد خاورمیانه جدید به اندازه کافی وقت و امکانات دارند تا ارتش مزدوران و جاسوس های خود را تربیت و در جاهای مناسب نصب و فعال کنند!
6- در این فضای سهمگین جنگی و نمایش قدرت ویرانگر تکنولوژی غربی قدرت چانه زنی و سرکوب و تسلیم رهبران فاسد کشورهای منطقه بغایت تسهیل می شود. همانطوریکه دونالد رمز فلد با نقل قولی از آلکاپون بزرگترین گانگستر تاریخ آمریکا می گوید: با تفنگی در دست و لبخند روی میز مذاکره به نتایج بهتری می توان دست یافت!… رهبران منطقه اساسا چاره ای جز تسلیم یا تن دادن به جنگ نابرابر و ویرانی کشورشان ندارند!…
در یک کلام سقوط کوبانی کلیدورود رویایی تجاوزگران به منطقه بدعوت قربانیان است!
به همین دلیل پناهنده و آواره شدن 160.000 هزار نفر از اهالی کوبانی هنوز برای شروع عملیات نجات، به اندازه کافی رقت انگیز نیست… باید کوبانی در آستانه سقوط وحشتناک یا سقوط واقعی قرار گیرد، تا رامبوهای نجات دهنده وارد میدان شوند!
سقوط کوبانی و آزاد سازی دوباره آن می تواند برای کشورهای جبهه متحد بزرگترین مشروعیت منطقه ای و جهانی را به همراه داشته باشد. در تحلیل نهایی کوبانی جزئی از کردستان بزرگ باقی خواهد ماند!… به همین دلیل کوبانی هرگز بطور کامل در اشغال داعش نخواهد ماند!…

مزایای سقوط کوبانی برای داعش
1 – هر پیروزیی از نظر روحی و مادی در تقویت اعتماد به نفس ارتش پیروز بسیار موثر است…
2 – پیروزی در این جنگ به اصطلاح پیروزی علیه تمامی جبهه کفار بین المللی و امدادهای غیبی الهی قلمداد خواهد شد و سربازگیری جدید را بسیار سهل تر خواهد کرد!
3– از نظر استراتژی نظامی و جغرافیایی در منطقه حساس مرزی… داعش از وضعیت قویتری برخوردار خواهد شد.
4 – غنایم مادی و اسرای زن که به مثابه کنیز و برده جنسی نیازمندیهای ارتش الهی و مزدوران داعش را برطرف می کند! ارتش داعش دو نوع است کسانیکه به خاطر اعتقادات مذهبی می جنگند و کسانیکه به خاطر فقر و نیاز مالی در ارتش مزدوران استخدام شده اند و این شرکتهای خصوصی نظامی از زمان جنگ دوم عراق در منطقه فعال هستند.ه

قتل عام شدن کوبانی ها برای آمریکا و جبهه متحدچه معنایی دارد؟
برای درک اهمیت واقعی کشورهای پرستنده «حقوق بشر» بهتر است نگاهی به تجربه آمریکا و شرکا در افغانستان داشته باشیم.
«یک ماه پس از آغاز تهاجم شوروی، مشاور امنیت ملی آمریکا، زیبگنیو برژینسکی شخصاً به پاکستان رفته و در ناحیه‌ای مجاور مرز افغانستان نزدیک گذرگاه خیبر خطاب به مجاهدان محلی گفت: «ما از اعتقاد عمیق شما به خدا آگاهیم و اطمینان داریم نبردتان همراه با موفقیت خواهد بود. آن سرزمین متعلق به شماست و روزی به آن باز خواهید گشت زیرا مبارزه‌تان به پیروزی منجر می‌شود و بار دیگر خانه‌ها و مساجدتان را باز خواهید یافت، زیرا هدفتان صحیح و خدا در کنار شماست».[۸۸] مطابق با اظهارات برژینسکی، سیا کمک مالی به مبارزان افغان را در ژوئیه ۱۹۷۹ (تیر یا مرداد ۱۳۵۸)، شش ماه پیش از هجوم شوروی به تصویب رسانید پس با این وجود پیش از تهاجم متعهد به پشتیبانی شده بودند….[۸۹][۹۰] » از ویکی پیدیا:ه http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

«هیچ گاه نباید سخن مادلین آلبرایت، وزیر خارجه سابق آمریکا، را فراموش کرد. در یک مصاحبه از او پرسید شد: تحریم های عراق موجب مرگ 500 هزار کودک عراقی در اثر نبود خدمات بهداشتی-درمانی شده است. این رقم حتی بیش از کودکان کشته شده در حمله به هیروشیما است. آیا تحریم عراق ارزش آن را داشت؟ آلبرایت با خونسردی در پاسخ گفت: ما فکر می کنیم انتخاب سختی بود ولی ارزشش را داشت!» لینک نقل قول
اینها در راه منافع آمریکا بدون کوچکترین شرمندگی به راحتی فرمان تحریم و قتل عام 500 هزار کودک عراقی را می دهند! به چه دلیل آمریکائی ها باید از قربانی کردن کوبانی ها در راه اهداف خود صرف نظر کنند؟
برژینسکی می گوید: » سوم جولای ۱۹۷۹ پرزیدنت کارتر نخستین فرمان کمک های مخفیانه به مخالفین رژیم طرفدار شوروی در کابل را امضا کرد. در همان روز من یادداشتی برای پرزیدنت فرستادم و در آن توضیح دادم که به عقیده ی من این کار به دخالت نظامی شوروی منجر خواهد شد. خبرنگار از برژینیسکی پرسید که آیا او به هر شکلی از آنچه که کرده اند متأسف است؟ برژینسکی پاسخ داد: چه تاسفی؟ آن عملیات محرمانه یک ایده ی عالی بود که روسها را به تله ی افغانستان انداخت و حالا تو می خواهی من متاسف باشم؟ در روزی که نیروهای شوروی رسما از مرزهای افغانستان گذشتند، من به پرزیدنت کارتر نوشتم که «اینک ما فرصت دادن ویتنام به روسها را داریم».ه
خبرنگار نوول ابزرواتور پرسید: حالا شما متاسف نیستید که از بنیادگرایان مسلمان حمایت کردید که آنها هم سلاح و مشاوره به تروریست های آینده دادند؟

برژینسکی: چه چیزی در تاریخ جهان مهمتر است؟ طالبان یا سقوط امپراتوری شوروی؟ چند تا مسلمان تحریک شده یا آزادی اروپای مرکزی و پایان جنگ سرد؟ «.»
http://www.bbc.co.uk/blogs/legacy/persian/viewpoints/2012/08/post-247.html
شما معنی واقعی دمکراسی و حقوق بشر را در این سخنان خانم مادلین آلبرایت و برژینسکی بهتر می توانید درک کنید! براستی برای این جنایتکاران حرفه ای چه چیزی مهمتر است نجات کوبانی یا رسیدن به خاورمیانه جدید؟

دقیقا در همین رابطه است که افشاگری ما در باره اهداف پنهانی آتش افروزانی که در لباس آتش نشانی وارد منطقه شده اند، می تواند آنها را رسوا و تداوم عملیات جنایتکارانه را عقیم کند. زمانیکه آگاهی توده ها از اهداف واقعی جنایتکاران حاکم بر جهان و منطقه ارتقاء یابد تداوم جنایت برایشان غیرممکن می شود… بدین سان می توان از قربانی شدن تعداد بیشماری… جلوگیری کرد… آگاهی سیاسی و اجتماعی توده ها تنها تضمین عدم بازگشت سیستم های توتالیتر و خرافی و ارتجاعی است.

تئوری توطئه
اگر ما با یادآوری این تجارب تاریخی به اهداف خیرخوانه آمریکا و شرکای ناتو شک کنیم فورا متهم به توهم تئوری توطئه می شویم!
کسانیکه از ماهها و سالها قبل این برنامه های تحریم و دخالت در امور کشورها را با محاسبه تمام پیامدهایش برنامه ریزی کرده اند آیا توطئه گران واقعی نیستند؟ کسانیکه خودشان توسط مزدوران دوره دیده عملیات تخریبی انجام می دهند و به گردن حریف می اندازند تا امکان جنگهای علنی و بزرگتر را فراهم کنند آیا در حال اجرای تئوری توطئه نیستند؟
در جهانی که اینقدر در بحران است و هر لحظه بر شکاف فقیر و غنی افزوده می شود… آیا نخبه گان حاکم می توانند بدون توسل به توطئه های برنامه ریزی شده میلیاردها انسان قربانی این نظام را کنترل و سرکوب کنند و به اعمال خود با بهانه های قابل توجیه توسط » عملیات زیر پرچم دروغین » مشروعیت بدهند؟ …
روی دیگر حامیان رد تئوری توطئه این است که تمامی رهبران حاکم بر این جهان مقدس ترین افراد خیرخواه روی کره زمین هستند! آنهم در جهانی که اینقدر بی عدالتی حاکم است و دائم از جنگی به چنگ دیگر می رود…
طبیعی است حرکت آنها بسوی استراتژی » پروژه قرن جدید آمریکائی » یک راست و در خط مستقیم به پیش نمی برند، تا همه امیال پنهانشان را بفهمند! آنها به بهترین نحو تناقضاتی را برای گیج کردن توده ها در حرکت خود جاسازی می کنند، زیگزاگ می زنند و فتیله جنگ و خشونت در منطقه را بالا و پائین می برند … ولی در تحلیل نهایی درجهت اهداف استراتژیک حرکت می کنند…
آشنائی با تئوریهای جان مرشایمر و برژینسکی و کیسینجر در این باره بسیار مهم هستند…ه

سقوط کوبانی برای بشریت چه معنایی دارد؟
کوبانی برای انسانهای مترقی از هر جناح و دسته و مذهبی و غیرمذهبی… جنگ زندگی با اهریمنان و پیام آوران مرگ است… کوبانی گوشه کوچکی از کمون پاریس یا اسپانیای 1936 و مقاومت تمامی نیروهای مترقی در مقابل فاشیسم فرانکو را نشان می دهد… متاسفانه در شرایطی که دیگر چپ متحد نیست و در میدان ایدئولوژیک هنوز از زیر بار ضربات سهمگین تئویهای نئولیبرالی و پست مدرنیستی کمر راست نکرده است… اقدامات شجاعانه پیشمرگان پ.ک.ک در پیوستن به مبارزان کوبانی و ورود چپها و آنارشیستهای ترکیه به میدان جنگ برای دفاع از کوبانی برای تمامی انسانهای مترقی غرور انگیز و امید آفرین است… ولی تا حالا ابعاد شرکت داوطلبانه انقلابیون بین المللی در کوبانی چنان ضعیف است که نمی توان صحبتی جدی از انترناسیونالیسم بین المللی کرد. همبستگی چپها فعلا در حد منطقه ای و محلی است… با توجه به پراکندگی بین المللی چپها… عدم سقوط کوبانی بیشتر به پارامترهای بغرنج و غیرقابل محاسبه دقیق توازن قوای بین المللی، هنر سیاست ورزی مدفعان کوبانی، درایت و هنر نظامی در میدان عمل، قدرت تبلیغی و افشاگری تمامی نیروهای چپ در سطح جهانی و افشای استراتژی برنامه های پنهان امپریالیستها در منطقه و جهان… و تصادفات غیرقابل محاسبه و برنامه ریزی ربط دارد تا قدرت نظامی منطقه ای نیروهای مترقی و چپ و سوسیالیست! من خود بارها شاهد بودم که یک نیروی بغایت کوچک توانسته بر نیرویی که هیچکس فکرش را نمی کرد پیروز شود… تاریخ هم نمونه های فراوانی در این زمینه دارد ولی برای پیروزی استراتژیک نمی توان به شانس و تصادف تکیه کرد!…
رهبران کردها اغلب خائنین به خلقهای خود شان هستند و با آمریکا و شرکا دستشان در یک کاسه است! نمونه بارز آن رهبر اقلیم کردستان جناب بارزانی و تعداد قابل توجهی از رهبران کردهای ایران است!
یکی از مثبت ترین وجه مقاومت کوبانی دریدن پرده های توهمات و آشکار کردن چهره واقعی رهبرانی است که دائم بر طبل ناسیونالیزم می کوبند! مقاومت کوبانی نشان داد که با تکیه بر ناسیونالیسم کردی هرگز نمی توان از زندگی انسانها بطرزی قابل اعتماد، پیگیر و موثر دفاع کرد! مرزهای انسانیت و عدالت، ملی و ناسیونالیستی نیستند!ه
خورشید خلاقیت و مقاومت از کوبانی بر می خیزد!
ما بی چرا زنده گانیم،
آنان به چرا مرگ خود آگاهانند…
در تاریخ لحظاتی هستند که دوران سازند… کوبانی درست در این لحظه تاریخی در منطقه خاورمیانه قرار دارد…
استیفان هسل فراخوان «برآشوبید!» را با این جملات به پایان می رساند: مقاومت خلاقیت است، خلاقیت مقاومت است.
مرگ آرین ها، تولد خلاقیت و مقاومت نیروهای مستقل و مترقی منطقه است! بوخارین در وصیت نامه اش می گوید: زمانیکه به رهایی و ازادی واقعی بشریت در جامعه ای بی طبقه رسیدید بدانید که قطره ای از خون منهم پرچم سر خ شما را رنگین کرده و راه آزادی بشریت را هموارتر کرده است… خون فرزندان کوبانی هم راه مقاومت مردمی و رهایی بشریت را هموار می کند… مقاومت آنها تبدیل به آئینه تمام نمایی می شود برای آشکار کردن شخصیت فرزندان واقعی و خادم خلق های منطقه، و افشاگر ماهیت کثیف مزدوران منطقه ای و بین المللی…

خورشید خلاقیت و مقاومت از کوبانی بر می خیزد! به این نور تن بسپارید، به این نور، به این نور…

نقاط ضعف نیروهای مقاومت در برابر داعش و اربابانشان کدامند؟
1 – عدم تناسب نیروها. این جنگ، جنگی است مطلقا نابرابر در تمام سطوح ممکن مالی، نظامی، تکنولوژیکی، تدارکاتی و سازماندهی…! دشمنان خلق های منطقه از امکانات و مهمات بینهایت زیاد و نیروهای متخصص نظامی برخوردارند… در مقابل عده ای با ابتدائی ترین ابزار در مقابل مزدوران تمامی کشورهای امپریالیستی قد علم کرده اند! مهمترین نقاط قدرت آنها این است که از نظر تاریخی حقانیت دارند و زنان و مردان این دیار با صداقت از زندگی خود با ایثار جان خود دفاع می کنند!
2 – عدم داشتن فرماندهی واحد انسجام عملی و تئوریک. یکی از مهمترین ضعف های نیروهای داوطلب چپ و آنارشیست این است که رهبری واحد و کارسیماتیک ندارند و رهبران منتخب لیاقت، تخصص و توانایی خود را در میدان عمل نشان نداده اند! به همین دلیل درجه بالایی از خود محوری و عدم اطاعت و همراهی با رهبران منتخب وجود خواهد داشت. در جنگ نمی توان بدون هماهنگی و وحدت عمل و تئوریک و بدون فرماندهی واحد و اهدف مراحله ای و استراتژی واحد پیروز شد! در حالیکه کشورهای مهاجم و اشغال گر تحت فرماندهی آمریکا قرار دارند و داعشی های از دیسیپلین نظامی بسیار بالا، از رهبری نظامی بسیار باتجربه و کارآزموده برخوردارند!…ه
3 – کمبود امکانات لوجستیکی و تجربه شرکت در جنگهای پارتیزانی بزرگ و مبارزه برای مدت طولانی…
4 – کوبانی حقله ای زنجیره مقاومت مترقی خلقهای منطقه است. بدون حمایت جدی و همه جانبه احزاب کرد و سایر احزاب و نیروهای مترقی منطقه ای در دراز مدت در مقابل ارتش مجرب و مسلح داعش… نمی تواند پیروز شود. چگونگی حل صحیح این تضادها نیازمند ظرفیت بسیار بالایی از ابتکار و توان سیاسی برای حل یا کنار گذاشتن تضادهای داخلی…و ایجاد همگرایی و همکاری جدی برای نیروهای مقاومت است. در شرایطی که پایه های مقاومت موفق گسترده و مستمر ریخته شود، از نظر تئوریک و عملی علاوه بر دستاورهای عینی و منطقه ای می تواند ارزش بین المللی داشته باشد!

به همین دلیل چه شکست و چه پیروزی کوبانی برای کل منطقه تاثیری ماندگار دارد. کوبانی نقطه امید و الهام هر جنبشهای مترقی منطقه ای خواهد شد! هرقدر دمکراسی مستقیم و مشارکتی توده ها در سرنوشت خویش قویتر و طولانی تر باشد تاثیر آن برای تمامی جنشهای مقاومت مترقی و مردمی امروز و آینده منطقه انکار ناپذیر خواهد شد. مقاومت کوبانی افشاگر دوستان و دشمنان واقعی خلق در درون و بیرون منطقه خواهد بود.هر روز و هر ساعتی که عمر مقاومت کوبانی بیشتر شود تاثیر انکار ناپذیری برای حال و آینده نیروهای مترقی و مستقل منطقه خواهد داشت.
سقوط کوبانی می تواند سقوط سایر مناطق کرد نشین را تسریع کند و روحیه مقاومت در منطقه را بشدت تضعیف کند… تاثیر این سقوط به ایران هم می تواند ضربات غیرقابل پیش بینی بزند!ه

بعضی وقتها شکست یک گروه از پیشاهنگان موجب پیروزی تاریخی در مرحله بعدی می شود… مانند شکست قیام عید پاک در ایرلند در سال 1916 که بعد از اعدام تمامی رهبران قیام… زمینه اتحاد گسترده و جنگ های استقلال را فراهم کرد و سرانجام سه سال بعد از جنگ به پیروزی رسیدند… در کوبانی انسانهای آرمانگرا و سازندگان جهانی بهتر برای خود وبشریت در جنگی کاملا نابرابر حماسه می آفرینند… در هر حال کوبانی برای منطقه نماد موفقیت و سرافرازی خواهد ماند…

من این مقاله را خیلی سریع نوشتم … سعی می کنم در اولین فرصت با اضافه کردن فاکتهای بیشتر ابعاد دیگر مسئله را مستندتر و بیشتر باز کنم… مهمترین مسئله این است که ما در احساساتی ترین لحظات باید بتوانیم برای نجات آنچه نجات دادنی است در نهایت خونسردی از لجن زار واقعیت زشت حرکت کنیم، نه از رویاهای زیبا بر فراز ابرها… برخورهای احساساتی کوبانی را به نقطه پایان مقاومت تبدیل می کند! در حالیکه کوبانی نقطه شروع و اولین مبارزه قهرمانه خلق های منطقه است، نه پایانش!… به حقیقت احترام بگذاریم و با چشمان باز و آگاهانه به نبرد با نیروهای ارتجاعی و مستبد منطقه ای و فرامنطقه ای … ادامه دهیم… کسانیکه حالا به کوبانی می روند انسانهای احساساتی نیستند … آنها در مقابل شمشیر داعش و خفاشان مرگ در دفاع از زندگی و کرامت انسانی بپا خواسته اند. آنها قبل از رفتن به بسوی کوبانی در قدم اول سرمای شمشیر جهل و جنایت داعشی را بر گلوی خویش احساس کرده اند! با این وجود قدم اول و قدم های بعدی را بر داشته اند… برای مبارزان واقعی حرفهای احساساتی ما کمک نمی کند… آنها انتخاب خود را کرده اند… شاید حرفهای جدی و هشیارانه ما به آنها کمک کند… به این بحث ها دامن بزنیم… قلب من با عشق و آرزوی پیروزی مبارزان و مدافعان کوبانی می زند… ولی مغز من با تمام تجارب زندگیم سعی می کند با درک درست اوضاع بغایت پیچیده… در خدمت پیروزی کوبانی هایی باشد که تازه اولین قدم را در رهایی منطقه بدست خود… برداشته اند…

نقد فعالانه شما برطرف کردن کمبودها کمک می کند…

احمد پوری 5 – 10 – 2014 ( هلند ) aporui@gmail.com

۱ دیدگاه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.