سياسی

ادبیات سیاسی غنی سازی شده

vhrte5546564gh5d4فریبرز رئیس دانا

از این پس کلمه ی «داعش» علامت اختصاری «دولت اسلامی عراق و شام» نیست. هویت و کارکرد گروه داعش و مأموریت آن در خدمت به سیطره ی جهانی آمریکا و متحدان اروپایی و ارتجاعی و نیز صهیونیسم از این نام نماد دیگری ساخته است تا یادآور یکی از جلوهها و راهبردهای نوامپریالیستی باشد. نوامپریالیسم در خصلتهای نو بودنش از تمام خشونتها و توطئههای عصر ما قبل خود ، استفاده میکند ، آنهم در مقیاسی وسیع و بسیار شدیدتر.

من از کلمهی داعش یکی از پارادایم (باب)های عربی را که در فارسی هم کاربرد دارد، برداشت میکنم. داعش را در باب » فاعل» در نظر میگیرم که به معنی کننده ی » دِعش» است و دعش نیز چیزی نیست جز آن کارهای نظامی و تروریستی و انتحاری که طالبان – القاعده در افغانستان ، اسرائیل در غزه و خود داعش در سوریه و عراق انجام میدهد: کشتار در کمال خونسردی به منظور نسل کشی در حضور همهی جامعهی بشری در جهان همراه با رضایت یکی از قدرتهای جهانی و منطقهای در همین جهان بیترحم.

دِعش ، این مصدر جعلی اما بیانگر، ماورای بربریت است که به صورت سازمان یافته با سلاحها و تجهیزات نظامی و بسیار کشتارگرانه و با پولهای خارجی فراوان، از محرومترین، تحقیر شدهترین و رسوب کردهترین مردم پس از حضور ویرانگر و استحاله ساز امپریالیستی و سرکوبگری مستبدان بیرحم داخلی ساخته میشوند.

باری، بابهای دیگر از این داعش بیرون میآید که شرح مختصر آنها ارزشی فرا نمادین دارند :

1 – » اندعاش» مثل انفعال به معنای اثر پذیرفتن از دعش و داعش، داعش شدن (شاید ناخواسته، یعنی وقتی امر داعشی به کسی یا چیزی داده شده باشد). میتوان مشاهده کرد که شماری از یاران داعش در سوریه و عراق که به آنها پیوستند با حالتی انفعالی (یا پاسیو) داعش شدند.

2 – » مداعشه» ، مثل مفاعله، مثل معامله، مثل مداهنه. این، به معنای آن است که کسانی با یکدیگر عمل دِعش یا دعش ورزیدن و داعشی کردن را مبادله میکنند و به یکدیگر فیضِ دعش میرسانند. در عراق و سوریه (و حتی در لیبی زمانی که قذافی آخرین نفسهای قدرت را میکشید) گروههای رقیب دویست تا دویست تا سر یکدیگر را میبریدند.

3 – «دعّاش» ، مثل فعال، مثل جذاب (که بسیار جذب کننده است). دعاش بسیار و به شدت و با خستگی ناپذیری، داعش کار و دِعشورز است. وقتی خون جلوی چشم یک نفر داعش، طالبان، القاعده، النصرت، الشباب و دار و دستهی ریگی، مقتدائیان و . . . را میگیرد میشود دعّاش. یکی از شاخصهایش آن است که در بیشترین اندازه و با کارآمدی و شدت کار فراوان، خودروی کنار جاده بترکانند و آخر هم خودشان را بپکانند.

4 – مدعوش مثل مفعول، مثل مدهوش. گفت » هوشیار و مست را همه مدهوش میکنی». در اینجا مدهوش میکنی میشود مدعوش میکنی، یعنی دِعش زده و داعش دیده میکنی. اسم مفعول است و موضوع و مفهومی را میرساند که در آماج کارهای داعشانه قرار میگیرد.

5 – دواعش، جمع داعش است یعنی داعشها. نمیدانم از کجا آمده است که بعضیها آن را اداعشه میگویند. به هر حال اراذل شنیدهایم، اما اراذله نه. شاید دراعشه جمع غلط داعش باشد، چنان که به جای ترکمانان میگفتند تراکمه و به جای افغانها یا افغانیها میگفتند افاغنه. شاید همان قدر نادرست است که به لرهای عزیز و محترم ما میگفتند الوار (یعنی جمع لر) که بگوئیم اَداعش. نمیدانم اسم جمع واقعی کدام است. شاید اداعش جمع دعش است و دواعش جمع داعش. دقت کنید این تفاوت فقط در برابر تیر خلاصهای این جماعت به کار نمیآید بلکه به هنگام تحلیل روانی – سیاسی عمل داعشگری نیز کاملاً مفید است.

6 – ادعاش مثل اِعمال، مثل افعال. اعمال یعنی عملی را در مورد خاص انجام دادن. مثل اعمال زور، یعنی به کار بردن زور در آنچه که مورد بحث است. اِدعاش هم میشود کاربُرد شیوهی داعشانه در موردی که لازم است. اگر جایی تظاهرات ناپسند واعتراضهای ناخوش آیند مسئولان امنیتی و انتظامی اما خوش آیند رسانههای بیگانه صورت پذیرد ممکن است اقدامهای ناهیانه و امر به معروف ، عکس انداختن از حاضران، تهدید و دستگیری و بازجویی به کار نیاید در آن صورت ممکن است کار به اِدعاش بکشد، که حالا دیگر میدانید چگونه کاری است.

7 – استدعاش در باب استفعال، مثل استحصال، مثل استحمام، یعنی طلب دعش کردن، آمریکا، عربستان سعودی و اسرائیل در سیاستهای خارجی خود گاه استدعاش میکنند. مدتها ناتو در یوگسلاوی و آمریکا در ویتنام استدعاش میکردند، گر چه آن زمان هنوز ابزار ویژهی داعشی ابداع نشده بود. عدهای میگویند کار اسرائیل در غزه، یعنی کشتار غیرنظامیان و کودکان به بهانهی سه قتلی که در جای دیگر به جز غزه رخ داده بود و هیچ سندی هم در مورد راست و درستش حماس در آن وجود نداشت، استدعاش نبوده است بلکه تداعش بوده است. پس ببینیم این یکی چیست؟

8 – تداعش، مثل تجاهل ، یعنی خود را به جاهلیت زدن. در ادبیات فارسی و در شعر فارسی بحثی داریم به نام تجاهل العارف ، یعنی شاعر و نویسنده با آن که عالم و آگاه است، من باب شعر ورزیدن و کلام گویی و نفوذ کلام، گاه خود را به نادانی میزند و مثلن پرسشی مطرح میکند که البته پاسخ آن را میداند: راستی این چه حکمت است؟

صادق هدایت از اصطلاخ تعارف الجاهل استفاده کرد که البته خیلی معنای پر نفر و طنزی دارد. همین طور هم گاهی میگوید فلانی شاعر نیست بلکه متشاعر است، یعنی تظاهر به شاعری میکند و خود را به شاعری میزند. حال حکایت این داعش است. کسانی متداعشاند یعنی خود را داعش نشان میدهند مثل این که متظاهراند. خدا عالم است که این کسان در خونشان چقدر داعشاند. ممکن است آنقدرها هم داعشِ داعش نباشند. ولی از چماق برداری و شوشکهبندی و عربدهکشی گروهی شروع میکنند تا به تشکیل گروههای مسلح تروریستی و دیگر کشی جمعی برسند. این تظاهر است یا جدی؟ به هر حال در خاور میانه در میان متعصبان قومی و مذهبی ریسک جایز نیست.

9 – ادعش برای صفت تفضیلی به کار میرود که ضد آن اعلم است یعنی داناتر. در اینجا درعش یعنی داعشتر و دِعش کارتر. استفاده از این واژه معیاری ندارد اما ظاهراً بستگی به شمار کشتههای گروه یا فرد داعشی دارد. نتانیاهو را باید ادعش الداعشین لقب داد. معلم او آریلِ شارون هم حتماً چنین بود. نگاه کنید به رکوردشکنی نتانیاهو در کشتن کودکان بیپناه و گرسنهی فلسطینی، در نهایت خونسردی و وظیفه مندی حتی در مدارس سازمان ملل که قرار بوده است جای امنی برای کودکان مصیبت زده باشد. شاید چهرهی او، که به قول دوست روانپزشکم نشانههای زیادی از بیمار پارانویا- پرخاشگری بدخیم دارد، در واقع بیانگر ادعش بودن او باشد و نه چیز دیگر که او را بدان منتسب میکنند.

10- اگر ادعاش را نیز جمع داعش بگیریم، معنای آن همان داعشان یا داعشها است. یعنی جمع بربریتهای فوق تصور.

11- اَداعیش میشود جمع ادعاش که در واقع جمع الجمع است: سموم جمع سم است و سمومات جمع جمع سم است. مثلن ارتش اسرائیل یا گروه القاعده والنصرت و داعش و شاید بوکو حرام از اداعیش باشند.

12- داعش الدواعش مثل فلک الافلاک یا حکیم الحکما یا شاعر الشعرا یا سلطان السلاطین (همان شاهنشاه) به معنای آن است که آنان سر گروه و موجب رعب دواعشاند. مثلاً آنان ناگهان برمیخیزند و به این بهانه که داعیشانی چند باعث ننگ این سنت رعبآور و فخیم بودهاند و احتمالاً گاهی دست به گذشتها یا کم خونریزیهایی زدهاند، داعش کشی یا داعش خوری را شروع میکند. موضوع این غلیان ممکن است خودِ داعش باشد یا گروههای رقیب.