سياسی

چند نکته در حاشیه اعتصاب کارگران معدن بافق

 

 

 

 

شروین رها ـ سپتامبر 2014

 

دومین اعتصاب پنج هزارنفرازکارگران معدن سنگ آهن بافق پس از شانزده روز خاتمه یافت وبرای کارگران و فعالین کارگری دست اندرکارجنبش کارگری تجاربی عملی را بر جای گذاشت که قاعدتا می بایست مورد ارزیابی قرار گیرد. اینجا و در حاشیه آن به چند نکته اشاره می شود که شاید بتواند مکمل ارزیابی ازچنین حرکتی واقع شود.

اولین نکته ـ اعتصاب کارگران معدن بافق، با وجود موانع واقعی متعدد بر سر راه مبارزات کارگری در ایران منجمله وضعیت معیشتی کارگران ( بیکاری ، دستمزد یک چهارم زیر خط فقر، قرارداد موقت، عدم برخورداری از بیمه های اجتماعی و غیره که بیشترین تفرقه را در میان کارگران دامن می زند.) و استبداد قوانین سرمایه داری و انواع سرکوب توسط رژیم اسلامی ( از زندان و شکنجه کارگران دستگیر شده تا گسیل مزدوران مسلح به مراکز کار، از ممنوعیت اعتصاب و ایجاد تشکل مستقل کارگری تا سرکوب تشکل های ایجاد شده توسط کارگران، تلاش بی وقفه درتحمیل انجمن های سرمایه داری وضد کارگری به کارگران وغیره …) برجستگی خاصی داشت. این اعتصاب که با طرح مطالباتی روشن آغاز شد نسبتا طولانی بود وشهر کارگری بافق را مستقیما بخود معطوف کرد ، چند ترفند سرمایه داری و رژیم منجمله شکایت از کارگران توسط کارفرما ونیز یورش نیروی انتظامی بخود را خنثی کرد و با توده ای شدن آن و دخالت خانواده های کارگری، همه کارگران بازداشتی آزاد شدند. این حرکت اعتصابی جدا از اینکه مثل هر اعتصاب دیگراتحاد و همبستگی مبارزاتی کارگران را افزایش داد، مهمتر اینکه قوانین ضد کارگری رژیم و سرمایه در ممنوعیت اعتصاب راکنار زد و به یکی از نمونه های همبستگی کارگری در مبارزات جاری کارگری درایران تبدیل شد.

دومین نکته ـ همانطور که اشاره شد این اعتصاب با درجه ای از توده ای شدنش فشار برای آزادی کارگران بازداشتی را افزایش داد و توانست آنها را به سر کار باز گرداند. یکی از مهمترین ابزارهای رژیم اسلامی و سرمایه داری در ایران سرکوب مستمر و بی وقفه انواع اعتراضات کارگری بویژه اعتصاب است. فعالین و یا نماینده های کارگری را دستگیر و زندانی می کنند و تلاش می کنند با این کار اعتصاب یا هر درجه از سازماندهی کارگران را متوقف و یا کند کنند وهزینه اعتصاب را بالا ببرند و فشاربه کارگران را افزایش دهند. کارگران معدن بافق این هزینه را با ادامه اعتصاب تا آزادی کلیه بازداشت شده گان پرداختند و شهربافق با بافت کارگری این ظرفیت را داشت که حامی حرکت کارگران باشد. سرکوب وحشیانه اعتصاب با نیروی انتظامی، توجیه غیرقانونی بودن آن از سوی رژیم است و این ترفند را کارگران اعتصابی معدن با نیروی همبستگی خود و خانواده های کارگران خنثی کردند. کارگران بافق از خط قرمز «ممنوعیت اعتصاب در ایران» عبور کردند.

سومین نکته ـ موجودیت تشکل مستقل کارگری درایران ممنوع و ایجاد آن با سرکوب همراه است، تشکلی که ارگانهای ضد کارگری رژیم یعنی خانه کارگر و شوراها و انجمن های اسلامی را دور زده و با نیروی مستقیم کارگران درمراکز کار و زندگی خود بطور مستقل و جدا ازدولت و ارگانهایش تشکیل می شوند. تشکل های کارگری مستقل ایجاد شده تاکنونی مثل سندیکای واحد و سندیکای هفت تپه همیشه و در هر شرایطی از گزند سرکوب رژیم در امان نمانده است. فعالین و نماینده گان آنها اخراج و دستگیر و زندانی شده اند و رژیم از طریق ارگانهایش از جمله اطلاعات و قوه قضائیه با اتهامات واهی احکام سنگینی را به کارگران داده اند وهزینه ایجاد تشکل را برای کارگران در ایران بسیار بالا برده اند . بیشترین هراس رژیم و سرمایه داری در ایران وجود تشکل های مستقلی است که منافع طبقاتی کارگران را به اشکال مختلف نمایند ه گی می کنند. حرکت کارگران معدن مس خاتون آباد در سال 1382 که با یورش نظامی رژیم عده ای از کارگران جان باختند (دردوره دولت خاتمی) وحرکت کارگران معدن آهن بافق (اکنون دردوره دولت روحانی) هر چند تشکل مستقل کارگری علنی را با خود به همراه نداشتند، ولی با موجی از همبستگی همراه بود که نانوشته در خودعین تشکل بود . امروز بعد از پایان اعتصاب، که تا حدودی توانست توطئه های رژیم و کارفرما را نقش بر آب کند و فضای همبستگی در میان کارگران را بالا ببرد، یکی از جمعبندی های این حرکت در میان کارگران و فعالین عملی آن بکاربردن اشکالی از مبارزه است که بتواند استحکام اتحاد ویکپارچگی درونی در میان کارگران را چنان تقویت کند که بورژوازی نتواند درمیان کارگران و نماینده های آنها فاصله بیاندازد. این روش را که کارگران بافق عملی کردند می تواند نمونه خوبی برای پیشبرد ضروری مبارزه جمعی در محیط کارباشد و کارگران سوسیالیست در هر محل آن را دقیقا مورد توجه قرار دهند.

چهارمین و آخرین نکته ـ خصوصی سازی و ادغام در سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی تلاش رژیم از دوره رفسنجانی تاکنون بوده و هر دو جناح رژیم با روش خود و با توجه به رقابت های قطب های سرمایه داری جهانی بدنبال آن بوده اند و آنجا که مشخصا در دوره احمدی نژاد و با حاد شدن تحریمهای دولت های امریکا و اروپا سیاست های رژیم تا بحران حکومتی پیش رفت، دولت روحانی با طرح امید برای نجات سرمایه و رژیم، با تامل درسیاست های خارجی و تشدید سرکوب در داخل و بویژه اعتراضات کارگری و تشدید در
لوگیری ازفعالیت فعالین کارگری و حبس های طویل مدت برای آنها، در تلاش برای باز کردن گره کور رژیم و ایجاد خصوصی سازی و بازکردن دست سرمایه گذاران خارجی بر آمد که همچنان ادامه دار است. خم شدن و تعجیل بر رفع مناقشه اتمی واجلاس منظم و متعدد در کوتاه ترین زمان ممکن با هئیت پنج باضافه یک، قرار است به تسریع این امریاری رساند.

طرح خصوصی سازی درمعادن نیز که از مدتها آغاز و در حال اجرا شدن است با تعدیل نیروی انسانی و افزایش بیکاری و کاهش هزینه ها برای کارفرمااز طریق دستمزدهای بمراتب نازلتر، کاهش هزینه های امنیت شرایط کار، وسود بیشتر همراه است. کارگران معدن بافق بدرستی این سیاست را به چالش کشیده و نتایج آن را در سایر معادن و مراکز کارگری تجربه کرده اند. هر چند فشار اعتصاب نیز اجرای طرح خصوصی سازی را تا کنون پس نزده است ولی با اعتصاب طولانی دوم، در میان کارگران بافق و نیز خانواد ه های کارگران ومردم زحمتکش شهر، که خیلی از آنها بازنشسته و یا خود مدتی در معدن کارکرده اند موجی از همبستگی طبقاتی ایجاد شد که با انرژی حاصل از آن کارگران بازداشتی آزاد شدند. این اعتصاب درسی است برای معادن و دیگرمراکز کارگری که با اتحاد و همبستگی طبقاتی و توده ای شدن مبارزه می توان سیاست های بورژوازی و خصوصی سازی ها را به چالش کشانید.