سياسی

کشتار دهه شصت و اپوزیسیون بورژوایی

 

cxdsfs332شروین رها ـ اوت 2014

به سالگرد کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی در ایران نزدیک می شویم . طی دهه شصت هزاران نفر از زندانیان سیاسی کمونیست و آزادیخواه توسط رژیم جمهوری اسلامی اعدام و تیرباران شدند ودر شهریور 67 و با توقف جنگ ایران و عراق عده زیادی ازآنان در حالی که سالهای محکومیت آنان بسر آمده و یا در حال اتمام شدن بود بطور دستجمعی تیرباران شدند. کم نیستند کسانی که همچنین طعم تلخ زندان را چشیده و هنوز آثار شکنجه را با خود به اشکال مختلف حمل می کنند. با وقوع بحران سیاسی دهه پنجاه، سقوط شاه و نظام سلطنتی و نیز با وزیدن اولین بارقه های نسیم آزادی ،ارتجاع اسلامی برهبری خمینی با بسیج عقب مانده ترین اقشار جامعه و پشتیبانی سرمایه داری جهانی و دولت های امریکا و اروپا، با استفاده ازعدم حضور اجتماعی و سیاسی طبقه کارگر، بحران انقلابی را به حاکمیت ضد انقلابی در جامعه تبدیل کرد. در پی سقوط سلطنت و از کار افتادن رژیم سیاسی و ژاندارم منطقه، سرمایه داری متحمل ضربه شد و دولت های بزرگ سرمایه داری را برای رفع گسترش بحران انقلابی به تکاپو واداشته و انواع و اقسام امکانات را به بهره گرفتند. یکی از عرصه های مهم برای جلوگیری ازعمیق تر شدن بحران سیاسی وشرایط انقلابی، استفاده بهینه آنان از رسانه های خبری و بویژه فرستنده های رادیویی در آن زمان بود. رادیوهای فارسی زبان بی بی سی واسرائیل با رسمیت دادن و دامن زدن به رهبری خمینی و مهندسی افکاراقشار عقب مانده تا آنجا پیش رفتند که نقش روحانیت خمینی را با رؤیت عکس او در ماه به ذهن آنها تفهیم کنند. استفاده از ارتجاع عقب مانده مذهبی توسط سرمایه داری درشرایط خاص را دولت ها بکار برده و خواهند برد و نمونه های آن در رابطه با پا دادن و ایجاد فضا به انواع دستجات و گروهها ی اسلامی بویژه در نیم قرن اخیر بسیار است. اخوان المسلمین، جمهوری اسلامی و حزب الله، حماس، طالبان، القاعده و انواع سلفیست ها و اکنون داعش که همچنان بیشترین کاربرد را برای جلوگیری از هر گونه تحول آزادیخواهی وشکل گیری جنبش های سیاسی ضد سرمایه داری در منطقه با خود حمل می کنند و با دست زدن به انواع جنایت و کشتار، ابتدایی ترین امنیت را از زندگی روزانه انسانها سلب کرده اند. جنایات گروههای فاشیستی مذهبی و فشار در به عقب راندن نیازهای واقعی در جامعه به شیوه های پیشاسرمایه داری، راهی است برای گشودن بحران سرمایه داری مدرن ولیبرالی، آنچیزی که کارل مارکس با استناد به موقعیت تاریخی طبقه کارگر در جامعه معاصر، گندیده گی اش را یک قرن و نیم پیش به دنیا اعلام کرده بود.

با عروج سیاست اصلاح طلبی و گفتمان لیبرالی برای ایجاد شرایط لازم برای پیشبرد سیاست های نئولیبرالی درداخل رژیم، اپوزیسیون بورژوایی، لیبرالها ـ سوسیال دموکرات ها و نیز سلطنت طلبان در رابطه با کشتار هزاران هزار زندانی سیاسی کمونیست و آزادیخواه در دهه شصت توسط رژیم جمهوری اسلامی یا سکوت کردند و یا با انتقادات درون خانواده گی مثل هر مسئله دیگری آن جنایت را به جناحی از رژیم منتسب کردند. بحران سیاسی و بحران حکومتی درجریان انتخابات ریاست جمهوری به جنبشی اعتراضی در سال 88 انجامید که با عدم حضور سیاسی طبقه کارگر توسط رژیم سرکوب شد و تجدید آرایشی را در اپوزیسیون بورژوایی بوجود آورد. اپوزسیون بورژوایی این بار زیر چتر حمایت از جنبش سبزآشکارا به سیاست جلوگیری از خشونت (منظورروش های انقلابی) و در چهارچوب اجرای قانون اساسی و محدود کردن قدرت ولایت فقیه خواستارآزادی زندانیان سیاسی شدند. با ایجاد آلترناتیو سازی دموکراسی برای ایران، در تلاش برای گسترش طیف همه با هم و برسمیت شناختن آن نزد دولت های امریکا و اروپا تحت عنوان جامعه جهانی برآمدند. طی این مدت که همزمان بود با دولت احمدی نژاد، رژیم بحران زده اسلامی نیز بیکار ننشست و برای حفظ نظام وراهشگایی برای پس زدن فشار تحریمها با توافق های جناحی دولت روحانی را به جلو صحنه آورد وعملا زیر پای بخشی ازاپوزیسیون بورژوایی (عمدتا سلطنت طلبان ) را که برسیاست فشار نظامی امریکا بر ایران متکی بودند خالی کرد و بخشی را ( سوسیال دموکراتها و لیبرالها) به زیر سیاست های دولت روحانی کشانید. فرستنده های ماهواره ای صدای امریکا، بی بی سی و رادیو فردا در مقابل دولت احمدی نژاد انتخاب روحانی را برجسته کردند و حساسیتشان در انتخاب روحانی اگر بیشتر از رژیم جمهوری اسلامی نبود کمتر هم نبود. رابطه با دولت امریکا در تبلیغات صدای اپوزیسیون بورژوایی پر رنگ شد و انتظار از پیشبرد سیاست های رژیم از طریق دولت روحانی در شیپور دمیده شد. با انتخاب روحانی اپوزیسیون بورژوایی، جنایات رژیم، حتی در جریان جنبش هشتاد و هشت، که طی آن رژیم به ترور خیابانی ، کشتار دانشجویان درحمله به خوابگاه و نیز شکنجه و تجاوز در کهریزک دست زد را فدای تغییرات سیاسی توسط دولت روحانی و نزدیکی به دولت امریکا کردند. دهها فعال کارگری و نیز عده زیادی ازفعالین اجتم
عی و سیاسی همچنان در زندان بسر می برند وهر از چند گاهی مورد یورش قرار می گیرند
. تازه آنگاه که فعالین کارگری با به خطر انداختن جان خود به اعتصاب غذا دست می زنند و صدای خود را رسا می کنند اپوزیسیون بورژوایی نیز تلاش می کنند از غافله عقب نمانند و بالاجبار خبر را در رسانه های خود منعکس می کنند. کارنامه یکساله اول دولت روحانی تنها اعدام حداقل صدهها نفر را با خود دارد.

اکنون با نزدیک شدن سالگرد کشتار دهه شصت و کشتار دست جمعی سال 67 رسانه های بی بی سی و صدای امریکا نیز بیکار ننشسته و با ترتیب دادن مصاحبه هایی در لابلای برنامه هایشان، کشتار در ایران را اشتباهاتی مربوط به گذشته می دانند و امید را به دولت روحانی و سیاست های مذاکره اش با دولت های امریکا و اروپا دخیل می بندند. همین امید را اپوزیسیون بورژوایی با محدود شدن قدرت ولایت فقیه و اجرای قانون اساسی در باصطلاح رعایت حقوق بشر و نیز برای آزادی زندانیان سیاسی از طرف وی با خود حمل می کنند. استراتژی طیف بورژوازی اجرا و رعایت سیاست های بورژوازی از طرف رژیم اسلامی است و ذره ای به منافع اکثریت جامعه یعنی کارگران و دیگر زحمتکشان ربطی ندارد و نقطه مقابل آن ایستاده است.