گوناگون

«در ستایش ماهی سیاه بودن»

xfgdgf56xx221

«در ستایش ماهی سیاه بودن»

در هجوم موج مجال عصیان است

و آغاز جستن

و بودن

و یافتن زیبایی در ورای خطرها

در گشودن بادبان ها.

و باد زوزه‌ ی ساحل و ریگ است

و باد جریان شب است

و پوسیدن،لال بودن

نگفتن.

زندگی حبابی ست که برای دقایق کوتاهش

شورش دارد.

زندگی آغاز قدم هایی ست

و احساسی که می گوید:

تردید زیباتر است

آنگاه که خمیر مایه ‌ی تاریخ،میان

خشم دستانت رام می شود.

زندگی جان یافتن دقایقی ست

که حرکت ستایش می شود

در سفرت به سوی پهنای دریا

و رهایی پولک ها در گستره‌ ی آب

آنگاه که جامه ‌ی عشق

در ملاقات حس های تازه

تمام وجودت را فرا می گیرد.

زندگی طپش نوایی ست در سکوت زمان

آنگاه که اراده شناسه ی انسان است

و مقصد زیباترین واژه.

چگونه می توان ایستاد

هنگامی که رود تشنه‌ ی دریاست

و ماهی بی طاقت است

چگونه عزم «الوند» نباشد

هنگامی که مسیر زیستن با خون «صمد» سرخ است

هنگامی که کاکل زیبای «بیژن» را شکستند

و رُز نگاه «مرضیه» پرپر شد

چگونه می توان از مسلسل «موئمنی» نگفت

و نبرد شبانه را از «شهرام» یاد نگرفت

چگونه می توان شاهد مرگ «کیوان» بود

و پولک هایت آرام باشند

چگونه می توان در برکه زیست

هنگامی که «فرزاد» راه دریا را سرود کرد

چگونه

چگونه می توان ایستاد.

«علی رسولی _اورست»

از دفتر«جرقه»

https://www.facebook.com/ali1917

http://alirasoli.blogspot.com/