سياسی

خوفناک‌ترین گروه پیکارجو سومالی در خلاء تکامل نیافت

xcdsfrefgd658تارنگاشت عدالت

منبع: تله‌سور
۷ سپتامبر ٢٠١۴

الشباب یکی از بدنام‌ترین سازمان‌های پیکارجوی آفریقا است. گروه به ارتکاب نقض گسترده حقوق بشر، از جمله حمله به امدادگران و تحمیل سخت‌گیرانه‌ترین قوانین مذهبی در مناطق تحت کنترل خود متهم شده است. با این وصف، الشباب در خلاء تکامل نیافته است، بلکه محصول دهه‌ها سرکوب مردم سومالی است.

از زمانی‌که قدرت‌های استعماری اروپایی از سومالی خارج شدند، کشور میدان تاخت‌و‌تاز منافع بین‌المللی و تحت سلطه جنگ‌افروزان بوده ‌است. از زمان «رفیق سعید»، سوسیالیستی که بعداً سگ دست‌آموز ایالات متحده شد، تا جنگ‌سالارانی که در دهه ١۹۹٠ سومالی را تکه‌تکه کردند، سومالی‌های عادی در کشور خود از حقوق‌شان محروم بوده‌اند. الشباب نتیجه ناگزیر ترکیبی از نواستعمار و دهه‌ها حکمرانی بد بود. اما برای شناختن الشباب، ما نخست باید بستری را بشناسیم که یکی از خوفناک‌ترین سازمان‌ها در آفریقا را بوجود آورد.

افشاندن بذرهای درگیری
در طی دوره استعماری، اکثریت قاطع سومالی‌ها از ماشین دولتی تحمیل شده توسط استعمارگران اروپایی حذف شده بودند. زمانی‌که جمهوری سومالی مستقل رسماً در سال ١۹۶٠ متولد شد، ترکیب شکننده‌ای از بوروکراسی استعماری و ساختارهای طایفه‌ای سنتی بود، که در آن بخش دوم نسبت نزدیک‌تری با زندگی روزانه اکثر سومالی‌ها داشت. فقط پس از ۹ سال جمهوری فروپاشید، و سعید باره، دیکتاتور نظامی خودگمارده قدرت را بدست گرفت.

حاکم نظامی که به خود لقب «رفیق سعید» را داده بود، ابتدا خود را متحد اتحاد جماهیر شوروی سوسیالستی نشان داد. این رابطه دیری نپایید. در سال ١۹۷۷، باره به اتیوپی که آن‌هم در آن زمان متحد اتحاد جماهیر شوروی سوسیالستی بود، حمله کرد. زمانی‌که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالستی اتیوپی را محق دانست، «رفیق سعید» به ایالات متحده رو‌آورد، که فوراً او را غرق در پول کرد. سوسیاست نوکر شده، طی باقی حکومت خود، بخش‌هایی از اقتصاد را که فقط یک دهه پیش از آن ملی کرده بود، خصوصی و غیرملی کرد.

رژیم باره که از حمایت ایالات متحده برخوردار بود، یکی از متجاوزترین رژیم‌ها به حقوق بشر شد، و برای محو همه شکل‌‌های مخالفت سیاسی کار کرد. مانند دولت‌های استعماری قبل از خود، باره خود را در مقابل رهبران قبائل قرار داد، اما برای گنجاندن توده‌ها در دولت کم‌ترین کاری نکرد. تا دهه ١۹۸٠، اقتصاد کاملاً متوقف شده بود، و باره یک موافقت‌نامه تعدیل ساختاری با صندوق بین‌المللی پول امضاء کرد. در حالی‌که فقر در خیابان‌ها بیداد می‌کرد، رژیم باره از کمک ایالات متحده که سالانه حدود ١٠٠ میلیون دلار می‌شد، برخوردار بود. اما، با نزدیک شدن پایان جنگ سرد در اواخر دهه ١۹۸٠، واشنگتن بنحو فزاینده‌ای علاقه به سرپا نگه‌داشتن «رفیق» خود در سومالی را از دست داد.

سقوط رژیم
زمانی که رژیم باره سرانجام توسط تعدادی از گروه‌های مقاومت در سال ١۹۹١ سرنگون شد، بغیر از یک اقتصاد راکد و اسکلتی از دولت که توسط حکومت از بالا پوک شده بود، چیزی ار کشور باقی نمانده بود. ائتلاف شکننده‌ رزمندگان ضدباره سریعاً اسلحه‌ها را بروی هم برگردادند. بزودی کشور بین جنگ‌سالاران رقیب تقسیم شد. تا هزاره جدید، بسیاری از جنگ‌سالاران برای حمایت از دولت‌های همسایه کنیا و اتیوپی که هر دو به گسترش نفوذ خود در سومالی علاقمند بودند، رقابت می‌کردند.

در سال ٢٠٠۴، یک دولت موقت تشکیل شد، اما عموماً توسط سومالی‌ها یک دولت تحت کنترل تعدادی از قبائل و منافع بین‌المللی تلقی می‌شد.

اتحادیه دادگاه‌های اسلامی
علاوه بر دولتی که رسمیت بین‌المللی داشت اما هنوز برای بقای خود مبارزه می‌کرد، خطر عمده‌ای از جانب جنگ سالاران وجود داشت که در «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» (ICU)، متشکل از ١١ مقام مذهبی منطقه‌ای در یک گروه واحد، اعلام وجود کرده بود. مانند جنگ‌سالاران،‌ «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» نیز از حمایت بین‌المللی، از جانب اریتره و نه کنیا و اتیوپی، برخوردار بود.

در سال ٢٠٠۶، «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» کنترل موگادیشو را بدست گرفت. جنگ‌سالاران رقیب را بیرون انداخت، و برای نخستین‌بار طی سال‌ها، شهر را متحد کرد. در آن‌زمان، «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» چیزی را که شباهت کمی به یک حکمرانی با ثبات داشت، بر بخش بزرگی از سومالی مسلط کرد.

«اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» توانست ترکیب ناهمخوانی از صلح‌طلبان، رهبران مذهبی، طوائف، فرصت‌طلبان و قشریون مذهبی را دور هم گردآورد. سازمان توانست با موج گسترده جرائم در موگادیشو مقابله کند. موفقیت «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» بخشاً مرهون سازمان نسبتاً با کفایت و آتوریته مذهبی آن بود. گرچه آتوریته مذهبی از ١١‌دادگاه تشکیل می‌شد، اما متشکل‌ترین گروه در درون «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» شاخه جوانان آن-شباب- بود.

شاخه جوانان نقش مهمی در اکثر عملیات «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» بازی می‌کرد، اما سیمای خوبی نداشند و از نفوذ زیادی در «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» برخوردار نبود. برای سال‌ها، «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» مجبور شد بکرات بخاطر خشونت جوانان در خیابان‌های موگادیشو معذرت بخواهد. در حالی‌که «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» عموماً سعی می‌کرد خود را بمثابه یک مسجد گسترده نشان دهد، رهبری جوان، رادیکال‌های نوع جدیدی بودند. بسیاری از رهبران شاخه جوانان نخست برای جنگیدن زیر گروه «الاتحاد الاسلامی»، که در چند سال نخست سقوط باره رشد کرد، پرورش یافتند. «الاتحاد الاسلامی» از جانب اسامه بن‌لادن حمایت می‌شد، او در اواسط دهه ١۹۹٠ کمک‌های مالی و تسلیحاتی در اختیار گروه قرار داد.

فروپاشی «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» و ظهور الشباب
چند ماه پس از متحد کردن موگادیشو، «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» وارد جنگ با «دولت موقت» شد، که از جانب کشورهایی مانند اتیوپی حمایت می‌شد. در دسامبر آن سال، نیروهای اتیوپی برای حمایت از «دولت موقت»، نگران از این‌که «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» مورد حمایت اریتره بتواند خطری برای منافع آدیس‌ آبابا در سومالی بشود، به سومالی حمله کردند. «دولت موقت»، برخوردار از قدرت‌آتش اتیوپی سریعاً بر «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» غلبه نمود.

«اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» پس از تحمل یک سری شکست‌های سخت به تعدادی گروه‌های منشعب تقسیم شد. معتدل‌ها بسمت «اتحاد برای آزادی دوباره سومالی» که تا انحلال خود در سال ٢٠٠۹ در خارج علیه دولت موقت فعالیت می‌کرد، رفتند. تندروها بسمت گروه‌های منشعب پیکارجو-که برجسته‌ترین آن‌ها شاخه جوان شدیداً مسلح بود- رفتند. گرچه بخش عمده «اتحاد برای آزادی دوباره سومالی» نهایتاً جذب «دولت موقت» شد، اما جوانان به نبرد علیه «دولت موقت»، که آن‌را آلت‌دست اتیوپی می‌دانستند، ادامه دادند.

زمانی‌که الشباب در سال ٢٠١٢ با القاعده بیعت کرد، «اتحادیه دادگاه‌های اسلامی» دیگر وجود نداشت، و جوانان به یکی از قدرتمندترین گروه‌ها در سومالی- الشباب مدرن- رشد کرده بودند. الشبات در اوج قدرت خود، بخش عمده جنوب، از جمله موگادیشو را تصرف کرد. اما، گروه طی سه سال گذشته در حال عقب‌نشینی فزاینده بوده است. در اواسط ٢٠١١، دولت و «مأموریت اتحادیه آفریقا» (AMISOM) نخستین پیروزی بزرگ خود را علیه گروه منشعب اعلام کرد، و گفت که موگادیشو را پس گرفته است.

الشباب امروز
از آن هنگام، الشباب از بیش‌تر شهرهای عمده سومالی رانده شده است. اما سازمان هنوز بر بخش بزرگی از مناطق روستایی کشور مسلط است. سازمان فاقد حمایت عمومی نیست. از زمانی‌که «دولت فدرال سومالی» جای «دولت موقت سومالی» را گرفت، رژیمِ برخوردار از حمایت بین‌المللی، با مشکلات مالی، رسوایی‌های سیاسی و فساد گسترده دست‌به‌گریبان بوده است. موگادیشو گرفتار جرائم و فقر است، و دولت هنوز بطور منظم به آلت دست منافع بین‌المللی بودن متهم می‌شود. لازم به توضیح نیست که «دولت فدرال سومالی» خوراک تبلیغاتی فراوانی در اختیار الشباب قرار می‌دهد.

گروه نشان داده است که هنوز می‌تواند به قلب دولت سومالی خنجر بزند. الشباب مسؤولیت حملات متعددی را در موگادیشو علیه قانون‌گذاران- از جمله بمب‌گذاری‌های انتحاری را- بعهده گرفته است.

در فوریه، سازمان به یک حمله غافلگیرانه به محل سکونت رییس‌جمهور –ویلای سومالی- دست زد. پس از ورود به محوطه با استفاده از انفجار یک خودرو، پیکارجویان به محل سکونت حمله کردند. حمله دفع شد و رییس‌جمهور آسیب ندید، اما حادثه به جهان یادآور شد که الشباب هنوز نیرویی است که باید بحساب آورد.

سازمان در خارج از کشور نیز عرض اندام می‌کند، و در کشورهای همسایه مانند کنیا و جیبوتی نیز دست به حمله زده است. در سپتامبر ٢٠١٣، الشباب با پذیرش مسؤولیت کشتار در  یک مرکز تجاری در نایروبی در صدر اخبار قرار گرفت. از جمله فعالیت‌های کم‌تر گزارش شدۀ الشباب تلاش‌های آن برای ایچاد روابط با دیگر گروهای پیکارجو در آفریقا-مانند بوکو حرام در نیجریه- است.

در عین‌حال در سومالی، الشباب گرچه ممکن است مانند گذشته بخش بزرگی از کشور را کنترل نکند، اما هنوز حدود ۶٠٠٠ جنگجو تحت فرمان خود دارد. الشباب همچنین در مقابل تهاجم کنونی نیروهای «مأموریت اتحادیه آفریقا» و دولت سومالی مقاومت سختی را نشان می‌دهد. هدف تهاجم که در اواخر اوت آغاز شد این است که سلطه الشباب بر سواحل سومالی را از بین ببرد، و آن‌را از دسترسی به دریا محروم کند. گروه پیکارجو همچنین از مناطق ساحلی برای واردکردن تسلیحات از خارج استفاده می‌کند، و در عین‌حال کنترل بنادر مهم یک منبع درآمد پرسود برای آن است. تجارت ذغال سومالی بویژه یک گاو شیرده‌ برای الشباب بوده است.

اگر تهاجم کنونی موفق شود الشباب را از مناطق ساحلی بدرون کشور براند، خواهد توانست ستون فقرات یکی از خطرناک‌ترین سازمان‌های آفریقا را بشکند. با این وجود، آن آسان‌ترین بخش پایان‌دادن به میراث خشونت الشباب خواهد بود. بدون یک دولت قابل باور، فراگیر و با کفایت در موگادیشو، شرایطی که ظهور الشباب را تسهیل نمودند، باقی خواهند ماند.