گوناگون

سه سروده از مهران زنگنه

آرزو (5)

مهران زنگنه

دلم میخواهد

شب تیره را نخنما ببینم

تا اگر روز نیست

حداقل بتوانم

آفتاب را در ورای آن ببینم

آدرس نویسنده: mehran.z@gmx.net

علف هرز

مهران زنگنه

اگر هرزعلف بر سراسر هستی

بی ‌بند و باری اش گل می ‌کرد

هرز می ‌رویید

عاشقانه‌ تر از تمامی عشاق می ‌بنوازیدم

آن هرزه

آن بی‌ بند و بار را که در مِحجَر1 تاریک خاطرات می‌رویید

تا خاطرنشینان مکدر

دل را هر روز بر سفره‌‌ی تطاول2 مینتوانند نهند

و برنَدَرند

آدرس نویسنده: mehran.z@gmx.net

دیدار

مهران زنگنه

در رویایی

من، شرمگینْ شرمِـ شرم‌زده،

بانوی دیرین زندگی ‌ام را در خیابان دیدم

او را به خانه‌ ام دعوت کردم

در عطر آبی رویاهایم غوطه دادم

به او ستاره‌ های رنگین همسفرم را نشان دادم

و گذاشتم تا مرا که فقط غرور بر تن داشتم

به کمال در آیینه‌ ی تفسیر خویش بنگرد

شاید مرا باز بشناسد

و با خود به مهمانی رویاهایش ببرد

آدرس نویسنده: mehran.z@gmx.net

1باغ

2دست درازی کردن، دستاندازی، تعدی کردن، ستم، ظلم، گردنکشی