کتاب های انتخابی

٢٣ اوت سال ١٩٣٩ پيمان عدم تجاوز ميان اتحاد جماهير شوروى و آلمان بخش ١ تا ۴

متن کامل را در اینجا دریافت کنید

نويسنده: ماريو سوزا

مترجم: پيام پرتوى

بيش از ٦۰ سال پيش پيمان نامه عدم تجاوز ميان اتحاد جماهير شوروى و آلمان نوشته شد. در خلال جنگ سرد بمنظور بد نام نمودن اتحاد جماهير شوروى٬ با متحد جلوه دادن کشور با آلمان نازى٬ از اين قرارداد بهره بردارى شد. کارزار بد نام نمودن در حال حاضر با تمام قدرت ادامه دارد اگر چه اتحاد جماهير شوروى ديگر وجود ندارد. هدف در حال حاضر مانند آنزمان مبارزه با همدردى با کمونيسم و حمايت از سرمايه دارى است. بهمين دليل اراٸه توضيحى به مردم سوئد (و ايرانيان – مترجم) در مورد وقايعى که در زمان امضاى اين قرار داد روى داد از اهميت بسيارى برخوردار است.

اروپا ١٩٣٩

شرايط سياسى در سال ١٩٣٩ با تشنجات سياسى و نظامى برانگيخته شده توسط حملات و فتوحات کشورهاى فاشيستى در خلال دهه هاى ١٩٣۰ مشخص ميشود. در اکتبر ١٩٣٥ ايتالياى فاشيستى (اتيوپى) آبسنين را مورد تهاجم و آنجا را در سال ١٩٣٦ پس از قتل عام بزرگ مردم اشغال نمود. در اسپانيا در همان سال فاشيستها جنگ داخلى دهشتناکى را آغاز نمودند٬ جنگى که دو سال بعد ميخواست با کمک ايتاليا و آلمان به سود فاشيستها به پيروزى برسد. در سال ١٩٣٦ آلمان نازى با ژاپن در پيمانى ضد کمينترن بر عليه اتحاد جماهير شوروى همراه شد٬ پيمانى که ايتاليا هم به آن پيوست. در مارس ١٩٣٨ آلمان نازى اطريش را به اين بهانه که در آنجا وقوع کودتاى دولتى کمونيستى قريب الوقوع بود٬ اشغال نمود.

خيانت فرانسه به چکسلواکى

چکسلواکى قربانى بعدى آلمان نازى شد. در مى ١٩٣٨ هيتلر نيروهاى نظامى آلمان را در مرز چکسلواکى متمرکز نمود و منطقه اى را مطالبه نمود که مردم آلمان در آن زندگى ميکردند. در اين منطقه٬ سودت کليه استحکامات چکسلواکى و ديگر تاسيسات دفاعى بر عليه غرب٬ آلمان نازى٬ وجود داشت. از دست دادن سودت ميتوانست به معناى هموار نمودن راه براى يورش آلمان باشد. اتحاد جماهير شوروى که پيمان صلحى با چکسلواکى داشت ٤۰ لشگر نظامى را در مرز غربى خود بسيج نموده بود و فرانسه را که با چلکسلواکى پيمانى نظامى داشت به حمايت از چکسلواکى ترغيب مينمود· اما فرانسه به متحد خود خيانت کرد. در ٢٩ سپتامبر ١٩٣٨ در مونيخ٬ فرانسه و انگليس پيمانى را با آلمان نازى به امضاء رساندند که بر اساس آن آلمان اجازه داشت منطقه سودت را به تصرف خود درآورد. چند روز بعد نازيها سودت را به اشغال خود درآوردند. (مدت کوتاهى پس از آن لهستان و مجارستان٬ که در آنجا دست راستيها قدرت را در دست داشتند٬ بخشى از چکسلواکى در Teschen و اسلواکى را اشغال نمودند.)

«صلح در زمان ما«؟

نخست وزير انگليس٬ چمبرلين٬ سخنرانى مشهور «صلح در زمان ما» را در زمان ورود خود به انگلستان ايراد نمود٬ سخنرانى که هدفش تضمين صلح در اروپا در خلال يک آينده قابل پيش بينى بود. دولت چکسلواکى اگر چه براى دفاع مشترک بر عليه طرحهاى تهاجمى آلمان پيمان نامه اى نظامى با فرانسه داشت٬ اما هرگز در مورد تقسيم و آينده کشور از او سوال و يا به مذاکرات مونيخ دعوت نشد. در مذاکرات مونيخ اتاق انتظار خارج از سالنهاى مذاکرات نزديکترين محلى بود که نماينده گان دولت چکسلواکى توانستند خود را به آن نزديک کنند. در آنجا به آنها اجازه داده شد که در انتظار تصميم خيانتکارانه انگليس و فرانسه بنشينند. اتحاد جماهير شوروى نيز که پيمان نامه اى نظامى با فرانسه و انگلستان داشت و يکى از بزرگترين قدرتهاى نظامى در اروپا محسوب ميشد به مونيخ دعوت نشد. و اين به دليل اينکه اتحاد جماهير شوروى بمنظور متوقف نمودن سياستهاى جنگ طلبانه هيتلر خواهان جبهه اى ضد فاشيستى بود. و اين دقيقا بر خلاف چاپلوسيهاى دمکراسيهاى غربى براى هيتلر بود.

پيمان عدم تجاوز انگليس آلمان

يک روز پس از توافقنامه مونيخ٬ ٣۰ سپتامبر ١٩٣٨ ٬ آلمان و انگليس در اعلاميه اى مشترک اعلام نمودند که هرگز بر عليه يکديگر نجنگند. فرانسه هم همان سياست را در دسامبر ١٩٣٨ اتخاذ نمود.

معاهده صلح انگليس و فرانسه با هيتلر اتحاد جماهير شوروى را بعنوان تنها مدافع مبارزه ضد فاشيستى و مخالف نظامى در مقابل هيتلر تنها گذاشت. اما عليرغم قرار صلح مونيخ٬ جنگ براه افتاد. هدف از ابتدا متوقف نمودن توسعه آلمان نازى در سودت نبود. آلمان نازى در ١٥ مارس ١٩٣٩ توافقنامه مونيخ را نقض کرد٬ چکسلواکى را تصرف٬ پايتخت٬ پراگ٬ را اشغال و کشور را به دو قسمت تابع آلمان تقسيم نمود. چکسلواکى ديگر وجود نداشت. يک هفته بعد آلمان منطقه کلاپيدا را (ممل) در لتوانى اشغال و درخواست منطقه اى جديدى را مطرح نمود٬ اينبار از لهستان. نازيها محلى موسوم به «کريدور لهستان«٬ منطقه اى ميان پروس و بقيه آلمان٬ تنها راه خروجى لهستان بطرف دريا٬ را مطالبه نمودند.

 
بسوى اتحاد جماهير شوروى
سفر جنگى آلمان نازى بسوى شرق و اتحاد جماهير شوروى آغاز شد. هيتلر از قبل تصميم گرفته بود. هدف آلمان در آنجا اشغال مناطق جديد بود. اما ميان هيتلر و اتحاد جماهير شوروى لهستانى قرار گرفته بود که با فرانسه و انگليس يک قرار داد دفاعى داشت. خطر يک مناقشه گسترده٬ با دخالت بسيارى از قدرتهاى نظامى٬ بسيار عظيم بود. شرايط سياسى در غرب پس از خيانت مونيخ به چکسلواکى تغيير کرد و اگر لهستان مورد تجاوز آلمانيها قرار ميگرفت سياستمداران برجسته در فرانسه و انگليس جهت از دست ندادن حمايت مردم ناخواسته بايد دخالت مينمودند. از جانبى ديگر اگر فرانسه و انگليس شرايطى را فراهم مياوردند که در آن اتحاد جماهير شوروى به عنوان تنها حامى لهستان با آلمان نازى وارد جنگ ميشد٬ سياستمداران قدرتهاى غربى به اين امکان دست ميافتند که با اشاره به توافقنامه ميان «دو کشور غيردمکراتيک» خود را از شر انتقادات رها سازند.
اين آن روشى بود که دولتهاى فرانسه و انگليس ميخواستند از آن در جهت متقاعد نمودن آلمان نازى براى حمله به اتحاد جماهير شوروى بهره بردارى نمايند. شرايط نظامى در مرز شرقى اتحاد جماهير شوروى نيز بسيار متشنج بود. در اوايل سال ١٩٣١ امپرياليسم ژاپن منچورى در شمال چين را مورد حمله قرار داد بود٬ منطقه اى که آنها آنرا٬ همانند کره که پس از ١٩١۰ به يکى از مستعمرات خود مبدل نموده بودند٬ به يکى از مستعمرات خود مبدل نمودند. منچورى به عنوان آغازى براى ادامه تجاوزاتى جديد بر عليه چين مورد بهره بردارى قرار گرفت. در تابستان ١٩٣٧ ژاپن با لشگرى بالغ بر صد هزار نفر به شانگهاى يورش برد و چين شمالى را از ناحيه منچورى مورد تجاوز قرار داد. اکنون تهديدات امپرياليسم ژاپن خود را متوجه ولادى وستوک٬ سواحل درياى آرام واقع در اتحاد جماهير شوروى و جمهورى مغولستان که با اتحاد جماهير شوروى پيمان اتحادى داشت٬ نموده بود. در مى ١٩٣۰ ژاپن مغولستان را در کنار رود Chalchin-Gol مورد تجاوز قرار داد. اتحاد جماهير شوروى به کمک مغولستان آمد. پس از چهار ماه جنگ شديد ارتش آلمان٬ در پايان ماه اوت٬ کاملا شکست خورد و با تحمل زيانهايى سنگين ناگزيز به عقب نشينى شد.
پيشنهاد اتحاد جماهير شوروى در مورد ايجاد يک سيستم امنيتى بر عليه آلمان نازى
اتحاد جماهير شوروى در خلال دهه هاى ١٩٣۰ جهت متقاعد نمودن همه مخالفان فاشيسم و نازيسم و براى ايجاد يک سيستم امنيتى جمعى براى متوقف نمودن جنگ مبارزه نمود. دو سال پس از ورود آلمان به پراگ٬ در ١٧ آوريل ١٩٣٩ ٬ هنگاميکه واقعيت تلخ به مردم جهان بى معنا بودن توافقنامه اى را که به نازيها و فاشيستها آزادى عمل ميداد نشان داده بود٬ اتحاد جماهير شوروى يکبار ديگر پيشنهاد مشخصى را در مورد قراردادى سه جانبه٬ مبنى بر پشتيبانى نظامى دو طرفه بر عليه آلمان٬ به انگليس و فرانسه ارائه داد· افکار عمومى در فرانسه و انگليس از اين قرارداد استقبال نمود. در تابستان سال ١٩٣٩ در نظر سنجيهاى انجام شده در فرانسه٬ در صورت حمله به لهستان٬ ٧٦ درصد موافق استفاده از نيروهاى نظامى بر عليه آلمان بودند و رقمى بالغ بر ٨١ درصد از جبهه اى متشکل از انگليس و فرانسه و اتحاد جماهير شوروى حمايت مينمودند. در انگليس اين رقم از اين هم بالاتر بود٬ ٨٧ درصد خواهان تشکيل جبهه اى با فرانسه و اتحاد جماهير شوروى بودند.
در پايان افکار عمومى در داخل٬ ٢٥ ژوٸيه ١٩٣٩ ٬ دولتهاى فرانسه و انگليس را ناگزير به قبول پيشنهاد اتحاد جماهير شوروى٬ پيشنهادى مبنى بر انجام مذاکرات در مورد يک اتحاد نظامى ميان کشورها٬ نمود· در آنزمان دستگاه نظامى آلمان بخش بزرگى از نيروهاى خود را در کنار مرز لهستان متمرکز نموده بود و خطر جنگ روزانه افزايش ميافت. بر عليه اين تحرکات مقامات ارشد نظامى در دولت لهستان اعلام نمودند که کشور قادر به شکست هر نيروى نظامى٬ چه غرب و چه اتحاد جماهير شوروى٬ ميباشد.اتحاد جماهير شوروى لهستان را هرگز مورد تهديد قرار نداده بود٬ بيانيه مقامات نظامى اشاره به نازيها داشت٬ هدف آنها نشان دادن اين بود که در کدام جبهه قرار داشتند و به بستن قراردادى با هيتلر اميدوار بودند.

در ٢٦ ژوٸيه ١٩٣٩ ٬ يک روز پس از توافق دولتهاى فرانسه و انگليس با انجام مذاکرات با اتحاد جماهير شوروى٬ آلمانيها با دولت اتحاد جماهير شوروى تما س گرفتند و به آنها پيشنهاد بستن قراردادى ميان دو کشور را اراٸه نمودند. اتحاد جماهير شوروى به پيشنهاد آلمان پاسخ نداد. در خلال هفته هاى پس از آن٬ پيشنهادات جديدى از جانب آلمان٬ با شرايطى بهتر براى اتحاد جماهير شوروى٬ تکرار شد. از جمله اينکه دولتهاى بالکانى بخشى از حوزه نفوذ شوروى ميشدند و اينکه هيچ نيروى نظامى در آنجا مستقر نميشد. پيشينه اين بود که در مارس ١٩٣٩ آلمان شهر بندرى کلايپدا (ممل) در لتوانى را که از جانب اتحاد جماهير شورى بعنوان تهديدى بشمار ميامد٬ اشغال نموده بود.

آغاز مذاکرات
بالاخره در ١٢ اوت ١٩٣٩ مذاکرات ميان اتحاد جماهير شوروى٬ فرانسه و انگليس٬ همان روزى که هيئتهاى نمايندگى فرانسه و انگليس به مسکو وارد شدند٬ آغاز شد. در شرايط حساس جارى آنزمان٬ زمانيکه خطر جنگ روزانه افزايش ميافت٬ ١٨ روز طول کشيد که مذاکره کننده گان فرانسوى و انگليسى خود را به مسکو برسانند! روش انتخاب شده توسط قدرتهاى غربى جهت تنها رها نمودن اتحاد جماهير شوروى در جنگ بر عليه آلمان نازى٬ عليرغم افکار عمومى داخلى٬ ادامه يافت. در آهنگ تهديد آميز هيتلر بر عليه لهستان آغاز حمله اى قريب الوقوع قابل فهم بود. تنها راه عملى جهت متوقف نمودن طرحهاى جنگ طلبانه هيتلر ايجاد فورى يک جبهه نظامى ميان اتحاد جماهير شوروى٬ انگليس و فرانسه بود٬ و به دنبال آن استقرار نيروى نظامى قدرتمندى از ميان اين سه کشو در کنار مرزهاى آلمان. اما فرانسه و انگليس عجله اى نداشتند.
بدون اختيار!
در ١٢ اوت ١٩٣٩ زمانيکه مذاکرات سه قدرت در مسکو به جريان افتاد نشان داده شد که هيئتهاى فرانسوى و انگليسى توسط سياستمداران درجه دو رهبرى ميشدند (مشاور پادشاه انگليس٬ آدميرال دراکس و ژنرال فرانسوى دومنک) و اينکه از جانب دولتهاى مربوطه خود به آنها براى امضاى پيمان نامه اى دفاعى و يا توافقنامه هاى ديگرى با اتحاد جماهير شوروى اختيارى داده نشده بود!
اين شگفت انگيز بود. آمدن به مسکو بدون داشتن اختيارى جهت تاييد يک پيمان نامه نظامى چه معنايى داشت؟ هيئت نمايندگى اتحاد جماهير شوروى که توسط مارشال ورشيلوف٬ کميسارياى خلق براى دفاع٬ رهبرى ميشد٬ اختيارات کامل را جهت انجام مذاکره و امضاى معاهده دفاعى با فرانسه و انگليس از دولت اتحاد جماهير شوروى دريافت نموده بود. ماموريت هيئتهاى انگليسى و فرانسوى در عوض اين بود که در مورد يک معاهده نظامى «تنها بعنوان يک فرضيه» با اتحاد جماهير شوروى صحبت کنند. اين کاملا آشکار بود که آنها براى به تاخير افکندن مذاکرات به مسکو آمده بودند٬ علاوه بر اين تلاش ويژه حکومتهاى غربى بر امر متمرکز شده بود که هيتلر را متقاعد سازند که به تنهايى به اتحاد جماهير شوروى حمله کند. به پيشنهاد اتحاد جماهير شوروى در همان روز هيئتهاى خارجى از دولتهاى خود تقاضاى اختيارات جديدى را درخواست نمودند. پاسخ در اين دوران بسيار چشمگير صلح جهانى٬ زمانيکه نيروهاى نظامى آلمان در حال سازماندهى خود در مرزهاى لهستان بودند٬ سه روز بطول انجاميد. در ١٥ اوت زمانيکه پاسخ آمد نشان داده شد که هيئتهاى فرانسوى و انگليسى اجازه انجام کارى را از دولتهاى خويش دريافت ننموده بودند.

با اين حال در اين فاصله مذاکرات ادامه يافت. هيئت نمايندگى شوروى به اين مسئله دلبسته بود که بتواند دولتهاى غربى را در مورد جدى بودن شرايط متقاعد نمايد و اينکه مقاصد اتحاد جماهير شوروى در مورد يک معاهده واقعى دفاعى به نفع هر سه طرف بود· اتحاد جماهير شوروى در خلال مذاکرات در جريان جهت نشان دادن نيات خود در عمل پيشنهادات مشخصى را ارائه داد. اين پيشنهادات٬ در صورتيکه آلمان نازى جنگ تازه اى را در اروپا آغاز مينمود٬ شامل نيروهاى رزمى ميشد که اتحاد جماهير شوروى ميتوانست با اعزام آنها به جبهه دفاعى يارى رساند. از جانب اتحاد جماهير شوروى ١٣٦ لشگر نظامى٬ ٥۰۰۰ دستگاه توپ سنگين٬ ٩۰۰۰ تانک و ٥۰۰۰ هواپيماى جنگى در دفاع مشترک از لهستان شرکت مينمودند. در ضمن اتحاد جماهير شوروى بمنظور همکارى سه نيرو بر عليه آلمان نازى يک طرح جنگى را اراٸه نمود. در عوض نماينده گان هيئت اتحاد جماهير شوروى خواستار دريافت پيشنهادات مشخصى بودند از جانب فرانسه و انگليس در مورد نيروهاى رزمى که ميتوانستند در جنگ بکار گرفته شوند. آنها همچنين ميخواستند که حکومتهاى غربى با متحدان خود٬ لهستان و رومانى٬ در مورد عبور امن نيروهاى نظامى شوروى از خاک اين دو کشور٬ جهت مواجه با تجاوزات آلمانيها٬ به توافق برسند·

تدارکات آلمان بر عليه لهستان

حکومتهاى غربى به پيشنهادات شوروى علاقه اى نشان ندادند. هيچ پيشنهاد مشخصى از جانب انگليس و فرانسه ارائه نشد٬ فقط مباحثى وقت گير در مورد مسائل جزئى٬ از قبيل اندازه نيروهاى نظامى آلمان و محل استقرار آنها٬ که به امضاى هيچ توافقنامه اى نظامى منجر نشد. براى اتحاد جماهير شوروى زمان با ارزشى به هدر ميرفت. در خلال اين روزها نيروهاى نظامى آلمان در خارج از لهستان خود را براى حمله سازماندهى مينمودند. در عمل جنگ اجتناب ناپذير و راه براى پيشروى آلمانيها بطرف اتحاد جماهير شوروى واقعيتى آشکار بود. در اين وضعيت دولت اتحاد جماهير شوروى بر آنشد که مذاکره با آلمان را آغاز نمايد. اولين تماس در ١٢ اوت پس از روشن شدن اينکه هيئتهاى نمايندگى فرانسه و انگليس در مسکو جهت مذاکره در مورد توافقنامه نظامى با اتحاد جماهير شوروى مالک هيچگونه اختيارى نبودند گرفته شد. در آنزمان اتحاد جماهير شوروى مذاکره با دولت آلمان را در مورد يک قرارداد عدم تجاوز ميان دو کشور آغاز نمود. در سال ١٩٣٨ دولتهاى فرانسه و انگليس قرارداد مشابهى را با آلمان به امضاء رسانده بودند. دولت اتحاد جماهير شوروى ميدانست که جنگ با آلمان اجتناب ناپذير بود و ميخواست که از اين زمان با ارزش جهت مجهز نمودن سيستم دفاعى خود بهره بردارى نمايد. آنها اميدوار بودند که يک قرارداد عدم تجاوز بتواند به کشور مهلتى حياتى را اهدا نمايد. آينده درستى اين اين امر را به اثبات رساند·

پايان مذاکرات سه جانبه

در ٢٢ اوت ١٩٣٩ در مسکو مذاکرات سه جانبه ميان انگليس٬ فرانسه و اتحاد جماهير شوروى مطلقا پايان يافت. بالاخره به رهبر هيئت فرانسوى٬ ژنرال Doumenc اختيارى جهت امضاى قرار داد نظامى با اتحاد جماهير شوروى که او آنرا به مارشال وروشيلوف ارائه نمود داده شده بود. به علاقه ناگهانى فرانسه به مذاکرات (و پيشنهاد جديد آلمان در مورد قراردادعدم تجاوز) بايد اين حقيقت يارى رسانده باشد که در آنزمان ارتش تجاوزگر امپرياليسم ژاپن در مغولستان توسط ارتش اتحاد جماهير شوروى و مغولستان در حال نابود شدن بود. سفير فرانسه ناگزير به اعتراف شد که طرف انگليسى هنوز فاقد اختيارات بود. در ضمن قدرتهاى غربى هنوز اجازه ورود نيروهاى نظامى اتحاد جماهير شوروى را به خاک متحدان خود٬ لهستان و رومانى٬ براى مقابله با تجاوازت ارتش آلمان دريافت ننموده بودند· اين مسائل تعيين کننده بودند. و همين دلايل بود که فرانسه را در پايان ناگزير به استفاده از عقل و شعور خود نمود. اما بدون انگليس اين قرارداد چندان ارزشى نداشت. فرانسه٬ يک سال قبل از آن٬ درشرايطى مشابه به چکسلواکى خيانت کرده بود. مسئله مهم ديگر مواضع لهستان و رومانى بودند. اگر نيروهاى نظامى شوروى در صورت تجاوز براى حمايت از لهستان به خاک اين کشور وارد ميشدند احتمال اين ميرفت که کشور از سمت لهستان مورد حمله قرار گيرد! نجات لهستان غير ممکن شده بود. مذاکرات در مسکو به پايان رسيد بدون اينکه هيئتهاى خارجى علاقه اى به حل مسئله نشان بدهند. عدم تمايل آنها به تمرکز نيرو بر عليه طرحهاى جنگى آلمان جهان را در آتش جنگى وحشتناک فرو برد.

فقدان اختيارات در نزد هيئت انگليسى و بى علاقگى مطلق آنها در مذاکرات مسکو دلايل خود را داشت. در اواسط ماه اوت دولت اتحاد جماهير شوروى بر اين گمان بود که انگليس٬ عليرغم تهديدات بر عليه لهستان٬ در حال فراهم نمودن شرايط براى امضاى پيمان صلحى با آلمان بود. تحقيقات جديده نويسنده انگليسى ل· موسلى نشان داده است که مسئله اينچنين بود. در ٢٣ اوت بازوى راست هيتلر٬ هرمان گورينگ٬ در خفا به انگليس پرواز و در آنجا بمنظور انجام مذاکرات پايانى نخست وزير کشور٬ چمبرلين٬ را ملاقات نموده بود. بهمين دليل هيئت انگليسى مذاکرات مسکو را به بحثى بى پايان در مورد جزئيات تبديل نمود. انگليس در عوض به دنبال فراهم آوردن توافقنامه مشترکى بود ميان حکومتهاى امپرياليستى بر عليه اتحاد جماهير شوروى· بيانيه سفير وقت آمريکا در لندن٬ ج· کندى٬ در مورد اينکه آمريکا «بايد در انجام مذاکرت در شرق آزادى عمل داشته باشد» به اين امر اشاره دارد که حتى آمريکا نيز از جريان مذاکرات ميان انگليس و آلمان بيخبر نبود. اما سياست اتحاد جماهير شوروى در مقابل امپرياليستها طرحهاى انگليس را خنٽى نمود.

توافقنامه عدم تجاوز با آلمان

در ٢۰ اوت از جانب آلمان تقاضاى جديدى در مورد امضاى يک توافقنامه عدم تجاوز ارسال شد. در ٢٢ اوت٬ پس از پاسخ سفير فرانسه٬ دولت اتحاد جماهير شوروى بر آنشد که به تقاضاى آلمان پاسخ مثبت بدهد. يک رو بعد٬ ٢٣ اوت٬ وزير امورخارجه آلمان٬ ريبن تروپ٬ به مسکو آمد و در آنجا به همراه وزير امور خارجه اتحاد جماهير شوروى٬ مولوتف٬ توافقنامه عدم تجاوز را امضاء کرد. در اين مورد در نشريات سرمايه دارى گفته ميشود که اتحاد جماهير شوروى تنها حکومتى بود که با آلمان قرارداد امضاء نمود. اين دروغى بيش نيست! سال ١٩٣٣ کمى پس از به قدرت رسيدن هيتلر فرانسه ابتکار عمل را در مورد «تفاهم و پيمان همکارى» با ايتالياى فاشيستى و آلمان نازى بدست گرفته بود. در سال ١٩٣٤ لهستان بنا به توصيه انگليس پيمان عدم تجاوزى را با آلمان به امضاء رساند. سال ١٩٣٥ انگليس قرارداد آلمانىانگليسى «قرار داد ناوگان دريايى» را٬ که بر اساس آن نيروى دريايى آلمان ميتوانست خود را به بزرگى ناوگان دريايى فرانسه تقويت نمايد٬ امضاء کرد. اين امر در تضاد کامل با توافقنامه مونيخ بود. سال ١٩٣٨ انگليس و فرانسه توافقنامه مونيخ را با ايتاليا و آلمان که چکسلواکى را تسليم نازيها نموده بود امضاء کردند. در سپتامبر ١٩٣٨ انگليس و آلمان اعلاميه اى را که بر اساس آن هرگز با يکديگر نجنگند به امضاء رساندند. همين کار را فرانسه در ماه دسامبر انجام داد. اتـحاد جماهير شوروى آخرين حکومتى بود که توافقنامه اى مبنى بر عدم تجاوز با نازيها امضاء کرد.

در قرار داد ميان شوروى – آلمان بجز ذکر اين مسئله که از جنگ با يکديگر احتراز نمايند٬ در مورد چندين مسئله مشخص ديگر نيز که در ارتباط با وضعيت نظامى ميان اتحاد جماهير شوروى و آلمان قرار داشت تصميم گرفته شده بود. اين مسائل در نشريات سرمايه دارى «پروتکل محرمانه» نام گرفت. اين نام جهت بى اعتبار نمودن اتحاد جماهير شوروى انتخاب شد. البته همواره بخش بزرگى از يک قرارداد که ميان دو کشور مختلف نوشته ميشود٬ بخصوص تحت شرايط موجود در آنزمان٬ حاوى متون محرمانه ايست. در به اصطلاح «پروتکل محرمانه» خطى ميان آلمان و اتحاد جماهير شوروى تعيين شد که هدفش جدا نمودن دو منطقه امنيتى ميان دو کشور بود. اين خط از ميان رود ناريو٬ ويستولا و سان در لهستان عبور ميکرد. در ضمن در قرارداد بندى وجود داشت که آلمان را در بدست آوردن نفوذ در فنلاند٬ لتونى و استونى بر حذر مينمود. از طريق اين پروتکل مانعى در سراسر اروپاى مرکزى که بر اساس اظهارات چرچيل در ١ اکتبر ١٩٣٩: «مطلقا براى امنيت روسيه در مقابل تهديدات نازيها ضرورى بود٬ گذاشته شد. اين خط در آنجا وجود دارد و جبهه اى را در شرق ساخته که از آلمان نازى شهامت يورشى را سلب نموده است

خط كرزون

علاقه اتحاد جماهير شوروى به بزرگترين منطقه لهستان٬ قسمت شرقى خطى که در سطور فوق نام برده شد٬ پس از جنگ جهانى اول٬ از مذاکرات ورساى نشئت ميگيرد. در آن زمان لهستانى وجود نداشت. در سال ١٧٩٥ دولت لهستان زمانيکه باقيمانده کشور٬ پس از دو پارگى خود در گذشته٬ بالاخره ميان پروس و اطريش و روسيه تقسيم شد٬ وجود خارجى نداشت. آخرين پادشاه لهستان٬ استانيسلاو دوم٬ را به کناره گيرى ناگزير نموده بودند١١٣ سال بعد٬ در جريان مذاکرات ورساى در سال ١٩١٨ ٬ توافقنامه اى نوشته شد که بر اساس آن دولت لهستانيها به آنها بازگردانده ميشد و اينکه لهستان جديدى بوجود ميامد. اين امر در مناطق مرزى مشکلاتى را بوجود آورده بود بخصوص در شرق٬ جايى که طى صدها سال مرز بر اساس وضعيت حکومت جابجا ميشد. به همين دليل در مذاکرات ورساى به وزير امور خارجه انگليس٬ ژنرال كرزون٬ ماموريت داده شد که در مورد مرز لهستان در شرق تصميم گيرى نمايد. او خطى مرزى را پيشنهاد کرد که در زبان مرزى٬ از ميان لهستان از جانبى و اوکراين و روسيه از جابنى ديگر عبور ميکرد.

اين خط٬ مورد قبول همه حکومتهاى حاضر در مذاکرات سال ١٩١٨ ٬ بجز خوده لهستان جديد٬ واقع شد. رهبر دولت لهستان٬ پيلسودسکى٬ مناطق بزرگترى را در شرق مطالبه مينمود و از فرصت جهت فتوحات منطقه اى٬ زمانيکه روسيه شوروى جوان پس از جنگى وحشتناک بصورتى کامل در هم شکسته شده بود و امکانات دفاعى مناسبى را دراختيار نداشت٬ بهره بردارى نمود. او با پولها و سلاحهاى فرانسه به اوکراين و بلاروس وارد شد و پس از جنگهايى طولانى و پيچيده و با کمک افسران فرانسوى بخش بزرگى از اين کشورها را به تصرف خود درآورد. بلاروس ناگزيز به قبول يک خط مرزى طولانى در شرق خط كرزون٬ در عمق وسيعى در داخل مناطق روسى زبان اوکراين – بود. اين امر در شرايط موجود آنزمان٬ ١٩٣٩ ٬ ميتوانست نقش بزرگى را ايفا نمايد.

جنگ مصقره

در خلال آخرين هفته ماه اوت سال ١٩٣٩ انگليس در جريان مذاکرات محرمانه با آلمان در جهت امتناع از انجام وظائف خود در قبال شرايط دشوارى که لهستان با آنها دست به گريبان بود تلاش نمود. کشور در جهت متقاعد نمودن لهستان٬ بدون جنگ٬ براى تسليم مناطق ميان پروس شرقى و آلمان که مورد مطالبه آلمان نيز بود کوشش خود را بکار گرفت. اين قرارداد جديدى بود از نوع قرارداد مونيخ که شرايط قربانى شدن چکسلواکى را فراهم آورده بود. اما لهستان پيشنهاد انگليس را که بر اساس آن بدون جنگ تسليم ميشد نپذيرفت. به همين دليل تدارکات جنگ بر اساس طرحهاى نازيها ادامه يافت. در اول سپتامبر ١٩٣٩ آلمان لهستان را مورد هجوم خود قرار داد. دو روز بعد٬ ٣ سپتامبر٬ فرانسه و انگليس بر عليه آلمان اعلام جنگ نمودند اما اقدامات جنگى اتخاذ نکردند٬ و اين عليرغم اينکه انگليس و فرانسه به همراه ارتش لهستان٬ بر خلاف ارتش آلمان که ١۰٣ لشگر نظامى در اختيار داشت٬ صاحب ١٧٣ لشگر نظامى بودند.

در مناطق مرزى ميان آلمان و فرانسه٬ فرانسه و انگليس در مقايسه با ٢٣ لشگر نظامى آلمان ١١۰ لشگر نظامى داشتند٬ اما منفعل باقى ماندند. به اصطلاح «جنگ مصقره» فرانسه و انگليس آغاز شده بود. پس از شکست کامل لهستان و چهارماه پس از اين «جنگ«٬ فرانسه و انگيس هنوز وارد جنگ نشده بودند! با اين حال اين دو دولت در آنزمان٬ دسامبر ١٩٣٩ ٬ تمايل خود را جهت ارسال ارتشى بالغ بر٬ به ترتيب٬ ٥۰۰۰۰ هزار و ١۰۰۰۰۰ سرباز جهت يارى به فنلاند٬ در جنگ زمستانى – ه در جريان بر عليه اتحاد جماهير شوروى اعلام نمودند. ارتش آلمان در تهاجم به لهستان به پيروزيهاى تعيين کننده سريعى بر عليه لهستان دست يافت. در ٣ سپتامبر آلمانيها در کنار رود ويستولا٬ ٩ سپتامبر در ورشو و ١١ سپتامبر در کنار رودخانه سان بودند. ارتش لهستان در تمام خطوط ناگزير به عقب نشينى شد. لهستان متلاشى شده بود. در بخشهاى شرقى لهستان خلايى نظامى و سياسى پديدار شد. يک هفته بعد٬ ١٧ سپتامبر٬ اتحاد جماهير جماهير شوروى وارد بخشهايى از بلاروس و اوکراين شد٬ بخشهايى که لهستان در سال ١٩٢۰ بدون توجه به خط كرزون بعنوان مرزى مشترک ميان دو کشور به تصرف خود درآورده بود. توجه داشته باشيد که ارتش اتحاد جماهير شوروى فقط مناطق واقع در شرق خط كرزون٬ و نه تمام آن مناطقى که بعنوان منطقه امنيتى شوروى در پروتکل توافقنامه عدم تجاوز ذکر شده بود٬ اشغال نموده بود. اتحاد جماهير شوروى مانع از اين شد که آلمان بخشهايى از لهستان٬ بخشهايى که لهستان در گذشته از اتحاد جماهير شوروى ربوده بود٬ به تصرف خود درآورد.

۲۱ ماه فرصت به اتحاد جماهير شوروى

توافقنامه عدم تجاوز٬ يا پيمان نامه مولوتف – ريبن تروپ که رسانه هاى خبرى سرمايه دارى ميخواهند آنرا اينچنين قلمداد نمايند٬ قدمى ضرورى و واقعى در سياست شوروى بخاطر صلح بود. توافقنامه عدم تجاوز جبهه امپرياليستى را٬ که انگليس در حال ايجاد آن بر عليه اتحاد جماهير شوروى بود٬ متلاشى و انگليس و فرانسه را ناگزير به اتخاذ موضعى ضد فاشيستى نمود· اين قرار داد فرصتى ٢١ ماهه را به اتحاد جماهير شوروى اعطاء نمود٬ زمانى ضرورى که بدرستى از آن در جهت فراهم آوردن ابزار دفاعى در مقابل حملات نازيها بهره بردارى شد. در خلال اين ماههاى مملو از کار٬ توليد کارخانجات در اتحاد جماهير شوروى با ١٣ درصد در سال و صنعت دفاعى با رقمى بالغ بر ٣٩ درصد در سال افزايش يافتاز ١٩٤۰ تا ژوئن ١٩٤١ ارزش کل ذخائر مادى دولت از ٤ ميليارد روبل تا ٧٬٦ ميليارد روبل و ارتش تا يک ارتش مدرن و مکانيزه با ٥ ميليون سرباز مسلح٬ رشد کرده بود. توافقنامه عدم تجاوز پايه و اساس امکانات اتحاد جماهير شوروى براى متلاشى نمودن آلمان نازى و آزاد نمودن جهان از بربريت نازيها بود.

ماريو سوزا

۲۶/۸/۱۹۹۹

پيام پرتوى

۲۰۱۴۰۸۲۳