سياسی

تکرار فرگسن!

سینا احمدی

خانم ماری هارف سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در واکنش به انتقادات کشورهائی چون چین، مصر، بحرین، روسیه، زیمبابوه و منجمله سخنان خانم مرضیه افخم سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران به مسائل ناشی از شورش مردم فرگسن، در نشستی خبری در روز 19 اوت گفت:»…ما اینجا در ایلات متحده سوابق مان در برخورد با مشکلات مان را به صورت شفاف و صادقانه در برابر هر کشور دیگری قرار می دهیم…ببینید افراد آزادند هر چه می خواهند بگویند. آنچه ما این جا عمیقاً به آن اعتقاد داریم، آزادی بیان است….» انگار نه انگار ایشان و هیات حاکمه ی آمریکا بعنوان دولتی امپریالیستی، دولت وارث و حافظ میراث قتل عام سرخپوستان، به بردگی کشانیدن مردم آفریقا، کشتار و مثله کردن این مردم برای مطیع نگاه داشتن آنها، استعمار مردم جهان طی جنگ های تجاوزکارانه و…می باشد. گویا این دولت آمریکا نیست که برخلاف تمامی شواهد و اعتراضات جهانی، مومیا ابو جمال خبرنگار سیاهپوست انقلابی را به دلیل افشاء گری در رابطه با گروه «موو» بیشتر از سی و سه سال است در زندان نگاه داشته و بارها تا پای چوبه دار برده است. این «آزادی بیان» مورد ادعای خانم هارف نیست گوشه ای از جنایت کاری دولت آمریکا را به جهانیان نشان داده، این شجاعت و رزمندگی مردم شهرک کوچک فرگسن است که با قد علم کردن در مقابل یکی از مجهزترین و درنده ترین ارتش های مرتجع جهان، کوس رسوائی دولت آمریکا را بصدا در آورده است.

ژست خندان و مغرورانه خانم هارف در این نشست خبری بسیاری از ایرانیان را به یاد لبخند های تهوع آور آقای لاجوردی سلاخ و شکنجه گر جمهوری اسلامی می اندازد. نشست خبری خانم هارف در دنیای بعداز شکست آمریکا در ویتنام نیست. همان سال هائی که پلیس با هلی کوپتر توپ دار به محل گروه «موو» جمعی از معترضان سیاهپوست حمله کرده خانه آنها را بمباران کرده و سیزده نفر از آنها را در حالیکه دست هایشان را بعلامت تسلیم بالا برده بودند به رگبار بسته به قتل رسانید. امروز دولت آمریکا تحت لوای ناجی دمکراسی در حال تسخیر اینجا و آنجا با نقشه ها و ژست های دیگری به میدان آمده است. دنیای امروز نیز با سه دهه قبل قابل مقایسه نیست. دیگر کشوری سوسیالیستی وجود ندارد، دنیای دو قطبی سرمایه جهانی عمدتاً تک قطبی با امپریالیست های رقیبی ضعیفتر از آمریکا شده و با بهره برداری از تجربه به قدرت رسانیدن خمینی و باندش تمامی قدرت های امپریالیستی در حد توان شان از نیروهای بنیادگرای مذهبی برای کشانیدن و منحرف کردن مبارزات مردم به زیر پرچم پوسیده ی مذهب بویژه اسلام نهایت استفاده را می کنند و…

وحشت دولتمردان آمریکا و عوامفریبی های دول دیگر در مورد شورش فرگسن نه بر اساس بزرگی و یا غیر قابل مهار بودن آن، بلکه دقیقاً بدلیل کیفیت مبارزه مردم فرگسن در دنیایی این چنینی است. ترس آنها این است مبادا چنین حرکتی نمونه ای شود برای اعتراض. دولتمردان آمریکائی رئیس جمهور سیاهپوست شان را جلو می اندازند برای این جنایت اشک تمساح بریزد، مسعود بارزانی سیاهپوستی را رئیس پلیس فرگسن می کنند و خانم هارف را روی صحنه می فرستند از «آزادی های!» آمریکائی بگوید…نمایندگان دول بدنام و جنایت کاری چون جمهوری اسلامی پا پیش می گذارند تا از حقوق بشر بگویند…ولی بر خلاف اینگونه نمایشات، آنچه در شورش مردم فرگسن وجود دارد تحقق امکانی است که می تواند در نقاط دیگر جهان روی دهد؛ شرکت فعال زنان، نقش پر رنگ هواداران حزب کمونیست انقلابی آمریکا وعمل شورشگرانه و نه مماشات گرانه ی مردم.

فرگسن میدان تاخت و تاز جریانات بنیادگرای مذهبی از اسلامی تا صهیونیستی و مسیحی و بودائی نیست. شباهتی به داستان های اوکراین، سوریه، عراق، لیبی و غزه …ندارد. در فرگسن نمایندگان سرمایه داری نتوانستند شورش و اعتراض مردم را به زیر صفوف و پرچم های ارتجاعی خود ساخته بکشانند. در فرگسن اندیش ورزان مماشات گر «اعتراض مدنی» وزنه ای نبوده اند و با وجود هواداران حزب کمونیست انقلابی آمریکا نمی توانسته اند افکار مردم را مسموم کنند. در فرگسن رسانه های جهانی شانس تبلیغ افکار پوسیده سازشکارانی چون رهبران جنبش سبز، کمپین یک میلیون امضاء، فمنیست ها و اسلام گرایان معتدل و… ندارند. این گونه «فعالین» و اندیش ورزان میدانی نداشته اند تا در میان دو پوسیده ارتجاع مذهبی و امپریالیستی، گاه برای این و گاه برای دیگری بازاریابی کرده، مردم را دو شقه و سرگردان کنند.

پیام فرگسن به اقصی نقاط جهان رسیده است. مردم جهان چیزهائی ورای سموم شبه علمی اندیش ورزان سازشکار را می شنوند. مردم می بینند و می شنوند فعالین شورش در فرگسن از انقلاب علیه سیستم آدمخوار سرمایه داری حرف می زنند، نه مانند فلان شاعر کمپین یک ملیون امضاء که شکنجه گران اسلامی را پاره تن خود می نامد، نه مثل خانم یساری بعنوان سرپرست تیمی علمی از طرف موسسه «ماکس بلانک» در بحبوه آدمخواری اسلامگرایان و خرید و فروش زنان، بالای منبر رفته تحت عنوان «قوانین الهی در مسیر مدرن شدن قرار گرفته اند» به دفاع از اسلام و خانواده اسلامی بپردازد، و نه نظیراندیش ورزانی دیگر در میان کارزار جهانی ضد کمونیستی تمام هم و غم شان حملات و تحریفات آشکار علیه انقلابات کمونیستی و رهبرا ن شان است.

در ایران تحت سلطه ی جمهوری اسلامی با وجودیکه شرایط جامعه و صف بندی نیروها و کلید خوردن اعتراضات و مکانیسم تکامل آن با آمریکا تفاوت دارد، با این حال وقتی در روز روشن چماقداران رژیم علی چراغی کارگر زحمتکش را در مقابل چشمان فرزندش به قتل می رسانند، قدر قدرتی دولت اسلامی به تنهائی مانع واکنش درخور مردم نیست.این همچنین سم افکار اندیش ورزانی است مبلغ تغییر درون چارچوب رژیم و مبلغین چشم داشتن به کرامات دمکراسی امپریالیستی. از سوی دیگر تلاش و مبارزاتی چون نشست احزاب، سازمان ها و نهادهای چپ و کمونیست برای رسیدن به موضعی اصولی علیه دو پوسیده ارتجاع بومی و مذهبی و امپریالیسم همچنین دست یافتن به درکی درست از جایگاه جنبش زنان در انقلاب پرولتری، آنها را به سنتز نوین تجارب کمونیستی نزدیک کرده، امکان حضور پررنگ کمونیست ها در عرصه های اعتراضات مردمی را بشارت می دهد.

دولت آمریکا بدرستی در رابطه با شورش علیه قتل مایکل براون مدعی است تظاهرات ها سازماندهی شده هستند. ناله و شکایت دولتمردان آمریکا در حالیکه خود از هیچ حیله و نیرنگی دریغ نکرده زبده ترین آدم های خود را برای سرکوب مردم بسیج می کنند، در واقع حرف دل تمامی دول مرتجع است. آنها بروشنی می بینند بحران جهانی انباشت سرمایه هم رقابت های درون سرمایه را حادتر کرده و هم فشار روزافزونی را بر زندگی مردم در اقصی نقاط جهان وارد می کند. در نتیجه هم با اجبار رویاروئی با رقبا روبرو هستند و هم با مفاومت و اعتراضات توده ای. علم کردن و فضا سازی برای جنبش های مذهبی بویژه از نوع اسلامی آن برای مقابله با دو اجبار فوق است. تا آنجا که درگیری ها درون چنین چارچوبی روی دهد، اوضاع در مجموع بر وفق مراد سیستم ارتجاعی حاکم بر جهان است. اما همینکه مبارزه ای از جنس دیگر و همسو یا تحت رهبری کمونیست ها عرض اندام کند فریادشان به آسمان رسیده با تمام توان خدعه گرانه و سرکوبگرانه شان به مقابله با آن می پردازند. آنها کابوس تکرار فرگسن را می بینند، لازم است کابوس آنها را به واقعیتی عینی تبدیل نمود.

سینا احمدی

اوت 2014