پرش به محتوا

« برگزیده‌ای از آثار لنین در رد انحلال طلبی »

 

« برگزیده‌ای از آثار لنین در رد انحلال طلبی »

مقدمه مترجم

بلشویسم در کوران سه انقلاب بزرگ روسیه و سپس رهبری و هدایت مردم شوروی به سوی سوسیالیسم و کمونیسم آبدیده شد. این جریان از انقلاب بورژوا دمکراتیک سالهای 7-1905 درسها آموخت، در انقلاب فوریه 1917 به بالاترین انسجام تئوریک، به فشرده ترین صفوف حزبی و به انقلابی ترین استراتژی و تاکتیکهای کمونیستی دست یافت، و از انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر 1917 سرافراز بدر آمد.

بلشویکها در دوره نخست مبارزات خود، در دشوارترین شرایط تاریخی – اجتماعی، از عهده تدوین نظری و حل عملی مسائل بغرنج و پیچیده ایدئولوژیک، سیاسی و سازمانی جنبش کمونیستی و انجام وظایف ناشی از آنها برآمدند، بر انواع گوناگون انحرافات راست و «چپ» غلبه کردند، صفوف حزب را از وجود عناصر و اندیشه های مخرب پاک کردند، در حزبی انقلابی متحد و متشکل شدند و پیروزی را از آن خویش و طبقه کارگر و زحمتکشان ساختند.

بلشویسم، گذشته از پیکارهای انقلابیش در عرصه های پرفراز و نشیب مبارزات سیاسی و اجتماعی، در عرصه مبارزه ایدئولوژیک نیز از تند پیچهای مهیبی گذشت. برخوردهای ایدئولوژیک، طرح مشخص اختلافات معرفتی و طبقاتی، و گسترش مباحثات تئوریک میان بلشویکها و منشویکها که صفحات پرشماری از تاریخ مبارزات را به خود اختصاص داده، بی شک از پربارترین، آموزنده ترین و رهگشاترین فصلهای تاریخ جنبش انقلابی کمونیستی جهانی است. نحوه برخورد لنین با مسائل پیرامون وحدت نیروها، یکپارچگی صفوف حزبی، طرد انحرافات، تدوین و رعایت موازین حیات تشکیلاتی و جز آن از یکسو و دقت وی نسبت به مسائلی همچون شناخت استراتژی و تاکتیکهای مبارزه انقلابی، اشکال خیزش انقلاب دمکراتیک در روسیه، نیروهای محرکه انقلاب، نقش عنصر هژمونیک، ویژگیهای دولت برآمده از انقلاب و نظایر آن از سوی دیگر، به گونه ای بود که توانست طی آن سالها از عهده حل قطعی عمده ترین مشکلات مربوط به تدارک و آمادگی سیاسی – تئوریک حزب برای پاسخگوئی به نیازهای مبرم جنبش انقلابی برآید. رساله های لنین، مقالات و سخنرانیهای او هر یک به نوبه خود گوشه ای از این پیکار داهیانه، مستمر و بی امان بلشویسم را در جریان تجربه آموزی، آبدیدگی و پیروزی آن به نمایش می گذارد.

مجموعه مقالاتی که وی در گیر و دار مبارزه علیه خطرناک ترین انحراف در آن سالها یعنی انحلال طلبی و اشکال راست و «چپ» آن و علیه موذیانه ترین جلوه انحلال طلبی – یعنی آشتی طلبی سانتریستی – به نگارش درآورده، از برجستگی ویژه ای برخوردار است چرا که نقاب از چهره اندیشه ای برمی دارد که در پشت عبارت پردازیهای انقلابی، در پرده فریادهای وحدت طلبی، و در پوشش عافیت طلبی های آشتی جویانه، در تحلیل نهائی خط مشی، سیاست و صف مستقل طبقه کارگر را از بین می برد.

گزیده پربارترین مقالات لنین درباره مضمون، ماهیت و اشکال گوناگون انحلال طلبی و چگونگی مبارزه با آن، در کتابی با نام «در رد انحلال طلبی» گردآورده شده است. در این کتاب ارزشمند، به روشنی می توان دید که چرا در تاریخ مبارزات طبقاتی روسیه، از چیرگی بلشویسم بر انحلال طلبی و جلوه های گوناگون آن بمثابه یکی از بزرگترین پیروزیهای بلشویسم در عرصه ایدئولوژیک – سیاسی یاد می شود. در این کتاب، آشکارا می توان پی برد که بلشویکها برای حفظ و تحکیم خصلت رزمنده حزب خود در مقابله با انحلال طلبی چه راهی را برگزیدند، چه روندی را طی کردند و چه مشکلات و موانعی را از پیش راه برداشتند. مبارزه برضد ویرانگران وحدت حزبی، برخورد هوشیارانه با فراکسیونیسم، شناخت بینش های انحلال طلبانه استتار شده، دریافت دقیق مفهوم طبقاتی مبارزات درون حزبی، تشخیص علل و عوامل مسبب پراکندگی، نحوه طرد قاطع انحرافات، افشای انحلال طلبی در پوشش وحدت، پافشاری بر موازین تشکیلاتی و پرنسیپهای حزبی و غیره و غیره، از جمله مسائلی است که هر یک در جای خود در این سلسله مقالات به بحث گذاشته شده اند. ارزش این مقالات زمانی صد چندان می شود که دریابیم این گنجینه دستاورد مبارزاتی کدام دوره از حیات پرتلاطم جنبش کمونیستی در روسیه تزاری است.

انقلاب بورژوا دمکراتیک روسیه در 1905 تا 1907، نمایشگر نخستین خیزش توده های ستمدیده علیه استبداد تزاری بود. با فروکش امواج این انقلاب، نیروهای ارتجاعی روسیه برای فلج کردن جنبش انقلابی و به قصد درهم شکستن جبهه نیروهای انقلابی روسیه، و از این راه برطرف کردن خطر انقلاب فشار بر توده های مردم را به میزان بی سابقه ای افزایش دادند.

انقلاب اول روسیه علیرغم شکست، آگاهی سیاسی توده های وسیع خلق و بخصوص آگاهی و تجربه طبقه کارگر را فزونی بخشید و اندیشه ها و شعارهای بلشویسم را به میان زحمتکشان برد. در دوره بعد از انقلاب، ارتجاع روسیه تزاری به هر وسیله می کوشید خاطره انقلاب را از ذهن توده های انقلابی پاک کند و آنان را به فرمانبرداری از ایدئولوژی ارتجاعی خود وادارد. ایدئولوژی ارتجاعی، با تمام توان در میان توده های وسیع جای می جست تا شاید راه را بر اعتلای آگاهی انقلابی زحمتکشان سد کند و افکار مردم ستمدیده را از مسیر مبارزات انقلابی به بیراهه کشاند.

از دیگر سو شکست انقلاب 7-1905 به پیدایش نوعی گسیختگی و اختلال اندیشه در میان همسفران انقلاب منتهی شده بود. اختلال و انحطاط روحی به ویژه در میان برخی از طرفداران پیکار انقلابی فزونی می گرفت. پس از این شکست، روحیه شکست و سرخوردگی عمیقی در منشویکها ظاهر گشت. در 1909، اختلاف بین منشویکها و بلشویکها عمیقتر از همیشه شد. در این سالها دو جریان عمده اپورتونیستی در حزب کارگری سوسیال دمکرات روسیه پدید آمد. فسادی که بر اثر شرایط آن مقطع تاریخی در میان خرده بورژواها شایع شده بود به درون احزاب سیاسی راه یافت و رفته رفته جریان انحلال طلبانه راست و «چپ» در درون جنبش انقلابی طبقه کارگر روسیه شکل گرفت. جریان انحلال طلبانه راست بخاطر وجود مجموعه شرایط عینی و ذهنی مناسب، رشد و گسترش بیشتری یافت و به همین جهت، در فاصله سالهای 11-1909 به عمده ترین خطر درون جنبش تبدیل شد. بلشویکها با درک این مسئله که انحلال طلبی موجودیت خط مشی و سیاست مستقل طبقه کارگر را زیر سؤال می برد به مبارزه ای بی امان با آن پرداختند. انحلال طلبان – به ویژه تجلی آشتی طلبانه انحلال طلبی که با پوششی بسیار عامه پسند سیاست دنباله روی طبقه کارگر از اندیشه های بورژوایی را تجویز و راه را برای غلبه اپورتونیسم هموار می کرد – از تمایل شدید کارگران به وحدت و از ضرورت تحقق امر وحدت جنبش کمونیستی سوء استفاده کرده و خود را بشارتگر وحدت معرفی می نمودند. ولی مبانی تئوریک وحدت و هدف وحدت این جنبش را امری فرعی و درجه دوم قلمداد می کردند.

لنین بخش وسیعی از مبارزات ایدئولوژیک خود را در این سالها مصروف مبارزه با انحلال طلبان کرد و به رغم روحیه آشتی جویانه برخی عناصر سرشناس حزبی که مانع از طرد جریان انحلال طلب از حزب می شدند، آنان را بی رحمانه افشا نمود. لنین معتقد بود که انحلال طلبان «انحرافات خود را زیر پرده جمله پردازی درباره لزوم وحدت پنهان می کنند». لنین در مورد انحلال طلبان می گفت که «به اتحاد همه کس و همه چیز، به هر قیمت تمایل نشان می دادند و این آفتی بود که حزب را از درون می پوسانید»، لنین به صراحت اعلام می کرد که تروتسکی انحلال طلب «درباره حزب پرگوئی می کند، اما رفتارش از هر فراکسیون باز دیگری بدتر است» و به روشنی نشان می داد که کم بها دادن به مضمون وحدت برخوردی فرمالیستی است و به ناچار تفرقه های دردناک تری را به دنبال می آورد.

چنانچه بر سر آن نباشیم که برخوردی آئین پرستانه با آثار کلاسیک مارکسیستی لنینیستی داشته باشیم و هر گاه نخواهیم خود را در چارچوب برداشتهای کلیشه وار از نمونه های تاریخی مقید کنیم، مجموعه مقالات لنین در کتاب «در رد انحلال طلبی» را همچون اسلحه تئوریک نیرومندی در دستهای خود خواهیم یافت. و این حقیقتی است انکارناپذیر چرا که تجارب پربار بلشویسم و حزب کمونیست اتحاد شوروی رهتوشه

تمامی گردانهای پرولتاریا در همه جنبشهای انقلابی طبقه کارگر، در سراسر جهان است.

آخرین ویرایش کتاب فوق در تارنمای رفقای کمونیستهای انقلابی:

http://www.k-en.com/ken200/k26/Enhelal.pdf

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: