بین المللی

چگونه ساحل غربی اهلی شد؟

منبع: الاخبار
٢٢ ژوئیه ٢٠١۴
نویسنده: عُلا التميمی

 

تارنگاشت عدالت

 
 
الخليل- در حالی‌که جنگ در نوار غزه ادامه دارد و قتل‌عام تکثیر می‌شود، ساحل غربی تحت اشغال در حالت واکنش آنی قرار دارد. تنها پس از قتل‌عام شجاعیه، یعنی بیش از ده روز پس از جنگ اسراییل که قربانیان آن- کشته، زخمی و آواره- در حال افزایش است، یک روز عزای عمومی و یک اعتصاب سراسری اعلام شد. اعتصاب نتیجه تصمیم محود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین بود، که بدین معنی است که یک تصمیم ساده مانند اعلام یک روز عزای عمومی برای شهدا حرکتی مردمی یا خودبخودی نبود بلکه تابع تصمیمی بود که توسط مقام مسؤل برای هماهنگی امنیتی، زمانی اتخاذ شد که احساس کرد استیصال عمومی ممکن است به نقطه انفجار برسد.
در حالی‌که قتل‌عام در محلات و اردوگاه‌ای آوارگان فلسطینی ادامه دارد و بیش از ١۵٣ هزار نفر خانه‌های خود را در غزه ترک کرده‌اند، خشم عمومی در نوار غزه منفجر می‌شود اما اهالی غزه متعجب‌اند چرا قیام در ساحل غربی که جرقه این دور را زد، خاموش شده است.
نه برای دفاع از سکوت اهالی ساحل غربی یا غلّو نمودن درباره درگیری‌های روزانه با نیروهای اشغالگر، بلکه در پاسخ به پرسش درباره ساحل غربی و نقش آن، شناختن واقعیتی که توهمات صلح اقتصادی و «راه سوم» را آفریده است ضروری است.
«راه سوم» شعار لیست انتخاباتی بود که سالم فیاض نخست‌وزیر سابق، در جریان انتخابات پارلمان (شورای قانونگذاری) سال ٢٠٠۶ با وعده برنامه‌های توسعه و ساختن مؤسسات حکومتی، رهبری آن‌را داشت. در حالی‌که بدهی‌ها و وام‌ها از بانک جهانی روی هم انباشته می‌شد، شعار انتخاباتی به یک استراتژی برای مهندسی دوبارۀ جامعه فلسطین و حذف هر حمایت مردمی ممکن پایگاه مقاومت مبدل شد.
بمثابه گام نخست، استراتژی «راه سوم» می‌گفت راه اول- که مبارزه مسلحانه و انتفاضه آن‌را نمانیدگی می‌کرد- پایان یافته و راه دوم- که مذاکرات صلح آن‌را نمایندگی می‌کرد- به‌بن بست رسیده است. در نتیجه، رویکرد جدید ساختن مؤسسات مدرن و رسیدن به توسعه اقتصادی بر اساس اصول نئولیبرالی بود تا به جهان نشان داده شود فلسطینی‌ها قادر به مدیریت امور خود هستند، نتیجتاً، شایسته داشتن یک حکومت برسمیت شناخته‌شده جهانی می‌باشند.
نتیجتاً، جامعه فلسطین در ساحل غربی به دام وابستگی به یک نظام وام‌های بانکی افتاد. تا پایان فوریه ٢٠١۴، کل وام‌ها و تسهیلات وامی در بخش‌های عمومی و خصوصی به حدود ۴٫۶ میلیارد دلار رسید. مردم برای خرید خودروها و آپارتمان‌ها که در زندگی روز ‌به‌ روز یک اولویت شده بود، هجوم آوردند، و فقط با یک چیز مشغول شدند: بازپرداخت وام‌هایشان که بدون دریافت حقوق‌شان از تشکیلات خودگردان ممکن نبود. امروز، بسیاری از آن‌ها در دایره انتظار برای دریافت حقوق و پرداخت بموقع اقساط وام خود گرفتار شده‌اند.
موازی با این نقشه، ایده «پایان‌دادن به هرج‌و‌مرج امنیتی» با هدف ضمنی از بین‌ بردن آن‌چه که از جنبش‌های مقاومت مسلحانه باقی‌مانده بود- از طريق بازداشت رزمندگانی که از تسلیم سلاح‌های خود و تسلیم خویش امتناع می‌کردند، و همچنین مجازات پایگاه مردمی آن‌ها بین ٢٠٠۷ و ٢٠١۴- ظهور کرد.
افکار عمومی فلسطین با این دستاویز که آن‌ها سلاح‌های غیرقانونی هستند که صلح مدنی را تهدید می‌کنند، توصیف تسلیحات مقاومت را بمثابه سلاح‌های غیرقانونی که باید نابود شوند، شروع کرد. این به تشکیلات خودگردان آزادی داد تا کار را تمام کند. فلسطینی‌هایی که در ساحل غربی دستگیر و کشته نشده بودند، اندک اندک، چشم‌بستن بر گسترش شهرک‌های اسراییلی، مصادره اراضی و بیرون راندن مردم از خانه‌هایشان و انهدام خانه‌ها را شروع کردند. دو محل درگیری با اشغالگران باقی ماند، یکی درون اردوگاه‌های آوارگان و دیگری بیرون اردوگاه‌ها.
جرقه درگیری دراردوگاه‌های آوارگان
تشکیلات خودگردان، و تیم امنیتی آمریکایی پشت آن، پی بردند که اردوگاه‌های آوارگان جایی است که داستان از آن آغاز شد و جرقه هر درگیری به انتفاضه سوم در اردوگاه‌ها منجر خواهد شد. بعنوان مثال، اردوگاه‌های قلندیا و الجلزون در رام‌الله، و العروب و الفوار در الخلیل نقاط تماس مستقیم با اشغال را نمایندگی می‌کنند و هیج درگیری بدون شهید و زخمی خاتمه نمی‌یاید. تنش حتا به اردوگاه‌های مانند الفوار در جنوب الخیل رسید که خارج از دایره درگیری به نظر می‌رسند.
درگیری‌ها در داخل اردوگاه‌ها محدود به پرتاب سنگ به گشت‌های اسراییلی و جلوگیری از رفتن آن‌ها به داخل اردوگاه نمی‌شد، بلکه خود را به شیوه‌های دیگری نشان می‌داد که موجب شد گفتمان «هرج‌و‌مرج» امنیتی دوباره مطرح شود. جُنین اردوگاه دیگری است که هنوز در برابر مهندسی اجتماع مقاومت می‌کند. این اردوگاهی است که سلول‌های نظامی حماس، جهاد اسلامی و برخی از فعالین الفتح- هر کس که از گردان‌های شهدای الاقصی باقی‌مانده- شکل گرفتند. این سلول‌ها خود را درگیر با نیروهای اشغالگر و با نیروهای امنیتی فلسطین یافتند.
متلاشی کردن سلول‌ها در اردوگاه نه برای فلسطینی‌ها و نه برای اسراییلی‌ها امر آسانی نبود. در ٢٢‌ مه ٢٠١۴، در جریان درگیری‌هایی که بین افراد مسلح و نیروهای اسراییلی که به جُنین حمله‌ور شدند و خانه حمزه أبو الهيجا، یکی از رهبران گردان القسام حماس را محاصره کردند در گرفت سه نفر شهید و هفت نفر زخمی شدند. همان روز، اسراییلی‌ها رگباری از گلوله و خمپاره به خانه او شلیک کردند و او را کشتند. طی عملیات درگیری‌هایی رخ داد که موجب ترور شهید ٢۵ ساله محمود أبوزينه از گردان القدس- شاخه مسلح جهاد اسلامی- و شهيد يزن محمود باسم جبارين از گردان شهدای الاقصی الفتح گردید و بدن آن‌ها با گلوله تکه‌تکه شد. این، اردوگاه را مجدداً به صف مقدم آورد.
در مورد اردوگاه‌هایی که تحت کنترل مستقیم اسراییل قرار دارند، سیاست‌های دیگری در پیش گرفته شد. بعنوان مثال در اردوگاه العروب، اشغالگران اسراییلی از طريق دستگیری پسران جوان، شکنجه آن‌ها، و گرفتن تعهد که سنگ پرتاب نخواهند کرد سیاست مجازات جمعی را علیه ساکنین اردوگاه در پیش گرفتند، زیرا اسراییل به این نوجوانان بمثابه نیروی محرکه هر درگیری با اشغالگران، بویژه در دروازه اردوگاه که توسط ارتش اسراییل کنترل می‌شود نگاه می‌کند. این علاوه بر انهدام خانه کسانی است که در درگیری‌ها شرکت می‌کنند. در ٣٠ آوریل ٢٠١۴، اسراییل دو خانه را در العروب که به حلمی و حسن أبو غازی تعلق داشت برای مجازات آن‌ها به‌دلیل شرکت پسرانشان در پرتاب سنگ، منهدم کرد.
خارج اردوگاه‌ها
نقاط تماس مستقیم با نیروهای اشغالگر در خارج از اردوگاه نیز وجود دارد، مانند مناطق باب الزاويه، جيشوری وبيت إيل در الخليل و طولكرم و رام‌الله. در اینجا نیروهای امنیتی فلسطینی برای جلوگیری از انفجار هر درگیری و نهایتاً سرایت آن به کل شهر، حائلی بین جوانان فلسطینی و نیروهای اشغالگر تشکیل می‌دهند.
می‌توان گفت که پس از مرگ سه شهرک‌نشین در الخلیل روحیه عمومی شروع به تغییر کرد، البته آهسته و بتدریج، به استثنای مغازه‌داران که از ترس منافع خود از دیدن این‌که وضعیت رو بوخامت دارد امتناع می‌کردند. گرچه مشروعیت قرارگرفتن نیروهای امنیتی فلسطینی بمثابه یک حائل بین نیروهای اشغالگر و جوانان را می‌توان از بین برد، اما این به زمان نیاز دارد، و در عین‌حال این پرسش باقی است که پایگاه مردمی مقاومت در داخل شهرها در چه وضعیتی است؟
تشکیلات خودگردان فرمولی را که بر روابط مردم با هم در هر اردوگاه و شهر حاکم است درک می‌کرد و بمثابه بخشی از روند جاری مهندسی اجتماعی از آن سوء‌استفاده کرد. بر رهبران طوائف فشار وارد شد تا هر تنش مردمی را قبل از آن‌که رشد کند متوقف نمایند و مانع حرکت فرای خطوط مجاز بشوند.
به این دلیل است که شوراهای محلی و ریش سفیدان طوائف مشترکاً برای سرکوب و محکوم کردن هر اقدامی در میدان کار می‌کنند. آن‌ها در همان سنگر ضدمقاومت در کنار تشکیلات خودگردان قرار گرفته‌اند. زمانی‌که عملیات نظامی اسراییل در الخلیل در جریان بود، ریش‌‌سفیدان شهر و شوراهای محلی بیانیه‌ای در محکومیت عملیات صادر کردند و از جامعه بین‌المللی خواستند با ابزار قانونی و حقوق بشری به پاسخ اسراییل پایان دهد. اما به عمل مقاومت که بتواند عملیات نظامی اسراییل را متوقف کند، مانع انهدام خانه‌ها بشود، و به دستگیری‌ها و کارزار جستجو در هر بخش منطقه پایان دهد، اشاره‌ای نشد.
یک پیامد این سیاست این است که فکر درباره فعالیت‌های مقاومتی در سطح فردی است؛ مهندسی اجتماعی در شهرهای ساحل غربی مقاومت را بجای یک موضوع جمعی به‌یک دغدغه فردی مبدل کرده است. با این وجود، کسانی وحود دارند که سعی دارند ابتکار را به دست بگیرند (تک تیراندازان در الخلیل، شلیک به شهرک نشین‌ها در گذرگاه‌ها، چاقو زدن‌ها)
حرکت بهمن
هر چه در ساحل غربی تحت اشغال و اطراف آن در جریان بوده است مانند یک بهمن در حرکت و رشد است. جنگ در غزه به روشن کردن صحنه کمک کرد، اما زمان و شرایط شروع انتفاضه هنوز ناروشن است. مردم آگاه هستند، اما، کاری که تشکیلات خودگردان می‌کند چیری نیست مگر یک توهم سیاسی.
دیروز، در سرتاسر ساحل غربی درگیری‌هایی بین جوانان فلسطینی و نیروهای اشغالگر در یک طرف، و بین جوانان و تشکیلات خودگردان در طرف دیگر رخ داد. این درگیری‌ها می‌تواند سرآغاز مراحل شکل‌گیری پایگاه حمایتی برای مقاومتی باشد که ممکن است از طرح‌های مهندسی اجتماعی فاصله بگیرد. این درگیری‌ها عمدتاً با شرکت جوانان بیکاری صورت می‌گیرد که در طرح اهلی‌سازی توسط تشکیلات خودگردان در رام‌الله قرار ندارند. اما، بلندگو‌های مساجد دیروز دخالت کردند. بعنوان مثال در طولكرم، مساحد به جوانان یادآور شدند که نیروهای امنیتی بخشی از مردم فلسطین هستند و نباید با آن‌ها مقابله شود.
جدای از بدبینی یا خوش‌بینی شخص، فلسطینی‌ها در ساحل غربی در یک وضعیت تنش دایم زندگی می‌کنند زیرا رونق اقتصادی که به آن‌ها وعده داده شده بود هرگز تحقق نیافت، و قیمت کالاهای اساسی و نرخ فقر افزایش یافته است. همه این عوامل ممکن است نهایتاً وضعیت را تغییر دهد.

۱ دیدگاه

  1. پول با اینکه بی زبان ترین، بی احساس ترین و خنثی ترین کالائی است که بوسیله انسان تایخی اجتماعی تولید شده و بین انسان رد و بدل می شود، کالا های کاملا ناهمگون را، همگون کرده و وسیله مبادله را شان فراهم می آورد و در ظاهر زندگی انسان را سامان می دهد، درست مانند دولت طبقاتی کنونی، در عین حال کالائی است که مادر تمامی رذالت ها ست و تولید کننده تمامی نزاع و جنگ و خون ریزی هاست که بین انسان امروزی موجود هستند. پول و این فلز زرد که امروز خود را در یک کاغذ و سکه و کارتی اعتباری و چند رقم حساب بانکی نیز بیان می کند، هر نامتجانسی را، متجانس کرده و بهم می چسپاند و هر متجانسی را از یکدیگر جدا کرده و بین شان نزاعی را موجودیت می دهد که به نابودی یکی و یا هر دو در برخی مواقع منجر می شود.

    رُشد سرمایه داری که سیستم اجتماعی است که در آن همه چیز، از نان شبانه گرسنه ای در حال مرگ، تا فاخرترین زیورئآلات و مجلل ترین مکان های زندگی و پر سرعت ترین وسیله حمل و نقل و خلاصه همه چیز، معیارشان و وسیله رسیدن شان پول است، درهر جا و مکانی و بین هر ملت و دارای هر گونه دین و مذهب و فرهنگ اجدادی و قومی و ملی، خاصه در عصر امپریالیسم یعنی عالی ترین، رشد یافته ترین، متمرکز ترین و انباشته ترین ، و در عین حال فاسدترین، پوسیده ترین، متعفن ترین؛ ارتجاعی ترین و جنگ طلب ترین، مر حله این سیستم که از بطن و زهدان» خون و چرک انسان» بویژه انسان تولید کننده اصلی نعم مادی یعنی کارگر، متولد شده و در خون و چرک رُشد کرده است، می باشد، تمامی خصلت های پول و مخصوصا خواص ضد انسانی، پول، این پاانداز و فاسق تاریخی جوامع جوامع بشری را بر ملا می کند و روبروی ما و در مقابل چشمان ما قرار می دهد.

    کسی که مایل است، جمعه امروزی از فساد نجات یافته و بیش از این به درجه توحش مفتخر نگردد که نابودی انسان و زمین را نهایت اش است و رأی دادن به کشتار دسته جمعی انسان ندهد و جنگ و خون ریزی، فقر و گرسنگی در کنار انبارهای پر از غذا و میوه و… ریشه کن گردد، باید در همین جوامع بدنبال یافتن و سازمان دادن، یا سازمان یافتن به درستی گفته باشم، نیروی اجتماعی ای باشد که در این جامعه موجود هست، اوست که با آگاهی یافتن بر ماهیت طبقاتی خویش و بر نقش تاریخ ساز خود که پایان دهنده بر تمامی آگاهی های کا ذب مذهبی، ملی، نژادی و حتی جنسی است، می تواند و قادر است که جامعه پول مدار یعنی بوجود آورنده تمامی جنگ و کشتار ومرگ های ناشی از گرسنگی و غیره اجتماعی، زیر و رو اساسی نموده، ما لکیت خصوصی عده ای دزد و غاصب و انگل بیکار و نالازم ترین موجود زنده امروزی به نام سرمایه دار و بویژه بر ابزار تولید را لغو کرده و خود و انسان و انسانیت را نجات دهد. این نیروی اجتماعی نیز در اساس خویش همان طبقه ی کارگر در هر جامعه سرمایه داری که امروزه حاکم مطلق جهان است، می باشد. این نیروی اجتماعی است که در ضمن تولید کننده ی اصلی نعم مادی جامعه کنونی است.

    به باور من، پول، علت و اساس «اهلی کردن ساحل غربی» و حاکمان کنونی اش در برابر سرمایه و سرمایه داری است و آنها را وادار به خفه خون گرفتن در برابر کشتار دسته جمعی باصطلاح برادران عرب، مسلمان و ها کذا خویش و از اینگونه چرندیات و مزخرفات بی اساس و بی پایه واقعی، بوسیله ارتش و نیروهای سرکوبگر و اشغالگر و متجاوز دولت سرمایه داری امپریالیستی، ارتجاعی دینی، صهیونیستی فاشیستی اسرائیل، نموده است. باید که به پول بعنوان، معیار ارزش و ارزش ها پایان داد تا انسان و ارزش انسانی اش هویدا و مستقر گردد یعنی وارد تاریخ انسانی خویش گردد، یعنی جامعه ای را موجودیت دهد که در آن معیار انسان و رفع نیاز های انسانی اوست که شعار ش» ار هر کس به اندازه نیرویش کار و به هرکس اندازه نیازش محصول» می باشد، ایجاد گردد. چنین جامعه ای بدانیم که بوسیله انسان کارگر و زحمتکش! ولی آگاه به منافع طبقاتی اش، سازمان یافته در ارگانهای جنگ طبقاتی که بهترین و مهمترین آنها حزب سیاسی اش و بعد دولت شورائی اش است، ایجاد و موجودیت می یابد، نه بوسیله هیج نیرو و طبقه ی اجتماعی و یا نامرعی دیگری که مزخزف است و پوه و بیهوده می باشد.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.