سياسی

فراخوان محسن مسرت: چرا حماس با اینکه از نظر نظامی هیچ‌گونه امید پیروزی ندارد، باز هم می‌جنگد؟

فراخوان

خطاب به جنبش صلح آلمان و جهان برای پشتیبانی از شرایطی که حماس برای آتش‌بس اعلام کرده است.
چرا حماس با اینکه از نظر نظامی هیچ‌گونه امید پیروزی ندارد، باز هم می‌جنگد؟
 
«حماس با شلیک موشک‌های خود به شهرهای اسرائیلی این کشور را تحریک می‌کند»،
«حماس از مردم غزه همچون سپری برای پیشگیری از حمله‌ی اسرائیل استفاده می‌کند»،
«حماس در خانه‌ها، مسجدها و بیمارستان‌ها اسلحه پنهان می‌کند، این سازمان برای هدف‌های استراتژیک خود، غیرنظامیان، از جمله کودکان فلسطینی را با بی رحمی به کشتن می‌دهد تا با تحریک افکار عمومی جهان اسرائیل را زیر فشار قرار دهد».
 
تقریبا در همه‌ی رسانه‌های غربی تلاش می‌شود با اتهام‌هایی شبیه به آنچه در سطرهای بالا ذکر شد، ، جنایت‌های جنگی اسرائیل کم‌اهمیت جلوه داده شده و حماس مسئول جنگ معرفی شود. با این ترتیب، این واقعیت که دلیل واقعی جنگ غزه، جنگی که در شش سال گذشته سه بار اتفاق افتاده، اشغال سرزمین‌های فلسطینی به‌وسیله‌ی اسرئیل است، پنهان می‌شود. صرف‌نظر از این روش شناخته‌شده‌ی تحریف واقعیتها، این پرسش برای بسیاری مطرح می‌شود که چرا حماس موشک‌های خود را به مناطق اسرائیلی پرتاب می‌کند، در حالی که این روش از منظر نظامی به‌کلی بی‌معنا بنظر میرسد. از جمله، یورگن تودس ‌هوفر وزیر اسبق آلمان وعضو حزب مسیح دمکراتهای آلمان که به‌صراحت از فلسطینیان پشتیبانی می‌کند و خواستار تحریم اسرائیل شده است، با نگرش انتقادی این روش حماس را «ترقه درکردن بی‌ فایده» می‌نامد. حتا برای من نیز بارها این سوال مطرح شده بود که آیا حماس با چنین روش نظامی به دام اسرائیل نمی افتد وازاین طریق بهانه‌ی حمله به غزه را به‌دست اسرائیل اشغالگر نمی‌دهد؟ زیرا به این ترتیب اسرائیل هر بار نه‌تنها حماس را از نظر نظامی به‌طور جدی تضغیف می‌کند، بلکه همه‌ی تاسیسات زیربنایی غزه را که در سال‌های گذشته ساخته شده را به بهانه موشک های حماس یکدفعه نابود می‌کند و این سرزمین را دوباره سال ها و یا حتی دهه ها به‌عقب برمی‌گرداند.
 
اما پس ازآشنائی با مقاله‌ی گیدون لوی، روزنامه‌نگار مجله‌ی اسرائیلی هاآرتس بود که علت رفتار به‌ظاهر غیرعقلانی حماس در جنگ کنونی برای من در زاویه دیگری قرار گرفت . گیدون لوی در این مقاله که روزنامه‌ی فرانکفورتر روندشاو در تاریخ 22 ژوئیه آن را به آلمانی منتشر کرد، از دولت اسرائیل می‌خواهد که ده شرط حماس برای یک آتش‌بس ده‌ساله را حد اقل مرورکند. رسانه‌های اروپایی حماس را به‌ بهانه اینکه پیشنهادهای آتش بس را ردکرده مقصراصلی و جنگ‌طلب معرفی میکنند و بالعکس ادامه جنگ از طرف اسرائیل را بهمین مناسبت توجیه مینمایند. اما آنچه که در پرده باقی می‌ماند، درست همین خواسته‌های مشخص حماس است که لازم است افکار عمومی جهان از آن مطلع شود.
 
شرط‌های حماس
 
تاکنون تنها گیدون لوی، روزنامه‌نگار روزنامه‌ی اسرائیلی هاآرتس است که به وظیفه‌ی خبرنگاری خود عمل کرده و خواسته‌های حماس را در دسترس همه قرار داده است:
1-
آزادی برای غزه، پایان دادن به هرگونه عملیات نظامی زمینی، هوایی و دریایی،
2-
خروج نیروهای نظامی اسرائیلی از غزه تا کشاورزان فلسطینی بتوانند از زمین‌های خود تا دیوارهای اسرائیل بهره‌برداری کنند،
3-
آزادی فلسطینی‌هایی که ابتدا به‌عنوان مبادله‌ی زندانیان در برابر سر
باز اسرائیلی گیلات شالید آزاد شده، اما دوباره در آغاز جنگ غزه دستگیر شدند،
4-
پایان دادن به محاصره‌ی اقتصادی و باز کردن مرزهای غزه،
5-
قرار گرفتن بندر و فرودگاه بین‌‌المللی غزه زیر کنترل سازمان ملل متحد،
6-
گسترش محدوده‌ی ماهی‌گیری ساحل غزه و نظارت سازمان‌های بین‌المللی بر مرز رفح،
7-
پذیرش آتش‌بس ده‌ساله و بسته شدن آسمان غره به روی هواپیماهای اسرائیلی،
8-
اجازه‌ی سفر مردم غزه به اورشلیم برای زیارت مسجدالاقصی،
9-
پایان دادن به مداخله در سیاست داخلی فلسطین و تشکیل دولت واحد،
10-
باز کردن منطقه‌ی صنعتی غزه.
 
گیدون لوی این پیشنهادها را «اساس منصفانه‌ای» برای آتش‌بس می‌داند، زیرا به‌سادگی می‌توان تشخیص داد که با اجرای آن‌ها حداقل شرایط ادامه زیست ملتی تامین خواهد شد که از دهه‌ها پیش در منطقه‌ی گتومانندی محاصره شده، ارتباط آن با دنیا بریده شده و به‌انواع وسایل، مانند قطع برق،ممانعت از ورود دارو و مواد غذایی، جلوگیری از نقل‌وانتقال پول و تحریم‌های دیگر به گونه غیر قابل تصوری مصیبت میکشد.. آیا این خواسته‌های انسانی، آن‌طور که اسرائیل و پشتیبانان غربی‌اش جلوه می‌دهند، برای اسرائیل غیرقابل‌قبول‌اند؟ گیدون لوی دولت اسرائیل را متهم میکند که خواسته‌های حماس را با وجود اینکه «مهم‌ و در درازمدت در راستای مصالح اسرائیل‌ هستند»، با سرسختی رد می‌کند. او می‌گوید که دولت اسرائیل ترجیح می‌دهد بر خلاف مصالح کشور خود، تنها از روی انتقام، بی‌رحمانه با حماس بجنگد.
 
جایگزین‌های موجود برای حماس
 
حماس پاسخ به پرسش بالا را دریافته است و تا کنون بهای سنگینی نیز برای آن پرداخته است. حماس در حال حاضر در مقابل دو راه قرار گرفته است : اول پذیرش یک زندگی در تظاد کامل با عزت انسانی برای 1.8 میلیون فلسطینی‌ ساکن غزه وکشتار جمعی تدریجی از طریق جنگ‌های پی‌درپی. و یا دوم ادامه‌ی مبارزه برای جلوگیری از کشتار جمعی تدریجی و پذیرش مخارج بسیار سنگین انسانی و اقتصادی که چنین مبارزه‌ای درحال حاضردر بر دارد. واما اینکه آیا محاسبه حماس درست از کار درخواهد آمد یا نه از قبل قابل پیش بینی نیست. اما در هرصورت تاکنون حماس با مبارزه مسلحانه توانسته است مانع از تحمیل آتش‌بس فوری و بی‌قیدوشرط و در نتیجه تحمیل راه‌حل اول یعنی کشتارجمعی تدریجی به مردم غزه شود. حماس از آن رو تصمیم به مقاومت و ادامه‌ی جنگ موشکی گرفته است که همه‌ی تلاش‌های سیاسی و نظامی و واگذاری بخش‌های بزرگی از سرزمین فلسطین به اسرائیل تاکنون بهیج وجه به پایان اشغاگری وصلح دایمی نیانجامیده است. در حالی که اسرائیل بهیچ وجه حاضر به دست کشیدن از اشغالگری نیست و بدنبال صلح دایمی با فلسطینی ها نیز نمیباشد، واقعیتی که کسی نمیتواند آنرا کتمان کند ، ودرحالی که اسرائیل در این راستا نیز از هیج جنایتی، حتا بمباران تاسیسات آموزشی و بهداشتی سازمان ملل در غزه و کشتن کودکان و بیماران خود داری نمیکند، در چنین شرایط موجودی چه امکان دیگری برای حماس که عملا جنبش مقاومت ملی فلسطینیان را رهبری میکند باقی میماند؟
 
من خودبا اعتقاد راسخ پاسیفیست هستم، اما برای مقاومت مسلحانه حماس تفاهم دارم، زیرا امید دارم که این مقاومت میتواند به آتش‌بسی منتهی شود که بر ده شرط کاملا منطقی وقابل اجرای حماس استوار شده باشد. از نگرش من رفتار حماس با اصل «آخرین حربه » در تطابق کامل است ، اصلی که غرب همواره برای توجیه جنگ‌های مغایر با حقوق بین‌المللی خود به اصطلاح برای جلوگیری از کشنار دستجمعی دستاویز قرار میدهد ، اما در مورد اسرائیل حتا از عنوان کردن آن نیز طفره میرود. مهاتما گاندی مبارزه‌ی ضداستعماری هندی ها را علیه انگلستان یعنی بزرگ‌ترین قدرت زمان را با روش «نافرمانی مدنی» به‌ثمر رسانید. راه گاندی از نگرش پاسیفیستی قطعا بهترین راه است، اما به‌نظر می‌رس
که اتخاذ این راه برای فلسطین مدت زمانی است که دیر شده و دیگر امکان پذیر نمیباشد. بهمین دلیل وظیفه صلح طلبان و انسان دوستان جهان دفاع از پیشنهاد آتش‌بس حماس با ده شرطش میباشد. به این امید که فلسطینیان غزه فرصت پیدا کنند در آینده در شرایطی ادامه حیات دهند که با عزت انسانی در تطابق کامل باشد.
 
برلین 29 ژوئیه 2014
محسن مسرت

۱ دیدگاه

  1. آهنکار says

    جواد عزیز، مولانا شعری در مورد خاتونی دارد که الاغ بندری قبراقی داشت. روزی که بخانه آمد از طویله صدای ناله های کیف کنییز را شنید واز لای در نگاهی بدان انداخت و سپس بخانه رفت.
    فردایش کنیز را برای تمام روزی بدنبال نخود سیاه فرستاد. پس فردا که کنیز بخانه اربابش برگشت خاتون را در خانه نیافت. بطویله رفت و دید خاتون دریده شده و مرده است و گفت:
    «…»‌آلت را دیدی ولی کدو را ندیدی!

    شما هم حکایت آن ارباب را دارید و از حول حلیم بدیگ افتاده اید. من نوشته ام:

    «در ضمن منهم معتقدم کسانیکه چه در خانواده «تاکید روی خانواده«و چه در گروه ها «تاکید روی در گروه ها» مسولیت بچه داری را تعهد نکرده و کهنه گهی عوض نکرده اند، صبر و حوصله تحمل دندان درد ها… »
    البته تقصیر یک کمی هم بعهده ادیتوری است که تاکید روی لغات را اجازه نمیدهد و خواننده باید دقت بیشتری در قضاوت نماید و بسرعت رولور نکشد.
    بلی منهم شخصی را میشناسم که در سنندج در زمان انقلاب در گروهی از پارتیزانهای کرد میجنگید، تعریف میکرد: اولین فراگیری ها کار در گروه که از همه مهمتر بود، مناسبات با بچه ها و نوسالان و سپس زنان که در جامعه کردی آنزمان آنقدر بیمقدار بودند که در خود دهات و شهر های کردستان، حتی میبایستی از باقیمانده غذای مردها خودرا سیر کنند، بود. زیرا هستی این پارتیزانها از آن بیشتر در خطر میافتاد تا فرا نگرفتن کارِ درست با ژِ۳ و یا کلاشنیکف! و یا دانستن خطرات بسته نبودن بند پوطین…(یکبار هم در راه زایمانی را پشت سرگذاشته بودند صدای یک نوزاد تا ۳ کیلومتر در جهت باد روشن قابل تشخیص است!)
    تمام کارکنان مهد کودک و مدارس، بایستی حد اقل در آلمان یکسال دوره آموزش ببینند، که همانی است که والدین در سه سال اول انجام میدهند. در غیر اینصورت از دادن چنین مسولیتی بدانان خود داری مینمایند.
    من از نزدیک شخصی را میشناسم که دو بچه داشت و ۵ بچه هم در جنگ عراق به فرزند خوانی پذیرفت و چقدر از طرف اداره جوانان مورد دقت قرار گرفت.
    این باید جزو بدیهیات یک جامعه باشد که شما، اینچنین صورت مساله را در همان اول رد میکنید و دنبال مردودیت من میگردید. در ثانی خانم هایی که عمدا بچه دار نمیشوند، منهم چند تایی میشناسم که اکثرا(تا آنجا که من در میان طبقات بالا دیده ام که مربوط بکارم میشده است) از فمینست های مسمومی هستند که کودکان خارجی را با قیمتی ارزان میخرند، ویا تخمشان را در شکم زنان فقیر این کشورها کاشت میکنند. در غیر اینصورت چنین فمینیست هایی (باز دومرتبه چماق مردسالاری و زن ستیزی را برایم بلند نکنید)، در همان اوان دادن تقاضا برای قبول فرزند، مردود میشوند، زیرا اولین دلیل ذکر شده آنها «زیرا، پستانم میافتد» میباشد.

    اتفاقا برگردیم برسر همان ترقه در کردن که بازهم طبق اخبار روز؟ از سر گرفته شده است.
    جواد و آیکوری های عزیز، صورت مساله بسیار ساده است:
    در سال ۱۹۰۳ جوانی را(کیش نیف) میکشند و پوگروم اول را راه میاندازند، و «یوبونسکی» فتوا میدهد يهوديان باید کشتن را فرا گیرند و گروهی جوانان يهودي با وی در سال ۱۹۰۵ به فلسطین میروند و حزب لیکود(حزب نتانیاهو که حزب حاکم اسراییل میباشد) را با هدف مشخصی برنامه میریزند و سپس- پس از هر حادثه ای که در روند تکامل سرمایه داری بخصوص ازدیاد چراغ نفتی و سپس عطش نفت و وجود امپریالیسم و جنگهایش،- فرمی که از اول قصد شده شکل میگیرد و به هدف نهایی نزدیک میشود بخصوص جنگ جهانی اول و سپس جنگ جهانی دوم. که من اگر همه اینها را بخواهم برایتان شرح دهم با فاکتها و نام ها و تاریخ ها کتاب حجیمی میشود، منهم مثل شما یقین دارم که بعد از جنگ جهانی ( بعد از هولوکاس*)) تا کنون کشور اسراییل که، چند کیلومترمربع بود، اکنون بیش از هزار برابر در اثر تجاوز و کشتار ساکنین بومی(عربها) بزرگتر شده است و دهان همه را تا کنون با مهر آنتی سیمیت دوخته بوده اند! که خوشبختانه دیکر مردم دنیا بدان پی برده اند و همه جا نفرت بر علیه صهیونیسم برخاسته است. در انگلستان فقط چند صد هزار نفر یکجا تظاهرات کرده اند. بلند مقام ترین عضو وزارت امور خارجه بدین خاطر استعقا داده است…
    من این اصرار شما را همچنین (آیکور**)) در فاشیست بودن مردم فلسطین که حماس را برای خود انتخاب کرده است(البته طبق ادعای شما، زیرا فقط فاشیست ها، آگاهانه حکومتی فاشیستی را برای خود انتخاب میکنند)، همانطوریکه آقای محسن مسرت هم سعی کرده است که نشان دهد منتهی ملاحظه خیلی ها را کرده و به در زده که دیوار بشنود را نمی فهمم.
    تقصیر مردم فلسطین در بی عرضه گی ما کمونیست ها و آیکور و دیگر احزاب و نیروهای کشورهای عرب(بعلت بروز رویزیونیسم) میباشد. زیرا تمام نمایندگان مردم عربی که در احزاب مختلف و کشورهای مختلف سازمان داشتند، از عهده این نمایندگی بر نیامدند و هر کدام بنوعی تا کنون سازشکار از آب در آمدند، تا مردم فلسطین حماس را ابتدا انتخاب کردند.
    این انتخاب و این پشتیبانی چنین مستحکمی پس از شصت سال سازش با اسراییل و موساد از طرف خیلی از اعراب و احزاب بوجود آمده است که شما تقصیر را بگردن این خلق قهرمان میاندازید. در ثانی راه شما و آیکور، راهی جز سازش و اجرای سرزمین «اسراییل بزرگ» و سپس«خاور میانه بزرگ» که مدت زیادی است طرحش را ریخته بوده اند، به آنان پیشنهاد نمیکنید. که فقط با اجرای آن نظام سرمایه داری در غرب و سرتاسرجهان قادرخواهد شد با تسخیر روسیه و چین، مدتی خیلی کوتاه بر عمرش بیافزاید و تازه بعداز چند سال زود گذر، روز نو روزی از نو و باید از شر این مرض مهلک مادرزادی سرمایه داری یعنی سر ریز تولید و نابودی آن از نو، یعنی جنگ و نسل کشی مجدد، آنرا برای مدت کوتاهی تسکین دهد!
    آری کتاب امپریالیسم آخرین مرحله سرمایه داری را مطالعه فرمایید، برایتان روشن میشود که با وجود مد شدن ایسم هایی مانند کانزی-ایسم و گلوبالیزاتیسون و نئولیرالیسم، هنوز که هنوز است بروز ترین کتابی است که امپریالیسم را به بهترین وجهی حتی امروزه بیان میدارد.
    آرزو دارم که روزی کدو را ببینید و از دام صهیونیسم و امپریالیسم بیرون آیید و تیشه به ریشه خود نزنید. زیرا جوینده یابنده بود.

    *)(هولوکاس مربوط فقط به يهودي ها نمیشود، فاشیست ها ۷۲ میلیون انسان را نابود کردند و از آنان ۲۷ میلیون نفر از ساکنین کشور شوراها بودند بخصوص کمونیستها، که مدیا ها و رسانه ها عمدا فقط از يهودي ها صحبت میکنند)
    **) برای رزولوتسیون تظاهرات ۱۰۰ سالگی جنگ اول جهانی، حاضر به اشاره به جنگ کنونی اسراییل در نوار غزه نبودند و حاضر نشدند از آن نامی ببرند.

    دوست داشتن

  2. جواد says

    در مورد حماس و اسرائیل به اندازه کافی بحث کردم. خواننده خودش قضاوت خواهد کرد که آیا حماس با آن اهداف ارتجاعی، تاکتیکهای ناکارآمد، ایدئولوژی عقب مانده، حامیان مرتجع و ضد مردمی اش می تواند مبارزه مردم فلسطین را به پیروزی رهنمون شود یا خیر. اگر به تجربه همین سالهای اخیر نگاه کنیم می بینیم که مبارزه مردم فلسطین را به قهقرا برده است و هیچ دستاوردی نداشته. آن 10 شرطی که ذکر شده شرایط آتش بس موقت هستند نه راه حل نهایی. مسلما این آتش بس نیز مانند موارد قبلی دوام زیادی نخواهد داشت و درگیریها دوباره از سر گرفته خواهند شد. آن وقت هر طرف برای دستیابی به کدام هدف مبارزه می کند؟ حماس همانند فاشیستهای صهیونیست هیچ راه حل مترقی ندارد. در زمینه تاکتیکها نیز گام به گام عقب رفته. تا چند سال پیش عملیات انتحاری را در دستور کار داشت که هدف عمده اش غیرنظامیان بودند. حالا که دیگر با وعده بهشت نمی تواند طرفدارانش را که طعم پولهای اهدایی خامنه ای و امیر قطر را مزه کرده اند راضی به آن کار کند، بجز ترقه پراکنی که خسارت بسیار ناچیزی به اسرائیل وارد می کند و در مقابل بهانه برای تجاوز به غزه را به صهیونیستها می دهد کاری نمی کند. حمایت از حماس، مبارزه مردم فلسطین را به قهقرا می برد و به نفع صهیونیسم تمام می شود.
    فقط این اظهارنظر داهیانه را بخوانید:
    «… منهم معتقدم کسانیکه چه در خوانواده و چه در گروه ها مسولیت بچه داری را تعهد نکرده و کهنه گهی عوض نکرده اند، صبر و حوصله تحمل دندان درد ها و شب بیداریهای کودکان را تجربه نکرده اند و فقط برای کیف و فرار از وظایف اجتماعی دست به همجنس بازی میزنند، باید از شغل های رهبری جامعه کنار بمانند.»
    وقتی هدف شخص نه رسیدن به حقیقت بلکه جعل و تحمیق است، نتیجه اش بهتر از این نمی شود. کسی که اندکی مطالعه و تحقیق کرده می داند که علم روانشناسی ثابت نموده همجنس گرایی اصلا یک انتخاب نیست. به علاوه همجنس گرایی به هیچ وجه باعث طفره رفتن از «وظایف اجتماعی» نمی شود، هر چند بچه داری یک «وظیفه اجتماعی» نیست و کسی که علیرغم میل به داشتن بچه، بدین دلیل بچه دار نمی شود که می داند نمی تواند پدر یا مادر خوبی باشد و نیازهای بچه را آنطور که باید برآورده کند، خیلی بهتر از کسی که بدون در نظر گرفتن آینده بچه تولید مثل می کند «وظیفه اجتماعی» خود را انجام می دهد. خیلی از مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم نیز بدین دلیل که باید مبارزه را در اولویت زندگی خود قرار می دادند از ازدواج یا بچه دار شدن صرف نظر کردند. طبق «منطق» جناب آهنکار، لابد لنین هم باید از «شغل های رهبری جامعه» کنار می ماند! به علاوه، چطور ممکن است کسی که در اروپا زندگی کرده نداند که خیلی از زوجهای همجنس گرا بچه دار می شوند یا بچه ای را به فرزندی قبول می کنند؟
    اگر یک فرد کم سواد از منطقه ای دور افتاده چنین اظهاراتی می کرد می شد آن را نتیجه اطلاعات کم و تبلیغات مذهبی حاکمیت که خاک به چشمانش پاشیده اند دانست. ولی نمی توان کسی که در اروپا زندگی کرده و باز هم چنین ادعاهایی می کند را ناآگاه دانست. چنین فردی آگاهانه طرف ارتجاع را گرفته. دیدگاههای چنین فردی یک مجموعه به هم پیوسته هستند. کسی که در مورد همجنس گرایی همان نظرات نازیها و مذهبیون را دارد، جای تعجب ندارد که در فلسطین نیز از حماس حمایت می کند.

    دوست داشتن

  3. آهنکار says

    آیکوری های عزیز، این قطعنامه واعتراف نامه صهیونیست های اسراییلی و امپریالیسم آمریکا میباشد.
    آمریکا و انگلیس و فرانسه همیشه چنین قطع نامه هایی را حتی آنانی که کوچکترین نظر انتقادی به اسراییل داشت، در شورای سازمان ملل، با حق وتو آری تاکید میکنم حق وتو رد میکردند. کور و کر شود، هر کس که نخواند و اکنون نشنود و نخواهد بداند.

    شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در اجلاس ژنو تصمیم گرفت یک کمیسیون بین المللی تحقیق در مورد نقض قوانین بین المللی بشردوستانه در نوار غزه در جریان حمله ای که از ۱۳ ژوئیه سال ۲۰۱۴ آغاز شده، تشکیل دهد. در قطعنامه صادره تأکید شده است، که «شورای حقوق بشر نقض گسترده، نظام مند و در مقیاس بسیار بزرگ حقوق بشر و آزادیهای پایه ای در روند حمله نظامی اسرائیل از ۱۳ ژوئیه سال ۲۰۱۴ به سرزمینهای اشغالی فلسطین را بشدت تقبیح می کند». در این سند، قطع فوری عملیات جنگی در نوار غزه و گشایش همه گذرگاههای مرزی آن از اسرائیل خواسته شده است.»
    آری بدرستی میخوانید:
    سر زمین های اشغالی آری من باز هم تایید میکنم سرزمین های اشغالی، باز هم مشکل است که فهمیده شود؟ این سرزمین ها اشغالی میباشند(گلدا مایر نخست وزیر صهیونیستی اسراییل).
    دست مترجم خوب و پر کار ما آقای ابراهیم شیری درد نکند که ترجمه آنرا برایم فرستاده اند. البته تمام این اعترافات در صدای رادیو آمریکا و مصاحبه مشترک با اَشتر گنجی(ضد کمونیست) و نماینده صهیونیست ها که به جنایات خود اعتراف میکند هم یکبار دیگر موجودند.

    در ثانی همجنس بازی در تمام ادیان نفی میگردد و اگر وچود نداشت معلوم نبود که سرنوشت نسلها و وجودیت شاید من وشما چگونه بود؟
    دراثر نادانی و عدم شناخت انسانها از قوانین طبیعی همیشه اولین شناخت را که تجربه میکردند، مثلا مانند ازدواج در هم خونی های نزدیک در خیلی از فرهنگها نفی کرده اند و آنرا بصورت قانون دینی در آورده بودند که اجرای آن برای همگان اجباری بود که بچه های معیوب نگردند و گروه و یا قبیله بتواند در مقابل حوادث ایستادگی کند.
    بدین خاطر در دینی که مرا کور نگه می دارد، ازدواج با خواهر و مادر ممنوع است ولی همین حقیقت با کشف اتم ها و چگونگی آرایش آنان در سلولهای خط دهنده یعنی کروموزوم (دی ان آ) که میتواند در آینده هر نوع معلولیت را در جنین از بین ببرد به عکس خود تبدیل خواهد گردید و حقیقت کاملا به عکس آن تبدیل می گردد.
    و روزی در آینده خمینی زمان ویا پاپ زمان، فتوا میدهند «ازدواج مادر ها و خواهر ها» با پسران و برادران خود آزاد گردید.

    اگر منظورتان در مورد کونی گری(لواط) است،‌ آنهم در ادیان فقط بخاطر ادامه بقا این چنین از نظر فرهنگی مردود گردید و چون در جامعه مرد سالاری که مردان بر راس قدرت قرار داشتند، این چنین مجازاتی بر آن نبستند و آنان را سنگسار نکردند!
    باز هم سپاس همه جانبه من از آقای شیری که چنین کارهای بروزی که نیازی مبرم بر آن موجود بود، مانند این قطع نامه شورای سازمان ملل، تا چشم و گوش اشخاص متشکل در آیکور هم بازشود را در اختیارم قرار داده ا ند و شما ترجمه ایشان را درباره لواط گرایی فاشیست های رهبری اوکرایینی، و علت ترجمه آنرا از خود ایشان پرسش نمایید که با فراخوان اقای محسن مسرت برای تایید مبارزه خلق فلسطین و محکومیت صهیونیست هیچگونه رابطه ای ندارد و خلط مطلب بو ده است و من در بالا هم از جواب به آن طفره رفته ام.
    امیدوارم که شما خود مقاله ای در این باره بنویسید تا باشد که از شماهم چیزی نوین فرا گیریم، و حدسیات مرا در مورد هم جنس گرایی مردان و زنان که بعقیده من دارای علل اجتماعی بسیار روشنی میباشند، تصحیح و یا تدقیق نمایید.

    در ضمن منهم معتقدم کسانیکه چه در خوانواده و چه در گروه ها مسولیت بچه داری را تعهد نکرده و کهنه گهی عوض نکرده اند، صبر و حوصله تحمل دندان درد ها و شب بیداریهای کودکان را تجربه نکرده اند و فقط برای کیف و فرار از وظایف اجتماعی دست به همجنس بازی میزنند، باید از شغل های رهبری جامعه کنار بمانند.
    زیرا از نظر طبیعی و روانی از قدرت فهم مسولیت برای آینده کودکان و نو جوانان بی بهره اند. و مانند فاشیست های اوکرایینی، میتوانند زنی آبستن را گلویش راسرتاسر بریده و روی میز تحریر، بایستانند، کاری که خرخالی در کردستان با زنان کُرد حامله طبق دستور خمینی در استان کردستان نمود و
    عکس های آن در روزنامه های روز ایران در دسترس همهگان قرار گرفت.
    تصحیح
    در ضمن من از بکارگیری لغت هم جنس بازی همیشه خود داری کرده ام جز در محافل غریبه که از بردن نام آن(کونی گرایی) وحشت داشته اند، که در بالا از دستم پریده است و بدین وسیله تصحیح میگردد و از خوانندگان محترم طلب پوزش مینمایم. در عین حال در آلمان که دو مرد و یا زن در یک آپارتمان بایکدیکر زندگی میکنند، در فرهنگ خیابانی شوول و لزبن lesben schwul خوانده میشوند، بدون اینکه اصولا روابط جنسی داشته باشند.

    این لغت Hemosexualität توسط هیتلری ها که آنانرا، مانند خالکوبی شده هاپوستشان را میکندند و سپس میسوزاندند، مد گردید.(گوبلز حباب لامپ«آباژور» خانه هایش از پوست انسانهای خالکوبی شده بوده است.
    و تکمیل نمایم. این نفرت ایرانیان از کونی گرایان میتواند یکی از ریشه هایش،(بغیر از مذاهب که خود از فرهنگ فيودالی میباشد) از لردهای مجلس اعیان انگلستان، این لردهای پیر و خارج از رده که بصورت نعش آنان را اینطرف و آنطرف میکنند و سیاست انگلستان را در دست دارند یعنی امپریالیسم فرطوط، میباشد.(انگلیسی ها بخدا لرد هم میگویند).
    در غیر این صورت پادشاهان که مورد احترام همه بوده اند(در قدیمها) و همگی بدانان تعظیم میکردند اکثرا این کاره بوده اند.
    بفیلم های سرگی آیزن اشتاین، پدر سینما رجوع نمایید

    دوست داشتن

  4. آهنکار says

    در مورد بند اولا در نوشته شما:
    ۱- مساله ویت کنگ را من درمورد رویارویی مستقیم با دشمن که صهیونیستها از رزمندگان فلسطینی که فقط مربوط به حماس تنها نمیشود و جدا کردن آنان از مردم کوچه و بازار بود که آیکور وشما طلب کرده بودید که ارتش حماس خود را درمیان مردم مخفی ننماید، بود. و نه بافت دو اجتماع و ایده ئولوژی آندو! این همان ادعا و آرزویی است که اسراییل دارد.
    ۲- طبق کنونسیون بین المللی ژنو افراد کشور اشغال شده حق دفاع از خود بهر طریقی و بهر وسیله ایرا دارند و همه آن را برسمیت میشناسند، حتی نماینده اسراییل در صدای آمریکا آنرا تایید کرد.
    ۳- آیا اسراییل سرزمین فلسطین را اشغال کرده است و یا فلسطین سرزمین صهیونیست هارا؟ شما با هنری بس عجیب که خیلی هم چپ نما نمایش میدهید جای قاتل و مقتول را عوض میکنید و از بالای منبر ندا میدهید که هر دو اجازه ندارند دست به کاری خطا زنند.(اوبا ما هم همین را میگوید، با اینکه سه روز آخر هم وارد جنگ برعلیه فلسطین شد)
    ۴- رهبران و روسای کشور فلسطین هستند که شما و مرا و بقیه مردم غیر جهود را، از تفاله های نسل جهود میدانند و یا روسای کشور صهیونیست ها
    ۵- در این ویدیو ۱۵ دییقه بیانات روسای حکومتی اسراییل را مستند باتاریخ آن می آورد که از ۱۹۴۸ چگونه و با چه برنامه ای، یک اسراییل بزرگ و نابودی اعراب ساکن این سرزمین هارا مقدمه سازی کرده بوده اند. آدرس:
    Wie (zionistische) Juden über die restliche
    Menschheit denken

    به سخنان گلدامایر، اسحاق شمیر، موشه دایان، بخصوص میناخیم بگین … گوش دهید که چگونه مساله از قبل مهیا شده را گام بگام جلو میبرند و اکنون اشخاص کوری پیداشده اند بعنوان دفاع از طبقه کارگر بشکلی تمام عیار بیاری اسراییل و آمریکای رسوا شده در مقابل اعتراض همه جانبه خلقهای جهان، شتافته اند تا شاید اگر ورق برگشت به آب و نانی برسند. در همین مجله هفته، به نامه مخلوق العجوبه های طرفدار حقوق کارگر رجوع نمایید که خیلی دلایل آنان از شما پخته تر و در زراد خانه سیا و موساد پخته شده است و خود را« فعالین جنبش لغو کار مزدی طبقه کارگر» مینامند. بهرصورت شیمون پرس هم نظری جالب همدردانه ای با آنها ابراز داشته است.
    ۶- آیا حماس است که کنگره آمریکا حمایت ازوی را و مسولیت برتری نظامی وی را در منطقه تضمین کرده است و یا اسراییل؟؟
    .
    .
    .
    شما مینگارید: « تنها نتیجه ترقه پراکنی آن، فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای فاشیستهای صهیونیست است. تنها راه حل و هدف مترقی از مبارزه، ایجاد دو دولت مستقل و دمکراتیک است که فاشیستهای صهیونیست و برادران مسلمان آنها در برابر چنین راه حلی می ایستند.»
    زهی بی شرمی، زهی دروغ، زهی خاک بچشم مردم پاشیدن و عوام فریبی است که افرادی نامعلوم الحال به مردم فلسطین که حماس را خود، به نمایندگی خود، انتخاب کرده است میپاشند. من خواستهای حماس را که دولت اسراییل خود آنها را چاپ کرده است را در زیر می آورم تا خواننده بداند که کیست که مردم فریب است، آیا این آیکور است که چنین مردم فریبی میکند با بیست سازمان در آن و یا حماس:

    خواستهای سازمانهای مقاومت فلسطین

    گیدون لوی روزنامه نگار اسرائیلی نشریه «هاآرتس» در مورد خواستهای حماس چنین نوشته است:
    «1- آزادی برای غزه، پایان دادن به هرگونه عملیات نظامی زمینی، هوایی و دریایی،
    2- خروج نیروهای نظامی اسرائیلی از غزه تا کشاورزان فلسطینی بتوانند از زمین های خود تا دیوارهای اسرائیل بهره برداری کنند،
    3- آزادی فلسطینی هایی که ابتداء به عنوان مبادله ی زندانیان در برابر سرباز اسرائیلی گیلات شالید آزاد شده، اما دوباره در آغاز جنگ غزه دستگیر شدند،
    4-پایان دادن به محاصره ی اقتصادی و باز کردن مرزهای غزه،
    5- قرار گرفتن بندر و فرودگاه بین المللی غزه زیر نظارت سازمان ملل متحد،
    6- گسترش محدوده ی ماهی گیری ساحل غزه و نظارت سازمان های بین المللی بر مرز رفح،
    7-پذیرش آتش بس ده ساله و بسته شدن آسمان غزه به روی هواپیماهای اسرائیلی،
    8- اجازه ی سفر مردم غزه به اورشلیم برای زیارت مسجد الاقصی،
    9-خاتمه به مداخله در سیاست داخلی فلسطین و تشکیل دولت واحد،
    10-گشودن منطقه صنعتی غزه.»
    این خواستهای حماس(جنبش مقاومت اسلامی فلسطین) توسط سازمان آزادی بخش فلسطین(ساف) نیز مورد حمایت قرار گرفت و به این ترتیب دست صهیونیستهای اسرائیل که هدفش نابودی ملت فلسطین، نسل کشی و ادامه اشغال سرزمینهای فلسطینی است رو شده است. …»نقل از اعلامیه حزب کار ایران توفان و خبرنگارایرانی اشتر گنجی در برنامه افق «صدای امپریالیستی آمریکا» بزبان پارسی. اینها اعترافات کسانی هستند که از خشم مردم دنیا بهراس افتاده اند.

    گاهی واقعا مشکل است که تشخیص داد که با طرفداران امپریالیسم بحث میشود و یا مخالفان آن!
    ویت کنگ حتی در ابتدا، همین ترقه بازی را هم بلد نبود و چنین چیزی در دست نداشت و با چوب وچماق و بمب های گلی آری بمب از گِل، و با تیرکمان که در بچگی بازی میکردید میجنگیدند(البته چون مردمی بود بسیار موثر عمل مینمود و هنگ های زیادی از اشغالگران تادندان مسلح رانابود کرد تا آهسته آهسته به اسلحه های گرم دست پیدانمود)، اگر شما نمیدانید از این کا آ ب د ایهای های دیروزی بپرسید شاید یادشان بیاید، که ویت کنگ از کجا شروع کرد.
    لطفا خلط مطلب ننمایید و بیهوده ننویسید.
    درمورد خطابه شما در باره بند «تازگی ها مد شده است…» مربوط به این بحث نیست و جواب آن فقط روده درازی بیهوده ای بیش نمیباشد.
    شما پند میدهید که «یک کمونیست باید پشت شعار…»،
    چرا شما خودتان آقای مارکسیست لنینیست دست بچنین کاری نمیزنید و گول شعارهای عوامفریب امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم را که قریب ۶۰ سال است که در سرزمین اعراب خون میریزد و جنایت میکند که در دیدگاه های بالا از جنگ ۶ روزه ۱۹۶۷ تا گفته های گلدن مایر و سپس تجاوزگری های فاشیستی صهیونیستها یعنی دولت اسراییل در سه نوبت… که نام برده شده است، را میخورید و پا در یک کفش کرده اید که باید حماس قاتل ترقه باز، مجازات گردد تا راه برای صهیونیست هابرای رسیدن به ابتدا اسراییل بزرگ و سپس به خاور میانه بزرگ… راحت تر همراه گردد. چرا یکبار به مددیاری خود به صهیونیستها فکر نمیکنید، فقط خلط مطلب کرده و بیهوده نویسی میکنید.
    سخن کوتاه:
    هرکس که از منافع طبقه کارگر فلسطین و از آن هم بدتر طبقه کارگر نامفهوم جهانی(طبقه کارگر مشخص است و در هر کشوری زبان و آداب و رسوم خود را داشته و سنت مبارزاتی خود رادارد) دم زده و مبارزات و خواست خلق فلسطین را با انتخاب خود یعنی حماس و دیگر سازمانهای همراه وی، که طبق نیروهایشان متحد گردیده اند را نادیده میگیرد و فقط بدنبال استحصال رضایت خاطر اسراییل در زیر لوای عقب ماندگی ایده ئولوژی حماس و مسلمانان است سخت راه خطامیرود و به کلابولاتوری (هم کاری و همدمی) امپریالیسم مشغول است. لنین حتی از مبارزات امیر افغان که عقب مانده ترین نیرویی بود که علیه امپریالیسم انگلستان مبارزه میکرد، نتنها مبارزاتش را برسمیت میشمرد، بلکه آنان را دعوت و دست همکاری با آنان داد! که تازه طالبان در مقابلش مترقی میباشد.
    هرکس که حماس و صهیونیست را در یک کفه ترازو قرار می دهد،‌ از مبارزه رهایی بخش هیچ نفهمیده است.
    هرکس که از مبارزان فلسطینی بخواهد که اسم و آدرس و سِمَت خود را در حنبش مبارزه و مقاومت بر سر در خانه اش چه در نوار غزه و چه در تل آویو و چه در تهران بنویسد، مامور مخفی موساد و ساواما میباشد.
    هرکس که مبارزات سیاسی ضد امپریالیستی رژیم خونخوار ضد مردمی کشور ایران را که تا کنون در اثر مبارزات و بیداری خلقهای ایران پیش برده شده است نبیند، همره امپریالیسم و صهیونیسم است.
    هرکس که از رژیم سرمایه داری ایران چه عمامه ای و چه فکل کراواتی آن، خواص سوسیالیستی طلب نماید از نظام سرمایه داری و بحق از سوسیالیسم چیزی نفهمیده و در این راه از هر دو چشم کوراست.
    هرکسی که قدرت فاشیست ها را در تل آویو انکار کند، و از دموکراسی اسراییلی سخن گوید یا بی اطلاع است و یا جیره خوار صهیونیست هاست.
    هر فرد آزاده ای که اعتراضات مردم یهودی را دراسراییل که با باند غمه بدستان فاشیست های صهیونیست و لکود(تو بخوان لباس شخصی های سال ۸۸ که اکنون خیلی وحشی تر عمل میکنند) تحدید و اذیت و آزار و حتی بقتل میرسند، نادیده بگیرد، همدست صهیونیستها است.
    این لیست سر درازی دارد…
    آهنکار

    دوست داشتن

  5. جواد says

    اولا، تاکتیکهای حماس هیچ شباهتی به ویت کنگ ندارد. روش مبارزه ویت کنگ اینطور نبود که از حکومتهای عقب مانده و دیکتاتوری موشکهایی که بیشتر شبیه ترقه هستند بگیرد و به شهرهای ویتنام جنوبی پرتاب کند، یا در زمینه اقتصاد روشش این نبود که دست گدایی جلوی خامنه ای یا امیر قطر دراز کند.
    دوما، حتی اگر سازمانی پیدا شود که صادقانه بخواهد از تاکتیکهای ویت کنگ در فلسطین استفاده کند، تنها چیزی که می توان درباره آن گفت اینست که دچار پریشان فکری عمیق است. تنها یک جزم اندیش دور افتاده از واقعیت می تواند تاکتیکهای ویت کنگ را برای کاربرد در فلسطین توصیه کند. مگر شرایط و هدف مبارزه در فلسطین امروزی همان است که در ویتنام دهها سال پیش بود؟ در مورد شرایط فکر می کنم واضح باشد که چقدر با هم متفاوتند، اما در مورد هدف: ویت کنگ خواهان نابودی حکومت پوشالی دست نشانده امپریالیستها و وحدت ویتنام در کشوری واحد بود. این هدفی دست یافتنی، مترقی و مورد پشتیبانی مردم شمال و جنوب ویتنام بود. اما حماس خواهان نابودی اسرائیل و برقراری حکومتی اسلامی است. این هدفی غیرقابل تحقق و ارتجاعی است که فقط حمایت بخشی از مذهبیون افراطی را دارد و مستلزم بیرون ریختن کل جمعیت اسرائیل است. چگونه می توان اسرائیل را نابود کرد؟ با قتل عام مردم اسرائیل و مجبور کردن آنها به مهاجرت. مسلما حماس توانایی انجام چنین جنایاتی را ندارد و تنها نتیجه ترقه پراکنی آن، فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای فاشیستهای صهیونیست است. تنها راه حل و هدف مترقی از مبارزه، ایجاد دو دولت مستقل و دمکراتیک است که فاشیستهای صهیونیست و برادران مسلمان آنها در برابر چنین راه حلی می ایستند.
    متأسفانه مدتی است که رسم شده عده ای که به خیال خودشان ضد امپریالیست هستند می نشینند چند صفحه نوشته خارجی را می خوانند یا ترجمه می کنند و سپس پیش خود خیال می کنند علامه و متخصص در امور سیاسی شده اند در حالی که ناخواسته فقط شعارهای حکومتهای سرمایه داری عقب مانده یا امپریالیستهای شرقی را تکرار می کنند. البته این قبیل افراد لازم نیست به خود زحمت مطالعه بدهند زیرا کسانی که سواد درست و حسابی هم ندارند به مناسبتهای خاصی گردهم می آیند و پس از صرف کیک و ساندیس همین شعارها را می دهند! مثلا چندی پیش یک نفر از همین «ضد امپریالیست»ها به نام ا.م.شیری برداشته بود به مناسبت رویدادهای اوکراین مطلبی ترجمه کرده بود در مخالفت با همجنس گرایی. هر کس با نام نویسنده آشنا نبود فکر می کرد یک نئونازی یا مذهبی افراطی آن مطلب را نوشته. نویسنده مورد بحث فقط ناآگاهانه دیدگاه مذهب شبه رسمی روسیه (مسیحیت ارتدکس) را درباره همجنس گرایی تکرار کرده بود و فکر می کرد با این کار پوزه بوش، بلر، اوباما، اولاند و غیره را به خاک مالیده! متن مورد بحث، نامه های من در اعتراض به سایتی که آن را منتشر کرده بود و پاسخ ا.م.شیری از طریق این پیوندها قابل دریافت هستند:
    http://www.k-en.com/safhe%20azad/i.m.shizli/Ukrain%203.pdf
    http://www.k-en.com/ken200/ken112/ukr.pdf
    http://www.k-en.com/ken200/ken112/u-p.pdf
    http://www.k-en.com/ken200/ken112/ukr2.pdf
    یک کمونیست باید پشت پرده شعارها و برنامه ها را ببینید و از دیدگاه پرولتری راه حل ارائه دهد. کاری که این «ضد امپریالیست»ها انجام می دهند (تکرار اینکه این فلان گفته و آن چنین نوشته) را یک مترجم یا ژورنالیست ساده هم می تواند انجام دهد، تازه همین کارشان را هم بد و یکجانبه انجام می دهند. مگر سیاستمداران جنگ طلب و توسعه طلب «خودی» ما بارها استقلال برخی کشورها نظیر بحرین یا آذربایجان را زیر سوال نبرده اند، خواستار برقراری حکومتهای مذهبی نزدیک به خود نشده اند یا خواستار نابودی اسرائیل نبوده اند یا رهبرشان به صراحت نژادهای اروپایی را وحشی نخوانده است؟ یک ژورنالیست عادی بورژوا حداقل گفتار و رفتار هر دو طرف را ثبت می کند و یک کمونیست منافعی را که پشت شعارهای مذهبی، نژادی و سیاسی پوشانده شده اند را آشکار می سازد و پرولتاریا و توده های زحمتکش را آگاه و متشکل می سازد تا در جهت منافع خویش مبارزه کنند.

    دوست داشتن

  6. آهنکار says


    در این ویدیو که رفیقی که اکثر کارهایش را من تضمین میکنم و بخاطر ازدیاد حجم کارکردش بخاطر نیاز زمان حاضر، میتواند چیزی هم از دستش پریده باشد که هرگونه گوشزد مورد سپاس است، برایم (در اینفوی ۹۱ که خیلی حقایق را برملا میکند) از خانم گلدا مایر تا آريل شارون و موشه دایان و راسیست های صهيونيست آمریکایی در باره فلسطین ۱۵ دقیقه تمام شاهد هایی جمع آوری کرده است که مثل مال«بگین» میتوان آدرس سایت های آنانرا نامید و بسیار روشن کننده است!
    چیزی که بسیار آموزنده است آنستکه این سیاست در مورد فلسطین حتی ریشه در سالهای قبل از ۱۹۴۸ دارد.

    «نژاد ما نژادی است برتر، ما مانند خدا روی این کره هستیم. ما همانطور از نژاد های دیگرتفاوت داریم که آنها با حشرات متفاوتند. نژاد های دیگر در مقایسه(با خودش مترجم) مانند حیوان بوده، تفاله های انسانیت هستند. تصمیم گرفته شده ی ما این است – بر نژاد های کم ارزش حکومت کنیم. آنان پای مارا خواهند بوسید و مارا همچون بردگان خدمت خواهند کرد.» (“Begin and the Beasts”, New Statesman, 25. Juni 1982.)
    مناخن بگین نخست وزیر اسراییل از ۱۹۷۷- ۱۸۸۳، در باره «برتری نژادی جهودان در مقام مقایسه با غیرجهودان»
    Alexander E. Schröpfer
    16. Oktober 2013 ·
    „Unsere Rasse ist die Herrenrasse. Wir sind heilige Götter auf diesem Planeten. Wir sind so weit entfernt von den minderwertigen Rassen, wie sie von Insekten sind. (…) Andere Rassen werden als menschliche Exkremente betrachtet. Unser Schicksal ist es, die Herrschaft über die minderwertigen Rassen zu übernehmen. Unser irdisches Reich wird von unseren Führern mit einem Stab aus Eisen regiert werden. Die Massen werden unsere Füße lecken und uns als Sklaven dienen!” (Israels Ministerpräsident Menachem Begin in einer Rede vor der Knesset. Amnon Kapeliouk, “Begin and the Beasts”, New Statesman, 25. Juni 1982.)
    ————-
    سرِ فلسطینی ها مانند ملخ ها در میان سنگ ها و دیوار ها، متلاشی خواهد شد. (آنهم سری که روی بدن است، آنهم نه گروه سیاسی خاصی بلکه تمام فلسطینی ها -مترجم)
    ایشاق شامیر نخست وزیر اسراییل «نیویورک تایمز اول آپریل ۱۹۸۸)
    Die Palestinenser wurden verdruckt wie Heuschrecken,… euren Köpfe an Felsenbrocken und mauern zerschlagen.
    Yitzhak shamir, isra.ministerprsi. Newyork Times 1-Ap. 1988
    ———-

    هر بار میگویند، اگر ما کاری بنماییم، آمریکا اینکار و آنکار را خواهد کرد. من باید یک چیز را کاملا واضح بشما بگویم: ما خلق جهود آمریکا را کنترل مینماییم و آمریکاییها اینرا میدانند.
    آریل شارون سوم اکتبر سال ۲۰۰۱ طبق گفته رادیو کل یسراییل به شیمون پرس.
    ———–
    ما باید خود را آماده کنیم به تعرض دست یازیم. هدف ما آنستکه لبنان و عمان و سوریه را با خاک یکسان نماییم. ما در آنجا یک دولت مسیحی محکمی خواهیم ساخت، و لژیون عرب , سپس عمان وسوریه بدست ما میافتد.
    آنقدر بمباران میکنیم و نابود میکنیم تا به پرت سعید برسیم وآلکساندریا و سینایی را مال خود نماییم.
    دیوید گوریون مای ۱۹۴۸ از بن گوریون بیوگرافی از میشایل بن زهرا. نیویورک ۱۹۷۸
    ———————-
    مجموعه های جهودی در مکان دهکده های عربی ساخته خواهد شد. کسی دیگر نام این دهکده های عربی را حتی نخواهد دانست. ومن اینرا سرزنش نمیکنم، زیرا آنان از نظر جغرافیایی اصولا وجود ندارند. نتنها این کتابها دیگر وجود نخواهد داشت، بلکه دهکده های عربی هم وجود نخواهند داشت. «نحلال» بجای«محلول» بوجود آمد. گوات بجای جیبتا؛ کوبیتوس سرید بجای هونیفس و کفاریاشووا بجای تال ال شومان. هیچ نقطه ای در این سرزمین یافت نمیشود، حتی سرزمینهایی که قبلا عربها در آن زندگی نمیکرده اند.
    موشه دایان تشنیون، هایفا، در هارتس. چهارم آپریل ۱۹۶۹

    دوست گرامی،
    اینها را من نگفته ام تا بیهودگی و دشمنی نا آگاهانه شما و ام ال پ د و آیکور را انتقاد کنم. اینها همگی وزیرانی هستند که درزمان خود هر روزه، روزنامه ها در موردشان سخن میگفتند.
    مساله همین یک جمله نیست. مساله اصلی:
    آیا باید اکنون از خلقی ۲ میلیونی که گناهش طبق نظر خیلی ها من جمله شما «چرا حماس را انتخاب کرده است»، باید کودکان و زنان و بمیارستانها و اینفرااستروکتور آن(زیر ساخت) بسیار آگاهانه بمباران گردند و در حین جنگ مقام بلند پایه اسراییلی و نماینده مجلس اسراییل، در کنست چنین فتوادهد. از فتوای خانم آیلت شیکد:
    …«تمام مادران فلسطینی را بقتل برسانید زیرا ترریست میزایند.»
    آیا از این واضح تر نمیتوان نشان داد که خواست اسراییل چه میباشد.
    اصولا در موراد دیگری بحث کردن زمانیکه طبق گزارش خبرنگار در صحنه، یعنی مارتین لوژان که آدرسش را در دیدگاه قبلی آورده ام، بروشنی معلوم است که مساله چیست و بایستی برایتان بسنده میبود.
    در ثانی هر گروه و هر حزبی و جماعتی را تنها، و بازهم تنها، از روی نوشته هایش نمیتوان قضاوت کرد، همیشه به گفته ها و اعمال آنان در تند پیچ های تاریخی مانند اکنون است که سیه رو شود هر که درش غش باشد.
    من به خصلت دموکراتیکی شما دارید که نباید نه سیخ بسوزد و نه کباب احترام میگذارم و لازم میباشد که چنین رفتار کرد ولی کسانیکه از حماس میخواهند بعنوان ارتش معمولی با هنگ توپخانه و هواپیماهای اف شانزده اش سینه بسینه صهیونیست های اشغالگر(که حتما شماهم این اشغالگری را قبول دارید)، بایستد، بسیار بچه گانه میباشد. حتی ویت کنگ هم تا روز پیروزی چنین نمیکرد ولی همین خانمها و آقایان قادر نیستند که به ژنرال ژیاب و رفیق بزرگ هوشی مین ایرادی بگیرند ولی چون فلسطین کوچک است و وزنه ای ندارد، میتوانند بوی انتقاد نمایند و با حزب چپ ها و احزاب غالب در آلمان عملا یک اثر داشته باشند. در صورتیکه از نظر تاکتیک هیچگونه اختلافی مابین تاکتیک جنگده های چهار سازمان در فلسطین تحت «رهبری حماس» (اگر بتوان آنرا رهبری نامید) نبوده، و همانی میباشد که ویت کنگ با اتحاد با ویت مین نموده است!
    این ضد استعمارگران همان افراد عادی ساکنان غزه میباشند که میرزمند و هیچگونه نمیتوان آنانرا از هم جدا کرد، همانطور که تجاوزگران بچه کش هم حتی نمیتوانند آنانرا پاک سازی نمایند، زیرا هر بچه و بزرگی اکنون سرباز است.
    امید وارم که شما و یا فرزندانتان، در چنین حالتی مجبور به جنگ با یک متجاوز خونخواری همچون دست دراز شده امپریالسم آمریکا در عصری که افول میکند و بر همه جا میراند و میتازد تا از بحران هایش نجات پیداکند، مجبور به دفاع از خود نشوید.
    امید وارم که با این رفقا که بحق رفقا هستند صحبت بدارید، باشد که با هنر خود بر آنان بتوانید اثر بگذارید.
    آهنکار(علی)

    دوست داشتن

  7. جواد says

    وقتی بجای بررسی ماهیت طبقاتی، محتوی سیاستها، تاکتیکها و اهداف نهایی جریانهای مختلف به اموری از قبیل این پرداخته شود که: فلان آدم در آنجا این را گفته، آن خانمها آن زمان اینطور لباس پوشیدند، در فلان شهر آلمان فلان آدم چه کرده، گوگل آن نقشه را اینطوری کرده و … نتیجه چنین نحوه بررسی باید هم این بشود که از جمله «این واکنش تحریک آمیز از دولت اسرائیل به دولت مشترک فلسطینی به تازگی شکل گرفته از حماس و فتح است» اینطور برداشت شود که ایکور «تمام تقصیر جنگ را بگردن حماس انداخته است»، منصور حکمت هم ردیف احزاب و سازمانهای انقلابی شود، ام.ال.پ.د. ریشه تروتسکیستی پیدا کند، از حماس بدون بررسی روشها و اهدافش حمایت شود، حماس که با پشتیبانی حکومتهای دیکتاتوری و ضد مردمی منطقه و از طریق «موشک» (بخوانید ترقه) پراکنی می خواهد راه حل «دو دولت» را رد کرده و اسرائیل را نابود کند به قهرمان تبدیل شود، سازمانهای فلسطینی که به نوکر فاشیسم اسلامی تبدیل شده اند «انقلابی» گردند، اتحاد مرتجعین و سازشکاران «مقدس» شود و …

    دوست داشتن

  8. آهنكار says

    نقدی بر نقدی بر فراخوان آقای محسن مشرف:
    چرا حماس با اینکه از نظر نظامی هیچ‌گونه امید پیروزی ندارد، باز هم می‌جنگد؟
    آقای جواد محترم،
    من عین جمله اعلامیه پیشنهادی شما را از متن کپی کرده و یکبار دیگر در پایین می آورم، گویا شما دیدگاه بالا را تماما نخوانده اید و طبق مترجم گوگل(چون مال مرا قبول ندارید). چنین میشود:

    …«That is the provocative reaction of the Israeli government to the recently formed joint Palestinian government of Hamas and Fatah. »…
    گوگل: … «که واکنش تحریک آمیز از دولت اسرائیل به دولت فلسطین مشترک به تازگی شکل گرفته از حماس و فتح است. «…(که فتاح را به فتح ترجمه کرده است)
    یا بهتر و کاملتر آنرا بیان نماییم:
    «این واکنش تحریک آمیز دولت اسراییل به دولت تازه شکل گرفته فلسطین از«بخاطر» اتحاد حماس و فتاح است.» که من لغت از را برمیدارم و بجایش بخاطر مینویسم.
    این است جان مطلب که صهیونیسم از آن دلهره دارد. تازه دولت کنونی صهیونیستی اسراییل کورشود و باید بداند که در این اتحاد تنها حماس و الفتح نیستند، بطوریکه تازگی خبر داده اند چهار سازمان دیگر هم دراین اتحاد مقدس آری اتحادی مقدس برای افرادی که در یک سرزمین کوچک تنگا تنگ(اکنون هفتاد نفر در دو آپارتمان کوچک) در کنار هم که نمیتوان گفت (زندان دیده های اوین درزمان شاه میدانند چگونه است!)روی هم زندگی میکنند. منتها امپریالیسم غرب دل دردش جای دیگری است. مثل اینکه شما در صحنه سیاسی جزو «شاخ سبزان» بقولی آلمانی ها جدیدی ها هستید. اصولا صهیونیسم بسرکردگی امپریالیسم آمریکا، در چند سال پیش در انتخابات که خود «ام ال پ د» ایها هم درتظاهرات برای آن علیه آمرکا در کنار یکدیگر شرکت داشتند، به مردم فلسطین گفتند که ما انتخاب شما را قبول نداریم. چون شما عباس را انتخاب نکرده اید و حماس را انتخاب کرده اید! این است جان مطلب!
    بر خلاف و همره با مجاهدین ضد خلق و منصورحکمتی های ضدکمونیست که خود را حزب کمونیست کاگری ایران و عراق میدانند(لااقل در عراق دسته گل بگردن سربازان آمریکایی آویزان کردند)، دلیل آن اسلامی بودن حماس است، آنهم اسلامی که مانند ایران لااقل با تمام خونخواری و جنایات و سنگسارها و زندان اوین ها و قتل تسلیم نشوندگان درزندان از طریق اعدام، در کنار فلسطین و لبنان ایستاد. زیرا لبنان و فلسطین سپر بلای ایران شده بودند.
    تازه من در مورد «ام ال پ د» حرف شما را نپذیرفتم و نوشتم «اینطوریکه شما میگویید» زیرا من این اشخاص را از نزدیک میشناسم و از سال ۱۹۸۲ همدوش یکدیگر در شهر های نردراین وست فالن و اکنون بخصوص در مورد تعطیل کردن اوپل ورک در بوخوم، برعلیه یک رهبر سندیکای سازش کار و کل کارفرما یعنی جنرال موتور… جنگیده ایم و افتخار بر چند جوان دختر و پسری از «ام ال پ د» باد که واقعا کار خوبی را در کنار دیگر رفقا از سازمانهای دیگر تحویل داده اند و هنوزهم میدهند.
    ایراد رفقای «ام ال پ د» اشخاص پارسی زیان و عربی زبانی میباشند که دور و بر آنانند و چون خود قادر به تحلیل دیالکتیکی از اوضاع مشخص در زمان مشخص نیستند*)، اکثرا بتله افتاده و اشتباه میکنند، و تا کنون پس از گذشت چندی نظرشان را بدون انتقاد از خود، عوض کرده اند که من باز هم خیلی از این امر خشنودم. کما اینکه مانند شما حماس را فاشیست اسلامی و زاده دست اسراییل میدانند. با اینکه من تعداد رفقای زن از دیگر سازمانهای فلسطین(از زمان جرج حبش که آنان را میشناسم) که بسیار شیک و «این» لباس میپوشیدند، آنانرا با لباس حماسی دیدم و با پرسش اینکه آیا حماسی شده اند، جواب دادند که حماس تنها سازمانی است که صمیمانه و با تمام نیرو «تمامیت فلسطین و اتحاد آنرا» دنبال میکند و ما هنوز در سازمان خود بوده ولی آنانرا کاملا پشتیبانی و در کنار آنان میجنگیم. همین حرف را ازیک دکتر جوان که درحال فراگیری بود شنیدم.
    اصولا احتیاج به رمل و استرلاب خاصی ندارد تا فهمید که اسراییل چه میخواهد. کافی است که حتی به داده های خرده بورژوازی و افراد فعال برای صلح در آلمان نگاه کنید با اینکه مانند «ام ال پ د» دارای ریشه های ترتسکیستی هستند وضع کنونی جهان را با اعداد و ارقام و فاکت های مستند، چگونه بر ملا میسازند. فقط آنان بدنبال یک سرمایه داری میباشند که این نقایص برشمرده سرمایه داری که بقولی خود آنان جنایت بر علیه بشریت میباشد نداشته باشد و نمیتوانند بفهمیند که نیش عقرب نه از ره کین است. سرمایه داری با هر ظابطه و یا کنترلی آخرش سررزیز تولید و جنگ است. این افراد اکثر جوانان صادقی از سازمان اتک میباشند.
    نمونه بارز آن خبرنگار اخراجی از رادیو تلویزیون برلین که قدری بیش از خواست مدیران اصلی مسایل را آشکار میکرد بنام آقای کن جب سن که اتفاقا در مونتاگز دمو های جدید دست دارد و چندین بار هم مارا دعوت کرده اند. همین ایراد را هم «ام ال پ د» بر آنان میگیرد و آنان را فاشیست میخواند.
    خود من با اینکه ده سال تمام است در مونتاگز دمو هایی که از شهر ماگدبورگ در شرق آلمان متحد شروع شد، و در بعضی از شهر ها (بیشتر شهر) ها توسط «ام ال پ د» ادامه مییابد (اعضای فعال که بدون آنان تعطیل خواهد شد)، شرکت میکنم(بحکم شغلی در چند شهر مختلف) و تازگی هم دو بار این مونتاگز دموی جدید را دیده ام. آنان نه تنها فاشیست نیستند بلکه خیلی هم صادقانه بر علیه جنگ و برای صلح درجهان مبارزه مینمایند، فقط در چارچوب سرمایه داری و قانون که من آنرا کم می دانم ولی برای روشن کردن اذهان در باره جنگِ منطقه خلیج پارس، سوریه، عراق، افغانستان لیبی و اکنون داعش و اوکراین اتفاقا مبارزه شان مثبت و کارا، میباشند یعنی بیشتر گوش شنوا دارند، تا ما.
    بیخود نیست که بر علیه این گروه، بورژوازی سردمدار آلمان اتحادی از سوسیال دموکراسی و کریست دموکراتها و اتحادی سیاسی با گرونه ها و نقاط مشترکی با حزب چپ ها، کار زار جدی را بر علیه شان شروع کرده اند، تا پته شان(بورژوازی آلمان) بیشتر در مورد بانک مرکزی اروپا و قانون« ا اس ام» (وکالت اجباری مردم آلمان برای بانکها) و دویچه بانک بر ملا نگردد.
    «ام ال پ د» این اشخاص را که اکثرا ازجنبش اوکوپای آلمان و اتک میباشند، فاشیست میخواند که صد در صد غلط است.
    آقای کن جب سن با اکثر سیاسیون که دارای وزن مخصوصی در سیاست چه پرو سرمایه و چه ضد سرمایه داشته است که هرکدام، از دیگری گویا تربه روشن شدن مسایل حاد سیاسی اقتصادی روزکمک کرده و میکند**). هر کسی و شما میتوانید به سایت وی رجوع کنید وخود چک نمایید،‌ آنوقت «ام ال پ د» وی را فاشیست میخواند.
    علتش هم اشتباه بزرگی بود که خانم یوتا دیت فورد کرده بوده است وی در برنامه تلویزیونی کانال سات سه بنام کولتورتسایت«Veröffentlicht am 18.04.2014» وی را آنتی سیمیت خواند زیرا با آقای دکتر ورنر رومگر دانشمند و اقتصاد دان با ارزش مقیم شهر کلن آلمان، دستگاه ماشین چاپ اسکناس بانک مرکزی آمریکا بنام «فدرال رزرو» که بانکی شخصی میباشد را(من فکر میکردم که بانکهای مرکزی متعلق بدولتها میباشد که اجازه چاپ پول طبق دلخواه دارند) که از سال ۱۹۸۲ روی دلار نوشته اند که این کاغذ پشتوانه ای ندارد و فقط وسیله پرداخت میباشد، را شفاف کرده و نقش وی را در اقتصاد جهان کنونی و هزاران بیلیارد ثروت موهومی بیان داشته بود، بخاطر اینکه متعلق به یک یهودی آلمانی بنام تابلو قرمزان یعنی «روت شیلدها»، میباشد آنتی سیمیت خواند و سرمایه داران آلمانی-آمریکایی، سریعا آنرا بروی آنتن بردند و هنوز که هنوز است با اینکه آقای ورنر رگمر در کتابی با فاکت های اقتصادی آنرا ثابت میکند بدون هیچ دلیل و بررسی این پروفسور را و آقای کن جبسن که با وی مصاحبه مینماید را در هر برنامه تلویزیونی و روزنامه ای آنتی سیمیت تبلیغ مینمایند. و «ام ال پ د» بخاطر کتابی که بنام افول امپریالسم نوشته بود، هم چماق آنتی سیمیتی را بلندکرد! «ام ال پ د» آقای کن جبسن را فاشیستوئید میداند.
    در ضمن نباید فراموش کرد که امروز از نوار غزه بصورت زنده(لایف) خبرنگار «آ ار د» برای سندیکای کارگری گزارشی داده است که من آنرا بخاطر صداقت شما و «ام ال پ د» و اطلاعات غلط در مورد نظر آقای محسن مشرف که ما را در سازمانهای صلح آلمان مورد خطاب قرار داده است، ترجمه نمودم تا بتوانید قدری از خر فاشیستی بودن مردم فلسطین که حماس را انتخاب کرده اند و حماس هم قدرت را در دولت با چهار سازمان دیگر تقسیم کرده است که باعث شد که صهیونیستها این چنین فاشیستی عمل نمایند و مینمایند(همیشه میکردند و اکنون بپای مرگ زندگی با اعمالی فاشیستی تری رفته اند، زیرا این آخرین جنایات آنان علیه بشریت خواهد بود). حتی اس اس های آلمانی نتوانسته بودند این چنین وحشیانه مردم را هدفمند جدا کرده بسوزانند(بغیر از در کشور شوراها و در یونان)!
    بیخود نیست که این جمله که من آنرا آنتی سیمیت نمیدانم ولی وضعیت قانونی آنرا در کشورهای مختلفه از جمله در اسراییل نمیدانم یعنی«فلسطینی، جهودی برای جهودان» که گویا در آلمان ممنوع است حد اقل مابین مطبوعات، این چنین فراگیر گردید.
    در خاتمه من همه خوانندگان را به خواندن «فراخوان آقای محسن مسرت در نشریات مختلف و من جمله در همین جا و گزارش زنده مارتین لوژن را به آدرسهای:
    ٰhttp://www.hafteh.de/?p=74070
    http://www.hafteh.de/?p=74321
    دعوت مینمایم. گزارش زنده این خبر نگار توسط آقای Prof. Dr. Verleger که خود جهود است و زمانی چند، مسولیت شورای جهودان آلمان را دارا بوده است، برای اکثر سازمانهای صلح طلب فرستاده شده است. بامید پیروزی خلق فلسطین که امری حتمی میباشد.
    همین حرکات شبیه مار زخمی صهیونیست ها و ارتش آمریکا که از پریروز به پشتیبانی آنان شتافته است خود نشانه ای از آن است.
    ———————————–
    *) زیرا آنان که خود را مارکسیست لنینیست میدانند، گاهی بر لنین و گاهی هم بر استالین فقط قدری انتقاد میکنند و با کتاب جدید خود بنام انقلاب بین المللی (که آیکور زاده آنست) این کار را تاج گذاری کرده اند.
    **) بجز یک مصاحبه که آنهم با پروفسوری بنام هور من از اتریش و رییس دانشکده اقتصادی شهر گراتس درزمان مصاحبه، که چند مقوله در مورد پول را از کاپیتال مارکس دست پا شکسته می آورد و بنفع سرمایه داران خرده پا تبلیغ نموده، قروض و تعهدات آنانرا در جامعه ماست مالی میکند و در تاسیس حزبی تاسیونالیستی فعالیت کرده و آنرا اداره میکند.
    نظر وی را من یکبار در تلویزیون تست دی اف از مستر داکس خبر نگار آرد «مولر» شنیده بودم و خودش هم در کانال یک چند بار مصاحبه هایی داشته است. وی میگوید که پول وجود ندارد و با گرفتن اعتبار اصولا موجودیت پیدامیکند. اتفاقا در این مثال آقای کن جبسن با مثالی که در سوالش می آورد(آبی که از وان حمام برداشته میشود و از طرف دیگر دوباره بدان ریخته میشود) وی را تا اندازه ای تصحیح میکند.
    آهنکار

    دوست داشتن

  9. متالر says

    آقا جواد محترم،
    شما میپرسید کجا این ادعا را کرده؟ من عین جمله آنانرا کپی کرده و در بالا آورده ام.
    اینطوری که شما آنان را توصیف مینمایید:
    …«هیچگاه باکی از محکوم کردن دو طرف درگیر (فاشیستهای صهیونیست و فاشیستهای اسلامی) نداشته اند.»
    نظریاتشان با منصور حکمتی ها فرقی نمیکند و هردو بر علیه اسلام سیاسی مبارزه میکنند که ساخته دست پروفسور هانگنینگتون مشاور فرهنگی و خط دهنده فرهنگی برای جنگ در کشورهای منطقه، به بوش پسر بوده است. البته ام ال پ د اکراهی در شریک کردن منصورحکمتی ها در بالای منبر و میکروفن ندارد و من بارها شاهد پرچم منصور حکمتی ها در میان تظاهرات دوشنبه ای سالانه دربرلین در جلوی کرسی سخن رانی و سپس سخن رانیشان از میکرفن ام ال پ د، بوده ام.
    در ثانی تمام مجله هفته پراز مقالاتی است که نشانده آنست که قبل از آنکه حماسی وجود داشته باشد، اسراییل با سیاستی توسعه طلبانه بعنوان دست دراز شده امپریالیسم غرب بسرکردگی آمریکا عمل کرده و میکند. عجبا! کورشود هرکس نبیند که این برنامه ای درازمدت متعلق به امپریالیسم بوده و همچنان این راه را میرود. گوگل مرز مشخص کشورهای دورو بر اسراییل را بر میدارد و نام خلیج پارس را به خلیج عربی ابتدا و سپس تماما بر میدارد…
    اگر شما منظور دارید که خوب بگذار امریکا به منطقه مسلط شود امر دیگریست که باشما سخن گفتن ناصواب است. تازه این سیاست بهمین جا ختم نمیشود بزودی میتواند ادامه این بازی با آتش در افغانستان، عراق، فلسطین، سوریه، لیبی و اکنون توسط داعش دوباره در عراق و پان کردها به اوکراین، بعنوان نقطه ای گره ای منتقل شده و بشدت شعله ور گردد که چیز دیگری جز جنگی که پای تمام کشورها را بمیان خواهد کشید و مرزی نمیشناسد، نخواهد بود.
    صد البته از کشور امپریالیستی حاکم، این امر هیچ بعید نیست زیرا طبق تجربه تاریخی جنگ فقط برای ازبین بردن نیروهای مولده و بچنگ آوردن مواد خام و بخصوص ایجاد بازار فروش برای سرمایه های انبار شده« آکومولاتسیون» ، و از بین بردن سرریز تولید میباشد که در عصر امپریالیسم تنها دوای مسکن درد وی برای مدتی کوتاه که با تکامل سرعت نیروهای مولده همیشه کوتاه تر میشود، میباشد.
    سوما «ایران تریبونال» هم چیز دیگری نمیگوید، یعنی ام ال پ د و آیکور روی آنان را سپید کرده اند.
    چهارما – یک خلق ۲ میلیون نفری را در یک سرزمین تنگ از شرق مستقیما از کشور اسراییل و از غرب از طریق دریا و ناوگانها، با موشک و بمب های فسفر سپید، بمباران میکنند و هیچ راه فراری برای آنان باقی نگذاشته اند و گروهی بنام ام ال پ د پیدا شده و میگوید حماس مقصر است!!؟؟ زیرا حماس مردم اسراییل را تحدید و تحریک میکند و صهیونیست ها هم مدارس و بیمارستانها را بمباران میکنند، آری با چنین چک سفیدی که امضا کرده اند، اینکار را میکند.
    وقتی از صهیونیستها میپرسی چرا مدارس و بیمارستانها را بمباران میکنی؟ جواب میدهند (کشورهای امپریالیستی غرب و اسراییل) آنان همگی در دوره قبل انتخابات مجلس و دولت حماس را بعنوان نماینده خود انتخاب کرده اند و او را رهبر دولت خود کرده اند که ما قبول نداریم و باید دولت ورییس دولتی راپذیرا گردند که ما انتخاب کرده ایم. عجبا!
    همین هفته پیش خانم«آیلِت شیکد بن سوال» مقام بلند پایه سیاسی و نماینده مجلس کنست درمجلس اسراییل، فتواداد که تمام مادران فلسطینی را باید سریعا اعدام کنیم، زیرا آنان تروریست میزایند. آیا سقوط بعضی از کسان که خود را کمونیست میدانند(البته با تئوری انقلاب جهانی) میتواند اینقدر عمیق باشد؟

    دوست داشتن

    • جواد says

      متن اعلامیه واضح است و هیچ فرد صادقی نمی تواند از آن اینطور برداشت کند که «تمام تقصیر جنگ را بگردن حماس انداخته است».
      بر چه اساس مدعی هستید نظریات ایکور با منصور حکمت فرقی نمی کند؟ بر این اساس که هر دو بر ضد «اسلام سیاسی» مبارزه می کنند؟ آیا مستقل از شکل و هدف هر مبارزه ای می توان مدعی یکسان بودن نیروهایی که با وسایل و اهداف متفاوت برعلیه یک چیز مبارزه می کنند شد؟ آیا اصلا می توان کمونیست یا حتی دمکرات بود و علیه دخالت دین در دولت مبارزه نکرد؟ آیا خودتان حامی «اسلام سیاسی» هستید؟
      شرکت در سخنرانی و تظاهرات یا دادن میکروفن به دیگران که دلیلی برای یکسان بودن نمی شود. در خیلی از تظاهرات به طرفداری از مردم فلسطین، کمونیستها در کنار آنارشیستها، دمکراتهای بورژوا و خرده بورژوا و حتی افراد مذهبی حاضر می شوند که تا جایی که شعارهای ارتجاعی از طرف عده ای در جمع سر داده نشود نه تنها اشکالی ندارد بلکه مفید است.
      کمونیستها در عین اینکه اسرائیل را مهاجم می دانند اما به هوراکش حماس تبدیل نمی شوند. آنها می دانند که حماس مبارزه مردم فلسطین را تابع منافع فرقه ای و منافع دولتهای ارتجاعی می کند. حماس هم از نظر شکل و هم از نظر هدف مبارزه را به بیراهه می برد. از نظر شکل بدین صورت که خشونت کور فرقه ای و کشتار غیرنظامیان اسرائیلی را ترویج می کند، از نظر هدف بدین صورت که با رد راه حل «دو دولت»، فلسطینیان را ترغیب به نابودی اسرائیل می کند که نه تنها هدفی ارتجاعی، جنایتکارانه و در عین حال دست نیافتنی ست، بلکه نتیجه ای جز رشد فاشیسم در هر دو سوی درگیری و خدمت کردن به طرف قدرتمندتر ندارد.
      بقیه نوشته تان هم طوری است که چیزی را در مغرتان ساخته اید، آن را به دیگران نسبت داده اید، سپس ساخته های ذهنتان را لگدمال کرده اید و لابد در نهایت فکر می کنید پیروز شده اید!

      دوست داشتن

  10. جواد says

    نه ام.ال.پ.د. و نه هیچ کدام از سازمانهای تشکیل دهنده ایکور هیچگاه باکی از محکوم کردن دو طرف درگیر (فاشیستهای صهیونیست و فاشیستهای اسلامی) نداشته اند.
    البته این دو را یکسان نیز نمی دانند. حماس مولود صهیونیسم است و نقش تاریخی که از طرف دولتهای ارتجاعی به آن محول شده ایجاد انحراف ایدئولوژیک در جنبش رهایی بخش فلسطین و تبدیل آن به ابزار اعمال فشار دولتهای امپریالیست و ارتجاعی می باشد. بدیهی است «تمام تقصیر جنگ» به گردن حماس نیست. ایکور کجا چنین ادعایی کرده؟ در عنوان بیانیه نوشته شده «جلوی تهاجم امپریالیستی اسرائیل علیه مردم فلسطین را بگیرید!» و در متن بیانیه آمده «مهاجم آشکار حکومت صهیونیست اسرائیل است». کاری که کمونیستها برای آگاه سازی باید بکنند همانطور که در بیانیه آمده این است که ضدیت با صهیونیسم (Anti-Zionism) را از ضدیت با یهودیان (Anti-Semitism) تفکیک کنند. اولی سیاستی ضدامپریالیستی و دومی سیاستی ارتجاعی است. چیزی که حماس با رد راه حل «دو دولت» تبلیغ می کند، دومی است و در این راه حکومت جمهوری اسلامی و مرتجعین اسلامگرای سایر کشورها حامی اش می باشند. این سیاست از یکسو آب به آسیاب تبلیغات صهیونیستی می ریزد و اسرائیلی ها را پشت سر فاشیستی مثل نتانیاهو گرد می آورد و از سوی دیگر جنبش آزادیبخش فلسطین را چند پاره و فرقه ای نموده و بجای کوشش در جهت راه حل دمکراتیک برای مردم اسرائیل و فلسطین، خشونت و انتقام جویی کور مذهبی را قرار می دهد.

    دوست داشتن

  11. متالر says

    جواد عزیز
    حق با شماست، آیکور نه تنها حکومت های اسلامی ضد آمریکا را فاشیست میخواند بلکه در اعلامیه ای که آدرس آنرا داده اید، تمام تقصیر جنگ را بگردن حماس انداخته است و نوشته اند:
    …«That is the provocative reaction of the Israeli government to the recently formed joint Palestinian government of Hamas and Fatah. »…
    تاکنون فکر میکردیم که این اسراییل است که تحت هر شرایطی دست به انبساط سرزمین های خود زده است. و ابتدا بشکل جنگ رسمی، در جنگ ۶ روزه در زمان عبدالناصر و سپس بصورت دایمی همچنان امروز، که ادامه دارد.(به نقشه اسراییل از تاریخ وجودش تا کنون رجوع کنید تا ملتفت این انبساط بشوید. گوگل حتی خطوط مرزی برای اسراییل، عمان، فلسطین و سوریه قایل نبوده است و همگی این کشور ها در یک خط مرزی قرار دارند. بر عکس ایران و تمام دیگر کشورهای جهان دارای خطوط مرزی در گوگل میباشند!! آیا هرگز از خود سوال کرده اید، چرا گوگل بنگاه در عقبی سازمان سیا(همکار فعال NSA) چنین کاری کرده است؟
    در زمان عرفات هم که بسیار غربی و غیر «اسلام افراطی» بود را همین طور دایما سرزمین فلسطینی ها را اشغال و مال خود میکردند.
    در زمان عباس که خیلی بیشتر غربی بوده و با امپریالیسم غرب و حتی اسراییل همکاری داشت، اسراییل بدانان رحمی نمیکرد و سرزمین هایشان را اشغال میکرد.
    من نمیدانم که این چگونه یک بام و دو هوا میباشد که هر کاری را اسراییلی ها دست راست امپریالیسم آمریکا و خود امپریالیسم غرب بسرکردگی آمریکایی ها میکند، همیشه بنام پروکاتسیون حکومت های محلی چه مذهبی و چه چپ مانند ونزوئلا و پرو و لیبی… که باعث کودتا و اشغال سرزمین های آنان میگردد، میدانند؟
    اگر شما آقایان و خانمها حق دارید، چرا اسراییل پس از مجازات «پرووکاتورها»، یعنی زنان و کودکان و مردان جوان و پیر، حتی معلولین و مریض های بستری، سرزمین آنان را پس از کشتار جمعی پس نمیدهد؟
    چرا جوانان را در غزه دستگیر و سپس جسد خالی شده از ارگان آنان را تحویل والدین آنان میدهد و گندش را نیویورک تایمز در می آورد که اسراییل(معروف ترین خام خام ها) میلیون ها دلار در سال از فروش قلب و کلیه… بچه های دزدیده شده فلسطینی در آمریکا در آمد کرده اند و توسط دادگاه محکوم گردیده اند، تازه باز هم سرزمین آنان را پس نمیدهد!!
    بالاخره بایستی دست از یک چسم کور بودن خود برداریم و از هم آو شدن با امپریالیستها دست برداریم و مبارزات خلق ها را برای آزادی سرزمینشان را برسمیت بشناسیم.

    دوست داشتن

  12. متالر says

    جواد عزیز،

    «ام ال پ د» در جلسات عمومی منجمله در مجامع عمومی و بخصوص در مونتاگز دمو از گفتن آن که حماس و اسراییل هردو ارتجاعی، ضد خلقی، و کارگذارامپریالیسم میباشند، مانند جن از بسم الله میترسد، و اسراییل را کشوری نژاد پرست و امپریالیستی تبلیغ میکند و از این مبارزه کنونی فلسطینی ها که تحت رهبری حماس و شرکت بیش از ۴ سازمان انقلابی فلسطینی میباشد، تا آنجا که من حضور دارم صحبتا(حد اقل اعضایی که پرچم حزب را حمل مینمایند و خود عضو بودنشان را در بلند گوها اعلام میدارند).
    طبق کنفرانس مشترک سازمانهای فلسطینی : جبهه خلق برای آزادی فلسطین، سازمان حماس، جهاد اسلامی و الفتح….. درهفته گذشته در فلسطین که مشترکا بر ادامه نبرد علیه متجاوزین تاکید ورزیدند. این سازمانهای دروغهای تبلیغاتی جبعه جادوئی شستشوی مغزی غرب را که»حماس کودکان را سپر بلا کرده»…!! برملا ساخته و پرده از جهره استعماران گران غرب این حامیان رژیم آپارتاید اسراییل دریدند. این کنفرانس موردحمایت همه مردم غزه و فلسطین قرارگرفته است.

    من امیدوارم که با خواندن موضع محسن مسرت، نظر خود را روشن تر بیان نمایند تا حد اقل دست طرفداران کمک به فلسطین، بر علیه چماق «آنتی سیمتیسمیِ صهیونیست ها و حکومت آلمان» آزاد تر گردد و نظریات آنان هم مزید بر علت و مزاحم راه آنها نباشد.
    آیکور را «ام ال پ د» پس ازاعلام بین المللی شدن انقلاب که خیلی شبیه به مطالبی است که ترتسکی بیان کرده و در تضاد با مقام امپریالیسم لنین از صد سال پیش تا کنون است، سازمان داده است و پرواضح است که «از کوزه تراود هر چه در اوست»!

    دوست داشتن

  13. جواد says

    در بیانیه ایکور درباره جنگ در غزه که به امضاء 29 سازمان و حزب کمونیست رسیده، هم تجاوز اسرائیل و هم فاشیسم اسلامی محکوم شده اند. این تنها موضع انترناسیونالیستی می باشد.

    http://www.icor.info/2014/stop-israels-imperialist-aggression-against-the-palestinian-people-for-a-just-and-democratic-solution-of-the-palestine-conflict

    دوست داشتن

  14. محاط says

    ما ، غزه و حماس
    4/5/93
    همزمان با آتش بس موقت در جنگ غزه اعلاميه اي با گرايش «چپ» در محكوميت اسراييل و حماس در ايران منتشر شد كه تعجب و تاثر بسياري در پي داشت ، و در عين حال نشان دهنده اين بود كه بعضي از جريانهاي چپِ ما چقدر در زمينه تحليل رخدادهاي بين المللي (وگاه نيز ملي) سطحي نگر و گاه وارونه نگرند و چقدر از نظر مباني نظري و سياسي ضعف دارند .
    در بحبوحه جنگ غزه و كشتار و نشل كشي مكرر ، به نا گاه يادشان ميايد كه بايد مرز فكري خود را با «حماس ارتجاعي» روشن كنند تا منزه باقي بمانند ، و بگونه اي موضع ميگيرند كه گويا بر فراز ابر ها و طبقات نشسته و همچون يك كشيش خوش قلب و همانند جناب بان كيمون اشاره و نصيجت ميكنند كه : هر دو طرف بد هستند و دعوا نكنند . غافل از اينكه چنين رخداد ها و تحولاتي زمينه تاريخي داشته و پشت پرده هايي دارند ، و داراي استراتژيها و برنامه هاي دراز مدت و مدون ميباشند ، و نيروهايي شناخته شده و جهاني در پس آن قرار دارند .
    اين عزيزان توجه نميكنند كه موضع گيري و جانبداري از يكي از طرفين نزاع اسراييل- فلسطين ، لزوما ارتباطي به اين نكته ندارد كه حتما يكطرف بايد داراي ايدنؤلوژي انقلابي باشد تا ما از آن دفاع كنيم ، ما نه بر مبناي تفكرات فرضا ارتجاعي حماس ، بلكه بر مبناي عملكرد انقلابي و مثبت آن در مقابل اسراييل اشغالگر ، آپارتايد ، نژاد پرست ، و نيز بر مبناي اين واقعيت كه حماس در انتخابات پيروز شده است موضع ميگيريم ، حماس مدافع مردم بوده و ريشه ها و محبوبيت مردمي دارد ، ما موظف به دفاع از آن هستيم ، حتي اگر حماس از طريق انتخابات محبوبيت آن اثبات نشده بود و حتي اگر حماس را ارتجاعي بدانيم بخاطر جايگاه آن در تقابل با امپرياليسم و لبه تيز آن (اسراييل) بايد از حماس و فلسطينيها دراين جنگ دفاع كرد . مگر طرفين نزاع در اوكراين با معيار شما ارتجاعي نيستند؟ آيا نبايد عليه كودتا و توطنه غرب در اكراين موضع گيري كرد ؟ در نزاع مالكي و داعش همينطور ، آيا بايد هردو را محكوم كرد ؟ يا بايد از دولت عراق كه منتخب مردم و مدافع وحدت كشور و حق حاكميت ملي است در مقابل توحش داعش دفاع كرد ، البته اينكار خيلي راحت است كه بگوييم همه ارتجاعي هستند ، جز من ! چند صد هزار جواني كه در دفاع از كشور در هنگام تجاوز عراق به ايران جنگيدند و كشته شدند ، همه انقلابيِ عمل بودند ، اما آيا آنها داراي ايدنؤلوژي انقلابي بودند ؟ خير ! اين نحوه استدلال نه منطقي است و نه انقلابي …. اگر اين استدلال را در مورد ايران كنوني اعمال كنيم : آمريكا ارتجاعي است ، حاكميت ايران هم ارتجاعي است ، اگر آمريكا به ايران حمله كرد بايد هردو را محكوم كرد و نشست توي خانه ؟! خير بدون ترديد بايد از كشور دفاع كرد . حكومت ايران اگر سرنگون كردني و يا حمايت كردني است ، اين از وظايف مردم ايران است ، نه آمريكا و انگليس و اسراييل ، انقلابيون موظف اند بر ميناي مرحله انقلاب ملي-دمكراتيك با هرگونه تهاجم و اشغالگري غرب در كشورهاي ديگر ، داراي عملكرد و موضع قاطع باشند .
    براي دريافت ميزان حقانيت طرفين يك منازعه نميتوان صرفا به پرونده ايدنؤلوژيك آنها مراجعه كرد ، نمونه جالب آن بحرين است كه زير چكمه هاي ناوگان پنجم آمريكا است و مردم بحرين(شيعه به روايت ايران) در حال مبارزه اي سخت با حاكمان دست نشانده آن هستند ، آيا مردم بحرين را ميتوان به جرم شيعه بودن محكوم كرد و يا ارتجاعي خواند ؟ خير ، آنها همان كاري را ميكنند كه بايد انجام دهند ، همان كاري را ميكنند كه جنبش سبز ايران كرد ، در هر كجاي دنيا مبارزه رنگ و بوي و فرم و عمق خودش را دارد ، مهم جهت آن است كه بايد در جهت استقلال ، عدالت و آزادي ، و نيز عليه سلطه امپرياليسم و اقمارش باشد .
    مبارزات مردم فلسطين در حقيقت داراي ماهيت يك جنبش آزاديبخش است و بايد بدون قيد و شرط مورد حمايت قرار گيرد .
    امروز بخشي از خاك كوبا ، فلسطين ، سوريه ، كره ، سودان ، آرژانتين ، لبنان ، ليبي ، چين و نيز تمام خاك برخي از كشورها ….. در اشغال ارتجاع جهاني ميباشند ، همان ارتجاعي كه بدنبال سلطه بلامنازع است و تمام جهان را به خاك وخون كشيده است و بعضي ها در خواب غفلت ، اين جنگها را باسمه اي ميدانند نه نسل كشي ، توجه داشته باشيم كه مردم هر كجاي جهان همه با فرهنگ ، آگاهي ، امكانات و عقل سليم خودشان به ميارزه ميپردازند و نه لزوما با گرايشات فكري من و شما ، ونه بر مبناي ايدنؤلوژيهاي شناخته شده ، بلكه بر مبناي نياز ها و واقعيت هاي روزمره زندگي ، و ما موظف به دفاع از آنها هستيم و نه قمپز در كردنِ «انقلابي» . انقلابيونِ عمل با شركت خود در مبارزات ضد امپرياليستي راديكال تر ميشوند و شانس بيشتري پيدا ميكنند تا از نظر تنؤري نيز انقلابي شوند .
    بنا به مباني جهاني حقوق بشر زنداني حق فرار دارد ، اما اين حق از دو ميليون فلسطيني زندان غزه گرفته شده است . در بدترين زندانها ، زنداني به آب ، غذا ، دارو ، سرَپناه ، برق و …. دسترسي دارد ، اما زندانيان غزه از همه حقوق انساني و حتي حقوق حيواني هم مجروم اند ! اين يعني زنداني كردن تؤام باشكنجه ، مردم غزه و حماس زنداني هستند نه زندانبان ، از آنها بايد قاطعانه حمايت كرد .
    درود بر مردم زنداني و تحت شكنجه غزه
    مرگ بر آپارتايد ،نژاد پرستي و صهيونيسم
    محاط

    دوست داشتن

  15. صادق says

    در این مقاله ، محسن مسرت به سخنگوی غیر رسمی حماس نبدیل شده است .خوب بر فرض قبول کنیم که متجاوزین اسرائیلی این پشنهادهای حماس را بپذیرند و حماس برای 10 سال بر غزه حکومت کند .آقای محسن مسرت ایا از حکومت کردن یک جریان ارتجاعی اسلامی که خواهان اجرای قوانین شریعت اسلامی در غزه است خشنوهای خواهد شد ؟آقای محسن مسرت چه عنصر مترقی در افکار و ایده های حماس می بیند؟آیا ایشان اصولا هیچ مرزبندی با بنیادگرایی اسلامی دارند یا نه ؟

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.