سياسی

روشنفکر چپ یا صدای اسرائیل، فرصت طلبان مغشوش و کشتار مردم غزه

پیش مقاله:
چند روز پیش بیانیه ای تحت عنوان بیانیه ده ها روشنفکر!!!ایرانی در محکومیت دولت های جنایتکار حماس و اسرائیل به امضاء افرادی چون ناصر زرافشان،فریبرز رئیس دانا،اکبر معصوم بیگی،محسن حکیمی،محمدعلی عمویی،علی اشرف درویشیان و … صادر گردید.این مقاله در همان ساعات اولیه صدور بیانیه نوشته شد اما ترجیح بر آن بود مدتی منتظر ماند و دید آیا کسی صدور یا امضاء بیانیه را تکذیب می کند یا نه.حتی تماس هایی هم برای پس گرفتن امضاء برخی آقایان گرفته شد.اما تا این لحظه تنها محمد علی عمویی امضاء این بیانیه را تکذیب کرده است.مخاطب این مقاله بیش و پیش از هر کس نام های آشنایی است که ته مانده شرافت خود را ذبح احسنت گویی رسانه های امپریالیستی کرده اند.
روشنفکر چپ یا صدای اسرائیل
فرصت طلبان مغشوش و کشتار مردم غزه
شاهین شهروا
برتولت برشت می گفت:کار روشنفکر این است که به یاری فکر خود نان بخورد اما این فکر در زمانه ما وقتی شکم روشنفکر را آبادتر می کند که نقشه های مضر برای مردم ترتیب دهد.به همین علت متی می گفت:جهد آنها نگرانم می کند(اندیشه های متی،برتولت برشت)
هفته گذشته مقاله ای تحت عنوان «جلادها نیز می میرند»نوشتم و به موضع خرده بورژوازی ایرانی تحت رهبری بورژوازی سازشکارش در لوای شعار کشتار همنوعان خود را متوقف کنید تاختم و کنایه ای هم بر سکوت روشنفکران!مدعی چپ زدم اما با صدور بیانیه این فرصت طلبان مغشوش باید بگویم هم شرمسار آن تاخت و تازم و هم شرمسار آن کنایه؛شرمسار تاخت و تازم چرا که وقتی روشنفکران!مدعی چپ و ضدیت با امپریالیسم و … چنین می کنند دلیلی برای تهاجم به موضع طبیعی و قابل فهم خرده بورژوازی و بورژوازی ایران وجود ندارد.و شرمسار کنایه ام چرا که اکنون به خود می گویم ای کاش این فرصت طلبان سکوت پیشه می کردند و ته مانده مانداب حرمت و آبروی خود را سر نمی کشدند.
اگر فحاشی های این بیانیه به اسرائیل و آمریکا برای ارضاء شهوت روشنفکرانه! و ضد امپریالیستی! صادرکنندگان این بیانیه را کنار بگذاریم عصاره سخن این فرصت طلبان چنین است:
تقابل اسرائیل با مردم غزه جنگی میان دو نیروی ارتجاعی است.علت جنگ کشته شدن سه نوجوان اسرائیلی در کرانه غربی است که البته اسرائیل هم در پاسخ زیاده روی کرده است_اما کشتار اسرائیل رسواتر از آن است که حرفی بزنیم!_جنگ حماس با اسرائیل،جنگی برای سلطه بر منطقه ای است که هم اکنون در اختیار اسرائیل است.حماس برای رسیدن به هدف ارتجاعی خود حاضر است فوج فوج مردم فلسطین را به کشتن دهد.شاهد این مدعا سرکوب مردم غزه(و ما نمی پرسیم بنا به کدام فاکت)و موشک پرانی به سوی اسرائیل است که به مردم اسرائیل(یعنی 2 یا 3 غیر نظامی کشته شده و سپر آهنینشان) و مردم فلسطین(یعنی هشتصد و اندی تلفات که اکثریت قریب به اتفاقشان غیرنظامی بودند)آسیب می زنند.کشتار این روزها ناشی ازجنگ بین دو دولت جنایتکار و ضد مردمی است و هیچ ربطی به مردم محروم و ستمدیده فلسطین ندارد و منفعت مردم فلسطین در پایان دادن فوری به جنگ است.مردم انسان دوست و متمدن جهان در کنار مردم غزه باید حماس را تحت فشار قرار دهند و مردم اسرائیل نیز باید از دولت بخواهند به لشکرکشی خود علیه مردم غزه پایان دهند.در نهایت هم با محکومیت دو طرف منازعه خواستار پایان فوری و بی قید و شرط این جنگ ارتجاعی است.
چه بیانیه بشر دوستانه و شرافتمندانه ای!
پیش از باز کردن بحث بد نیست نگاهی به گوشه هایی از بیانیه نوام چامسکی بیاندازیم و بدون هیچ توضیحی مواضع را برای خودمان قضاوت کنیم.
چامسکی می گوید:
«این جنگ نیست، کشتار است
در حمله و بمباران غزه موضوع نابودی حماس نیست، حتی در رابطه با توقف
پرتاب موشک به سوی اسرائیل هم نیست، در رابطه با دست‌یابی صلح هم نمی‌باشد.
تصمیم اسرائیل در بارش مرگ و تخریب غزه، استفاده از سلاح‌های مرگ‌بار و مدرن در میدان جنگ علیه مردمی بی‌دفاع، مرحله‌ی پایانی در ده‌ها سال تلاش برای پاک‌سازی فلسطینی‌ها است. آن‌گاه که اسرائیلی‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی مدعی دفاع از خود می‌شوند، در این معنا است که هر اشغالگر نظامی باید از خود در برابر مردمی که به اصطلاح بر آنها پیروز شده، دفاع کند. شما نمی‌توانید از خود دفاع کنید، وقتی که به زور سرزمین دیگری را اشغال کرده‌اید. این دفاع از خود نیست. هر چه دوست دارید آن را بنامید، اما دفاع از خود نیست”.
ای چامسکی بی تمدن ضد بشر!
***
 
اولین نکته ای که صادر کنندگان این بیانیه برآن تاکید دارند و بارها تکرار می کنند موضوع جنگ است.تا جایی که ما می دانیم جنگ یک تقابل نظامی کلاسیک میان ارتش های سازمان دهی شده است نه یک منازعه چریکی مبتنی بر ضربه و گریز و با راکت دست ساز از یک سو و در مقابل نیروی هوایی زمینی و دریایی سازمان دهی شده و تا دندان مسلح.جالب اینجاست که روزنامه اسرائیلی هاآرتص هم به نابرابری این منازعه و اقدامات ضد بشری رژیم اشغالگر اذعان دارد.اما این روشنفکران! به قول خودشان چپ و ضد امپریالیست به شکل کاملاً آگاهانه ای از واژه جنگ بهره می گیرند.اما چرا؟پاسخ ساده است برای این که بهتر و راحت تر می توانند به مقاومت فلسطین بتازند.
صادر کنندگان بیانیه علت وقوع به قول خودشان جنگ را کشته شدن مرموز 3 نوجوان اسرائیلی می دانند و به شکلی موذیانه علت اصلی را پنهان می کنند.این فرصت طلبان مغشوش خوب می دانند علت اصلی تهاجم اسرائیل چیست اما کتمان می کنند تا مبادا وجدان و انسانیتشان لک بردارد.
تا چندی پیش اسرائیل از مذاکره با تشکیلات خودگردان سر باز می زد و مدعی بود تشکیلات خودگردان نماینده همه مردم فلسطین نیست و بر مخالفت حماس با مواضع تشکیلات خودگردان انگشت می گذاشت با همنشینی حماس و تشکیلات خودگردان و دستیابی به پاره ای از توافقات،دولت اسرائیل احساس خطر کرد.چرا که بر پایی مذاکرات و بده بستان امتیازات را به نفع خود نمی دید.در چنین شرایطی به چه بهانه ای می توان زیر میز بازی زد؟
کشته شدن سه نوجوان اسرائیلی چطور است؟دوستان ایرانی مان هم بیانیه می دهند و تاییدمان می کنند.
اما شاه بیت بیانیه فرصت طلبان مغشوش آنجاست که می گویند:»جنگ حماس با اسرائیل_به ظرافت قرار دادن جای فاعل و مفعول و عطف دقت کنید_جنگی برای سلطه بر منطقه ای است که هم اکنون در اختیار اسرائیل است»
دو نکته جالب در این عبارت وجود دارد.نکته نخست تقلیل مقاومت فلسطین به حماس است.اکر کمی اخبار را ورق بزنید در می یابید همه گروه های مقاومت فلسطین از فتح و جهاد اسلامی گرفته تا جبهه خلق برای آزادی فلسطین(فرماندهی کل)و… از مبارزات و مطالبات حماس حمایت کرده اند و در بسیاری از زمینه ها از جمله عملیات نظامی با حماس همکاری می کنند.با نگاهی موشکافانه تر می توان دید حماس از 3 سال گذشته به این سو و پس از حوادث سوریه عملاً از محور مقاومت فاصله گرفته و به اتحادیه عرب نزدیک شده بود و در واقع می توان گفت شرایط کنونی حماس بیش از آن که میل باطنی رهبرانش باشد باری است که مقاومت و 13 سازمان اصلی و گروه های کوچک فرعی آن بر دوش حماس نهاده اند(در این زمینه نگاهی بیاندازید به مواضع احمد جبریل)
تقلیل مقاومت به حماس از آن روست که با عمده کردن این جریان و ضد بشری خواندن آن کل مقاومت را تحت الشعاع قرار دهند.این افراد حماس را هدف قرار می دهند و با تکرار ادعاهای رسانه های اسرائیلی_که حتی BBC و CNN به اکراه تایید می کنند_و معیار قرار دادن این دعاوی حماس را به جای کل مقاومت می نشانند و با زدن حماس در واقع مقاومت مردم فلسطین را می کوبند.
نکته دوم آنجاست که می گویند:حماس می خواهد بر منطقه ای مسلط شود که هم اکنون در اختیار اسرائیل است.از این مسئله عبور می کنیم که این عبارت نشان می دهد حماس(بخوانید مقاومت فلسطین)مهاجم است و اسرائیل مدافع.زیبایی داستان آن جاست که فرصت طلبان مغشوش مسئله اشغال را کاملاً انکار می کنند.انگار نه انگار که اسرائیل اشغالگر است و فلسطین اشغال شده.دست بر قضا مدعی اند حماس(بخوانید مقاومت فلسطین)قصد اشغال اراضی به حق اسرائیل را دارد!
در جایی دیگر از این بیانیه آمده است حماس(بخوانید مقاومت فلسطین) برای رسیدن به این هدف ارتجاعی(یعنی بازپس گیری اراضی اشغالی)حاضر است فوج فوج مردم فلسطین را به کشتن دهد.پس معلوم شد منظور از ارتجاع چیست.یادمان با
شد هرگونه مقاومت و مبارزه برای بازپس گیری سرزمین اشغال شده و رفع محاصره ضد انسانی به معنای ارتجاع است.مگر نه موضع حماس در مورد مسائل منطقه در این چند سال با موضع این فرصت طلبان مغشوش تفاوتی ندارد.اگر مقاومت فلسطین در برابر اشغالگران ارتجاع است مقاومت مردم فرانسه در برابر اشغالگران آلمانی مقاومت الجزایری ها و ویتنامی ها هم ارتجاع است.در این صورت مبارزه چریک های فدایی خلق ایران هم ارتجاع است.پس چرا با خون فدائیان وضو می گیرید و از خون آن ها برای خود حقانیت می تراشید؟البته این فرصت طلبان مغشوش دیگر حنایشان بی رنگ است.آن ها عادت دارند یک روز خود را به حمید اشرف بچسبانند یک روز به احمد شاملو یک روز به سندیکای اتوبوسرانی یک روز به چپ دانشجویی و … و پس از ارتزاق از نام و نان آن ها پس بکشند.
بیانیه مدعیست حماس(بخوانید مقاومت فلسطین) برای رسیدن به این هدف ارتجاعی مردم غزه را سرکوب می کند.دست بر قضا ناتانیاهو هم همین را می گوید.می گوید حماس_منظور او هم از حماس مثل رفقای ایرانیش مقاومت فلسطین است_از مردم به عنوان سپر انسانی استفاده می کند.
فرض می کنیم که این ادعا درست باشد.اگر شما پدر خانواده ای باشید و بدانید از فراز مدرسه کودکتان که برای درس خواندن به آن جا می رود راکت پرتاب می شود یا ممکن است راکت پرتاب شود و بعد موشک های هوشمند اسرائیلی مدرسه را با خاک یکسان کنند فرزندتان را به مدرسه می فرستید؟آیا مدارس سازمان ملل که با توپ و موشک مورد تهاجم قرار گرفته است هم محل سپر انسانی بوده اند؟
امروز همه رسانه های بین المللی که اکثریتشان طرفدار یا مدیون مالی اسرائیل هستند خبرنگاران خود را به غزه فرستاده اند.بهترین خوراک برای این رسانه ها نشان دادن فحش و لعن و نفرین مردم غزه است که نثار حماس می کنند.اما ما که تا این لحظه چنین گزارشی ندیده ایم شاید FOX NEWS برای این دوستانش گزارش اختصاصی تهیه کرده است!
فراموش نکنید شاخه نظامی حماس و دیگر گروه های مقاومت نیروهای چریکی کوچکی هستند که شاید از هر پانصد یا هزار نفر از شهروندان غزه یک یا دو نفر عضو شاخه نظامی حماس و دیگر گروه های مقاومت باشند.آیا یک شاخه نظامی نه چندان وسیع می تواند در پرتراکم ترین نقطه جهان سپر انسانی به وجود آورد؟
صادر کنندگان این بیانیه می آورند جنگ بین دو دولت جنایتکار ضد مردمی است و هیچ ربطی به مردم محروم و ستمدیده غزه ندارد.فراموش نکنید هر دو دولت حماس در غزه و ناتانیاهو در اسرائیل از صندوق رای بیرون آمده اند و مردم آن ها را برگزیده اند.دولت اسرائیل یک دولت پادگانی است و همه شهروندان نیروی ارتش به حساب می آیند و در صورت اراده دولت به میدان جنگ گسیل می شوند.جنایات اشغالگران به کسانی که برای برخورد موشک ها به خانه های مردم غزه هورا می کشند مربوط است.مواضع حماس و مقاومت فلسطین هم با مردم این سرزمین در هم تنیده است.ظاهراً صادر کنندگان بیانیه منزه طلبی خود را به دیگر مردمان نیز تعمیم می دهند.به علاوه از این فرصت طلبان مغشوش خواهشمندیم یک مورد از اعتراضات مردم غزه علیه یکی از گروه های مقاومت و سرکوب حماس را بیاورند که ما هم از آنچه ایشان می دانند آگاه گردیم.
این بیانیه فتوا می دهد مردم انسان دوست و متمدن جهان باید در کنار مردم غزه حماس را تحت فشار قرار دهند و مردم اسرائیل نیز از دولت خود بخواهند به لشکر کشی خود علیه مردم غزه پایان دهد.یعنی فرصت طلبان مغشوش خواهان اتفاقی بر عکس آن چه امروز در جهان رخ می دهد هستند.این فرشتگان انسان دوست و متمدن می خواهند جهان به جای اشغالگران،مقاومت فلسطین را محکوم کند و جنایات اسرائیل را به مسئله ای داخلی تقلیل می دهند.به راستی چه کسی را به سخره گرفته اند؟
در نهایت هم حکم بیانیه بی نظیر و راهکاری قابل توجه است.البته بدیع و تازه نیست چون نتانیاهو و هیات حاکمه اسرائیل هم پیشتر این حکم را مطرح کرده اند.پایان فوری و بی قید و شرط این نسل کشی یا به قول آقایان جنگ ارتجاعی را قبل از این آقایان نتانیاهو خواستار شده بود.اما پایان بی قید و شرط منازعه یعنی ادامه محاصره یعنی ادامه گرسنگی و یعنی مرگ مردم غزه نه با گلوله بلکه از گرسنگی و تشنگی.این همان چیزی است که روشنفکر!چپ!ایرانی در دل آرزو می کند.فراموش نکنیم سخن مقاومت تا زمانی شنیده می شود که تفنگ در دست دارد.صلح بی قید و شرط به معنی پذیرش مرگ تدریجی مردم غزه است.چیزی که ظاهراً باب میل صادر کنندگان بیانیه است آن ها شعار نه غزه نه لبنان به زبان نمی آورند اما اهریمن فاشیست درونشان برای یکسان شدن غزه با خاک پرپر می زند.
شاید اگر کادیما هم میخواست بیانیه ای بدهد نمی توانست چنین بیانیه ای صادر کند.
ای کاش صادر کنندگان این بیانیه نگاهی به نظریات گذشته خود در مورد عملکرد دولت پادگانی و ضرورت موجودیتش برای تحکیم روابط سرمایه دارانه می انداختند و در پرتو آن بار دیگر این بیانیه را مرور می کردند.شاید این فرصت طلبان مغشوش خودشان تزهای خودشان را فراموش کنند اما م
ا فراموش نمی کنیم.
آیا اگر کوچکترین گوشه ای از اتفاقات غزه در ایالات متحده آمریکا افتاده بود باز هم چنین بیانیه ای صادر می شد یا مانند واقعه مشکوک 11 سپتامبر آقایان بیانیه سوزناک می دادند و شمع به دست دور کوچه ها می گشتند
از طرفی باید سوال کرد موضع این نگرش در مورد کلیت مسائل خاورمیانه و طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا با محوریت اسرائیل چیست و از طرف دیگر پرسید اگر فردا روزی ایران مورد تهاجم امپریالیستی قرار گیرند آن ها بر این موضع مترقی تسلیم تاکید خواهند کرد؟
نکته آخر آوردن نام افرادی چون رضا شهابی در این بیانیه است.با توجه به تکذیب محمد علی عمویی و شناختی که از صادر کنندگان این بیانیه داریم معلوم نیست امضاهای درج شده واقعا متعلق به افراد مذکور باشد یا نه.مخصوصا رضا شهابی که شرایط ویژه و نگران کننده ای از نظر سلامتی دارد و حتی خانواده وی هم به ندرت با او در ارتباطند چه رسد به دیگران.اما اگر چنین باشد باید به رضا شهابی نازنین یادآور شد این آقایان با حرمت و آبروی برآمده از مقاومت منصور اسانلو هم همین کار را کردند.تا توانستند از اعتبارش بهره گرفتند و او را از آنچه بود دور کردند و پس از آن که اسانلو_البته به خواست خود_راه ترکستان را پیش گرفت به او تاختند.امید است رضا شهابی این حکایت را تجربه نکند و آقایان هم رضا شهابی و شهابی ها را دستاویز اهداف و منافع فردی-سکتاریستی خود قرار ندهند.
آری آقایان حالا می توانید بروید کراوات سرختان را به گردن بیاویزید و منتظر مصاحبه با صدای آمریکا باشید تا به نیشخندی سرافرازتان کنند.حالا می توانید طعمه خوبی برای روزنامه های اعتدالی باشید.انقلابی تر شدید.یعنی به رضا پهلوی و ثابتی نزدیک تر شدید.اما این را بدانید مقاومت فلسطین به مبارزه خود ادامه می دهد.حالا تا دلتان می خواهد پای این بیانیه و آن بیانیه امضاء بیاندازید.
 
 
 

۱ دیدگاه

  1. محاط says

    ما ، غزه و حماس
    4/5/93
    همزمان با آتش بس موقت در جنگ غزه اعلاميه اي با گرايش «چپ» در محكوميت اسراييل و حماس در ايران منتشر شد كه تعجب و تاثر بسياري در پي داشت ، و در عين حال نشان دهنده اين بود كه بعضي از جريانهاي چپِ ما چقدر در زمينه تحليل رخدادهاي بين المللي (وگاه نيز ملي) سطحي نگر و گاه وارونه نگرند و چقدر از نظر مباني نظري و سياسي ضعف دارند .
    در بحبوحه جنگ غزه و كشتار و نشل كشي مكرر ، به نا گاه يادشان ميايد كه بايد مرز فكري خود را با «حماس ارتجاعي» روشن كنند تا منزه باقي بمانند ، و بگونه اي موضع ميگيرند كه گويا بر فراز ابر ها و طبقات نشسته و همچون يك كشيش خوش قلب و همانند جناب بان كيمون اشاره و نصيجت ميكنند كه : هر دو طرف بد هستند و دعوا نكنند . غافل از اينكه چنين رخداد ها و تحولاتي زمينه تاريخي داشته و پشت پرده هايي دارند ، و داراي استراتژيها و برنامه هاي دراز مدت و مدون ميباشند ، و نيروهايي شناخته شده و جهاني در پس آن قرار دارند .
    اين عزيزان توجه نميكنند كه موضع گيري و جانبداري از يكي از طرفين نزاع اسراييل- فلسطين ، لزوما ارتباطي به اين نكته ندارد كه حتما يكطرف بايد داراي ايدنؤلوژي انقلابي باشد تا ما از آن دفاع كنيم ، ما نه بر مبناي تفكرات فرضا ارتجاعي حماس ، بلكه بر مبناي عملكرد انقلابي و مثبت آن در مقابل اسراييل اشغالگر ، آپارتايد ، نژاد پرست ، و نيز بر مبناي اين واقعيت كه حماس در انتخابات پيروز شده است موضع ميگيريم ، حماس مدافع مردم بوده و ريشه ها و محبوبيت مردمي دارد ، ما موظف به دفاع از آن هستيم ، حتي اگر حماس از طريق انتخابات محبوبيت آن اثبات نشده بود و حتي اگر حماس را ارتجاعي بدانيم بخاطر جايگاه آن در تقابل با امپرياليسم و لبه تيز آن (اسراييل) بايد از حماس و فلسطينيها دراين جنگ دفاع كرد . مگر طرفين نزاع در اوكراين با معيار شما ارتجاعي نيستند؟ آيا نبايد عليه كودتا و توطنه غرب در اكراين موضع گيري كرد ؟ در نزاع مالكي و داعش همينطور ، آيا بايد هردو را محكوم كرد ؟ يا بايد از دولت عراق كه منتخب مردم و مدافع وحدت كشور و حق حاكميت ملي است در مقابل توحش داعش دفاع كرد ، البته اينكار خيلي راحت است كه بگوييم همه ارتجاعي هستند ، جز من ! چند صد هزار جواني كه در دفاع از كشور در هنگام تجاوز عراق به ايران جنگيدند و كشته شدند ، همه انقلابيِ عمل بودند ، اما آيا آنها داراي ايدنؤلوژي انقلابي بودند ؟ خير ! اين نحوه استدلال نه منطقي است و نه انقلابي …. اگر اين استدلال را در مورد ايران كنوني اعمال كنيم : آمريكا ارتجاعي است ، حاكميت ايران هم ارتجاعي است ، اگر آمريكا به ايران حمله كرد بايد هردو را محكوم كرد و نشست توي خانه ؟! خير بدون ترديد بايد از كشور دفاع كرد . حكومت ايران اگر سرنگون كردني و يا حمايت كردني است ، اين از وظايف مردم ايران است ، نه آمريكا و انگليس و اسراييل ، انقلابيون موظف اند بر ميناي مرحله انقلاب ملي-دمكراتيك با هرگونه تهاجم و اشغالگري غرب در كشورهاي ديگر ، داراي عملكرد و موضع قاطع باشند .
    براي دريافت ميزان حقانيت طرفين يك منازعه نميتوان صرفا به پرونده ايدنؤلوژيك آنها مراجعه كرد ، نمونه جالب آن بحرين است كه زير چكمه هاي ناوگان پنجم آمريكا است و مردم بحرين(شيعه به روايت ايران) در حال مبارزه اي سخت با حاكمان دست نشانده آن هستند ، آيا مردم بحرين را ميتوان به جرم شيعه بودن محكوم كرد و يا ارتجاعي خواند ؟ خير ، آنها همان كاري را ميكنند كه بايد انجام دهند ، همان كاري را ميكنند كه جنبش سبز ايران كرد ، در هر كجاي دنيا مبارزه رنگ و بوي و فرم و عمق خودش را دارد ، مهم جهت آن است كه بايد در جهت استقلال ، عدالت و آزادي ، و نيز عليه سلطه امپرياليسم و اقمارش باشد .
    مبارزات مردم فلسطين در حقيقت داراي ماهيت يك جنبش آزاديبخش است و بايد بدون قيد و شرط مورد حمايت قرار گيرد .
    امروز بخشي از خاك كوبا ، فلسطين ، سوريه ، كره ، سودان ، آرژانتين ، لبنان ، ليبي ، چين و نيز تمام خاك برخي از كشورها ….. در اشغال ارتجاع جهاني ميباشند ، همان ارتجاعي كه بدنبال سلطه بلامنازع است و تمام جهان را به خاك وخون كشيده است و بعضي ها در خواب غفلت ، اين جنگها را باسمه اي ميدانند نه نسل كشي ، توجه داشته باشيم كه مردم هر كجاي جهان همه با فرهنگ ، آگاهي ، امكانات و عقل سليم خودشان به ميارزه ميپردازند و نه لزوما با گرايشات فكري من و شما ، ونه بر مبناي ايدنؤلوژيهاي شناخته شده ، بلكه بر مبناي نياز ها و واقعيت هاي روزمره زندگي ، و ما موظف به دفاع از آنها هستيم و نه قمپز در كردنِ «انقلابي» . انقلابيونِ عمل با شركت خود در مبارزات ضد امپرياليستي راديكال تر ميشوند و شانس بيشتري پيدا ميكنند تا از نظر تنؤري نيز انقلابي شوند .
    بنا به مباني جهاني حقوق بشر زنداني حق فرار دارد ، اما اين حق از دو ميليون فلسطيني زندان غزه گرفته شده است . در بدترين زندانها ، زنداني به آب ، غذا ، دارو ، سرَپناه ، برق و …. دسترسي دارد ، اما زندانيان غزه از همه حقوق انساني و حتي حقوق حيواني هم مجروم اند ! اين يعني زنداني كردن تؤام باشكنجه ، مردم غزه و حماس زنداني هستند نه زندانبان ، از آنها بايد قاطعانه حمايت كرد .
    درود بر مردم زنداني و تحت شكنجه غزه
    مرگ بر آپارتايد ،نژاد پرستي و صهيونيسم
    محاط

    دوست داشتن

  2. مرگ بر صهیونیزم و امپریالیزم says

    ببخشید. منظورم «توانا» سازمان سیابود. «توانا» همان «گذار» است که چون همه فهمیدند که مربوط به «خانه آزادی» سازمان سیا است مجبور شدند نامش را به «توانا» تغییر دهند تا مشتی نادان را برای براندازی اجیر کنند.

    دوست داشتن

  3. مرگ بر صهیونیزم و امپریالیزم says

    منصور اسانلو امروز جزو مهره های سازمان سیا در «دانا» در کنار نیماراشدان – عامل اسراییل و اکبر عطری و امثالهم در خدمت مقاصد پلید امپراتوری اهریمنی و صهیونیزم جنایتکار خدمت می کند. شرمتان باد

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.