پرش به محتوا

متجاوزین و نفرین حافظه

تارنگاشت عدالت
منبع: الاخبار

٢١ ژوئیه ٢٠١۴

نویسنده: ابراهیم الامین، سردبیر

دشمن هرگز فروتنی نداشته است. او پیوسته با یک احساس برتری با دشمنانش، یعنی ما اعراب، رفتار کرده است. هشت سال پیش، نخوت آن در لبنان برایش گران تمام شد. و حتا پس از آن همه وقت، دشمن هنوز شکست را نمی‌پذیرد، زیرا هرگز نخوت خود را کنار نگذاشته است.
هر بار دشمن سعی کرد به خود اطمینان دهد که مقاومت در فلسطین فاقد چیزی است که آن‌را در وضعیت برتر قرار بدهد، گور خود را چند سانتیمتر گود‌تر کرد. و زمانی‌که دشمن به خود اجازه داد مقاومت را چیزی شبیه کسانی تصور کند که با آن‌ها مذاکره می‌کند، از این نقطه نظر که می‌توان آن‌ها بازی داد و در پایان دست خالی رهایشان کرد، به تله نخوت خود افتاد.
دشمن، که سرویس‌های اطلاعاتی آن با اسیر شدن سه مهاجر غاصب بطرز رقت‌انگیزی شکست خوردند، نتوانست فروتنی نشان دهد و عقب بنشیند. دشمن نمی‌تواند درک کند که زور حدی دارد، حدی که شامل شکست حتمی نیز می‌شود. زمانی‌که دشمن تصور کرد می‌تواند هر که را بخواهد، هر زمان که بخواهد، هر کجا که بخواهد، و هرگونه که بخواهد می‌تواند مجازات کند، یک‌بار دیگر توسط نخوت خود کشته شد، و اکنون دوباره خود را در مسیر مرگ حتمی قرار می‌دهد.
دشمن امروز چه می‌تواند بکند؟ می‌تواند خون و آتش بیش‌تر بیاورد و موجب درد و سوگ بیش‌تر بشود. اما دشمن پس از ۶٠ سال کشتار جمعی درک نمی‌کند که مردم ما شهیدان را نمی‌شمارند، نه از سر بی‌احترامی، یا علاقه به مرگ، بلکه به این دلیل که این شهیدان مرزهای واقعی میهن را تعریف می‌کنند.
نه، ما مرده‌ها و از دست‌رفتگان آن‌ها را می‌شماریم. ما تصاویری را می‌شماریم که رویهم پایان یک هویت تصنعی، محکوم به فنا را ترسیم خواهند کرد. گویی مردم آن هر روز به ما می‌گویند که هیج راهی برای باقی ماندن این هویت، یا برای این‌که آن‌ها بعنوان انسان در میان بمانند وجود ندارد، و این‌که هیج قاتلی که مرزهای خانه خود را با خون ترسیم می‌کند ماندگار نخواهد بود.
فلسطینی‌ها در شهر رام‌الله در ساحل غربی، در ساعات آخر ٢١ ژوئیه ٢٠١۴، پس از آن‌که شاخه مسلح حماس، لشکر عزالدین القاسم گفت در جریان نبرد یک سرباز اسراییلی را اسیر کرده است، جشن گرفته‌اند.
در عین‌حال، دشمن چه هدایای بیش‌تری می‌تواند دریافت کند، و چه کسی باور دارد می‌تواند برای شروع به دشمن یک جایزه دلگرم‌کننده بدهد؟ کاری که «مصر ژنرال» می‌کند هیچ طعم، روحیه، یا نام عربی ندارد. و اگر دشمن امیدوار است ژنرال بتواند بر مقاومت فشار وارد کند، خود را فریب می‌دهد، درست شبیه کسانی که باور دارند ربودن شعارهای مقاومت به آن‌ها پای ایستادن می‌دهد. در واقع، برای کسانی که مقاومت را محاصره می‌کنند و با آن می‌جنگند، یا کسانی که سعی دارند از آن بهره‌بردازی کنند زندگی وجود ندارد.
آن‌چه در غزه طی روزها رخ داده است میوه‌های اولیه یک پایداری دیرین، استقامت نادر از طرف مقاومت صبور، و تلاش‌های سوررئال برای حفظ عناصر توانمندی همراه با غافل‌گیری و بازدارندگی بی‌درنگ دشمن است. این میوه‌ها هر ساعت با خون شهدا رشد می‌کنند.
فریاد مردم مقاومت به گریه کودکان در حال رشد بی‌شباهت نیست.
اما در مورد آن‌ها، کسانی که جایی در سرزمین ما ندارند، همه خون‌های آن‌ها در گوشه تاریک سرزمین که چیزی در آ
ن نمی‌روید ختم خواهد شد.
گریه آن‌ها به گریه یک پیرمرد در حال مرگ بی‌شباهت نیست.
چیزی که غزه به ما نشان می‌دهد نه مبهم است نه نامشخص، و به هیج توضیح یا بحث‌های حمایتی نیاز ندارد. این یک پدیده محرز است، که نام آن بطور خلاصه یا مشروح، با حسن تعییر یا مستقیم، بدون ابهام، مقاومت است.
کسانی که اشغال و دشمن را رد می‌کنند از این پس گزینه دیگری ندارند: جایی برای رویا‌داشتن، امیدوار بودن، و التماس کردن، و هیچ احتمالی برای یک فرد نادیده که بتواند با زور مردم را زیر یک آرمان گردآورد وجود ندارد. گزینه‌ای که ما از آن سخن می‌گوییم به این مقاومت تعلق دارد، والسلام.
پس از چیزی که در غزه می‌گذرد، هیچ حزبی حق ندارد با ذکر دلایل مادی، اخلاقی، یا دلایل دیگر در قلب این نبرد قرار نگیرد. بگذارید کسانی که می‌خواهند برای خود بهانه دست‌و‌پا کنند، و به لفاظی‌های دولتی درباه این رژیم، این حاکم، این ایدئولوژی، این ایده، یا این شعار متوسل شوند، گروگان توهمات و اسیر شکست‌های خود باقی بمانند، زیرا مردم آن‌ها را بدون توجه به این‌که چند منصب و نقش به خود محول کرده‌اند کنار خواهند نهاد.
در غزه امروز، داستانی هست که بسیار خوب می‌دانیم، داستان همیشگی درباره جنایات اسراییل. اما چیزی که تازه است داستان‌هایی است در این باره ‌که مقاومت متجاوزین را در تله شکست انداخته است، و خاطرات شکست و بدشگونی بیش‌تری را که زمان هرگز قادر به محو آن نخواهد شد، به آن‌ها تحمیل می‌کند.
در غزه امروز، رزمندگان مقاومت، که نام و نشانی، و مادر، پدر، برادر، و فرزند دارند موضع گرفته‌اند. آن‌ها معنی واقعی زندگی خود را، که در آن برای سکوت در مقابل دشمن، توطئه‌گران، توانمند‌کنندگان جنایت جایی وجود ندارد، می‌دانند.
در مورد دشمن، اکنون ژوئیه را دارد، ماه فاجعه بی‌پایان را، در حال حاضر تنها ماه سال برای دشمن، که هیچ روزی پیش از آن و هیج ماهی پس از آن وجود ندارد. و چون حافظه نفرین متجاوزین است، آن‌ها برای همیشه با ترس هر ژوئیه هر سال هر دهه فلج خواهند شد.
 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: