سياسی

جوانان ایرانی و جنبش فلسطینی ها

جوانان ایرانی و جنبش فلسطینی ها
صادق افروز
از آنجایی که سازمان سیاسی و نظامی حمس متحد سیاسی جمهوری اسلامی است (1) ، بخشی از اپوزیسیون ایرانی ، بخصوص بخش وسیعی که در داخل ایران هستند ، نه تنها به قربانیان فاجعه ی تجاوز اسرائیل به غزه واکنشی نشان نمی دهند ، بلکه با بنگاه های تبلیغی غربی هم آواز می شوند و فلسطینی ها را به دلیل موشک پرانی و پنهان شدن پشت مردم غیر نظامی ، مسبب درگیری های کنونی می دانند . آنها استدلال می کنند که حمس با دیکتاتوری حاکم بر ایران دوست و هم پیمان است و مبالغ زیادی از رژیم ایران دریافت می کند ، پس چرا اپوزیسیون ایرانی باید برای فلسطینی ها دل بسوزاند ؟ آنها رابطه خود با مسئله فلسطین را به اینگونه تئوریزه می کنند : مسئله ی فلسطین مسئله ما ایرانی ها نیست ، نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران .یک کاربر فیس بوکی که در ایران زندگی می کند در صفحه ی خود چنین می نویسد :
«ما ایرانی ها هزینه ی موشک های حمس را می پردازیم .این پول ماست که در فضا پرواز می کند و در اسرائیل بر زمین می نشیند و منفجر می شود . من از حمس متنفرم چون ثروت سرزمین مرا برای یک جنگ بیهوده بر باد می دهد . من از حمس به دلیل اتحاد و همبستگی با دیکتاتور ها در کشورم متنفرم . من از حمس به دلیل ابزار بنیاد گرایی اسلامی بودنش متنفرم . من از حمس به دلیل خونخواری و ترسو بودنش متنفرم چون کودکان را سپر بلا می کند . من از همه کسانی که هیچ کاری نمی کنند و برنامه تفریحی شان را ادامه می دهند و از آغاز مجدد گفتگوی های صلح حمایت نمی کنند نیز متنفرم .»
همین تمایل را شاعر ناسیونالیست ، آقای بادکوبه ای اینگونه به نظم درآورده است :
ما را چه به بدبختی لبنان و فلسطین
جایی که وطن یکسره در آه و فغان است
ای غرّه به همدردی با غزه و لبنان
این کرد و بلوچ است که در حسرت نان است
 
 
چنین برداشتی در میان جوانان ایرانی به وفور دیده می شود .می توان با قاطعیت گفت بی توجهی سازمان های سیاسی فلسطینی به مبارزه ی آزادیخواهانه مردم ایران علیه دیکتاتوری حاکم ، شرکت در مراسم گوناگون ترتیب داده شده از سوی حکومت جمهوری اسلامی و مهمتر از همه دریافت مبالغ کلان سازمان های فلسطینی از رژیم جمهوری اسلامی، نقش اصلی را در بی تفاوتی اپوزیسیون ایرانی بازی می کند . سازمان های سیاسی فلسطینی ، در جریان سرکوب مبارزات مردم ایران پس از کودتای خامنه ای – سپاه و ابقای احمدی نژاد برای یک دوره ی 4 ساله ی جدید، از مردم ایران حمایت نکردند و با مبارزات وسیع بین المللی در افشای جنایات رژیم جمهوری اسلامی همراه نشدند .
در زمان شاه ، انقلابیون ایرانی در میان فلسطینی ها پناهگاه مناسبی می یافتند که به آنها اموزش های سیاسی و نظامی می داد . بخش مهمی از نسل انقلابیون دهه 40 و 50 در این پایگاه ها تعلیم دیدند و بعد ها در سازمان های مسلح در ایران به جنگ رژیم شاه رفتند .چهره های برجسته و معروفی چون صفاری آشتیانی ، صفایی فراهانی ، برادران سپهری و بسیاری از اعضای مجاهدین در این اردوگاه ها آموزش دیدند . حمایت سازمان های فلسطینی از مبارزات مردم ایران علیه دیکتاتوری شاه و حامیان امپریالیست و صهیونیست اش ، به شدت آنها را میان جوانان و روشنفکران محبوب کرده بود. با روی کار امدن جمهوری اسلامی ، کارکنان سفارت اسرائیل در ایران ، این سفارت خانه را ترک کردند و جمهوری اسلامی این محل را به سازمان آزادی بخش فلسطین تحویل داد . هانی الحسن از کادر های معروف و برجسته ی سازمان آزادی بخش فلسطین که تمایلات مثبتی به شوروی داشت به عنوان سفیر سازمان ازادی بخش فلسطین در تهران برگزیده شد .اما ماه عسل سازمان آزادی بخش فلسطین و جمهوری اسلامی دیری نپایید .چهره های راست و مرتجعی مثل مصطفی چمران و غرضی که سابقه ی حضور در لبنان و ایجاد جنبش امل را داشتند از سرسخت ترین مخالفین حضور فلسطینی های سازمان آزادی بخش فلسطین در ایران بودند. تحت تعقیب قرار دادن فعالان ایرانی و چپ تعلیم دیده در اردوگاه های فلسطینی از جمله اقدامات چمران و غرضی بود . دستگیری مجتبی طالقانی و حماد شیبانی از جمله ی این اقدامات بود .به غیر از دارو دسته ی چمران و غرضی که با سازمان دست راستی و متمایل با امریکای امل رابطه داشتند گروه دیگری به رهبری محمد منتظری هم علیرغم اختلاف دیرینه با املی ها ، چشم دیدن مبارزین چپ و ناسیونالیست فلسطینی را نداشتند . آنها همه باهم عرفات را در کنار جرج حبش می کوبیدند . برای جمهوری اسلامی
یک فلسطین چپ و سکولار قابل قبول نبود .آنها که انقلاب ایران را مصادره کرده بودند و یک مهر قلابی اسلامی بر ان کوبیده بودند، حالا بر آن شده بودند تا همین مهر ارتجاعی را بر انقلاب فلسطین و لبنان هم بکوبند . با کنار رفتن لیبرال ها از صحنه ی حاکمیت در ایران و یکه تازی خمینی و برکناری رقبای سیاسی ، جمهوری اسلامی متوجه ایجاد یک سازمان سیاسی دست ساز مورد علاقه در لبنان و فلسطین شد . حزب الله لبنان نتیجه ی چنین تلاشی بود. امل لیبرال ساخته و پرداخته چمران به تدریح از صحنه ی سیاسی لبنان خارج شد و حزب الله جای ان را گرفت . اگر حزب الله مجری اوامر جمهوری اسلامی در لبنان است ، این وظیفه در فلسطین بر دوش سازمان » جهاد اسلامی فلسطین » گذاشته شد .اگرچه بر خلاف حزب الله که شیعه است ، سازمان جهاد اسلامی ، سنی است ، ولی هر دو مجری سیاست های جمهوری اسلامی در مناطق خود هستند و از کمک های مالی فراوانی برخوردارند .این سازمان های مذهبی با اصرار بر اجرای قوانین مذهبی و آمیختن مذهب و دولت به جنگ سکولاریسم سیاسی رفته اند که از جمله افتخارات جنبش فلسطین بود . گسترش فعالیت این گروه های مذهبی ، به چند پاره شدن جامعه ی فلسطین منجر شده است . این چند پارگی نمی تواند مورد خشنودی صهیونیستها و امپریالیست های حامی ان نباشد . بار دیگر بنیادگرایی مذهبی در خاورمیانه و این بار در فلسطین و لبنان در خدمت ارتجاع بین المللی قرار گرفته است .
جوانان ایرانی باید این موضوع را بفهمند که همانگونه که جمهوری اسلامی با قتل و کشتار و زندانی کردن و شکنجه ی انقلابیون ایرانی که رژیم شاه را سرنگون کرده بودند ، سازمان های سیاسی آن ها را یا از هم پاشاندند و یا آنها را مجبور به تبعید کرد ، به همین گونه با انقلابیون فلسطینی رفتار کردند .ورود سازمان های اسلامی مخالف با سکولاریسم سیاسی و اقتصاد سوسیالیستی در فلسطین و لبنان از جمله ترفند های جمهوری اسلامی بوده است . جمهوری اسلامی به کمک دلار های نفتی ، ارتجاع سیاسی – مذهبی اش را صادر کرده است . در این مسیر جمهوری اسلامی از همکاری بی شائبه ی اسرائیل و کشور های امپریالیستی و در راس آن امپریالیزم امریکا برخوردار بوده است .با ورود سازمان های اسلامی به صحنه ی درگیری ها ، این مبارزه جنبه مذهبی بخود گرفته است .حالا مبارزه ای که بین سکولاریسم ، دمکراتیسم و سوسیالیزم از یک سو با امپریالیزم و صهیونیزم بود ، به مبارزه اسلام و یهود تبدیل شده است.
جوانان ایرانی که مثل این کاربر فیس بوکی فکر می کنند ، بطور قطع در اشتباه هستند .اسرائیل در اندیشه نابودی زیر ساخت های فلسطینی ها در غزه است .تخریب و بمباران هر 4 ساله ی این منطقه تنها به این منظور صورت می گیرد تا در این منطقه ثبات سیاسی و اقتصادی برقرار نباشد و فقر و بیکاری و فلاکت آنها را مجبور به مهاجرت کند .مردم فلسطینی مثل هر ملت دیگری می خواهند در ارامش و صلح زندگی کنند .این دولت اسرائیل است که جنگ را به آنها تحمیل می کند . جوانان ایرانی باید این موضوع را بفهمند که در مبارزه برای آزادی و دمکراسی، مردم فلسطین بالقوه متحد آن ها هستند . در مبارزه با امپریالیزم ، صهیونیزم و بنیادگرایی دینی ، ایرانی ها و فلسطینی ها متحدین استراتژیک یکدیگر هستند .اگر چند سازمان سیاسی این اتحاد استراتژیک را نادیده می گیرند و با ارتجاع هم پیمان می شوند ، این چیزی از اهمیت استراتژیک این اتحاد نمی کاهد .
22 جولای 2014
توصیحات :
1 پس از روی کار امدن اخوان المسلمین در مصر ، حمس در رابطه اش با جمهوری اسلامی ، تغییر موضع داد و به نفع اخوان المسلمین چرخید و به تدریج از جمهوری اسلامی فاصله گرفت . وقتی که زمامداران جمهوری اسلامی می گفتند که حمسی ها نمک خوردند و نمکدان را شکستند ، به این بی وفایی سیاسی حمس اشاره می کردند . حمس حتی در مورد جنگ داخلی سوریه به همراه اخوان المسلمین مصر ، از ارتش آزاد دفاع می کرد و مجبور به تخلیه پایگاه های خود در سوریه و نقل مکان به اردن شد . با سرنگونی مرسی ، حماس پشتیبان سیاسی اصلی خود را از دست داد و سرافکنده دوباره دست نیاز به سوی سردمداران جمهوری اسلامی دراز کرد .