سياسی

سرمایه داری و محیط کار و زیست – فصل دوم

فصل دوم
سرمایه، تبدیل ذخائر حیاتی زمین به اهرم افزایش سود و گرسنه سازی کارگران
فراورده های کشاورزی، محصولات غذائی پایه، ترکیبات اولیه آلی ( نفت و گاز و مواد پایه پتروشیمی) فلزات و انواع سنگ های معدنی در زمره مواد خام هستند. از میان این مواد، کالاهای کشاورزی وضعی خاص دارند. حجم تولید، هزینه تولید و لاجرم ارزش این تولیدات به گونه ای چشمگیر، زیر فشار عوامل تعیین کننده طبیعی است. عواملی مانند نوع و کیفیت زمین، مناسب بودن و نبودن فصول، میزان شیوع آفات نبانی و نوع بذر که هر کدام تأثیرات زیادی در این گذر بر جای می گذارند. این امر به نوبه خود، پروسه تولید، رقابت و ارزش افزائی کالاهای نیازمند به کاربرد این محصولات را نیز متأثر می سازد. مشکلات مربوط به پیش بینی دقیق میزان کافی تولید مواد اولیه و کمکی یا تغییرات قیمت این کالاها بر اثر تغییر عوامل طبیعی باعث می شود که سرمایه داران این حوزه حتی از طریق مونوپل ویا کارتل نیز نتوانند تسلط دلخواه خویش را در کنترل قیمت ها تضمین کنند، به این دلیل که میزان تولید زیر فشار عوامل طبیعی قرار دارد. تولید این مواد را نمی توان بطور ناگهانی افزایش داد، حتی با فرض انجام این کار، باید همیشه مقداری اضافه تولید داشت. امری که به نوبه خود هزینه انبارداری و نگهداری و سایر مراحل سامان پذیری محصول را به دنبال دارد. این مسأله از مدت ها پیش و بخصوص بعد از جنگ دوم جهانی، یکی از مسائل مبرم نظام سرمایه داری بوده است. با گسترش نجومی انباشت صنعتی نیاز به مواد اولیه و کمکی همانطور که در مورد نفت شاهدش هستیم، به شدت افزایش می یافت. پروسه ای که تمامی نداشت و ندارد، به این معنی که هر چه انباشت سرمایه بیشتر می شود بخش تشکیل دهنده سرمایه ثابت یعنی ماشین آلات و ابزار افزایش می یابد و متعاقب آن به همین میزان نیاز به تولید مواد خام دامی و کشاورزی بیشتر می گردد. در مقدمه گفتیم که به ویژه در دوره حاضر با توجه به تهاجم مستمر بورژوازی به بهای نیروی کار، بیش از هر چیز ارزش مواد خام است که منجر به بالا رفتن قیمت تمام شده کالا می شود. بر همین مبنی با توسعه سرطانی انباشت سرمایه، عطش سرمایه داران برای دسترسی به مواد خام ارزان، بیش از پیش فزونی می گیرد. چپاول زمین، معادن، دریاها و دریاچه ها، منابع نفت وگاز در عمق 4000 متری همراه با استثمار نیروی کار شبه رایگان 5 میلیارد کارگر جهان چیزی است که نیاز لحظه، لحظه بقای سرمایه داری است. حاصل این روند سوای گرسنگی و فقر و فلاکت و آوارگی روزافزون میلیاردها کارگر؛ مالامال شدن کره زمین از زباله و گند و کثافت، آب و هوای آلوده، دود و دم و گازهای قاتل جان انسانهاست. در یک بررسی دقیق تر، مشکلات سرمایه در حوزه کشاورزی را در قیاس با بخش های دیگر اقتصاد سرمایه داری می توان به شرح زیر برشمرد.
افزایش حاصلخیزی خاک: با توسعه کشاورزی مکانیزه سرمایه داری، روش هایی به کار گرفته شد که به طور موقت بارآوری کار را بالا می برد، اما آنچه زمانی پیشرفت مهم در افزایش حاصلخیزی زمین تلقی می شد، امروز به صورت تهی سازی خاک از ذخائر حیاتی در پیش روی ماست. واقعیتی از نوع آنچه در مورد منابع انرژی دیدیم که فقط شایسته عنوان تاراج زمین توسط سرمایه است. این مسأله در زندگی بشر معاصر و نسلهای آتی انسان ها حائز حداکثر اهمیت است و به همین دلیل فصل حاضر گفتگوی خویش را به بررسی ابعاد شبیخون سرمایه به کشاورزی و حوزه تولید مواد غذایی اختصاص می دهم. چهار عاملی که در بالا به آنها اشاره شد یعنی تغییرات فصول، کیفیت و محتویات زمین، آفات نباتی و نوع بذر، عوامل مؤثر در تعیین میزان محصول سالانه اند. سرمایه داری از همان آغاز، در تدارک کنترل آنها بر آمد، اهمیت مسأله در سال های بعد از جنگ امپریالیستی دوم به اوج رسید، پیشرفت های چشمگیر تکنیکی این ایام نیز ساز و برگ لازم حصول این هدف را در اختیار صاحبان سرمایه قرار داد. دور طولانی کاشت، داشت و برداشت، مشکلات پیش بینی میزان محصول، خطر آفات نباتی و از بین رفتن تولیدات چه در هنگام بارور شدن و چه پس از برداشت و به گاه نگهداری، همگی عواملی هستند که این حوزه انباشت سرمایه را از سایر قلمروها متمایز می سازند و بر میزان باروری کار تأثیر می گذارد. با این حال برای این نظام یک چیز، شرط حیاتی و سرشتی است. دسترسی به حداکثر ارزش اضافی و این کار نیازمند توسعه انباشت همراه با افزایش بی مهار کار اضافی توده های کارگر به زیان کار لازم یا همان دستمزد آنان است. دراین فرایند مکانیزه شدن کاشت و داشت و برداشت، انبار داری و ترانسپورت مسلما نقش بسیار تعیین کننده ایفاء می نمایند و در بالا بردن میزان سود، سهم کافی بر دوش می گیرند. سرمایه در این گذر همسان تمامی قلمروهای پیش ریز و به حکم طبیعت نهادینش، راه تولید افراطی را پیش می گیرد، دستیابی به اقلام طلانی سود را همه چیز و نابودی انسان ها یا سیه روزی بی حدود آن ها در این راستا را ساده ترین و بی دریغ ترین کارها می بیند. با رشد فزاینده تکنیک شخم، شرائطی پدید آورد که خاک درعمقی محدود بر اثر شخم های مکرر بسیار ریز گردد، به صورت متخلخل در معرض هوا قرار گیرد، کلاً، به ویژه سطوح فوقانی آن با کنش اکسیژن اکسیده شود و جذب عناصر و املاحش توسط ریشه گیاهان سهل تر گردد. پروژه ای که اجرای آن در چهارچوب نیازهای واقعی زندگی بشر محل ایرادی نیست اما وقتی توسط سرمایه صورت می گیرد، زمانی که سلاح کارای انباشت افراطی سرمایه و حصول سودهای کهکشانی می شود، نتیجه ای از بیخ و بن معکوس به بار می آورد. تکرار این روند از بازدهی خاک می کاهد، زمین را از ذخائر حیاتی آن تهی می سازد، علاوه بر آن، به خاطر اینکه زمین های کشاورزی در عرض صد ها وگاه هزاران سال زیر کشت بوده اند با تهی شدن از مواد لازم، آنچه جذب ریشه گیاهان می گردد نیز دستخوش تغییرات کمی و کیفی می شود. این مواد به جای مفید بودن حالت مضر و بیماری زائی پیدا می کنند. پیش از اینکه وارد بحث تغییر محتویات خاک کشاورزی شوم لازم می بینم کمی در مورد تک تک مواد غذایی و نقش آنها در بدن انسان توضیحاتی هر چند کوتاه بدهم.
بدن انسان احتیاج به تعداد نسبتا زیادی عناصر مختلف دارد تا بتواند بطور نرمال از عهده کارهای روزانه بر آید و رشد طبیعی خود را تأمین نماید. از این مواد کربن، اکسیژن، هیدروژن و ازت (نیتروژن) تقریبا در تمامی مواد ارگانیک بدن از هورمون ها، پروتئین ها، هیدرو کربن ها گرفته تا چربی ها و DNA به کار می روند. عناصری مانند سدیم (ناتریم)، کلسیم، کلریدها وفسفات ها نیز در همه مایعات بدن وجود دارند. اضافه بر تمامی این ها فلزاتی به مقدار کم (کمتر از 100 میلی گرم در روز) ولی بسیار مهم (Micronutrient) در ساختمان آنزیم ها و مکانیزم های شیمیایی مختلف بدن به کار می روند. مواد کانی ( Mineral) شامل فلور (Fluor)، مس (Cu)، سلنیم (Se)، منگنز(Mn)، ید (I)، مولیبدن (Cr)، کروم (Cr) از این جمله اند. کاهش کاریس دندان، تنظیم نیازهای نسج استخوان، متابولیسم آهن و گلوکز بدن، بالانس سالم ترکیب خون، عملکرد طبیعی مغز، محافظت سلول های بدن در مقابل اکسیده شدن، سلامت سیستم دفاعی، تعادل عضلات قلب، سوخت و ساز هیدروکربن های بدن، ایفای نقش درست هورمون های مهم، کنترل متابولیسم بدن، همه و همه در گرو برخورداری منظم، متعادل و کافی ارگانیسم انسانی از این مواد است. برای بررسی نقش و فونکسیون واقعی این فلزات در سلامتی انسان به پیوست (1) این نوشته نگاه شود.
گروه دیگری از فلزات مانند آهن (Fe)، منیزیم ( (Mg ، روی (Zn) ، بور(B) نیز در ساختمان و مکانیسم های کار بدن شرکت دارند که مقدار احتیاج انسان به آنها بیش از مواد بالاست. این فلزات در تأمین هموگلوبین خون و انتقال اکسیژن به بافت ها، تشکیل و فعال ساختن تعدادی از آنزیم های بدن، مقابله با خستگی، تضمین تمرکز مغز، تنظیم خون، شکل گیری پروتئین های مورد نیاز، سوخت و ساز کلسیم بدن، پویه طبیعی رشد، کنترل رفتار و ممانعت از بروز اختلال در قلب، سلامتی پوست، تأمین شرائط التیام و بهبود زخم ها، جلوگیری از کاهش اشتها، جذب کلسیم توسط استخوان، تعادل هورمون زنانه و مردانه، ممانعت از پوکی استخوان و بسیاری مکانیسم های حیاتی دیگر بدن، نقش تعیین کننده بازی می کنند. (برای اطلاع بیشتر از پویه تأثیر این گروه فلزات بر سلامتی بدن به پیوست 2 رجوع شود) علاوه بر مواد کانی فوق، ویتامین ها، مواد آلی مهمی هستند که نقش کلیدی در سوخت وساز سایر مواد لازم بدن دارند و تقریبا همگی آنها از طریق مواد غذایی ( گیاهی و حیوانی) وارد بدن می گردند. البته ویتامین هایی نیز وجود دارند که به وسیله خود بدن تولید می شوند ولی چگونگی این تولید، به نوبه خود منوط به وجود مواد غذایی لازم و در دسترس بدن می باشد. یکی از وظایف ویتامین ها کنترل مقدار جذب مواد کانی است، به این ترتیب ما اهمیت رابطه متقابل بین این مواد و عناصر را در می یابیم. ( به پیوست 3 همین مقاله و نیز نتیجه پژوهش های دو محقق امریکائی در رابطه با تأثیر کمبود ویتامین ها بر روی ارگانیسم بدن انسان از جمله بروز بیماریهای قلبی، پوکی استخوان و انواع سرطان ها در نشریه ژورنال Jama1 رجوع گردد). گزارش اخیر مبتنی بر بررسی 150 پژوهش دیگر که در فاصله سالهای 1966 تا 2002 انجام شده، تهیه شده است.
از مواد کانی و ویتامین های فوق که بگذریم بدن انسان به عناصر دیگری نیز به مقدار نسبتا زیاد (Macronutrient) نیاز دارد. : فسفر (P)، ازت یا نیتروژن(N)، پتاسیم یا کالیم (K)، کلسیم (Ca)، سدیم یا ناتریم (Na) از این جمله هستند. این دسته از مواد به نوبه خود در تشکیل استخوان ها و دندانها، جلوگیری از پوکی استخوان، ساختمان ژنتیک (DNA) گیاهان و جانوران، تنظیم اسید بدن، ساختن پروتئین ها و هورمون های مورد احتیاج بدن، اسیدیته و بالانس بدن، تعادل اعصاب و فعالیت عضلات، انعقاد خون و سایر سیستم های حیاتی انسان نقش تعیین کننده بازی می نمایند. (به پیوست 4 نگاه شود)
برای اینکه بتوان عوارض واقعی کمبود مواد غذایی، مواد کانی و ویتامین ها در بدن انسان را حدس زد، می توان حالتی را در نظر گرفت که بدن گذشته از نیاز به آب، چه مدتی می تواند بدون غذا دوام آورد. انسانی به وزن 70 کیلو، جوان و فعال را تصور کنید که کار می کند و هر روز در طول 2 ساعت 10 کیلومتر راه می رود. او می تواند این کار را انجام دهد بدون اینکه غذایی بخورد و فقط به آشامیدن 3 لیتر آب در روز بسنده نماید. اگر این فرد گرسنه ماند ولی هیچ فعالیت بدنی انجام ندهد، به طور قطع توان جسمی او رو به استهلاک می نهد اما روند این استهلاک آهنگ نسبتاً کندی خواهد داشت. حال فرض کنیم که او به فعالیت روزانه اش ادامه دهد و به طور مثال هر روز 10 کیلومتر بدود. در چنین وضعی بدنش حدود چهار هفته از طریق ذخیره چربی و هیدرو کربن ها دوام می آورد، اما به سرعت دچار کاهش وزن و ضایعات فیزیکی و روانی می گردد (تغذیه محدود مثلا 2000 کیلو ژول، 478 کیلو کالری هیدرو کربن یعنی حدود 130گرم شکر در شبانه روز که کمترین مقدار انرژی لازم است می تواند فعالیت بدن را بالا ببرد). بعد از چهار هفته تمامی چربی بدن از بین می رود و وزن بین 16 تا 20 کیلو کاهش می یابد. در این شرایط هیچ گونه فعالیت فیزیکی و تولیدی امکان پذیر نیست و می بایست شخص مورد نظر دراز بکشد زیرا بسیار خسته و حساس شده است. این مثال در مورد یک فرد جوان که قدرت متعارفی دارد صادق است. حال برای کسانی که در حالت متعارف بر اثر کار طولانی و فرسودگی ناشی از آن قدرت کمتری برای فعالیت فیزیکی و عصبی دارند، اگر اسیر چنین شرائطی شوند، به این معنی که هیچ مواد غذایی جز آب به آنها نرسد روند استهلاک جسمی و فکری آنان با سرعت بیشتری پیش می رود و نتایج آن بسیار وخیم خواهد بود.(این سناریو از تحقیقی که سازمان بهداشت مواد غذایی سوئد برای انستیتو تحقیقات وزارت دفاع انجام داده، اقتباس شده است 2 ).
مثال بالا ما را آماده می کند تا محور اصلی گفتگوی خویش یا فاجعه تهی شدن خاک از مواد لازم جهت باروری مفید گیاهان و تأثیر آن بر زندگی انسان را پی گیریم. یک گیاه حداقل به 19 نوع مواد کانی مختلف احتیاج دارد تا بتواند رشد کند و محصولی دارای مواد غذائی کافی بدهد. این گیاه کربن را از هوا، هیدروژن و اکسیژن را از آب و 16 عنصر دیگر رااز خاک دریافت می کند. هر کدام این مواد اهمیت جداگانه ای برای گیاهان مختلف دارند. این بدین معنی است که کمبود هر کدام تائثیر مخربی بر محتویات محصول می گذارد. اگر در گذشته های دور، نظام سرمایه داری رشد تولید و فراوانی ارزش های مصرفی را تا حدودی با حفظ محتوای کالاهای مصرفی همراه می کرد، امروز اعمال سیاست صرفه جویی و سودجویانه هر چه وحشیانه تر در تولید محصولات زراعی و دامی یکی از شیوه های مهم مورد استفاده سرمایه داران برای کاهش دادن هزینه های تولید و افزایش سودهاست. راهبردی که تهی شدن هر چه بیشتر این کالاها از مواد مورد نیاز جبران انرژی از دست رفته کارگران را در پی دارد. کاهش محتوای غذایی کالاهای کشاورزی و دامی منجر به گرسنگی دایمی توده های کارگر می گردد. اگر آنان در صد سال پیش همراه با افزایش شدت کار (افزایش مصرف انرژی در واحد زمان) و کاهش دستمزدها دچار سوء تغذیه بودند و دائما در معرض تهدید و حمله بیماریها، قرار داشتند امروز نه فقط افزایش سرسام آور شدت کار در نتیجه مکانیزه شدن عظیم را تحمل می کنند، نه تنها شاهد کاهش مدام و مستمر دستمزدهای واقعی هستند، نه فقط مجبور به قبول روزانه کار طولانی تر می گردند، نه تنها سلاخی روز به روز حداقل معیشت و بهداشت و تامین اجتماعی خود را تحمل می کنند که سوای همه این ها، بیش از گذشته در خطر سوء تغذیه و مرگ و میر ناشی از این فاجعه می باشند. واقعیتی که من سعی کردم تا در مثال بالا به شکل اثرات گرسنگی یک ماهه نشان دهم. هنگامیکه مصرف هریک از مواد کانی و ویتامین های مورد اشاره، به زیر حداقل خود می رسد، بیماریهای ناشی از گرسنگی شروع به حمله می کنند. این وضعیت تغذیه، در درازمدت، دیگر فقط کاهش وزن به بار نمی آورد، بلکه کل توان جسمی کارگران را می فرساید و قدرت فکر کردنشان را می کاهد.
تغذیه ناکافی فقط معضل کارگران با دستمزدهای پایین تر نیست. کاهش ذخیره های غذایی کالاهای کشاورزی و دامی تمامی اقشار کارگران حتی آنها که از مزدهای نسبتاً بالاتری برخوردارند را نیز در شمول خود می گیرد. خواهید پرسید که این مسئله چه ارتباطی با محیط زیست دارد. پاسخ این است که بررسی مسائلی مانند محتویات خاک کشاورزی و تاثیر آن بر مواد غذایی، رابطه اش با کاربرد کود شیمیائی، سمپاشی محصولات کشاورزی، تاثیر باران های اسیدی، جایگزینی فلزات سنگین مخرب با مواد کانی مورد احتیاج بدن و تغییرات ژنتیک بذرها (تحت عنوان بذر مرغوب) پایه مهم و مناسب گفتگو در باره نقش ویرانگر نظام سرمایه داری در حوزه کشت و زرع و در همین راستا محیط زیست است. از دیر باز اتحاد کشاورزی و صنعت به مانعی بر سر راه کارکرد طبیعی حاصلخیزی همیشگی زمین تبدیل شد، زیرا در تولید ماقبل سرمایه داری تأمین نیازهای معیشتی و نه انباشت سرمایه اساس کار بود. تولید سرمایه دارانه کشاورزی هرگز نتوانسته است و نمی تواند فرمولبندی مناسبی جهت جلوگیری از کاهش مواد لازم خاک برای کالاهای غذایی با محتوای مناسب، به دست دهد، تحقق این هدف بدون انصراف از سرمایه گذاری های بزرگ در این قلمرو ممکن نیست، چیزی که خط قرمز نظام بردگی مزدی است و برای امتناع از آن نابودی سلامتی کارگران نخستین گزینه است. پیداست که توسعه بار آوری کار در واحد کشاورزی با هدف جلوگیری از کاهش نرخ سود نیز هیچ راهی به راه حل این معضل نمی برد و در نتیجه همواره و بطور ممتد سلامتی کارگران در معرض بیشترین خطر خواهد بود. اگر مواد کانی در خاک کاهش می یابد، می بایست که کمبود آنها در گیاهان نیز مشهود باشد ولی صاحبان سرمایه با قربانی ساختن سلامتی انسان و توسل به استفاده از مواد زیانبار مانع این کار می شوند. زیرا زراعت سرمایه داری فقط با تولید انبوه کالا و سود سرشارتر، کمیت سودافزا و نه محتوای سلامتی آور همساز است. صاحبان سرمایه در این گذر مثل همه عرصه های دیگر حیات اجتماعی از بی اطلاعی توده های کارگر حداکثر بهره را بر می گیرند. کارگران مجبورند به بهای کالاها اندیشند و کمتر بر روی کیفیت آنها درنگ کنند. به ویژه که کسی از محتوی این کالا ها اطلاعی ندارد. ظاهر این محصولات در طول قرن ها تفاوتی نکرده اند!! اما محتوای آنها در فاصله زمانی کوتاهی تفاوت عظیمی نموده است. ما کارگران حتی اگر به کالاهای کشاورزی و دامی دسترسی داشته باشیم یعنی اگر قادر به خرید آنها باشیم وهر قدر هم زیاد مصرف کنیم باز کمبود مواد غذائی لازم بسان بلیه ای ما را تهدید می کند. حتی مکمل های غذایی (Dietary supplement) و مواد غذایی اضافه شده (Food fortification ) کمکی به کاهش مشکل نمی کند زیرا جذب مواد کانی بطور مستقیم و یا حتی افزوده شده به غذا بسیار ناچیز است (تقریبا 2-3 %). این خود به وضوح نشان می دهد که زمین کشاورزی هر چه کمتر می تواند این مواد ضروری (بخصوص مواد کانی) را به گیاهان برساند. دیاگرام 1 از مقاله ای در ژورنال مواد غذایی گرفته شده است 3.
مکمل های غذایی و افزوده های غذایی ورشکستگی کشاورزی سرمایه داری
دیاگرام 1
diagram1_ghgb
Percentage of the population with vitamin (A) and mineral (B) intakes below the EAR for individuals aged ≥2 y (data from NHANES 2003–2006; n = 16,110). Usual intakes from foods (naturally occurring and that from naturally occurring plus added via enrichment and/or fortification) and dietary supplements were estimated by using the National Cancer Institute method with 2 d of reported intake. EAR, estimated average requirement;
EAR در دیاگرام1 متوسط محاسبه شده احتیاج بدن به مواد کانی و ویتامین ها است که در درصد جمعیت (این تحقیقات بر روی 16110 امریکایی انجام شده) بیان گردیده است. ستون ها در هر ماده به ترتیب مواد غذایی کشاورزی (طبیعیNaturally Occurring )، مواد اضافه شده به غذا (Nutrients Added) بعنوان غنی کردن آنها و مکمل غذایی (Food & Supplements) است. در این دیاگرام بسیار واضح است که بطور مثال بخش بزرگی از مردم (74%) دچار کمبود ویتامین Aهستند که با غذای غنی شده این رقم به 45% وسپس با مکمل ویتامینی این رقم به 34% می رسد. مواد کانی ضروری (Micronutrient) نظیر روی (Zn)، مس (Cu)، آهن (Fe)، و سلینیم (Se) با وجود مواد مکمل و غنی شده ها به میزان ناچیزی تغییر می کنند وهنوز بخشی از مردم ازکمبود این مواد مهم رنج می برند. منیزیم و کلسیم با وجود تکمیل ها و افزودنی ها هنوز بیش از 50% مردم از کمبودشان رنج می برند. ویتامین های مورد نیاز بدن نظیر ویتامین ث (C) 25%، آ (A) 34%، ای (E) 60% و ویتامین د (D) 70% نیز به جمعیت عظیمی از خانواده های کارگری دنیا نمی رسد. در این نتایج حتی مکمل های غذایی در نظر گرفته شده است. حال بگذریم (بعدا به این مسئله می پردازم) که اصولا مکمل های غذایی و مواد اضافه شده خود دال بر کمبود این مواد در محصولات کشاورزی و دامی است. جلوتر در همین گزارش نشان داده می شود که حتی افزودن مواد به غذا ها (غنی کردن) و به عنوان مکمل نتوانسته است همه کمبودها را جبران کند. فقط مقدار ناچیزی از مواد کانی اضافه شده به وسیله بدن جذب می گردد زیرا به خصوص این مواد و حتی ویتامین ها می بایست در ترکیب طبیعی خود همراه با سایر مواد غذایی وارد بدن شوند تا قادر به جذب کافی باشند. اگر قرار بود با افزودن موادی نظیر آهن و غیره به غذا، کمبود های غذائی بدن آدمها رفع شود، آن گاه به احتمال زیاد نخستین و فوری ترین کار نظام سرمایه داری این می شد که سر و ته تغذیه هر کارگر و مایحتاج بازتولید نیروی کارش را با یک قوطی پودر حاوی مقداری مواد کانی، ویتامین ها وغیره، به هم آرد. تا از این طریق کفه کار اضافی کارگران در قبال کار لازم آن ها را تا دورترین مرزها سنگین سازد و چه بسا از پرداخت چیزی به نام دستمزد هم حتی الامکان راحت گردد! کمبود مواد غذایی ضروری بخصوص ویتامین ها در گزارش مفصل 4 نیز آمده است و نشان می دهد که چگونه در شرائط روز دنیا این مواد حیاتی (ویتامین ها و مواد کانی) مستمراً در بدن کاهش می یابد و چگونه افزودن مصنوعی آنها و مکمل های غذایی افزایش می یابد.
برای اینکه به دلایل این امر که امروزه واقعیتی انکار ناپذیر است دست یابیم به گذشته های دور، به دورانی که کشاورزی در کنار رودهای بزرگ نیل، گنگ، رود زرد چین و دجله و فرات، باز گردیم. هنگامیکه مواد کانی از کوهها شسته می شد و همراه با جریان آب رود های عظیم بر بستر دلتا و کناره آنها مواد جدید و جبران کننده بر جای می نهاد. در آن زمان محصولات کشاورزی از لحاظ محتوا کیفیت خود را حفظ می کردند و هر از چند گاهی انسان از طریق کودهای طبیعی نظیر فضولات انسانی و حیوانی زمین را غنی می ساخت. اکنون حتی اگر کشاورزی سرمایه داری به فرض محال بخواهد چیزی در حدود 60 ماده کانی مختلف را به زمین کشاورزی باز گرداند، روند طولانی جا افتادن این مواد با مواد شیمییایی خاک و روند جذب گیاه چیزی در حدود 5 تا 10 سال طول می کشد و در این صورت هیچ سرمایه ای چنین روند طولانی گردش را در دنیایی که سرعت واگرد سرمایه یک شرط حیاتی بقای نظام است، تحمل نخواهد کرد. مسئله کمبود مواد ضروری در خاک کشاورزی اولین بار به صورت گزارش مدون با نتیجه گیری مشخص در سنای امریکا در سال 1936 انتشار یافت که به سند 264 سنا معروف شده است (Senate document no 264 ) طرح شد. این سند که شامل روش های تجزیه شیمیایی نیز بود از طرف مسئولین دپارتمان کشاورزی امریکا در اختیار کنگره قرارگرفت. دکتر نورتن (Dr Charles Northen ) نتیجه سال ها تحقیقات خود در زمینه امراض ناشی از کمبود مواد کانی در صیفی جات، میوه ها و حتی شیر و تخم مرغ را در این سند خاطرنشان می کند و در دنباله کارش نتیجه افزودن این مواد به خاک را در محصولات بدست آمده از کشت سبزیجات، میوه جات و تخم مرغ نشان می دهد. او در انجام این پژوهش از همکاری عده ای از کاوشگران دانشگاه های بزرگ امریکا 5 برخوردار بوده است.
هنگامی که اعضای کنگره به این گزارش مفصل گوش می دهند و همزمان هزینه جبران مواد از دست رفته خاکهای کشاورزی را مشاهده می کنند تلاشی در جهت سرپوش گذاشتن بر این اطلاعات به عمل می آورند، اما در این میان حوزه دیگر سرمایه داری یعنی حوزه داروسازی گویا گنج گمشده خودرا می یابد. درست از این تاریخ به بعد این حوزه به افشای گوشه هایی از این سند در جهت تبلبغ کالاهای دارویی که به اصطلاح وظیفه جبران مواد کانی و ویتامین ها را به عهده دارد، می پردازد. مکمل های غذایی، به حوزه جدیدی برای پیش ریز سرمایه های تراست ها تبدیل شد و به این ترتیب سرمایه داران و دولتشان یکدیگر را تکمیل کردند. بعد از این تاریخ پژوهش های وسیعی در اروپا و امریکا تداوم کاهش مواد ضروری در خاکهای کشاورزی در سطح وسیع را نشان می دهند. طبق تحقیقات یک مؤسسه انگلیسی 6 کاهش مواد ضروری در سیب زمینی، چغندر قند، صیفی جات و سته (میوه هایی نظیر توت، توت فرنگی، انگورو …) در دوره ی 1940 تا 1991 چشمگیر بوده است و منیزیم (Mg) به میزان 24%، کلسیم 46%، مس 76% و روی 59% این محصولات به طور بارز کاهش یافته است. بخش تحقیقاتی دانشگاه کشاورزی سوئد نیز نتایج مشابهی را نشان می دهد. کمیسیون اروپا در گزارش مفصلی در سال 2009، تحت عنوان جذب مواد غذایی توسط بدن از غذاهای متعارف، افزوده های غذایی و مواد غذایی مکمل، به این مسئله پرداخته است 7.
این گزارش شامل کشورهای انگلند، فنلاند، آلمان، هلند، اسپانیا، لهستان، دانمارک، ایتالیا و بلژیک می شود. شیادی و عوام فریبی دولت های سرمایه داری در این گزارش چنین است که به جای اذعان در کمبود مواد ضروری (مواد کانی و ویتامین ها) در محصولات غذایی، از مکمل های غذایی صحبت می کنند. ولی همین ارقام نیز دم خروس را از لای عبای آنان نشان می دهد. 24% از مردان و 30% زنان این کشورهای اروپایی از مکمل مواد غذایی جهت جبران کمبودهای موجود در محصولات سرمایه داری کشاورزی و دامی، استفاده می کنند. سازمان بهداشت مواد غذایی سوئد شیادی را به حدی رسانده که جدول مواد خوراکی ضروری در کالاهای کشاورزی و دامی در سال 1986 خود را در سال 2002 تغییر داده و مقادیر حد نصاب آنها را پائین آورد و باین ترتیب رسما اعلام کرد که انچه که در این محصولات وجود دارد همین هست که هست، مازاد را خودتان از طریق قرص ها و پودر ها جبران کنید! سایر نهادهای مشابه در دیگر کشورها نیز غیررسمی اعلام می کنند که سرمایه ها را در حوزه کشاورزی و دامی به حال خود گذارید و کمبودها را به وسیله خرید قرص ، پودر و سایر معجون های تولید شده حوزه تولید دارو تهیه کنید! این را من نمیگویم، صاحبان سرمایه های غول آسای حوزه های تولید دارو در سایت های خود تبلیغ می کنند 8
گزارش زیر که محتوی بررسی بیش از 500 پژوهش مختلف در مورد احتمال بیماری های ناشی از عدم استفاده از مکمل های ویتامینی و مواد کانی است، خود از طرفی گویای کمبود این مواد در غذاهای متعارف و از طرف دیگر تلاشی جهت بازار یابی این کالا ها می باشد 9
به بررسی دلایل کاهش مواد کانی در خاک پردازیم. عامل مهم این کاهش تولید افراطی سرمایه و در نتیجه استفاده از منابع حیاتی خاک دراین جهت یعنی تولید برای انباشت سرمایه است. سرمایه داران این بخش با افزودن سالانه کودهای شیمیایی که عمدتا فقط شامل ازت و فسفر می شود مقداری از مواد را به خاک برمی گردانند. اما این خود باعث از بین رفتن تعادل شیمیایی و اسیدی خاک و آب می گردد. از این گذشته تمامی هدف آنها تولید کالایی است که به ظاهر شکل و فرم همیشگی خود را حفظ کرده است. سرمایه دار اهمیتی به منابع خاک نمیدهد، برای او کافی است گیاهش سالم باشد تا تولید مورد نظر را به ثمر رساند. در این رابطه بد نیست ذکری از توصیه سازمان کشاورزی سوئد به سرمایه داران این بخش کنیم که می گوید «این مهم نیست که تمامی محتویات خاک جبران شود بلکه مهم این است که حال گیاه چگونه است!». آری سرمایه با زمین همان می کند که برسر کارگر می اورد، تولید سرمایه داری نه برای پاسخ به نیاز زندگی انسان ها که جهت کسب سودهای کلان تر و انباشت بیشتر سرمایه است. بدین ترتیب پیشرفت سرمایه دارانه در کشاورزی نه تنها باعث پیشرفت در غارت زمین بلکه در همان حال پیشرفتی در شبیخون به هستی کارگران است زیرا همین کالاهای تهی از ارزش غذائی با دستمزد ناچیز آنان مبادله می گردد. تحقیقات به وضوح نشان میدهد که از دیر باز سرمایه داران قلمرو کشاورزی برای ادامه کار و کسب سود دلخواه راه حل ساده ای داشته اند وآن افزودن کمی ترکیبات فسفر وازت به خاکهای مزورعی بود حال محصولات کشاورزی از حیث مصرفی چه ارزشی دارند این مشکل کارگران مصرف کننده این کالاهاست 10.
باران های اسیدی
علاوه بر استفاده سرمایه داری از خاک و تهی کردن آن از منابع حیاتی عوامل مهم دیگری نیز در این روند قابل تعمق هستند. یکی از آنها باران های اسیدی است. مهمترین دلیل بارانهای اسیدی بارش اکسید های ازت و گوگرد در اثر استفاده از سوخت های فسیلی نظیر نفت و ذغال سنگ است. این اکسید ها با رطوبت هوا اسیدهای نیتریک و سولفوریک تولید می کنند. اسیدی شدن خاک، آب های زیر زمینی، دریاچه ها و تالابها نتیجه این باران هاست. ماهی این دریاچه ها و تالابها کاهش می یابد و ریزش باران های اسیدی باعث کاهش مواد کانی خاک بر اثر رقابت نابرابر با عناصر فلزات سنگین مضر نظیر سرب، کدمیم، جیوه و آرشنیک می گردد. آزاد شدن آلومینیم خاکها و ورود آن به دریاچه ها باعث عوارض تنفسی در ماهی ها می شود. همین فلز با فسفات کود شیمیایی ترکیب می گردد و کمپلکسی ایجاد می کند که در نهایت موجب کاهش فسفر زمین می گردد. کدمیم که فلز سنگینی است مانند سرب بر اثر ترکیب با د.ن.آ (DNA) بدن عوارض وخیم ژنتیک را به دنبال می آورد. کدمیم در کود های شیمیایی نیز وجود دارد وقتی آبها اسیدی می شوند تحرک این فلز خطرناک بیشتر گردیده و وارد ارگانیسم موجودات زمینی و دریایی می گردد. از آنجا که انسان در زنجیره غذایی ( سلسله مراتب مصرف غذاهای تشکیل شده از مواد و موجودات متنوع تر) در بالاترین رتبه قرار دارد سرانجام وارد بدن انسان می گردد. علاوه بر این استخراج فلزات و حمل آنها موجب آغشتگی هوا، خاک و آب ها به این فلزات مضر می شود. فاضلآب های خانگی و شهری نیز محتوی فلزات سنگین است و زمانی که رسوبات آن به عنوان کود شیمیایی استفاده می شود به روند تولیدات کشاورزی سرایت می کند.
عامل دیگری که باعث کاهش مواد کانی در خاک است دی اکسید کربن یا گاز کربنیک هوا است. هنگامی که غلظت گاز کربنیک در جو زمین بالا می رود (همچنانکه در فصل اول این نوشتار به تفصیل از آن صحبت کردم در حال حاضر به طور متوسط، سالانه بیش از 25 میلیارد تن گاز کربنیک وارد جو زمین می شود) بعد از سال 1800 غلظت این گاز در جو زمین حدود 30% افزایش یافته است. این امر باعث کاهش آهن و روی در زمین های کشاورزی شده و نتیجتا در گیاهانی نظیر گندم، جو وسایر غلات کمبودهای مهم مواد حیاتی را به همراه می آورد. حتی در مواردی میزان پروتئین این محصولات را کاهش می دهد. حال وارد این بحث نمی شوم که غلات خود به عنوان ماده خام در بسیاری از کالاهای غذایی مصرفی مورد استفاده قرار می گیرد و این کمبودها را به محصولات غذائی جدید نیز منتقل می کند. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به پژوهش دانشگاه هاروارد رجوع کنید 11
چهارمین عامل کاهش مواد کانی زمین ازت موجود در کودهای شیمیایی است. ازت عنصری ضروری در جهان گیاهان و جانوران است و از طریق گیاهان به صورت پروتئین ها، مواد اساسی هورمون ها و دیگر مواد حیاتی به همه جانوران از جمله انسان منتقل می شود. قبل از سرمایه داری طبیعت و کشاورزی مشکلی از نظر کمبود یا زیادی این عنصر نداشت، به عبارت دیگر میزانش در تعادل کامل به سر می برد. جو زمین که محتوی 78% گاز ازت است منبع اصلی تزیق این عنصر به زمین بود. روند این تزریق بسیار کند ولی حیاتی است. کند از این نظر که گاز ازت مولکولی دو اتمی و بسیار ثابت بوده و قابل انتقال به گیاهان در این شکل نیست. برای اینکه پیوند سخت دو اتم ازت شکسته شود طبیعت دو مکانیسم را به کار می برد. اول انرژی بسیار زیاد رعد و برق که باعث شکستن مولکول ازت شده و سپس با اکسیژن هوا ترکیب می شود و اکسیدهای ازت که آماده جذب گیاهان است را به وجود می اورد. دوم، که از اولی مهمتر است و 90% از روند طبیعی ازت مورد احتیاج گیاهان را تشکیل می دهد، فعالیت بیولوژیک موجودات ریز زمین و هوا اعم از باکتری ها ، قارچهاو سایر موجودات ریز است. در گذشته، کشاورزان گاه گاه از کشت گیاهانی نظیر شبدر، انواع لوبیا و نخود و بطور کلی تمامی بنشن ها و بقولات (باقلاییان که شامل 18000 گونه مختلف هستند) که دارای سیستمی حاوی باکتری های ازت سازنده مواد غذایی در ریشه های خود هستند جهت بالا بردن ازت زمین استفاده می کردند. با گسترش کشاورزی سرمایه داری و روند تهی شدن خاک کمبود هولناکی در ازت زمین به وجود آمد به طوریکه کودهای طبیعی نظیر فضولات حیوانی وانسانی برای جبران این کمبود کافی نبود. بعد از جنگ دوم (دیاگرام 2 بخوبی اسیدی شدن دریاچه های سوئد را بعد از 1940 نشان می دهد، البته این امر ناشی از بارانهای اسیدی بطور کلی است) تزرق کود شیمیایی که محتوی ازت زیادی در شکل های مختلف است ( از جمله نیتراتها و آمونیاک)، منجر به آنچنان افزایش این عنصر در سیستم اکولوژیک زمین شد که اکنون میزان افزودن ازت از این طریق بیش از روندهای طبیعی ذکر شده است و به این ترتیب سرمایه داری باعث از بین رفتن تعادل اکوسیستم و عواقب بعدی آن شد (یکی از این عواقب آزاد شدن فلزات سنگین نظیر کدمیم است که راهی دریاچه ها و آب های زیر زمینی می گردد دیاگرام 3 میزان افزایش این عنصر خطرناک را در دریاچه های سوئد نشان میدهد که با کاهش اسیدیته pH آب باران افزایش می یابد). اکنون کود شیمیایی تهیه 85% تمامی ازت مورد احتیاج زمین کشاورزی را به عهده دارد و این به معنی آنست که همراه با سایر روندهای ازت فعال ساز، مقدار بیش از حد نیاز ازت فعال وارد زمین می شود که خود باعث مجموعه ای از نابسامانی های زیست محیطی می گردد. افزودن کربنات کلسیم جهت کاهش اسیدیته آبه ا مشکلی را حل نمی کند زیرا همچنانکه فلزات سنگین و مواد شیمیایی آلومینیم را کاهش می دهد آنها را راهی رسوبات آبها کرده و منجر به مردگی دریاچه ها و دریاها می شود.
diagram2_ghgb
دیاگرام 2
diagram3_ghgb
دیاگرام 3
diagram4_ghgb
دیاگرام 4
این دیاگرام ها اقتباس شده از پژوهش دانشگاه چالمرز 12 سوئد در مورد بارانهای اسیدی و تاثیرات مخرب آنهاست
دیاگرام 4 نیز افزایش مقدار سرب (بخش در میلیون) را همزمان با کاهش فاصله از جاده های اصلی و پر ترافیک سوئد را نشان میدهد، این افزایش ناشی از ترکیب دو عامل یکی سوخت بنزینی خودرو ها و دیگری باران ها اسیدی است که سرب آزاد شده رابا خود میشوید و به آبهای زمینی و زیر زمینی کنار جاده ها منتقل میکند.
پیوست 1
مواد کانی ( Mineral)
1. فلور (Fluor). کاریس دندان ها را کم می کند و بر نسج بافت های استخوان تأثیر دارد. مصرف بیش از حد آن موجب بیماری های اسکلت نظیر پوکی استخوان می شود.
2. مس (Cu). که در آنزیم های اکسید کننده موجود است. متابولیسم آهن را به عهده دارد. کمبود آن باعث کم خونی (Anemia) می شود، در کودکان مشکل شکل گیری استخوان و در انسان های بالغ اختلالاتی در عملکرد مغز را به دنبال می آورد.
3. سلنیم (Se). در ساختمان آنزییم هایی که محافظت سلول را در مقابل اکسید شدن به عهده دارند بکار می رود. این فلز که به مقدار بسیار کم لازم است نقش بسیار مهمی در رابطه میان ویتا مین (E) با سیستم دفاعی بدن ایفا می نماید. کمبود آن منجر به تغییراتی در عضلات قلب می گردد.
4. منگنز(Mn). در سوخت وساز (متابولیسم) هیدرو کربن ها و چربی ها شرکت دارد. نقش این فلز مهم هنوز به طور کامل پژوهش نشده است.
5. ید (I). عنصر حیاتی دو هورمون مهم بدن (تیرکسین و تیروئین سه یدی)است. این دو هورمون متابولیسم بدن را کنترل می کنند و چند و چون پروسه رشد انسان در دست آنهاست.
6. مولیبدن (Mo). در آنزیمی که متابولیسم بدن را کنترل می کند و هم چنین در چگونگی روند اسید اوریک بدن شرکت دارد.
7. کروم (Cr). متابولیسم گلوکز (یک نوع هیدرو کربن) را کنترل و در نتیجه با هورمون انسولین همکاری می کند. نقش این عنصر به اندازه کامل پژوهش نشده است.
پیوست 2
آهن (Fe). به خصوص در هموگلوبین خون که نقش حیاتی انتقال اکسیژن به بافت ها را دارد، عنصر اساسی است. آهن در تشکیل تعدادی آنزیم های بدن نیز شرکت دارد. کمبود آن به خستگی، عدم تمرکز و کمبود خون (Anemia) منجر می شود.
منیزیم ( (Mg بعضی از آنزیم های بدن را فعال می کند و در شکل گیری پروتئین ها تأثیر دارد همچنین در سوخت و ساز کلسیم نقش بازی می کند. کمبود آن به توقف رشد بدن، عدم کنترل در رفتار و اختلال در عمل قلب منجر می شود.
روی (Zn) در تعداد زیادی آنزیم وجود دارد. کمبود آن در کودکان باعث توقف رشد و در بزرگسالان تغییرات پوست، بد شدن روند بهبود زخم ها و بدی اشتها را به دنبال می آورد.
بور(B) عنصری که بسیار کم در بدن مورد احتیاج است ولی بسیار مهم و نقشی حیاتی دارد. بور رل مهمی در جذب کلسیم در استخوان، تعادل هورمون زنانه در هنگام یائسگی و هورمون مردانه هنگام تشکیل عضله بازی می نماید. کمبود آن منجر به پوکی استخوان، کمبود هورمون های جنسی مرد و زن و اشکالاتی در شکل گیری استخوان می گردد. هنگامی که براثر باران های اسیدی (pH) خاک پائین است، برای مقابله با این مشکل، کربنات کلسیم (سنگ آهک) به خاک می افزایند و به این ترتیب خاک اسیدیته (pH) متعادل را پیدا می کند. فلز بور، همراه با کربنات ترکیب سختی ایجاد می کند که منجر به کمبود جذب آن بوسیله گیاه می شود و حتی هنگامیکه زمین بیش از حد اسیدی است (در اثر باران های اسیدی و استفاده از کود های شیمییایی ازت دار) باز هم این کاهش جذب ادامه پیدا می یابد. به همین خاطر هردوی این حالت ها، در جذب بور توسط گیاه اختلال ایجاد می کند. کمبود بور بیشتر از همه گیاهان در چغندر قند و گیاهان روغنی نظیر کلزا، گل آفتاب گردان و کتان دیده می شود.
پیوست 3
ویتامین آ (A) برای بینائی، پوست، غشای مخاطی دهان، روده و معده لازم است. کمبود آن منجر به کاهش دید در شب و کاهش مقاومت بدن در مقابل عفونت می شود.
ویتامین دی (D) در تنظیم کلسیم بدن در اسکلت ودندان ها نقش اساسی دارد. کمبود آن موجب راشیتیسم در کودکان و نرمی استخوان در افراد بالغ می گردد. این ویتامین می تواند در پوست بر اثر تابش خورشید نیز ایجاد شود.
ویتامین ای (E) از تجزیه و تخریب اسیدهای چرب اشباع نشده که برای بدن مفید هستند، جلوگیری می کند. این ویتامین برای مقاوم بودن گلبول های قرمز خون اهمیت دارد.
ویتامین کا (K) در انعقاد خون و فشردگی استخوان نقش مهمی دارد. نوعی از این ویتامین در بدن نیز تولید می گردد.
ویتامین (C) در سوخت و ساز بافت پیوندی نقش دارد. کمبود آن منجر به خونریزی لثه ها و بد شدن روند بهبود زخم می گردد.
ویتامین ب1 (B1) یا تیامین برای سوخت وساز هیدروکربن ها، بعضی اعمال اعصاب و عضلات و همچنین تولید انرژی بدن لازم است. کمبود آن به مرض بری بری (Beriberi) می انجامد.
ویتامین ب2 (B2) یا ریبوفلامین برای تجزیه چربی ها و سوخت و ساز هیدروکربن ها، و پروتئین ها لازم است. کمبود آن تغییراتی در پوست و غشاهای مخاطی ایجاد می کند.
ویتامین ب 6 (B6) برای سوخت وساز پروتئین ها و عمل سیستم اعصاب لازم است. کمبود آن منجر به تغییرات پوستی، مشکلاتعصبی و کمبود خون می شود.
ویتامین ب7(B7) یا بیوتین برای سوخت وساز سلول ها لازم است. در روده های انسان نیز تولید می شود.
ویتامین ب12(B12) برای سوخت وساز سلول ها، تشکیل گلبولهای قرمز و عمل سلسله اعصاب لازم است. کمبود آن منجر به کمبود خون (Anemia) و مشکلات عصبی می شود.
ویتامین ب 9 (B9) یا اسید فولیک برای سوخت و ساز سلول و گلبول های قرمز لازم است. کمبود آن منجر به کم خونی (Anemia) می شود.
ویتامین ب3 (B3) یا نیاسین سوخت و ساز هیدروکربن ها و چربی در سلول ها را به عهده دارد و در تولید انرژی مورد نیاز بدن شرکت می کند. کمبود آن منجر به نوعی مرض پوستی بنام (Pellagra) می گردد.
پیوست 4
فسفر (P) برای تشکیل استخوان ها و دندان لازم است در پروتئین ها و ساختمان ژنتیک (DNA) گیاهان و جانوران شرکت دارد. تنظیم اسید بدن و انرژی را نیز بهعهده دارد. کمبود این عنصر باعث کمبود کلسیم و پوکی استخوان می شود. عنصری مهم دیگری که در ساختمان تمامی پروتئین ها، هورمون ها و بعضی مواد حیاتی دیگر بدن بکار می رود.
ازت یا نیتروژن(N) در ترکیب تمامی پرتئین ها، هورمون ها و DNA گیاهان و جانوران شرکت دارد. در سوخت های فسیلی مانند نفت، گاز و ذغال سنگ وجود دارد، همراه با استهلاک لاستیک خودروها و آسفالت یکی از مهمترین عوامل نزول باران های اسیدی را تعیین می کند. این باران ها حامل اکسید های ازت حاصل سوخت های فسیلی و آمونیاک هستند که باعث اسیدی شدن زمین و آب ها می گردند. در زمینهایی که بر اثر باران های اسیدی و یا زیاده روی در بکارگیری کودهای شیمیایی ازت دار، اسیدیته زمین کاهش می یابد جذب مواد کانی دیگر، بوسیله گیاهان به شدت مختل می شود. علاوه بر این باعث اسیدی شدن آب دریاچه ها و در نتیجه کاهش مقدار ماهی و سایر جانوران آبزی گردیده و حتی تاثیر مخرب بر کیفیت آب آشامیدنی دارد.
پتاسیم (کالیم) (K). برای بالانس بدن و اسیدیته آن لازم است. اعصاب، فعالیت عضلات و کلاً بدن انسان به این ماده احتیاج دارد. حتی در کنترل فشار خون نقش بازی می کند. کمبود آن، کاهش فعالیت عضلات و گرفتگی آن ها را به دنبال می آورد.
کلسیم (Ca) برای تشکیل استخوان، دندان، انعقاد خون و عمل سیستم اعصاب لازم است. کمبود آن منجر به توقف رشد استخوان می شود و در طولانی مدت به پوکی استخوان (Osteoporosis) منتهی می گردد.
سدیم یا ناتریم (Na) کمبود آن سبب گرفتگی عضلات می شود، برای بالانس آب و اسیدیته وکانالهای اعصاب بدن لازم استو مصرف زیاد آن فشار خون را بالا می برد.
Reference
1.​Jama, October 9, 2002 vol-288, no. 14 Robert H. Fletcher; Kathleen M. ​Fairfield, Vitamins for Chronic Disease Prevention in Adults
2.​Nationa Food Agency
3.Journal of Nutrition 24 August 2011,
Food, fortificants, and Supplements: where do Americans get their nutrients
4.Second National Report on Biochemical Indicators of Diet and Nutrition in the U.S. population 2012
5.Universities of Johns Hopkins, Yale, Columbia, and Rutgers
6.English Medical Research Council
7.Intake of selected nutrients from foods, from fortification and from supplements in various European Countries
8.Desk Reference PDR
9.Proposals of the National Health Federation for
additional/revised Codex Nutrient Reference Values
(NRVs) for labelling purposes
10.California Agriculture, January 1950, Nutrient Deficiencies in Soil
Volume 4, Number 1
11.Increasing CO2 threatens human nutrition, Harvard School of Public Health, Nature
12.http://publications.lib.chalmers.se tenKemi- och Bioteknik, Chalmers, 2008
Göran Petersson, Professor i Kemisk Miljöveskap
حسن عباسی ژوئن 2014
متن پی دی اف