سياسی

«اینجا سوما است»

 
«اینجا سوما است»
(تقدیم به معدنچیان معدن زغال سنگ سوما)
اینجا سوما است
شرایط سخت
انسان درد است
و باتوم‌ها چهره ها را می کوبند.
اینجا سوما است
آن هنگام که ترکیه گرسنه بود،
کار فرما بر چهره های سوخته سیلی می زد
و ساعات طولانی کار بیگانگی را خدا می کرد.
اینجا سوما است
اعماق زمین
روزنه ای نیست
تا خورشیدِ ارزان را دوباره دید
نان دشوار است
دنیا به ارقام می پیوندد
و کودکان در نقاشی ها یتیم می شوند.
اینجا سوما است
آن هنگام که درد گلوگاه را درید،
مسلسل ها راه ها را بسته بودند
و کسی فانوس های مُرده را ندید.
اینجا سوما است
اعماق زمین
کارفرما چهره زیبای روزنامه هاست،
مالک بزرگی ست که از دهانِ هارِ دمُکراسی پیغمبر شد.
اینجا
اینجا سوما است
دنیای بردگی
آن هنگام که صندوق های سود چاق می شدند،
ترکیه گرسنه بود
دنیا از وال استریت تا ماریکانا گرسنه بود.
اینجا سوما است
آن هنگام که مرگ استشمام می شد،
کارفرما بهشت در دنیای دروغین را هم خریده بود.
اینجا سوما است
نان دشوار است
دنیا به ارقام می پیوندد
و کودکان در نقاشی ها یتیم می شوند.
«علی رسولی»