سياسی

روز اعتراض جمعی و جهانی کارگران در قبال نظام کارمزدی

پیشکش کارگران انقلابی
 
بمناسبت اول ماه مه
 
روز اعتراض جمعی و جهانی کارگران در قبال نظام کارمزدی
 
تمرکز عمودی ثروت و توسعه عرضی فقر در جغرافیای جهان گره کور سرمایه داری است. رشد معکوس تولید و مصرف در دوران معاصر علت تباهی رژیم های اقتصادی پیشین، دلیل عصیان برده ها در عهد باستان، شورش های پراکنده دهقانی در قرون وسطی را نیز در خود نهان دارد. راز سقوط اشرافیت برده دار، اسرار فروپاشی خانسالاری را بدست می دهد. نگرش مادی و تاریخی در باره لزوم تحولات ساختاری براثر رشد نیروهای مولد را تائید می کند. مگر اینکه نظام کارمزدی تافته ای جدا بافته باشد؟
اقتصاد برای اقتصاد: معجونی در ورای نیازهای مصرفی نیروهای مولد در صنعت و کشاورزی، مستقل از نیازهای مادی و معنوی کارگران و زحمتکشان شهری و روستائی بی معنی، حرف مفت است. تا ابد که نمی شود جفنگ بافت. با داد و قال ارزان برسر آمار و ارقام رسمی موضوع علم اقتصاد را ماستمالی کرد. در باره مالکیت خصوصی متداول، تقسیم کار جاری و امپریالیستی، شیوه سرمایه داری تولید و توزیع و مبادله موهوم بخورد افکار عمومی داد.
برآمد مبارزه طبقاتی در مناطق پیشرفته و پس مانده بالا گرفته، نبرد قهری و آشکار میان نیروهای فقر و ثروت، میان خلع ید شدگان و خلع ید کنندگان قدیمی و جدید اصلا قابل انکار نیست. دیری است که دنیای « آزاد »! از کهواره تاریخی خود خارج شده، رشد نیروی های مولد و متفکر برای دوام زیست جمعی انسان ها، برای پیشرفت و تکامل به تناسب داده های مادی زمانه را اجازه نمی دهد. مدتهاست که امپراتوری سرمایه با مولفه های ساختاری خود در تناقضی آشکار قرار گرفته و هیچ راه حلی برای رفع بحران جاری، مالی و تجاری و صتعتی، برای حل و فصل مسائل اقتصادی و اجتماعی ندارد.
ناگفته نماند که عدم هماهنگی میان خصلت اجتماعی تولید و شکل خصوصی مالکیت بر ابزار کار، بر وسائل تولید، ایضا ماهیت ضد تولیدی سرمایه تنزیلی… هیچ ربطی با مارکس و مارکسیسم ندارد. این نظام کارمزدی است که بزیر سئوال رفته، گرفتار عدم تحرک اقتصادی شده… تضاد کار و سرمایه را تشدید کرده، پای طبقه کارگر برای تسویه حساب تمام عیار با مالکان و سرمایه داران، پرولتاریای صنعتی و کمونیسم برای گسست کامل با تمام مناسبات تا کنونی را بمیان کشیده، لزوم مبارزه آگاهانه و سازمانیافته طبقه مولد و مترقی در قبال بورژوآزی فاسد و زائد و میرنده برسر مدیریت جامعه مدرن را در دستور کار قرار داده است. بوی یک انقلاب سوسیالیستی برای نفی انقلابی مالکیت خصوصی، گذار انقلابی از سرمایه داری به کمونیسم به مشام می رسد. تاریخ طبقه کارگر می طلبد، پرولتاریای انقلابی در مناطق پیشرفته و پس مانده را فریاد می کند…
همین چندی پیش بود که شرکت سهامی « وال استریت »! برای چندمین بار ورشکست شد. بانک های صاحب نام، دهها واحد تولیدی و بازرگانی، صدها کمپانی مادر و خواهر و خواهرزاده، خاصه آمریکائی و اروپائی، یکی پس از دیگری از پا در آمدند. گویا « ناگهان »! نظام اعتباری مسلط بر تولید و بازرگانی جهان – محرک معاملات فرضی، ذخائر حدس و گمانی، حساب های بادکنکی و… از کار افتاد و مکانیسم تولید برای فروش را بکلی فلج کرد.
رونق بورس و معاملات فرضی، ذخائر حدس و گمانی، حساب های بادکنکی، نسیه خوری امپریالیسم آمریکا طی سالیان متمادی، اصلا تازگی ندارد. خیر، نشانه های پس رفت رشد اقتصادی در جهان سرمایه داری، کسری بودجه و کسری بازرگانی در دنیای « آزاد »! به پیش از فروپاشی امپراتوری شوروی باز می گردد.
کافی است که کارنامه تاچریسم ( نگاه کنید به مقاله فریبرز رئیس دانا و مقاله احمد سیف در مجله هفته ) و یا علت برآمد ریگانیسم در آمریکای شمالی را مرور کنیم. کسری بودجه آمریکا در فاصله سال های 1988 تا سال 1992 میلادی: 155 میلیارد دلار در سال 1988، بعد از یک کاهش ناچیز در سال 1989 میلادی ( 153 میلیارد دلار ) دوباره صعود کرد. 220 میلیارد دلار در سال 1990، 269 میلیارد دلار در سال 1991، تا اینکه در سال 1992 میلادی به 348 میالیارد دلار رسید. کسری بازرگانی در این فاصله مساعد تر بود: 127 میلیارد دلار در سال 1988، 9/114 میلیارد دلار در سال 1989 و 116 میلیارد دلار در سال 1990 میلادی. کاهش مستمر رشد تولید ناخالص ملی: 1988 5/4/ در صد، 1989 5/2 در صد، 1990 1 درصد و در سال 1991 میلادی 4/0 ( – ) درصد.
کسری بازرگانی انگلیس در همین فاصله: 1988 5/37 میلیارد دلار، 1989 39 میلیارد دلار و در سال 1990 میلادی 35 میلیارد دلار. فرانسه: 1988 5/8 میلیارد، 1989 1/10 میلیارد و در سال 1990 میلادی 13 میلیارد دلار. ایتالیا: 1988 – 2/1 میلیارد، 1989 – 2 میلیارد و در سال 1990 میلادی – 1 میلیارد دلار… گویا آلمان و ژاپن و کانادا در میان کشورهای پیشرفته، در موقعیت بهتری قرار داشتند.
( نقل از هفته نامه اقتصادی چالج + بیلان لوموند )
بدهی دول « وفا دار »! در مناطق پس مانده بازپداخت نمی شد. اصل بدهی که هیچ، فقط بهره این وام ها معادل 25 میلیارد دلار بود. بقول موریس آله، اقتصاددان نوبل دار و مرحوم فرانسوی: اقتصاد کنونی بر روی هرم عظیمی از بدهی بنا شده… در توازنی متزلزل قرار دارد. در گذشته، هرگز یک چنین انباشت قرضی بوجود نیامد… هرگز یک چنین تهدید به فروپاشی عمومی، شکل نگرفته بود. ( چالنج )
بگزارش همین هفته نامه، فوریه سال 1992 میلادی: در فرانسه بسال 1991 میلادی، 53000 بنگاه، یعنی بیست درصد بیشتر از سال پیش، ورشکست شده اند. در ژاپن، 13000، پنجاه درصد بیش از سال پیش.
سالنامه اقتصادی – اجتماعی لوموند، ژانویه سال 1991 میلادی: رکود اقتصادی در کشور آمریکای شمالی باعث ورشکستگی 170 بانک در سال 1990 و بیش از 200 بانک در سال 1991 میلادی شده است.
بحران جاری قابل پیش بینی بود. اما دولتمردان « غافل »! تابع الزامات سرمایه گوش شنوا ندشتند. گویا نمی دیدند که سرمایه فرضی در گردش حجمی معادل 18 برابر بیشتر از تمام دارائی و خدماتی است که ظرف یک سال در جغرافیای جهان تولید شده است.
( سروران نوین جهان، ژان زیگلر، 2002 میلادی، بزبان فرانسه )
بورژوآزی نمی تواند اشتغال ایجاد کند. قادر نیست مبادله کار و سرمایه برای ایجاد اضافه ارزش را سازمان دهد، دوام نظام کارمزدی را بازآفرینی کند و با خود در تناقضی آشکار قرار گرفته، بیش از پیش بسمت تباهی نیروهای مولد، تخریب مهارت های فنی… گرایش پیدا کرده است. علت تحریم ها و تعرض، قتل عام خلق ها، سرکوب ملت ها، اشغال نوبتی کشورها، ویرانگری سازمان تروریستی ناتو. تاریخ طبقه کارگر را می طلبد، پرولتاریای انقلابی را فریاد می کند…
رضا خسروی