سياسی

خیزش و خشم نفرین شدگان خرد با بانگ رعد آسا از دهانۀ آتش فشانش آغاز ناگهانی پایان را اعلام می کند!

خیزش و خشم نفرین شدگان
خرد با بانگ رعد آسا از دهانۀ آتش فشانش
آغاز ناگهانی پایان را اعلام می کند!
(اوژن پوتیه، سرود انترناسیونال)
منتشر شده در خيزش ٣٢
 
در تاریخ طولانی، پر پیچ و خم، پر فراز و نشیب، پر خطر و پر امید مبارزۀ ستمدیدگان و استثمار شدگان با ستمگران و استثمارگران، لحظاتی وجود دارند که طبقات رنجبر در آن لحظات نه تنها از وضعیت تحمل ناپذیر خود، بلکه همچنین از قدرت خویش، نه تنها از ریشه های ستم و استثماری که بر آنان وارد می شود، بلکه همچنین از ضعف ذاتی دشمنان طبقاتی، از زوال و سقوط حتمی آنان و از ناگزیر بودن فروپاشی نظام هائی که تکیه گاه ستمکاران و انگل های جامعه است، آگاه می شوند! این آگاهی، گاه همچون برقی سریع و خیره کننده شکافی در سیاهی ها پدید می آورد و چشم اندازی روشن ولی زودگذر از آینده نشان می دهد. اما تاریکی ستبر اختناق، جهل و فریبکاری طبقات حاکم و یا تسلیم و نومیدی موقت ستمدیدگان پس از شکست در این یا آن نبرد، به تدریج آن برق را از انظار دور می کند چنانکه گوئی در اعماق ظلمت زندانی شده است. اما جلوه هائی از آگاهی و عمل تاریخی، به ویژه آگاهی وعمل تاریخی طبقۀ کارگر وجود دارند که به رغم گذشت سالیان دراز همچنان از کانون زاینده و پر انرژی خود پرتو می افشانند و راه مبارزۀ بی امان نفرین شدگان زمین با استثمارگران خونخوار را نشان می دهند و خیزش و خشم استثمار شدگان و ستمدیدگان را با ارائۀ آگاهی و تجربه، گسترده تر، محکم تر، کوبنده تر و سازنده تر می سازند.
تلاش های مرتجعان در سراسر گیتی برای پوشاندن، تحریف، بدنام کردن و بی اهمیت جلوه دادن برآمد های بزرگ آگاهی و عمل پرولتاریا، نتوانسته است و نخواهد توانست این جلوه های آگاهی و خود آزاد سازی را از خاطرۀ طبقۀ کارگر بزداید. کارگران و زحمتکشان و همۀ کسانی که بهره کشی ها، ستمگری ها، بحران های مرگبار، تجاوزات و جنگ های غیر عادلانه، ارتجاع و ابتذال حاکم، انهدام نیروهای مولد و تخریب محیط زندگی طبیعی و اجتماعی انسان به ستوه شان آورده، در یک کلام، همۀ بردگانی که دیگر نمی خواهند برده باشند، قربانیانی که دیگر نمی خواهند به کشتارگاه کشانده شوند، این برآمدهای بزرگ آگاهی و عمل انقلابی طبقۀ کارگر را همچون مردمک چشم خود گرامی می دارند و از آنها برای مقاومت و مبارزه درس می گیرند.
یکی از این برآمدهای بزرگ، اول ماه مه 1886است که خود به لحاظ تاریخی از انقلاب های اروپا در 1850- 1848، از مبارزات ضد برده داری در آمریکا، از انترناسیونال اول 1864 و از کمون پاریس 1871الهام گرفت. اول ماه مه، همچون کمون پاریس، همچون 8 مارس، همچون انقلاب اکتبر1917، همچون انقلاب چین 1949-1927، همچون جنگ های آزادی بخش ویتنام و بسیاری جنبش های انقلابی دیگر، به زرادخانۀ پرولتاریا تعلق دارد و سلاحی معنوی و تجربه ای آموزنده در پیکار مرگ و زندگی با نظام سرمایه داری است. بیهوده نیست که رژیم های ارتجاعی، هر جا که بتوانند، مانع تظاهرات بزرگ کارگران در این روز جهانی طبقۀ کارگر می شوند و در جاهائی که نتوانند مستقیماً جلو برگزاری مراسم و تظاهرات را بگیرند، می کوشند منحرفش کنند، آن را در بهترین حالت جشنی عادی در یک روز تعطیلی جلوه دهند و این روز را از محتوای انقلابی و از پیام آزادی بخش اش تهی سازند. کارگران انقلابی باید، به عکس، بر درون مایۀ انقلابی و بر پیام ضد سرمایه داری این روز بزرگ اصرار ورزند: روزی برای افشای همه جانبۀ نظام پلید و استثمارگر سرمایه داری و تجاوزگری امپریالیستی، برای پخش هرچه وسیع تر و نیرومندتر ایده های سوسیالیسم، و در همان حال برای اعلام هرچه رساتر ِ خواست های اقتصادی – اجتماعی و سیاسی فوری طبقۀ کارگر و برای تجدید پیمان با یکدیگر در پیکار بین المللی پرولتاریا برای برافکندن و به خاک سپردن سرمایه داری و نظام طبقاتی!
بحران بزرگ جهانگیر و ویرانگر اخیر سرمایه داری که از چند سال پیش آغاز شده و بنا بر اعتراف خود ِ نهادهای جهانی سرمایه، مانند صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سازمان ملل، چشم انداز بیرون آمدن از آن دور و دورتر می شود، تنها یکی از عوارض وخیم و خانمان برانداز نظام سرمایه داری است. حتی اگر این بحران تا چند سال دیگر فروکش کند، بیکاری، گرسنگی، نا امنی اقتصادی و اجتماعی و عدم اطمینان به آینده، گریبان کارگران و زحمتکشان را رها نخواهد کرد (کارشناسان نهادهای بین المللیِ سرمایه از بازسازی اقتصادی بدون ایجاد اشتغال خبر می دهند، اگر نگوئیم آن را توصیه می کنند). سرمایه داران در سراسر گیتی، به بهانۀ تلاش برای بیرون آمدن از بحران، یعنی بیرون آمدن از چاهی که خود نظام سرمایه داری کنده است و همواره می کند، حتی قدرت خرید ناچیز طبقۀ کارگر را به طور مطلق کاهش می دهند، دستاوردهای کارگران را که محصول سال ها و نسل ها مبارزه است از کف آنان می ربایند تا چرخ به گِل فرورفتۀ سرمایه داری دوباره به راه افتد، استثمار کارگران با شدت و وسعت بیشتر ادامه یابد تا بحرانی دیگر و چاهی دیگر!
اما سرمایه داران، دولت هایشان و نهادهای جهانی سرمایه، تنها به تحمیل و تشدید استثمار کارگران و زحمتکشان و دیکته کردن سیاست های ریاضت کشانه بر آنان بسنده نمی کنند. آنان اقدامات ضد اتحادیه ای، ضد مذاکرات جمعی، محدود کردن حق اعتصاب و غیره در کشورهای متروپل (مثلا در آمریکا) را کافی نمی دانند و شدیدتر از گذشته به تلاش های ارتجاعی خود برای حفظ و گسترش سلطۀ خود بر جهان و برای سرکوب و یا منحرف کردن مبارزات کارگران و زحمتکشان برای آزادی و نان و یا مصادرۀ این مبارزات به نفع بورژوازی ادامه می دهند. سیاست سرکوب و تجاوزهای امپریالیست ها و متحدان و کارگزاران شان به ویژه در شرایط بحران تشدید می شود. ما همچنین شاهد تلاش های بورژوازی و امپریالیسم جهانی برای منحرف کردن و مصادرۀ جنبش ها و انقلابات تودۀ مردم به نفع بورژوازی و امپریالیسم در شمال آفریقا و خاورمیانه هستیم. امپریالیست ها، به ویژه امپریالیسم آمریکا و اروپای غربی، و بورژوازی محلی متحد یا کارگزار آنها در این کشورها می کوشند جنبش های وسیع کارگران و توده های تهی دست شهر و روستا را در مرحلۀ نخست سرکوب کنند و اگر این کار ممکن نباشد، منحرف نمایند و بر طبق منافع و اهداف طبقاتی خود شکل دهند……
آری بحران جهانگیر کنونی سرمایه داری، هم سیاست سخت و ضد کارگری در داخل کشورهای سرمایه داری پیشرفته و هم سیاست تجاوز و جنگ دولت های آنان را در عرصۀ بین المللی تشدید کرده است. اما این تنها یک روی سکه است. روی دیگر سکه حاد شدن مبارزۀ طبقاتی در سراسر جهان است. اوج گیری مبارزات کارگران و توده های وسیع مردم، به ویژه تهی دستان شهر و روستا، در تونس، مصر، الجزایر، لیبی، سوریه و غیره تا حدود زیادی متأثر از بحران سرمایه داری اخیر بوده است. کاهش شدید قدرت خرید و بیکاری وسیع، به ویژه در میان جوانان در همۀ کشورها، به خصوص در کشورهای عقب مانده که نرخ بیکاری جوانان به 30، 40 و گاه 50 درصد می رسد یکی از عوارض سرمایه داری جهانی و نسخه های ریاضت کشانۀ نهادهای جهانی سرمایه داری است. این عوارض، علاوه بر کشورهای آفریقا، و بخش وسیعی از آسیا و آمریکای لاتین، دامنگیر یونان، ایرلند، پرتغال، اسپانیا، ایتالیا، انگلستان، فرانسه و تا حدی آلمان هم شده است. سال ها است که در آمریکا نرخ بیکاری رو به بالا و قدرت خرید کارگران رو به پائین حرکت می کند. وضعیت زنان کارگر همراه با استثمار مطلق کارگران وخیم تر می شود. طبیعی است که این وضعیت در همۀ این مناطق به اعتراضات اقتصادی و سیاسی کارگری منجر شود و شده است. پس روشن است که کارگران باید به دنبال شیوه های نوین و مؤثر مبارزه با سرمایه داران، دولت های سرمایه داری و نهادهای جهانی سرمایه باشند.
بورژوازی ایران و رژیم جمهوری اسلامی از جنبش کارگری و از اول ماه مه ترس و نفرت دارند و هر سال با بسیج مزدوران خود از برگزاری آن جلوگیری می کنند و شمار زیادی از فعالان کارگری را که خواهان برگزاریمستقل روز کارگرند، مورد ضرب و شتم قرار می دهند و تعقیب و زندانی می کنند.
در شرایط کنونی ایران طبقۀ کارگر و وسیع ترین توده های مردم خواست های سیاسی مبرمی مانند آزادی زندانیان سیاسی، آزادی اندیشه و بیان، آزادی راه پیمائی و اعتراض، برابری کامل زن و مرد در همۀ زمینه های حقوقی، سیاسی و اقتصادی – اجتماعی، حق اعتصاب، حق تشکل و تحزب، جدائی دین از دولت و آموزش، لغو امتیازات روحانیت و قطع کمک های دولت به نهادهای دینی، استقلال قوۀ قضائی، لغو همۀ قوانین ارتجاعی و قرون وسطائی مانند سنگسار، قطع اعضای بدن، شلاق زدن و غیره، منع هرگونه شکنحۀ جسمی و روحی، برابری حقوق همۀ ملت های ساکن ایران و حق ملل در تعیین سرنوشت خود، اخراج نیروهای انتظامی و امنیتی از کارخانه ها، ادارات، دانشگاه ها و مدارس و غیره دارند و طرح و تبلیغ و ترویج این خواست ها در روز اول ماه مه می تواند برد ویژه ای داشته باشد.
در همان حال طبقۀ کارگر نمی تواند خواست های مبرم اقتصادی و اجتماعی خود را به تعویق اندازد و روز اول ماه مه عرصۀ مهمی برای اعلام این خواست ها و مبارزه برای دستیابی به آنها است. خواستهائی مانند: حداکثر 8 ساعت کار روزانه و حداقل یک ماه مرخصی با حقوق در سال، تعطیل رسمی و با حقوق روز اول ماه مه برای همۀ کارگران مزدی، تعیین حداقل مزد براساس هزینۀ متوسط خانوار شهری چهار نفره (بودجۀ خانوار) و افزایش آن به تناسب تورم و بارآوری متوسط کار با شرکت نمایندگان منتخب کارگران، پرداخت مستمری بیکاری به همۀ بیکاران جویای کار تا زمان اشتغال، بیمۀ بیماری، حوادث کار، سالخوردگی و عمر برای همۀ کارگران مزدی، حق بازنشستگی همۀ کارگران مزدی پس از حداکثر 30 سال کار مداوم یا منقطع، لغو معافیت همۀ کارگاه ها و کارخانه هائی که از شمول قانون کار معاف شده اند، مزد برابر زنان و مردان در برابر کار یکسان، لغو همۀ امتیازات و تبعیضات جنسی، دینی، ملی و نژادی در زمینۀ اشتغال و تصدی مسئولیت های شغلی، آزادی تشکل های کارگری و حق آنها در بازرسی محیط های کار و شرایط کار و بهداشت کارگران، منع کار کودکان زیر 16 سال، حداکثر 4 ساعت کار روزانه برای نوجوانان بین 16 تا 18 سال، مرخصی با حقوق برای دوران بارداری و زایمان زنان کارگر به مدت حداقل 4 ماه و پوشش همۀ هزینه های بارداری و زایمان توسط بیمه های اجتماعی، ایجاد شیر خوارگاه و مهد کودک …
خواست های اقتصادی- اجتماعی و سیاسی مبرم کارگران نه تنها برای بهبود زندگی مادی و معنوی آنان در شرایط کنونی اهمیت دارند، بلکه در همان حال شرایط گسترش و تکامل مبارزۀ طبقاتی کارگران را برای اهداف نهائی این طبقه، محو استثمار و کار مزدی و محو طبقات فراهم می کنند. از این رو مبارزۀ کارگران برای خواست های فوری اقتصادی و سیاسی باید با مبارزه برای اهداف انقلابی و رهائی بخش این طبقه یعنی برانداختن سرمایه داری و استقرار سوسیالیسم همراه باشند و این اهداف دراز مدت چراغ راهنمای طبقۀ کارگر در همۀ عرصه های مبارزۀ طبقاتی گردند.
 
زنده باد اول ماه مه روز جهانی طبقۀ کارگر!
مستحکم باد همبستگی و اتحاد کارگران همۀ کشورها!
سرنگون باد رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!