نظری

واشنگتن جهان را به سوی جنگ می‌برد: دخالت سیا در شرق اوکراین

واشنگتن جهان را به سوی جنگ می‌برد: دخالت سیا در شرق اوکراین

رئیس سازمان سیا به کی‌يف اعزام شد تا سرکوب نظامی جدایی‌طلبان روسی در بخش‌های شرقی و جنوبی اوکراین را آغاز کند. این مناطق درواقع بخش‌هایی از روسیه است که در اوایل حکومت شوروی، به نحو احمقانه‌ای به اوکراین واگذار شده بود.

برنامه‌ي واشنگتن برای دست‌اندازی بر اوکراین این واقعیت را نادیده گرفته که بخش‌های روس و روسی‌زبان اوکراین، با آن‌که در مقابل آزار و اذیت روسي‌زبانان دم فروبسته بودند، تمایلی به پیوستن به اتحادیه‌ي اروپا و پیمان ناتو ندارند و با آن کنار نمی‌آیند. واشنگتن شبه‌جزیره‌ي کریمه را از دست داد ــ و این در حالی بود که قصد داشت روسیه را از پایگاه دریایی‌اش در دریای سیاه بیرون براند. واشنگتن، به‌جای این‌که اعتراف کند برنامه‌اش برای چنگ‌اندازی به اوکراین به شکست انجامیده، از اعتراف به اشتباه خود ناتوان است و درنتیجه سعی دارد بحران پيش‌آمده را به مراحل بسیار خطرناکی سوق دهد.

اگر اوکراین دچار چندپارگي شود و مناطقی که قبلاً به روسیه تعلق داشتند از نو به مالکیت روسیه درآید، واشنگتن از این واقعیت شرمسار خواهد شد که درنتیجه‌ي کودتایی در کی‌يف، ایالت‌های روسی اوکراین به روسیه مسترد شده است. برای دوری گزیدن از این نتیجه‌ي خفت‌بار، واشنگتن سعی می‌کند این بحران را به سوي جنگ سوق دهد.

رئیس سازمان سیا به دولت دست‌نشانده و برگزیده‌ي واشنگتن در کی‌يف توصیه کرد از سازمان ملل برای دفع «تروریست‌ها» ــ که ادعا می‌شود به کمک روسیه به اوکراین حمله کرده‌اند ــ کمک بخواهد. در قاموس واشنگتن، استناد مردم به حق تعیین سرنوشت خویش نشانه‌ي دخالت روسیه است. با توجه به این واقعیت که سازمان ملل اساساً سازمانی است که واشنگتن هزینه‌های آن‌ را تأمین می‌کند، امریکا هرچه را از آن بخواهد به دست می‌آورد.

دولت روسیه این نکته را از چند هفته پیش تاکنون به‌عينه روشن کرده است که استفاده از خشونت علیه معترضان در بخش‌های شرقی و جنوبی اوکراین موجب خواهد شد دولت روسیه اجباراً ارتش روسیه را برای محافظت از روس‌ها به اوکراین اعزام كند- درست همان‌طور که در مورد گرجستان چنين كرد. هنگامی که واشنگتن به حکومت دست‌نشانده‌ي خود در گرجستان توصیه کرد به نیروهای حافظ صلح روسیه و ساکنان روس ایالت روستای جنوبی حمله کند، روسیه مجبور شد ارتش خود را به آن‌جا اعزام دارد.

واشنگتن می‌داند که دولت روسیه نمی‌تواند منفعلانه کناری بایستد و شاهد این باشد که یکی از دولت‌های دست‌نشانده‌ي واشنگتن به روس‌ها حمله کند. با این حال، واشنگتن دست‌اندركار اين است كه بحران را به سوی جنگ هُل دهد.

خطري كه در كمين روسیه است این است که دولت اين كشور به دیپلماسی‌ سازمان‌های بین‌المللی، همکاری و معاضدت بین‌المللی، و شعور متعارف و مصلحت‌انديشي سیاستمداران آلمان و سیاستمداران دیگر دولت‌های دست‌نشانده‌ي واشنگتن در اروپا اتکا کند.

چنين اشتباهی برای روسیه مرگ‌بار است. در واشنگتن هیچ‌گونه نیت خیر وجود ندارد. در آن‌جا جز بی‌صداقتی و دروغ چیز دیگری یافت نمی‌شود. هرگونه تأخیر و انفعال از جانب روس‌ها، زمان لازم را در اختیار واشنگتن قرار می‌دهد تا نیروهای خود را به مرزهای روسیه و دریای سیاه منتقل کند و با تبلیغات و سیاه‌نمایی خود، روسیه را اهریمن جلوه دهد و شهروندان امریکا را زیر شلاّق تبلیغات به جنون جنگ‌طلبی تحریک کند. این آخرین تاکتیک هم‌اکنون در حال اجراست.

کِری این موضوع را برای لاوروف روشن کرده است که گوش واشنگتن به حرف‌های روسیه بدهکار نیست. همچنان‌که واشنگتن برای دست‌نشاندگان اروپایی خود سخاوتمندانه دست به جیب می‌شود، آن‌ها نیز به حرف‌های روسیه گوش نمی‌دهند. نزد سیاستمداران اروپایی پول از بقاي نوع بشر مهم‌تر است.

به نظر من، واشنگتن نمی‌خواهد مناقشه‌ي اوکراین از راه دیپلماسی و منطق و استدلال حل و فصل شود. بهترین حرکت برای روسیه می‌تواند این باشد که بی‌درنگ بخش‌های روسی اوکراین را اشغال کند و این مناطق را از نو به خاک روسیه ــ یعنی به همان جایی که به آن تعلق داشته‌اند ــ منضم و آن‌ها را از نو جذب کند. این حرکت باید پیش از آن‌که امریکا و دست‌نشاندگانِ آن در سازمان ناتو برای جنگ آماده شوند انجام پذیرد. برای واشنگتن دست یازیدن به جنگی که اهداف ملموس آن بر باد رفته بسیار مشکل است. روسیه، در رابطه با مناطقی که به‌طور سنتی به روسیه تعلق داشته، چه آن‌ها را تصرف کند چه تصرف نکند، هدف تبلیغات و سياه‌نمايي بی‌پایان واشنگتن قرار خواهد گرفت. اگر روسیه اجازه دهد ساکنان این مناطق توسط واشنگتن سرکوب شوند، حیثیت و اقتدار دولت روسیه شدیداً فرو خواهد ریخت. احتمالاً این همان چیزی است که امریکا در پی آن است.

اگر دولت پوتین کناری بایستد و نظاره‌گر سرکوب روس‌های اوکراین باشد، آبرو و حیثیت پوتین لطمه خواهد دید و واشنگتن نیز با به‌کارگرفتن صدها سازمان غیردولتی (NGO) که به هزینه‌ي واشنگتن فعالیت می‌کنند و دولت روسیه به نحو احمقانه‌ای آن‌ها را تحمل کرده است، کار دولت روسیه را تمام خواهد کرد. ستون‌های پنجم امریکا از سر و کول روسیه بالا می‌روند.

به نظر من، دولت‌های روسیه و چین با باقی ماندن در نظام پرداخت‌های بین‌المللی بر پایه‌ي دلار، اشتباه راهبردي بسیار خطیری مرتکب شده‌اند. گروه کشورهای بریکس (BRICS به ترتیب مرکب از کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی ــ م.) و هر کشور دیگری که از مزیت عقل برخوردار است باید نظام پولی دلاری را ــ که یکی از مکانیسم‌های بقاي امپریالیسم امریکاست ــ به‌فوریت ترک کند. کشورهای گروه بریکس باید بی‌درنگ نظام پرداخت خاص خود ــ به‌علاوه نظام ارتباطات الکترونیکی / اینترنتی انحصاری ــ ایجاد کنند.

روسیه و چین به نحو احمقانه‌ای مرتکب این اشتباهات راهبردي شده‌اند چراکه تحت تأثیر مخرب اشتباهات و خفقان دوران کمونیستی، به نحو ساده‌لوحانه‌ای فرض کردند واشنگتن صادق و روراست است، و نسبت به ادعاها و توصیف خود – به‌عنوان دولتی پیرو و حافظ قانون، عدالت، رحم و شفقت، و حقوق بشر- احساس تعهد می‌كند.

واقعیت این است که واشنگتن، «این کشور استثنایی و لازم‌الوجود» فقط به استیلای خود بر جهان متعهد است. روسیه، چین، و ایران در مقابل استیلای واشنگتن بر جهان ایستاده‌اند و هدف حمله‌ي امریکا قرار دارند.

حمله به روسیه در دست تدارک است.

منبع: گلوبال ریسرچ