سياسی

نبرد سخت اما پنهان ریاض و دوحه

تارنگاشت عدالت

منبع: الاخبار
۶ مارس ٢٠١۴

نبرد سخت اما پنهان ریاض و دوحه

آنچه که می‌گذرد بیش از یک مشاجره و در پی آن بیرون بردن سفرا است. این یک جنگ بیرحمانه به معنی واقعی کلمه است، اما جنگی پنهان. هیچ‌یک از طرفین به نظر نمی‌رسد بخواهد کوتاه بیاید یا انعطاف نشان دهد. نتیجه: جدی‌ترین بحرانی است که شورای همکاری خلیج تا کنون شاهد بوده است، با پیامدهایی که می‌تواند بر تمام منطقه، از مصر تا سوریه، از طريق فلسطین و لبنان تأثیر بگذارد.

برغم ماهیت نبرد سختی که پنهان از دید جریان دارد، بیانیه‌های دو طرف تاکنون «ملایم» بوده است. یک بیانیه سه جانبه توسط عربستان سعودی، امارات متحده عربی، و بحرین شلیک اول در جنگی بود که سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان سعودی گفته بود، اگر امیر قطر شیخ تمیم التهانی به تعهد کتبی خود که در ٢٣ فوریه ٢٠١٣ پس از میانجیگری امیر کویت شیخ صباح آل احمد در ریاض امضا کرده بود عمل نکند، علیه همسابه کوچک‌تر خود براه خواهد انداخت.

تعهد مورد نظر شامل قول‌ کتبی می‌شد که قطر حمایت از اخوان‌المسلمین و پناه دادن به رهبران این گروه از مصر و عربستان سعودی را متوقف کند؛ دوحه به حمایت از حوثی‌ها در یمن پایان دهد؛ و از اقداماتی که برای ثبات عربستان سعودی، بحرین، و امارات متحده عربی مرگبار است- بعنوان مثال با حمایت از افراد وابسته به اخوان‌المسلمین و گروه‌های اپوزیسیونی که به دنبال تغییر رژیم در این کشورها هستند- خودداری کند.

کلمات بیانیه مشترک زیاد تند نبود، و مقدمه طولانی آن بر نیاز به همکاری-واژه‌ای که مکرر در متن بیانیه ذکر شده بود- تأکید نمود در پایان تصمیم سه کشور خلیج برای فراخواندن سفرای خود از دوحه را اعلام کرد.

بیانیه عنصری را آشکار کرد که قبلاً در تحلیل روابط پان-خلیجی، یعنی بستر تشکیل قراداد امنیتی خلیج با هدف «توافق پیرامون یک راه و رویکرد… در چهارچوب یک سیاست متحد» وجود نداشت. به‌عبارت دیگر، چیزی که مورد نظر است برقراری مجدد سلطه عربستان سعودی بر شورای همکاری خلیج است، و این دقیقاً موضوعی است که در قلب منازعه بین قطر و بویژه عربستان سعودی قرار دارد.

بیاینه مشترک به نشستی اشاره کرد که در ١۷ فوریه ٢٠١۴، تحت ریاست شیخ صباح آل احمد امیر کویت، و با شرکت امیر قطر و وزرای امورخارجه شورای همکاری خلیج تشکیل شد.

در آن نشست دقیقاً چه گذشت؟

منابع خلیج گفتند که سعود الفیصل در طول نشست خشمگین به‌نظر می‌رسید، برخورد او به رهبر حکومت قطر تحقیرآمیز بود. فیصل مستقیماً قطر را متهم کرد که با حمایت از اخوان‌المسلمین امنیت عربستان سعوی و مصر را به مخاطره می‌اندازد، و ادعا کرد که قطر به بهشتی برای کسانی مبدل شده است که می‌خواهند مصر و خلیج را بی‌ثبات کنند- از جمله برای حوثی‌ها در یمن.

فیصل با همان لحن خصمانه، لیستی از اقدامات تنبیهی را در حضور امیران کویت و قطر و وزرای امورخارجه شورای همکاری خلیج قرائت کرد، که در صورت خودداری قطر از عمل به تعهد خود که قبلاً ذکر شد، به اجرا گذاشته خواهد شد. این اقدامات شامل فراخواندن سفرا، بستن مرزهای زمینی، ممانعت از استفاده هواپیماهای قطری از حریم هوایی عربستان، و اخراج قطر از شورای همکاری خلیج و جامعه عرب با توافق مصر است.

منابع نزدیک به عربستان سعودی امیر سابق قطر شیخ حامد بن‌خلیفه را، بخاطر حمایت او از اخوان‌المسلمین حتا پس از استیضاح محمد مرسی رئیس‌جمهور سابق مصر، برای آنچه که اتفاق افتاد مقصر معرفی می‌کنند. دوحه کلاً در ارتباط با کارزار رسانه‌ای که پیش از تصمصم فراخواندن سفرا جریان داشت سکوت کرده بود.

امیر کویت از ریاض خواسته است تصمیم برای اجرای اقدامات تنبیهی را تا پایان تلاش‌ها برای میانجیگری و حل اختلاف به تعویق اندازد. قطری‌ها به‌نوبه خود خواهان حاد شدن اختلاف نبودند، اما در عین‌حال، آن‌ها منطق دیکتات را که می‌خواهد دوحه را به سیاست خارجی، تغییر روابط با دیگر کشورها، و تغییر رفتار پیرامون موضوعات اصلی منطقه‌ای، عربی و بین‌المللی خود مجبور کند رد می‌نمایند.

این چیزی است که بیانیه ملایم دولت قطر، با مشخص کردن چهارچوب اختلاف، می‌خواهد منتقل کند. بیانیه گفت: «حرکت برادران ما در پادشاهی عربستان سعوی، امارات متحده عربی، و بحرین هیچ ارتباطی با منافع مردم، امنیت و ثبات آن‌ها ندارد بلکه در پیوند با اختلافات بر سر موضوعاتی است که بیرون از کشورهای شورای همکاری خلیج قرار دارد.»

توجه به این فاکت جالب است که اختلاف عربستان-قطر به دلائلی که در بیانه ذکر شده محدود نیست. در واقع، اختلافات عمیقی بین دو طرف وجود دارد که حداقل به سال ١۹١٣ برمی‌گردد ، به زمانی که عبدالعزیر بنیان‌گذار حکومت سعودی تصمیم گرفت قطر را پس از اشغال آن به منطقه احسا ملحق کند. عبدالعزیر دو سال بعد تحت فشار انگلستان مرزهای قطر را برسمیت شناخت.

گرچه یک موافقت‌نامه پیرامون مرزها در سال ١۹۶۵ بین قطر و عربستان به امضاء رسید، اما عربستان در سپتامبر سال ١۹۹٢ نیروهای نظامی خود را به مرز فرستاد، و قرارگاه مرزی الخفوس را اشغال کرد. پس از این‌که در سال ١۹۹۵ یک کودتای نظامی در قطر خنثا شد، دولت قطر اعلام کرد که دولت عربستان سعودی در همدستی با قبیله مورا در قطر درگیر بود. صدها نفر از اعضای قبیله گذرنامه قطری خود را از دست دادند و بسیاری از کشور اخراج شدند.

دوره‌های موقت آرامش و در پی آن تنش بین دوحه و ریاض وجود داشته است. بعنوان مثال، کانال تلویزیونی الجزیره متعلق به قطر در سال ٢٠٠٢ گزارش مستندی را درباره تاریخ عربستان سعودی پخش کرد، و در آن با چهره‌های سعودی مصاحبه کرد که علناً از ملک عبدالعزیز انتقاد می‌کردند. در آن زمان، عربستان سعودی حامد صالح تعیمی سفغیر خود در دوحه را برای شش سال فراخواند.

روابط عادی بین ریاض و دوحه پس از سفر امیر سابق قطر به عربستان سعودی و ملاقات با شاهزاده سلطان ولیعهد عربستان در مارس ٢٠٠۸ از سر گرفته شد، و سفیر جدیدی به دوحه اعزام شد. قطر، پیش، و در جریان دوره سردی روابط با عربستان سعودی، اتحادهای وسیعی با سوریه، ایران، و جنبش‌های مقاومت درفلسطین و لبنان برقرار کرد، و به یک بازیگر با نفوذ منطقه‌ای مبدل شد، و میانجی آشتی در لبنان، یمن، فلسطین، و دیگر جاها در جهان عرب شد. این با چشم‌انداز عربستان سعودی که خود را رهبر سیاست خارجی خلیج می‌داند در تضاد بود.

در هر صورت، کشمکش بین ریاض و دوحه، به دلیل مواضع متضاد آن‌ها پیرامون حمله اسراییل به غزه در دسامبر ٢٠٠۸ و ژانوبه ٢٠٠۹ حاد شد. قطر خواهان برگزاری اجلاس فوق‌العاده جامعه عرب برای ایجاد یک موضع واحد و اعمال فشار به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای مجبور کردن اسراییل به متوقف کردن تجاوز خود بود، اما عربستان سعودی اجلاس را تحریم کرد.

در سال ٢٠١٠، روابط دوباره گرم شد. امیر سابق قطر درخواست پادشاه عربستان را پذیرفت و تعدادی از شرکت‌کنندگان در کودتای نافرجام ١۹۹۵ را عفو کرد.

با شروع «بهار عربی» چیزی که می‌توان آن‌را یک اتحاد ناگزیر نامید بین قطر و عربستان سعودی، و باقی شورای همکاری خلیج، برای مقابله با پیامدهای اعتراضات مردمی، که به خلیح نزدیک شده بود شکل گرفت. سپس با آغاز بحران در سوریه، عربستان سعودی و قطر یک فاز بی‌سابقه همکاری و هماهنگی را در حمایت از تلاش‌های اپوزیسیون سوریه برای سرنگون کردن رژیم شروع کردند. در آن‌موقع، قطر با آزردگی شدید عربستان سعودی و امارات متحده عربی، از دولت تحت رهبری اخوان‌المسلمین در مصر حمایت می‌کرد.

دو چیز وجود دارد که شاید جدی بودن ماهیت اختلاف عربستان- قطر را خلاصه کند.

نخست برملا‌شدن گفت‌وگوی تلفنی بین حامد بن‌جاسم وزیر امور‌خارجه سابق قطر و معمر قذافی رهبر سابق لیبی در ژانویه ٢٠١١ بود، که درباره موضوع تجزیه عربستان سعودی صحبت می‌کردند. بن‌جاسم گفت که عربستان سعودی به دست او متلاشی خواهد شد، و ادعا کرد که قطر یک روز قطیف، منطقه شرقی عربستان سعودی را بدست خواهد آورد. بن‌جاسم همچنین گفت که ملک عبدالله عروسکی بیش نیست، و این‌که حاکم اصلی سعود بن‌فیصل است، و افزود که پس از مرگ ملک عبدالله عربستان سعودی تجزیه خواهد شد.

وزیر امورخارجه سابق قطر رژیم عربستان سعودی را «قرون وسطایی» توصیف نمود، و گفت ایالات متحده و بریتانیا از او خواسته‌اند گزارشی پیرامون وضعیت در عربستان سعودی تهیه کند، و به او درباه قصد خود برای سرنگون کردن سلطنت در آنجا گفتند، گرچه آن‌ها از گزینه که می‌تواند اسلام‌گرایان نامطلوب باشد اظهار نگرانی کردند.

موضوع دوم اظهارات تحریک‌آمیز بندر بن‌سلطان رئیس اطلاعات عربستان سعودی است، که گفت قطر «٣٠٠ نفر و یک کانال تلویزیونی است، و نه یک کشور». این در زمانی گفته شد که عربستان سعودی می‌خواست موضوع سوریه را از دست قطر و ترکیه خارج کند، و در نظر داشت منابع مالی برای یک کودتای نظامی را-با حمایت مردمی- در مصر در ٣٠ ژوئن ٢٠١٣ که ضربه شدیدی به متحد قطر- اخوان‌المسلمین بود- تأمین کند. دولت جدید مصر متعاقباً روابط خود را با قطر به دلیل حمایت آن از محمد مرسی رئیس‌جمهور مخلوع و رژیم اخوان‌المسلمین آن قطع کرد.

اختلاف عربستان- قطر بویژه پس از خطبه نماز جمعه توسط شیخ یوسف القرضاوی که به حکام قطر نزدیک است به اوج جدیدی رسید. قرضاوی در آن خطبه علیه موضع امارات در ارتباط با رودادهای مصر پس از سرنگونی مرسی سخن گفت. تهدیدات بعدی عربستان سعودی برای منصرف کردن قطر از ادامه سیاست خود در مصر- که دوحه معتقد است آن رویدادها نتیجه یک کودتای نظامی تحت حمایت عربستان سعودی و امارات است- مؤثر واقع نشد.

اکنون که عربستان، امارات، و بحرین به تهدید اول خود را علیه قطر عمل کرده‌اند، انتظار می‌رود قطر با اعلام تعهد خود پاسخ دهد. اما اگر قطر سر موضع خود بماند، طرف دیگر ممکن است بیش‌تر انتقام بگیرد، و در واقع با توجه به زبان بیانیه قطر، به نظر نمی‌رسد دوحه عقب بنشیند.

***

عربستان سعودی که اخیراً «اخوان‌المسلمین» را یک سازمان تروریستی اعلام کرده است، طی دهه‌ها از جمله حامیان اصلی آن بود. کتاب «جهاد فی سبیل‌الله» از نوشته‌های بنیان‌گذاران «اخوان‌المسلمین» توسط وزارت معارف (علوم) عربستان سعودی منتشر شده است.