نظری

اوکرائین و چپ «پاستوریزه»، «دمکراتیک» و بشر دوست

دنیای جوان

تارنگاشت عدالت

در اوکرائین فاشیست‌های اوباش صدها دفتر حزب حاکم «حزب مناطق» و همین‌طور حزب کمونیست را مورد حمله قرارمیدهند و ویران می‌سازند. مجسمه‌های لنین و دیگر قهرمانان روس سرنگون می‌گردد و کمونیست‌ها نگران جان و حیات خود و خانواده‌هایشان هستند. مجلس پس از سرنگونی رئیس‌جمهور یانوکوویچ توسط «بلوک راست» به معنای واقعی کلمه تحت کنترل قراردارد. در مقابل درب ورودی RADA (مجلس شورای اوکرائین) یک گروه مزدور شبه نظامی جنبش مایدان مستقر است. به قول مسئول حزب کمونیست شهر کیف، آندره مدودف نمایندگان در حال حاضر در گروگان هستند. از رسانه‌های ماین استریم گرفته تا شبکه اینترنتی گروه‌های چپ مثل «مارکس ۲۱» وقایع سیاسی در اوکرائین را «انقلاب» معرفی می‌کنند و به آن خوش آمد می‌گویند. البته گروه اول ترور سازمان‌یافته را بکلی نادیده می‌گیرد و گروه دوم مردم را دعوت به فاصله گرفتن از کسانی می‌کنند که زیر ضربه ترور قرار دارند(!).

مدودف گفت فاشیست‌های اوکرائینی نه تنها در خیابانها گشت می‌زنند بلکه مجلس را نیز در کنترل خود دارند. در روزهای اول پس از سرنگونی دولت، نمایندگان به پارلمان اسکورت شده، در مجلس محبوس گشته و زیر فشار گذارده شدند تا به خواست‌های راست‌ها گرد بنهند. مدودف وضعیت کنونی را «دمکراسی ساخت غرب» نام نهاده است. در کیف مثل آرسنی یازن‌یوک نخست وزیر جدید از حزب میهن ، هرکس که خواهان مقام و یا منصبی باشد، باید اول به مایدان برود و از طرف اشغالگران، دقیق‌تر بگوئیم، از طرف فاشیست‌ها تائیدیه بگیرد. دمکراسی در کیف پس از سرنگونی «دیکتاتور» تنها صوری و برای خالی نبودن عریضه است. برای یادآوری مجدد: یانوکوویچ در پائیز گذشته هنوز طرف مقبول مذاکره برای اتحادیه اروپا بود، ولی پس از خودداری از امضای قرارداد همکاری با بروکسل از «جامعه ارزشی» بیرون افکنده شد.

یکی از خصایص دمکراسی نوین، کوچک‌نشان دادن خطر فاشیسم و فاشیست‌هاست. وزیر امورخارجه آلمان فرانک والتر اشتاین‌مایر، اولگ جاگنی‌بوک، رئیس حزب «سووبودا» که با حزب ناسیونال سوسیالیست‌های آلمانی روابط بسیار نزدیکی دارد، را رسماً وارد صحنه بین‌المللی کرد. ایلیا بودرایسکیس، عضو «جنبش سوسیالیستی روسیه» و کنشگر موقت مایدان در مصاحبه‌ای با سایت «مارکس ۲۱» در مورد فاشیست‌های میدان استقلال می‌فرماید، آنها قلب «جنبش» هستند و در مورد گروهای چاقوکش و زورگیر می‌گوید« نقش آنها عمدتاً مثبت ارزیابی می‌شود، زیرا که درواقع آنها متهورترین و به معنای واقعی کلمه مبارزترین بخش‌های جنبش هستند». در این سایت سازمان او یک جنبش «پلورالیستی، ضدسرمایه‌داری و رادیکال چپ» معرفی می‌شود که هوادار یک «سوسیالیسم نوین و دمکراتیک» است.

در حالی‌که «از نظر عینی متهورترین و مبارزه‌جو‌ترین بخش‌های جنبش» سرگرم «انقلاب ملی» خود هستند و برای تداوم این انقلاب در سطح کشور به کمونیست‌ستیزی پرداخته اند، در این پرتال اینترنتی(مارکس ۲۱) که به گروه‌های چپ‌ نزدیک است، فراخوان به عدم پشتیبانی از کمونیست‌های اوکرائینی تبلیغ می‌شود، زیرا گویا کمونیست‌ها «نقش فاجعه‌باری» ایفا کرده و «مهم‌ترین ستون رژیم یانوکوویچ» بوده‌اند. حتا خیلی بدتر: «آنها از ناسیونالیسم اوکرائینی انتقاد می‌کنند، ولی این انتقاد نه از موضع انترناسیونالیسم، بلکه از موضع شونیسم روسی است و در نتیجه یک ناسیونالیسم را جایگزین یک ناسیونالیسم دیگر می‌کنند». بودرایتسکیس می‌گوید چنین سیاستی را نباید «تحمل کرد … و من به احزاب چپ در اروپا توصیه می‌کنم، روابط خود را با حزب کمونیست اوکرائین قطع کنند».

هیات تحریریه مارکس‌۲۱ به این اتهام که طرف مصاحبه آنها فاشیست‌های اوکرائینی را سربزیر و بی‌خطر معرفی می‌کند طی مقاله‌ای پاسخ داد. «ایلیا منکر وجود و فعالیت‌های نیروهای راست افراطی و احزاب فاشیستی نیست ولی براین عقیده نیست که جنبش مایدان «درهسته اصلی» خود فاشیستی است و با پیروزی آنها رژیم الیگارش‌های هوادار روسیه توسط یک رژیم فاشیستی جایگزین گردیده است». البته هیات تحریریه مارکس‌۲۱ فراخوان «جنبش سوسیالیستی روسیه» در رابطه با بایکوت حزب کمونیست اوکرائین را مسکوت گذارده است.

روزنامه آلمانی «زوددویچه تسایتونگ» که خود را لیبرال چپ می‌داند نیز در مورد تشکیل دولت در اوکرائین می‌نویسد: «رژیم الیگارش‌های هوادار روسیه » توسط رژیم الیگارش‌هایی که هوادار اتحادیه اروپا هستند، جایگزین شد. «قاعدتاً باید لیست کابینه، اشک همه کسانی را که امید به آغازی نوین داشتند، درآورد. … در این لیست می‌توان نام بسیاری از راه‌گشایان نخست‌وزیر سابق یولیا تیموشنکو (که حتا قبل از دوران یانوکویچ هم شهرت خوبی نداشتند) و همین‌طور نوچه‌های الیگارش‌ها، پوپولیست‌های دست راستی و همین‌طور از همه‌جا بی‌خبران را یافت». در این روزنامه هم باز خبری از وجود فاشیست‌ها نیست.

فرارو

ژئوپولیتیک بحران اوکرائین

…. شکاف در این کشور چیز جدیدی نیست. بخش غربی اوکراین مدت ها است که تحت کنترل لهستانی ها است و بخش شرقی آن توسط روسیه رهبری می شود. نتیجه اینکه نیمی از مردم این کشور از رفتن رئیس جمهوری‌شان شاد هستند و طرفدار اتحاد با اتحادیه اروپا و دوری از رژیم متنفذ فاسد روسیه هستند و در مقابل، نیمی دیگر که ناآرامی های کیف را از طریق رسانه های روسیه دنبال می کردند، هنوز خواستار بازگشت یانوکوویچ و حمایت کرملین در مقابل نیروهای فاشیست هستند. …

راه توده

به نقل از اومانیته

حزب کمونیست اوکرائین در بیانیه ای اعلام کرد که دفتر مرکزی حزب کمونیست اوکرائین مورد حمله شورشیان قرار گرفت و ویران شد. معترضان، حزب کمونیست را به «قاتلان» و «مجرمان» و برده ویکتور یانو کویج متهم می کنند. حزب کمونیست اوکرائین در اوایل و در آغاز تظاهرات از سیاست رئیس جمهور فاصله گرفت و خواستار پایان دادن به زور در مقابل معترضان مخالف دولت شد و سرکوب را محکوم کرد و بر نیاز کشور به وحدت ملی و یگپارچگی همه نیروها پافشاری کرد و پیشنهاد همه پرسی در این زمینه را به دولت داد.

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    محک هر پدیده سیاسی و عملکرد آن اعم از تاکتیک(کردارهای کوتاه مدت) و استراتژیکی (اهداف دراز مدت و در خاتمه ساختمان جامعه ای بدون طبقه)، عــمـــل میباشد.
    خشم ِ کسرا و شقایق کاملا قابل فهم است.
    ولی هر دو اگر نگاهی به تاریخ این «کمونیست ها» (باصطلاح کمونیست ها)، بیاندازند، بخوبی قانون دیالکتیکی ٬چه بود و چه میباشد و چه خواهد شد٬ بخوبی نمایان میگردد.
    باز هم فراموش نشود که شما لطفی بنمایید و نام لنین و کمونیست را در مورد احزابی که مانند آب اماله سازمان سیا بوجود می آورد و دوباره میبرد احزابی که خود را «کمونیست»‌ مینامند و دست به ترجمه چند خط هم از کاپیتال میزنند تا  ادعای مارکسیست و کمونیست بودن نموده  و در ایران تریبونال ها و احزاب «منصور حکمتی» خود را «کمونیست» بــنامند، نیاورید که مایه ننگ انسانهای زحمتکش میباشند.
    باز هم احزابی که اختگان حرم خمینی میباشند(خلیق ها و یاران دربار خمینی) و دیگر مشاطه گران رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران مانند اکثریتی ها و راه توده ایها، را که به مارکسیسم لنینیسم ستیزی مشغولند و دراز مدتی هم در گرداب رویزیونیسم خروشچف-برژنفی غرق بودند و در ابتدا برای شاه مشاطه گری طبقاتی میکردند، را باز هم مارکسیست و بطریق اولی کمونیست ننامید.
    پیروز باشید
     
     
    نباید فراموش ک

    دوست داشتن

  2. شقایق says

    کمونیست های وابسته به دولت های شرقی و غربی همگی محکوم به نابودی هستند کمونیست های پارلمانی و مجلسی همگی تقلبی هستند،
    کمونیستها تا رهایی پرولتاریا باید مستقل و در هسته های سرخ و زیرزمینی سازماندهی شوند.

    تمام سازمانهای چپ ایرانی دروغین هستند زیرا هیچکدام مستقل نیستند و براحتی در امپریالیسم جشن ها و سالگردهای چندین ساله برگذار میکنند دامنه و سایت میخرند و اسم و آدرس و تلفنشان را در سایت میزنند و امپریالیست ها کاری با اینها ندارند، نام خودشان را هم تبعیدی گذاشته اند!
    تبعیدی لنین بود که پنهان میشد و فعالیت میکرد.

    دوست داشتن

  3. کسرا says

    چپ نو یا نومارکسیست ها و چپ های دمکرات چیز چدیدی نیست اما در یکی دو دهه اخیر برای خودشان اسم و رسمی پیدا کرده اند. این چپ ها همان هایی هستند که در سطح جهانی شوروی ستیز و در سطح ملی دشمن احزاب کمونیست بوده و هستند. این ها در سال های اخیر به بهانه دمکراسی از تجزیه شوروی حمایت کردند، یوگسلاوی را که توسط نیروهای ناتو ذره ذره نابود می شد شادمانه نظاره می کردند، خواهان دخالت امپریالیسم تحت عناوین گوناگون در سوریه، لیبی، عراق و ایران بوده و هستند و از راست ترین جریان های فاشیستی و امپریالیستی در برابر رهبران احزاب کمونیست حمایت کرده و می کنند. جریان اکراین آخرین آن ها نیست اما به ارامی دارد دست این ها را رو می کند.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.