سياسی

گفت وگو با ايزابل آلنده

گفت وگو با ايزابل آلنده

شخصيت هاي مونث داستان هاي من همگي برده اند !

مترجم: ليلامرادي

 
 

Author Isabel_Allende,_1990.jpg: MDCarchives derivative work: Gobonobo (talk)

بعضي از كتاب ها با ايده يي مبهم آغاز مي شوند مانند «جزيره زير دريا» رمان اولم، «خانه اشباح»، با شخصيت ها شروع مي شوند كه بيشتر آنها از اعضاي خانواده ام الگوبرداري شده بودند. رمان دومم بر اساس يك جنايت واقعي كه توسط ارتش در زمان ديكتاتوري در شيلي رخ داده بود (1973) نوشته شد. كتاب هاي ديگرم رمان هاي تاريخي هستند مانند: «دختر سرنوشت»
     ايزابل آلنده متولد 2 آگوست 1945 در شهر ليماي پرو است: جايي كه زماني پدرش به عنوان ديپلمات شيليايي فعاليت مي كرد. او به عنوان دختر يك ديپلمات شيليايي به دور دنيا سفر كرد. پدرش پسرعموي سالوادور آلنده، رييس جمهوري شيلي بود. آلنده در ابتدا روزنامه نگار بود و بعد از مصاحبه با پابلو نرودا كه او را بدترين روزنامه نگاري معرفي كرده بود كه در عمرش ديده و به او توصيه كرده بود كه مي تواند رمان نويس بهتري باشد تا خبرنگار، به سمت نوشتن داستان سوق داده شد. «خانه ارواح» نخستين رمان آلنده بود كه در سال 1982 در 40 سالگي اش منتشر شد. ايزابل آلنده اين نويسنده شيليايي، ممكن است كه در كاليفرنيا زندگي كرده باشد، اما آثارش حال وهواي جهاني دارد، حتي فراجهاني. كتاب هايش مملو از كاراكترهاي زن سرشار از زندگي و رگه هايي از رئاليسم جادويي است و تعدادي از آنها مانند «خانه ارواح» و «از عشق و سايه ها» فيلم شده اند. آلنده به عنوان يك نويسنده، در جاهاي مختلفي زندگي كرده است: در شيلي به عنوان روزنامه نگار، در ونزوئلابه عنوان تبعيدي سياسي و اكنون در ايالات متحده به عنوان نويسنده و فعال حقوق زنان. تاكنون از وي بيش از 17 كتاب منتشر شده است كه 12 تاي آنها به فارسي ترجمه شده است: «زورو»، «اينس روح من»، «جنگل كوتوله ها»، «دختر بخت»، «پائولا»، «تصوير كهنه» و… «جزيره زير دريا» آخرين رمان وي است كه از زبان اصلي توسط «زهرا رهباني» ترجمه و از سوي نشر «گل آذين» منتشر شده است. «جزيره زير دريا» خواننده را به 200 سال قبل بازمي گرداند: زماني كه قيام بردگان منجر به تولد «هاييتي» به عنوان نخستين جمهوري مستقل سياهان در جهان شد. بخشي از رمان در كشتزارهايي مي گذرد كه انقلاب بردگان از آنجا آغاز شد: تنها واقعه شگفت انگيزي كه در تاريخ قيام بردگان به پيروزي انجاميد: ماجراي رمان در هاييتي و نيواورلئان در اواخر سال هاي 1700 و اوايل 1800 ميلادي رخ مي دهد. رمان درباره زن برده يي است كه براي آزادي خود تلاش مي كند و آلنده از اين موضوع به نحوي استفاده كرده تا از تبعيض نژادي در روح بسياري از سياستمداران امريكايي انتقاد كند و همين موجب شد تا همزمان با انتشار اين رمان در امريكا، حواشي بسياري را با خود همراه سازد و جنجال به پا كند. امريكاي جنوبي هميشه براي آلنده عزيز خواهد بود. او هنوز داستان هايش را به زبان اسپانيولي مي نويسد و «جزيره زير دريا»، شاهد اين مدعاست. در اين مصاحبه كه برگزيده چند مصاحبه آلنده با مطبوعات غربي است، وي افكارش را درباره اين رمان و هاييتي با خوانندگانش در ميان مي گذارد و درباره نقش تساوي حقوق زن در نوشته هايش بحث مي كند.
    
    در مطبوعات مكررا از «ساريته» -كاراكتر اصلي «جزيره زير دريا»- به عنوان يك «زن قوي» نام برده مي شود. تاريخ هميشه توسط فاتحان يا كساني كه بر مسند قدرتند نوشته مي شود، اما با اين وجود ساريته هنوز هيچ آزادي اي ندارد. او تسليم نژاد آفريقايي و منزلت انساني خويش است. چرا تصميم گرفتيد كه يك برده جوان دختر را در مركز داستان قرار دهيد؟
    موضوع آزادي به ويژه براي زنان ذهن مرا به خود مشغول كرده است. زنان مورد سوءاستفاده و تجاوز قرار مي گيرند آنان ضعيف ترين ضعفا هستند. آنان بايد قوي و آسوده خاطر باشند تا بتوانند بر موانعي كه سر راه سرنوشت شان سبز مي شود، غلبه كنند. اين موضوعات يك داستان خوب مي سازند. بيشتر شخصيت هاي مونث داستان هاي من به شيوه يي برده اند، اما تا زمان نوشتن «ساريته» من درباره يك برده ننوشته بودم. داستان ساريته، يك مورد حاد است.
    
    كتاب هاي شما خوانندگان را به مكان هاي زيادي از جمله زادگاه شما در شيلي و محله كنوني تان در سانفرانسيسكو مي برد. چه چيزي باعث شد كه شما درباره دوران استعمار هاييتي در «جزيره زير دريا» بنويسيد؟
    من اصلابنا نداشتم اين رمان [خاطرات زير دريا] را بنويسم. من قبل تر از آن يك رمان نوشته بودم به اسم «زورو». يكي از فصل هاي اين رمان در نيواورلئان رخ مي دهد. به آنجا رفتم و چندين بار درباره نيواورلئان تحقيق كردم. در ضمن اين تحقيق متوجه شدم كه بخش زيادي از شخصيت اين شهر، 200 سال پيش توسط 10 هزار پناهنده كه از هاييتي گريخته بودند، شكل گرفته است. آنها به همراه خانواده ها و برده ها و همسران رنگين پوست و بچه هايشان از هاييتي گريختند. حادثه عجيبي بود. اين حادثه شهر نيواورلئان را به كلي دگرگون كرد. بنابراين وقتي براي نوشتن رمان جديدم درباره نيواورلئان تحقيق كردم، نياز داشتم بدانم اين 10 هزار پناهنده چرا به نيواورلئان رفته بودند.
    
    چه نوع تحقيقاتي انجام داديد كه به طور موثق نشان دهنده اوضاع قرن 18 و 19 سنت دومينگو، هاوانا و نيواورلئان بود؟
    كتاب هايي درباره تاريخ كاراييب، هاييتي، اروپا و ايالات متحده را خواندم. همه شان به هم مربوط بود و همچنين چندين زندگينامه از توسانت لوورچر [رهبر انقلاب هاييتي كه ملقب به ناپلئون سياه بود، (1803-1743) ] و تريلوژي بي نظير مديسن اسمارت بل [نويسنده امريكايي، 1957) ] درباره توسانت لوورچر خواندم.
    
    من از طرفداران رئاليسم جادويي هستم و از رمان «خانه ارواح» بسيار لذت بردم. چندين رمان متوالي را از شما خوانده ام، اما از اين ژانر ادبي در رمان هايتان به يك اندازه استفاده نكرده بوديد. در «جزيره زير دريا» چگونه از رئاليسم جادويي بهره گرفته ايد؟
    جادو ي بسياري در «جزيره زير دريا» وجود دارد. توصيف شورش بردگي در هاييتي بدون «وودو» و قدرت هاي معنوي اي كه مذهب به بردگان مي دهد، غيرممكن است. به درستي سحر و جادو است. آنان در مذهب شان توسط «لائوس» قدرتمند مي شوند. در حالت خلسه آنها قدرت لائوس را دارند كه به آنها قدرت و شجاعتي باورنكردني مي دهد. آنان با قمه عليه توپ و گلوله هاي ناپلئون مي جنگيدند، به خاطر اينكه معتقد بودند كه در ازاي هر جنگجوي سياهپوست، صد هزار روح از جزيره يي زير دريا (بهشت، گينه [كشور گينه بي سائو]، آن دنيا) براي كمك به آنها مي آيند.
    
    بنياد ايزابل آلنده به دنبال عدالت اقتصادي و اجتماعي براي زنان است، دليلي كه با اعتقادات شما همخواني دارد. شخصيت هاي مونث شما اغلب به خاطر جنسيت شان ناديده گرفته مي شوند، اما مي توانند پرشور، مفيد و مصمم باشند. جايگاه فمينيسم در داستان هاي شما كجاست؟
    من مدت ها پيش از ورود نهضت فمينيست به كشورم شيلي، فمينيست بودم. هميشه به نابرابري جنسي آگاه بودم، هميشه مي خواستم مستقل باشم. اين نهضت (فمينيست) شخصيت مرا، تصميمات مرا، زندگي مرا، نوشته هاي مرا و بنياد مرا شكل داد.
    
    يك روز معمولي را كه صرف نوشتن مي كنيد و عادت هاي غيرمعمولي نوشتن تان را توصيف كنيد. آيا هنوز كتاب هايتان را در روز خوش يمن هشت ژانويه زماني كه «خانه ارواح» را شروع كرديد، آغاز مي كنيد؟ آيا اين روز در طول اين سال ها، هنوز هم براي شما شانس مي آورد؟
    هشت ژانويه، روز خوش شانسي من بوده است. من همه كتاب هايم را در اين روز شروع كرده ام و همه خوانندگان نيز از آنها به خوبي استقبال كرده اند. روزانه 8 تا 10 ساعت تا زماني كه نخستين پيش نويس آماده مي شود، مي نويسم. بعد مي توانم كمي استراحت كنم. خيلي مقرراتي هستم. در سكوت و تنهايي مي نويسم. شمعي روشن مي كنم تا افكار الهام بخش و خلاقيت هنري در من فعال شود. اطراف خودم را با عكس هاي آدم هايي كه دوست شان دارم -مرده و زنده- پر مي كنم.
    
    چطوري يك رمان را مي نويسيد؟ با طرح يك ايده، ايده يك كاراكتر يا يك دوره تاريخي؟
    بستگي دارد. بعضي از كتاب ها با ايده يي مبهم آغاز مي شوند، مانند «جزيره زير دريا» رمان اولم، «خانه اشباح»، با شخصيت ها شروع مي شوند كه بيشتر آنها از اعضاي خانواده ام الگوبرداري شده بودند. رمان دومم بر اساس يك جنايت واقعي كه توسط ارتش در زمان ديكتاتوري در شيلي رخ داده بود (1973) نوشته شد. كتاب هاي ديگرم، رمان هاي تاريخي هستند مانند: «دختر سرنوشت» كه از كشف طلادر 1848 در كاليفرنيا [اين كشف توسط جيمز مارشال آغاز شد و سپس و از تمام قاره ها براي كشف طلابه كاليفرنيا هجوم آوردند] الهام گرفته شده بود (1848) . براي ديگر كتاب هايم نيز چنين كارهايي انجام دادم.
    
    درباره فرآيند آفرينندگي اثر بگوييد. گذشته و حال، چگونه به هم پيوند مي خورند؟
    كتاب هاي من از روي تجربه هاي شخصي خودم، خاطراتم و داستان هايي كه از جاهاي مختلف به من مي رسد، نوشته مي شود. هر كسي داستان خودش را دارد، دنيا پر از داستان است. فرآيند خلق داستان رازآلود است. نمي دانم، چرا ناگهان موضوعي مرا دربرمي گيرد و تا زماني كه آن را بررسي نكنم و ننويسم، مرا رها نمي كند.
    
    نقش زنان در آثار شما چيست؟
    ساختن كاراكترهاي زن براي من آسان است: زيرا من در ميان زناني قوي زندگي كرده ام. از زماني كه خيلي جوان بودم با آنها و براي آنها كار كرده ام، زنان را بسيار خوب مي شناسم. كتاب هاي من بر اساس احساسات، عواطف و روابط است. در اين حيطه ها زنان حرفه يي هستند: بنابراين خيلي عجيب نيست اگر شخصيت هاي رمان هاي من زنان باشند.
    
    شما با فروش بيش از 51 ميليون نسخه كتاب، بيشترين خوانندگان امريكاي لاتين را در دنيا داريد و شما تنها كسي هستيد كه بيش از يك سال در فهرست پرفروش ترين كتاب هاي نيويورك تايمز باقي مانده ايد. اين موفقيت را چگونه كسب كرديد؟
    من براي اين موفقيت بسيار خوشحالم: زيرا اين آزادي را به من مي دهد كه بدون هيچ فشاري بنويسم، به شيوه خودم.
    مرا قادر مي سازد كه خانواده ام را اداره كنم و به فرزندانم و نوه هايم آموزش بدهم و يك بنياد براي بهبود شرايط زنان و دختران تاسيس كنم. اين موفقيت در جايي بيرون از من اتفاق افتاده است و تاثير عميقي بر من نگذاشته است. من به روش خودم زندگي مي كنم، تغييرات زيادي نكرده ام. من همان زن قبل از چاپ خانه اشباح هستم. در دايره خصوصي ام، من يك مادر، مادربزرگ، همسر، دوست، دختر و… هستم. موفقيت در طايفه كوچك من هيچ معني اي ندارد.
    
    همان طور كه اشاره كرديد نهضت فمينيست با تحصيلات زنان شروع شد. واقعيت امريكاي لاتين را در اين حوزه چگونه مي بينيد؟ آيا باور داريد كه دولت و جامعه به طور كلي اين موضوع را در اولويت قرار داده است؟ در چه حوزه هايي معتقد يد كه بايد به زنان قدرت بيشتري داده شود؟
    اگر صفحه وب سايت موسسه مرا ببينيد، پاسخ كاملي براي اين سوال خواهيد يافت. ماموريت موسسه اين است كه شرايط زنان و دختران از لحاظ آموزش، سلامت (شامل سلامت خانواده) و مصونيت را بهبود بخشد. فقيرترين و عقب مانده ترين نواحي در دنيا جاهايي است كه زنان را مقهور مي سازند و مورد سوءاستفاده قرار مي دهند. بهبود شرايط زنان موجب بهبود خانواده، جامعه و در بعد وسيع تر بهبود شرايط كشور مي شود. هر سرمايه گذاري اي روي زنان سريعا به ثمر مي نشيند. زنان تنها كساني هستند كه قادر خواهند بود مردسالاري را حذف كنند. زماني كه اين اتفاق بيفتد همه ما برنده خواهيم بود. مردان هم به اندازه زنان برنده خواهند بود.
    
    در پايان، اگر بخواهيد پيامي به زنان بدهيد، آن پيام چيست؟ آيا پيامي براي زنان امريكاي لاتين و كساني كه آثار شما را در ديگر كشورها مورد تحسين قرار مي دهند، داريد؟
    خواهران، با هم صحبت كنيد! باهم ارتباط داشته باشيد و آگاه باشيد! گروه هاي زنانه تشكيل بدهيد، تجربه هايتان را با هم به اشتراك بگذاريد. با هم كار كنيد! خطر كنيد! ما با هم شكست ناپذير مي شويم. چيزي وجود ندارد كه از آن بترسيد و مي خواهم از تمام كساني كه كتاب هاي مرا با آغوش باز مي خوانند، عميقا تشكر كنم، به ويژه كساني كه براي من نامه مي نويسند. ارتباطي كه با خوانندگانم دارم مرا بسيار خوشحال مي كند و به حرفه شگفت انگيز نوشتن معنا مي دهد.
    

 روزنامه اعتماد