پرش به محتوا

اورانیوم، پشت پرده دلسوزی فرانسه برای "نجات" آفریقای مرکزی

گلوبال ریسرچ

«شورای امنیت سازمان ملل از تحریم بر ضد جمهوری آفریقای مرکزی خبر داده و به فرانسوی‌ها برای استفاده از ارتش‌شان و نیز نیروهای پیشتاز اتحادیه آفریقا چراغ سبز نشان داده؛ هدف این عملیات سرکوب خشونت‌ها و بازگرداندن «امنیت، قانون و نظم» در این مستعمره پیشین فرانسه عنوان شده است اما… .»

پایگاه خبری گلوبال ریسرچ در گزارشی درباره اهداف فرانسه در لشکرکشی به آفریقای مرکزی نوشته است: «فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه از «اقدام سریع» و استقرار 250 سرباز جدید ارتش خبر داد تا به 600 سربازی که اکنون در آفریقای مرکزی مستقر هستند، محلق شوند.

شورای امنیت سازمان ملل همچنین یک تحریم تسلیحاتی علیه این کشور آفریقایی محصور در خشکی و غنی از مواد معدنی تحمیل کرده و از سازمان‌ ملل خواسته تا برای یک ماموریت احتمالی حفاظت از صلح آماده شود؛ ماموریتی که هدف از آن احتمالا نجات کشور از هرج و مرج تحت لوای «میشل جوتودیا»، رهبر جدید مسلمان این کشور است؛ «جوتودیا»، در ماه مارس با برکنار کردن خونتای «فرانسوا بوزیزه»، رئیس جمهور پیشین آفریقای مرکزی که تحت حمایت فرانسه بود، به قدرت رسید.

«آروا» و آفریقا مرکزی

رسانه‌های فرانسوی تحت مالکیت دولت و همسو با آن روز پنج دسامبر پوشش تیتر خود را در تمام روز به فراخوان اولاند برای جنگ در آفریقای مرکزی اختصاص دادند. بنابراین پیش زمینه این چیست؟

این مستعمره به شدت فقیر پیشین فرانسه در مرکز آفریقا به خاطر دیکتاتور پیشینش- «امپراطور» بوکاسا- برای فرانسوی‌ها شناخته شده است؛ وی پیش از سرنگونی هدایای بزرگی شامل الماس برای دوستش، «ژیسکار دستن»، رئیس جمهوری وقت فرانسه فرستاد که به او کمک کرده بود در سال 1977 به عنوان «امپراطور» با یک ردا و 100 هزار تکه ظروف طلا و نقره «پیر کاردین» در کاخ امپراطوری بر تخت بنشیند.

هر چند جمعیت سفید پوستان تبعیدی امروز فرانسه در آفریقای مرکزی کم است و حداکثر 600 تا 1000 تن را شامل می‌شود، اما در معرض خطر بودن این افراد «بعید» خواهد بود و آنها نمی‌توانند بهانه‌ای برای مداخله فرانسه باشند. مساله‌ی در حقیقت مهم‌تر، جدای از مقادیر الماس و طلایی که آفریقای مرکزی آن را تولید می‌کند، این است که این کشور توسط بازیگران بسیاری- به خصوص فرانسوی‌ها، کانادایی‌ها، چینی‌ها و انگلیسی‌ها – مورد توجه است به این خاطر که مقادیر چشمگیر و احتمالا عظیم اورانیوم این کشور را در دست داشته باشند.

اداره زمین شناسی دولتی فرانسه، BRGM، در کنار کارهای استخراج معادن سوئیس و آلمان (به ویژه به وسیله شرکت اورانیو ای جی) از سال 1970 تاکنون منطقه «باکوما» در شمال جمهوری آفریقای مرکزی را به عنوان محلی شناسایی کرده‌اند که در اعماق کم، به طور بالقوه مقادیر زیادی اورانیوم در خود جای داده است، که به راحتی توسط تکنیک‌های چاه باز استخراج می‌شوند.

در حال حاضر چندین حامی و تاجر منابع معدنی در دنیا در میدان «باکوما» و دیگر میادین دارای اورانیوم در جنوب آفریقا فعال‌اند.

برطبق گزارش 13 ژانویه سال 2012 روزنامه «لوموند» فرانسه، شرکت «اورا مین» (او یورا مین) که «استفن داتلز» و «جیمز ملون» آن را تاسیس کردند و در سال 2005 در تورنتو و لندن ثبت شد، میدان اورانیوم «باکوما» را در میان مجموعه منابع اورانیوم آفریقا برجسته توصیف کرد. جای تجعب نیست که «اورا مین» در جزایر «ویرجین» ثبت شد تا از پرداخت مالیات جلوگیری شود، اما به گونه‌ای شگفت انگیز سهامش به وسیله مدیر اجرایی آن زمان شرکت «آروا» (Areva) یعنی خانم «آن لوورژون» خریداری شد؛ این معاهده در سال 2007 امضا شد، اما در پایان در سال 2011 به اجرا درآمد. مقادیر پرداخت شده توسط «آروا» متفاوت بود و از حدود 470 میلیون دلار که مبلغ نخست این معاهده در مطبوعات بود به 5 / 2 میلیارد دلار که احتمالا مبلغ پایانی پرداختی توسط آروا بود، رسید.

مدت کمی پس از اینکه این مقادیر نهایتا در اواخر سال 2011 پرداخت شدند، آن لوورژون توسط «نیکولا سارکوزی» رئیس جمهور وقت فرانسه، در روزهای پایانی حکومتش، در حالی که مدیر عامل اجرایی آروا بود، اخراج شد.

شایعات بی اساس در پاریس مدعی این بود که آن لوورژون در پرداخت حق کمیسیون یا رشوه به «پاتریک بالکانی»، واسطه طولانی مدت و دوست سیاسی نزدیک سارکوزی، خسیس شده است؛ بالکانی با لوورژون توسط هواپیمای «آروا گلف استریم» در سال 2008 به چند سفر معامله ساز به بانگی، پایتخت آفریقای مرکزی در مجاورت جمهوری دموکراتیک کنگو رفته بود؛ جایی که رهبر خونتای تحت حمایت فرانسه یعنی «فرانسوا بوزیزه» تجارت‌های برون مرزی متعددی با دیکتاتور محلی آن انجام داده بود. خود بالکانی نیز در دسامبر 2013 توسط نظام دادگستری فرانسه به دریافت رشوه و فساد در امور غیر مرتبط با آفریقای مرکزی متهم شده است.

فاجعه اتمی فوکوشیما در ژاپن در سال 2011 نیز وجهه انرژی هسته‌ای به عنوان یک انرژی پاک، ارزان و سالم را از میان برد و به نوعی کلید خاموش را در بازار هسته‌ای زد. لوورژون حتی در سال 2007 نیز بهای گزافی را برای امری کم درآمد پرداخت کرده بود و دارایی‌های اورانیوم باکوما نیز قابل بهره‌برداری نبود. او باید کنار گذاشته می‌شد.

منابع آروا در جنوب آفریقا

زمانی که لوورژون هنوز در آروا در قدرت و طرفدار سارکوزی بود، از «چشم انداز جامع باکوما» به عنوان عنصری کلیدی در راهبردش برای توسعه منابع اورانیوم جنوب آفریقا و منابع مرتبط انرژی به ویژه زغال سنگ استفاده می‌کرد. با وجود زغال سنگ ارزان برای راه اندازی تاسیسات غنی سازی اورانیوم – که سوخت اورانیوم «با کربن تقریبا صفر» تولید می‌کند- این می‌تواند باعث تجدید قوای راکتورهای هسته‌ای خطرناک و گران قیمت در کشورهایی مانند فرانسه شود. اعتقاد به اینکه افکار عمومی باید کاملا احمق در نظر گرفته شوند کمک بزرگی به راهبرد آروا بود؛ راهبردی که مطبوعات و رسانه‌های نوکرمآب فرانسه از آن با عنوان راهبرد «انرژی سبز» حمایت می‌کردند.

معدن «تروکوپژه» آروا در نامیبیا که در همان سال خریداری شدن «باکوما» یعنی 2007 به مبلغ 5 / 2 میلیارد دلار از «اورا مین» خریداری شد، برپایه این باور آروا توسعه داده شد که حتی سنگ معدن با اورانیوم کم معدن تروکوپژه با توجه به این که می‌توانست قیمت جهانی اورانیوم را در هر پوند (حدود نیم کیلو) بیش از 50 دلار نگاه دارد، ارزشش را داشت. (در حال حاضر یعنی دسامبر 2013 این قیمت حدود 36 دلار برای هر پوند است)

این در حالی است که تا پایان سال 2011 آروا از کاهش 5 / 1 میلیارد یورویی در تمام مجموعه عملیات معدنی جنوب آفریقا به ویژه معدن تروکوپژه و نیز خسارت 800 میلیون یورویی درعملیات‌های هسته‌ای‌اش خبر داد. خسارات آروا در چرخه خرید و فروشش در آفریقای مرکزی هیچ گاه فاش نشد، اما هیچ توسعه معدنی از هر نوعش در آفریقای مرکزی آغاز نشد. با این وجود در تروکوپژه برخی کارهای ابتدایی توسعه معدن پیش از اینکه این پروژه ترک شده یا کنار گذاشته شود، آغاز شد.

راهبرد آروا در جنوب آفریقا تنها با این امید شکل نگرفت که قیمت اورانیوم می‌تواند با سرعت یافتن سفارشات و پروژه‌های ساخت راکتور به 75 دلار به ازای هر پوند برسد، بلکه تشدید نگرانی‌های امنیتی در دو معدن اورانیوم بسیار بزرگش در منطقه «ساحل» آفریقا (کشور مالی) و در نیجر نیز در شکل دهی به این راهبرد موثر بود. از سال 2009 تاکنون گروگان‌گیری و حملات انتحاری به پرسنل و تاسیسات آروا هزینه‌ای حدود 30 میلیون یورو برای «خرید مجدد» و آزادی گروگان‌ها به این شرکت تحمیل کرده است، هر چند که خود منکر آن است؛ با وجود این مطبوعات فرانسه آن را گزارش داده‌اند. آروا که پایش به مالی، بورکینافاسو،‌ موریتانی، الجزایر، لیبی و چاد نیز کشیده شده، با مخالفت شبه نظامیان منطقه‌ای و محلی، از طوارق‌های جدایی طلب گرفته تا تروریست‌های القاعده و شبه نظامیان راهزن محلی مواجه است. روابط آروا با خونتاهای محلی تحت حمایت فرانسه که کنترل مالی و نیجر را در دست دارند، دچار آشفتگی شده است. این امر در 27 اکتبر 2013 باعث شد تا خونتای نیجر حاضر نشود تا همکاری بیشتری با آروا داشته باشد و باعث تعطیلی معدن بزرگ «آرلیت» شد.

نجات آفریقای مرکزی «برای فرانسه و جهان«

آفریقای مرکزی به خاطر فقر مفرط و فساد مفرط و وحشی‌گری خونتاها و دیکتاتورهایش یا دولت‌هایی که با حمایت فرانسه حکومت می‌کنند، قابل مقایسه با دیگر مستعمره پیشین فرانسه- هائیتی- است. آفریقای مرکزی ممکن است پتانسیل کشاورزی قابل ملاحظه‌ای داشته باشد،‌ منابع معدنی‌اش ممکن است از آنچه تاکنون کشف شده بیشتر باشد،‌ اما نجات این کشور نیازمند سرمایه‌گذاری در مقیاس بزرگ و به مدت طولانی است که این در کشوری که فقر آن را ویران کرده و در معرض هرج و مرج،‌ شورش و نسل‌کشی قریب الوقوع است، احتمال تحقق ندارد.

ادعای اولاند در رسانه‌های دولتی و طرف دولت فرانسه،‌ مبنی بر اینکه دخالت مسلحانه فرانسه در آفریقای مرکزی توسط دیگر کشورهای اروپایی یعنی ‌آلمان،‌ حمایت و ترغیب می‌شود،‌ بعید است چیزی بجز خودنمایی سیاسی به وسیله اولاند باشد. منافع در یک کشور کم جمعیت، اگر کشور بزرگ هم باشد، بدون هیچ زیرساختی و در حالی که در داخل قاره آفریقا محصور شده، تنها می‌تواند کم باشد. احتمال آن خیلی کم است که دیگر کشورهای اروپایی سربازانی به آفریقای مرکزی بفرستند و دخالت نظامی آمریکا هم خیلی غیرمحتمل است. این یک نمایش کاملا فرانسوی است که با روی کار آمدن یک خونتای دیگر توسط فرانسه و حمایت شده توسط این کشور پایان می‌یابد.

یقینا رسانه‌های «میهن پرست» فرانسه هنگامی که برای الماس‌هایی که در رودها و رودخانه‌های آفریقای مرکزی ریخته است، مشتری پیدا نمی‌کنند، ذخایر وسیع اورانیوم باکوما را در بوق و کرنا می‌کنند. با این حال الماس‌ها کم و دور از دسترس‌اند و ذخایر اورانیوم در درجه پایینی است. زمین‌شناسان بیشتر اطلاعات فراهم شده توسط «اورانیو ای جی» و «اورا مین» را به باد انتقاد می‌گیرند و آن را «خیالبافی» می‌دانند؛ زمین‌شناسانی که نمی‌خواهند از کلمات خشن‌تری برای توصیف هزینه‌های صرف شده توسط آروا – 2.5 میلیارد دلار پول مالیات‌دهندگان فرانسوی- استفاده کنند؛ سرمایه‌ای که الحق تلف شده است!»

Foto Garitan

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: