سياسی

ده موضوع سرٌی انفجار آمیز دولت آمریکا در مورد اسرائیل

 

ده موضوع سرٌی انفجار آمیز دولت آمریکا در مورد اسرائیل

گرانت اف اسمیت، 24 اکتبر 2013

به خاطر عدم وجود شفافیت بیشتر، آمریکائی ها باید بدترین را بپذیرند.

در سال 1968 ، ریچارد هولمز، رئیس سازمان جاسوسی آمریکا، «سیا» به فوریت به دادستان کل، رمزی کلارک و رئیس جمهور وقت ، لیندن بی جانسون نوشت که مقداری اورانیوم غنی شده از آمریکا برای رآکتور هسته ای اسرائیل به نام دمونا دزدیده شده است. پرزیدنت جانسون چیزی را که به زبان آورد این بود که گفت، « به هیچ کس دیگر نگوئید، حتی به دین راسک (وزیر امور خارجه)، و رابرت مک نامارا (وزیر دفاع). » اف بی آی بلا فاصله شروع به بررسی همه جانبه در مورد از دست دادن غیر قابل توضیح مقادیر زیادی اورانیوم «شرکت مواد هسته ای و تجهیزات» واقع در ایالت پنسیلوانیا و فعالیتهای بسیار مشکوک ودر این میان ارتباط اسرائیلی ها با گردانندگان آمریکائی کرد. سازمان سیا موظف شد که بداند در اسرائیل چه می گذرد و هزاران سند مختلف در مورد این حادثه جمع آوری کرد. اگر چه عدم انعطاف پذیری و ابتکار عمل سازمان سیا، به عنوان موقعیتی غیر رسمی شناخته شده، در تاریخ ثبت گردید و این سازمان مدعی شد که انحرافی رُخ داده بود، اما برای چندین دهه محرمانه بودن و انتشار یاد داشت جانسون را سازمان سیا به تعویق انداخت.

در روز 18 اکتبر 2013 ، تنها هیئت تجدید نظر با قدرت لازم برای فائق آمدن بر سازمان «سیا» – هیئت تجدید نظر رابط در رده بندی امنیتی – آی اس سی ای پی ـ اخطاریه ای ارسال کرد که آمریکائی ها هنوز آمادگی دانستن محتویات یاد داشت (تصمیم آی اس سی ای پی) را ندارند. ده ها سال است که از انتشار اسرار موجود بین ایالات متحده و اسرائیل که در نوع خودش بی نظیر می باشد، انکار می شود. اگر چه دولت اوباما قولی داد که در این مورد شفافیت خاصی به خرج دهد، و لی برعکس، توان مردم را به دادن رضایت آگاهانه در طیف گسترده ای از مسائل کلیدی سیاست خارجی اخته کرده است. به خصوص یک بررسی از ده سرٌ مسموم پنهانی ایالات متحده در مورد اسرائیل نشان می دهد که علاقمندان و یا صاحب نظران باید مابین بدترین ها منطقی ترین توضیح را فرض کنند.

در سال 2006 ، معروف است که دونالد رامسفلد، وزیر امور خارجه سابق آمریکا به خبرنگاران در جلسه مطبوعاتی درمورد جنگ عراق گفت، « چیزهائی را می دانیم که شناخته شده اند. اینها نمونه هائی هستند که ما می دانیم که آنها را می دانیم. همچنین می دانیم که ندانسته هائی موجودند. این بدان معنی است که بگوئیم، چیزهائی هستند که می دانیم که آنها را نمی دانیم. اما، هم چنین نمی دانیم چیزهائی را که نشناخته اند. چیزهائی هستند که ما نمی دانیم که آنها را نمی دانیم. » پنهان کاری دولت بوش و نقل قول مختصر رامسفلد به منظور فرو نشاندن و سرکوب افکار عمومی بود که با شکست تدریجی مواجه شد، چون که تجاوز نافرجام به عراق عمداً بهانه ای ساختگی بود ودرآن وقت، اگر مردم آمریکا بیشتر مطلع بودند که چگونه دولت با دسترسی هر چه بیشتر به اطلاعاتی که مردم به آنها دسترسی ندارند حقیقت را که چهارمین حالت شناخت رامسفلد بود: « نشناخته های شناخته شده» را به مردم نگفت. « نشناخته های شناخته شده » نمونه هائی از شناخته شده ها هستند فقط برای تعداد بسیار کمی از اعضای دولت پنهان نگه داشته شده از شهروندان آمریکا که می توانستند فساد درسطح نهادی با سیاست مخفی کاری را در خدمت نفع ویژه ای برملا سازند که غیر قابل دفاع اند. با محبوس کردن « نشناخته های شناخته شده » تحت محافظت شدید در آرشیو اسناد محرمانه، دادن پوشش طبقه بندی شده در پنهان کاری درس عبرتی می شود برای خبر چین های اسناد محرمانه دولت که بدون اجازه دولت دست به افشاگری می زنند، بوروکراتهای شاغل با بالاترین گواهی سوء پیشینه، خزینه وسیع روبه رشد « نشناخته های شناخته شده » را هم چنان پنهانی حفظ می کنند تا نمونه ای دور ازدست افشاکننده گانی باشند تا بدون اجازه آنها را به بیرون درز ندهند. مورخان و نهاد های نظارتی که به طور مستمربا در اختیارخودداشتن اطلاعات، در دادن متن و آموزش به عموم مردم در ارتباط با حوادث گذشته، که می توانند عمیقاً اطلاعات رهبری شوندگان را بالاببرند، ازدورخارج شدند – تا در نهایت حکم رانی را بهبود بخشند. دراین مورد سناتور کارل شورز اظهار داشت، « کشور من چه درست یا نادرست، باید درست باشد، و اگر نادرست باشد باید درست عرضه شود.»» نشناخته های شناخته شده » توانائی مردم برای اجرای دو سوم نظرات روشن گرانه اخیر به مثابه درست نیستند، باید درست شوند را ازبین می برند. حتا گذشت زمان تضمین کننده آن نیست که » نشناخته های شناخته شده » به» شناخته شده های شناخته شده» درزیرنظر حکومت فعلی تبدیل شوند.

تحت دستورالعمل حفظ پرونده های جاری دولت ـ به خصوص برای اطلاعاتی که محققان به طور جدی درپی غیرمحرمانه کردن آنها هستند ـ برخی از «نشناخته های شناخته شده» هم چنان که بی سروصدا محومی شوند، تبدیل به «نشناخته های شناخته شده» می شوند، و ازنظرفیزیکی ازبین رفته، پاک شده و یا «ازدست رفته» می گردند. بسیاری از مقامات آگاه سابق، اسرارخود را باخود به گور می برند، و از عنوان یک محصول نامشروع قدرت و نفوذ لابی اسرائیل، تپه ای از « نشناخته های شناخته شده» درمورد سیاستهای بزرگ آمریکا ـ اسرائیل وجود دارد. آمریکائی های کنج کاو که به حق روایت رسمی مقامات را در مورد « روابط ویژه » آمریکا- اسرائیل به زیر سئوال می کشند، اغلب تحت عنوان قانون آزادی اطلاعات خواهان مطلع شدن درمورد « نشناخته های شناخته شده» شدند. مقامات خودی دولت ، کسانی که در مورد اسرار انفجارآمیز دولت قبل از همه آگاهند، به منظور هشدار به دیگران اغلب در پی انتشار این اسرار با استفاده از بازبینی غیر محرمانه کردن اجباری آن، حتی اسناد را براساس نام، موضوع، محل، مؤلف و تاریخ درخواست می کنند. پس ازچنین « نشناخته های شناخته شده» (مثل یادداشت لیندن بی جانسون) برای ده ها سال توسط محققان به طور نا موفقی این موضوع دنبال می شد، سوء ظن به خوبی موجه درمورد دلایل پشت دیوارنفوذ ناپذیر دولت وجودداشت. درذیل تعداد 10 عدد از سیاستهای آمریکا ـ اسرائیل درمورد « نشناخته های شناخته شده» بررسی می شود که اشاره می کند به قدرت مدام لابی های فاسد اسرائیلی به عنوان تنها توضیح ممکن در مورد این که چرا تابه حال آنها تا این حد می توانند مخفی باقی مانده باشند.

سیاست هنری مورگنتاُ (پسر) در مورد اسرائیل، در مورد تولد اسرائیل از مسائل افسانه ای می باشد. بعضی از محققین ادعا می کنند که وزیر خزانه داری سابق ایالات متحده (در زمان فرانکلین دی روزولت – مترجم) در جلسه 1945 صهیونیستهای آمریکائی با مدیر اجرائی اژانس یهود، با دیوید بن گوریان حضور داشته است. این جلسه به منظور راه اندازی شبکه گسترده قاچاق هاگانا برای سرقت، به طور غیر قانونی خرید و قاچاق سلاح های جنگ جهانی دوم از آمریکا برای جنگ جویان یهودی در فلسطین تشکیل شده بود. این اولین لابی سازمان داده شده گسترده اسرائیلی به منظور چالش با حاکمیت ایالات متحده بود. این به طور موفقیت آمیزی سیاست ایالات متحده را که مندرج در بی طرفی در قوانین صدور تسلیحات می باشد را پای مال کرد. دیگران ادعا می کنند مورگنتاُ نیز ابزاری در تأمین غیر قانونی مالی برنامه پنهانی تسلیحات اتمی اسرائیل بود که در مخالفت مستقیم با سیاست تعیین شده توسط رئیس جمهور آمریکا قرار داشت. شماره اچ کیوُ – 105 – 188123 (کد 105 به معنای «ضد جاسوسی خارجی» است) پرونده ده هزار صفحه ای خاک خورده اف بی آی در مورد هنری مورگنتا از جمله ره گیری به مرورمورگنتاُ از اسرائیل، در نهایت می تواند بسیاری از این اتهامات را روشن سازد، به ویژه هنگامی که با پژوهش موجود در حال حاضر مقایسه شود. اگر چه اف بی آی – بعد از پروسه ای که در سال 2010 شروع شد – در ماه سپتامبر 2013 ادعا می کند پرونده مورگنتاُ را به طور کامل علنی و غیرمحرمانه کرده است، در صورتیکه سانسور تقریباً هر صفحه را با جوهر سیاه مثل غلطک پوشانده است و هیچ کس نمی تواند چیزی سر از این پرونده ها درآورد. چگونه مقامات بالا روابط بسیار قوی با اسرائیل و لابی های آن که از لحاظ سیاسی به پست وزارت خزانه دار ی ایالات متحده منصوب شدند، قوانین ایالات متحده آمریکا را با حرکتهای سیاست خارجی هماهنگ خود مورد استهزاء قرار می دهند. اف بی آی و وزارت دادگستری ایالات متحده معتقد نیستند که شهروندان آمریکائی کاملاً آمادگی برای شنیدن یا دانستن این اطلاعات را دارا باشند.

آیزنهاور و امور لاون. در سال 1954 دولت اسرائیل« عملیات سوزانا »، پرچم دروغین حمله تروریستی خود به تأسیسات آمریکا در مصر را شروع کرد. عاملین اسرائیلی به سرعت دستگیر شدند زمانی که بمب ها قبل از موعد مقرر منفجر شدند. این عملیات نافرجام مطلق منجر به بحران سیاسی ای شد که تحت عنوان امور لاون نامیده می شود. آیزنهاور، رئیس جمهور دولت، توسط شورای لابی های صهیونیست آمریکائی در فواصل معین با شلوق کردنها به او اصرار کردند که پول و اسلحه به اسرائیل ارسال دارد. و این چیزی بود که او می بایست درس بسیار نامطلوبی در مورد روابط آمریکا-اسرائیل از این حادثه کسب کرده باشد. در عین حال، آرشیو ریاست جمهوری آیزنهاور- که در معرض قانون آزادی اطلاعات اف اُ آی ای قرار ندارد- هرگز چیزی مکاشفه آمیز در مورد واکنش دولت به هشدار حمله دروغین پرچم دریافت نکرده است. تنها حاصلی که درخواست محدود برای چنین پرونده هائی داشت، یک نظر غیر محرمانه اختصاصی از فرمانده کل قواست که معتقد بود اسرائیلی ها « متعصب » بودند. در عین حال، هدف دروغین عملیات پرچم، برای نگهداشتن نیروهای آمریکائی مستقر در منطقه کانال سوئز به منظور پاسخ به « ستیزگران مسلح مصری » بود که از نظر اسرائیل کاملاً منطقی به نظر می رسید، و احتمالاً برای برخی از حامیان ایالات متحده، یعنی کسانیکه سالها پس از آن تلاش کردند تا اهمیت این امور را به حد اقل برسانند بود. امروز آرشیوهای کتابخانه آیزنهاور ادعا می کند که هنوز مقادیر زیادی از نوشته های آیزنهاور « فرآوری نشده است » اما، ممکن است برخی بازتابهای خصوصی یا درس آموزی هائی را به ما بدهد.

سرقت مواد هسته ای توسط اسرائیل از شرکت هسته ای و تجهیزات آن (ان یو ام ای سی). در همین سال 2013 ، سازمان سیا (با اشاره به تصمیم سری معاون رئیس سازمان سیا برای عملیات لازم، جان استاین در سال 1979) هم چنان در برابر آزاد سازی هزاران پرونده در مورد رد گم کردن از شرکت مواد هسته ای و تجهیزات آن مداوماً مقاومت می کند. جان استاین ادعا می کرد که رها سازی حتی تعدادکمی از پرونده های بسیار محفوظ سازمان سیا – به خصوص اگر اتهامات مشاور علمی کمیسیون داخلی، هنری مِیِر بلانت با نماینده مجلس، موریس یودال در سال 1979 سنجیده شود که معتقد بود شرکت مواد هسته ای و تجهیزات آن، جبهه ایست برای سرقت اسرائیلی ها – غیر ممکن بود، « به دلیل نیاز به یک مقام هماهنگ قوه مجریه، و تمایل ما برای حفظ یک تساوی حقوق حساس و گرانبهای رابط ». به زبان انگلیسی ساده، بدین معنی است که آمریکائی ها هنوز نمی توانند تأیید رسمی سازمان سیا را از سرقت اورانیوم گرفته باشند، چرا که رئیس جمهور آمریکا می بایست مهملات مداوم « ابهام استراتژیک » را رها سازد و اطلاعات مقدم اسرائیلی را به سمت ایالات متحده سرازیر کند.

پرونده های اف بی آی از جاسوسی اسرائیل (اما نه روسی) نشانگر جاسوسی از جاسوس مو قرمز بی باک روسی به نام آنا چَپمَن می باشد که در سال 2010 دستگیر شد و بعد به سمت روسیه اخراج شد. اکنون، هر آمریکائی علاقمند می تواند حرکات و عملیات چَپمَن را در ویدیوهای نظارتی مشاهده کند و پرونده های ضد جاسوسی اف بی آی را نیز مطالعه کند. اما در مورد جاسوسهای رده بالای اسرائیلی یعنی کسانی که اقتصاد، تجهیزات هسته ای و زیرساختهای دفاع ملی ایالات متحده را هدف خود قرار دادند، امکان پذیر نیست. ایالات متحده هنوز هم که هنوز است که با جاسوسهای اسرائیلی می خزد ( با توجه به اظهار متخصص اطلاعاتی، جف استاین، « همراه همدم دائمی »). در سال 2010 قاچاق تجهیزات هسته ای از تلاگی در کالیفرنیا و استوارت ناززت، 2008 – 1998 آشکار شد، صنایع هواپیمائی اسرائیل بودجه نفوذ در انبار اطلاعات سری آمریکا در سراسر واشنگتن را تأمین کرد. در حالی که، جاسوسی اسرائیلی ها هرگز متوقف نشد، استراتژی های پیگرد مخفیانه اکنون، بر عملیات بی سرو صدای اسرئیلی ها از طریق تعدیل کنندگان، جریمه ها و مجازات یا منزوی کردن و تله اندازی برای جاسوسان آمریکائی به اتهامات کمتر تأکید می کنند اما، رُل فرمان در اطراف، گردادنندکان اسرائیلی می باشند.

برخلاف نوع برخورد به درخواست اطلاعات در مورد جاسوسان روسی، اف بی آی و وزارت دادگستری هر دو درخواست تمام افرادی که بر اساس « قانون آزادی اطلاعات »حق داشتند از پرونده های جاسوسی عمده اسرائیل مطلع گردند، محروم ماندند. دسترسی به بسیاری از سوء استفاده های مضر رافائل ایتان علیه اهداف ایالات متحده از انتشار ممنوع می باشند، مگر اینکه رافائل ایتان شخصاً از حقوق و حریم خصوصی خود (انکار قانون آزادسازی اطلاعات) چشم پوشی کند. اف بی آی مدعی است که دیگر نمی تواند پرونده هائی را که در مورد اوراهام هرمونی (که دیگر زنده نیست) که ابداع کننده جاسوسی هسته ای است را پیدا کند، اگر چه نام او که به نظر می رسد در بسیاری از پرونده های شرکت مواد و تجهیزات هسته ای که قبلاً منتشر شده م. چجود هست. جاری شدن سیل در طوفان معروف به سَندی بهانه ایست که اف بی آی می دهد به منظور عدم توانائی در پیدا کردن پرونده های لازم در مورد جاسوس اسرائیلی به نام بن اَمی کادش (سیل دلیل انکار قانون آزادی اطلاعات شد). بعضی ها ممکن است چنین استدلال کنند که صرفاً یک سری از وقایع ناگوار بودند که پرونده های جاسوسی اسرائیل از دسترس عموم پنهان نگهداشته شده است، به جز این که، وزارت دادگستری اکنون پرده ممنوعیت در مورد غیر علنی کردن هر پرونده ای در مورد ده ها سال ضد جاسوسی اف بی آی که با سازمان موساد اسرائیل هم رختخواب بودند را صادر کرده است (انکار پوششی وزارت دادگستری).

نتایج حاصل از روش گریزان و فراری وزارت دادگستری ایالات متحده نسبت به نزدیکی با اسرائیل در گزارش ضد جاسوسی اجباری به کنگره می باشد. اگر چه اسرائیل به روشنی به عنوان یک تهدید بالای اقتصادی و دفاع ملی در ارزیابی های گذشته از سازمانهائی مانند اداره ملی ضد جاسوسی به شمار می رود، برای این که، استراتژی تعقیب کیفری نسبت به اسرائیل (نه از طریق ایران، روسیه و چین) از درون تخریب شده است، اسرائیل از رایج ترین اخبارها نا پدید شده است.

فجیع ترین جنایت مرتکب شده توسط جاناتان جی پولارد. تنها جاسوس اسرائیلی آمریکائی که به طور جدی در زندان مدتی بسر برد – علی رغم بیشترین تلاشهای بسیاری از آمریکائی ها برای آزادی او – یک بار با اطمینان قبل از این که او محکوم شود مدعی شد که…«این سیاست رایج وزارت دادگستری بود که شهروندان آمریکائی که برای اسرائیل فعالیتهای جاسوسی می کنند محاکمه نشوند. » بسیاری براین باورند که تنها در گزارش محرمانه وزیر دفاع وقت آمریکا، کاسپر واینبرگر در مورد صدور حکم علیه قاضی آبری رابینسون بود که پولارد را نسبت به آن حکم نادر مستثناء ساخته بود.

برخی از آقازاده های خودی پنتاگون و گزارشگران امنیت ملی بر این باورند که محکومیت پولارد به اندازه ای سخت بود که چرا اسرائیل اطلاعات حساس به سرقت رفته ایالات متحده را به عنوان « کالاهای تجارتی » به اتحاد جماهیر شوروی به ازای افزایش ورود مهاجران کلیمی روسی به اسرائیل داده است. هم چنان که محکومیت پولارد به پایان می رسد، تنها تعداد بسیار کمی با خبر بودند از این که واینبرگر به رابینسون چه گفت که سبب شد او حبس ابد را به پولارد بدهد. انتشار اخیر، جزئی از ارزیابی آسیب توسط سازمان سیا و ویدیوی « آژانس اطلاعات دفاعی » در مورد پولارد کمی روشنگری ارائه داد.

در سال 2010 ، وزارت دفاع ایالات متحده منکر اسناد محرمانه « اظهار نامه واینبرگر » شد و بار مسئولیت قانون آزادی اطلاعات را به سمت وزارت دادگستری، بخش جنائی آن سوق داد. در یک روی کرد بدیع، دفتر اجرائی وکلای ایالات متحده اکنون ادعا دارند که کپی مورد نظررا در دست ندارند اما، قانون آزادی اطلاعات لازم نمی داند که دفتر اجرائی وکلای ایالات متحده به خاطر قانون آزادی اطلاعات و به منظور دریافت یک کُپی مهر و موم شده یاد داشت برای بررسی حتی با پیاده روی به اندازه دو خیابان به دادگاه منطقه واشنگتن دی سی اقدام کند و یا حتی از وزارت دفاع یک کُپی را در خواست نماید. آرشیو ملی و اداره اسناد خدمات اطلاعاتی دولت موافق است که « هیچ گونه عوارضی برای نمایندگی هائی که برای بازیابی مدارکی که از نظر فیزیکی در پرونده های شان موجود نیست، ندارند. » اگر چه در مورد بن – اَمی کاریش در سال 2008 ثابت شد که شبکه جاسوسی پولارد به مراتب بزرگتر از آن چیزی بود که در اواخر سال 1980 به طور عموم افشاء شد، اف بی آی نیز از انتشار پرونده های بازرسی از جانا تان پولارد به منظور بازنگری و انتقاد عموم که چگونه این تحقیقات – مثل بسیاری دیگر – توسط وزارت دادگستری به خاطر درگیر بودن اسرائیل در انجام آن جلوگیری به عمل آمده است.

استراق سمع توسط کمیته امور عمومی اسرائیل و آمریکا (اِیپاَک) به ایالات متحده فشار می آورد تا وارد جنگ با ایران گردد. زمانی که روسای اِیپاَک، کیت وآیزمن و استیون جی روزن با گزارشگر واشنگتن پست، گلن کسلر در سال 2004 تماس برقرار کردند، آنها مصمم بودند که با نفوذ شان دردست یابی به اسناد محرمانه دفاع ملی ایالات متحده، با تقلب طوری نشان دهند که دولت ایران در یک « جنگ تمام عیار » علیه آمریکا درعراق درگیرمی باشد. مأموران مخصوص اف بی آی صدای صوتی آنها را حین انجام چنین خلافی به وکیل قانونی اِیپاَک می دهند و اِیپاَک بی درنگ این دو نفر را اخراج می کند و خود از فعالیتهای آنها که مدتها مورد پشتیبانی همه جانبه بود فاصله می گیرد. روزن و وآیزمن بعداً تحت عنوان قانون جاسوسی تحت تعقیب قرار می گیرند، اگر چه بعدها این پرونده توسط فشار شدید لابی های اسرائیل، درست مدت کوتاهی پس از ورود پرزیدنت اوباما به کاخ سفید نقض گردید.

دقیقاً چه نکاتی را مقامات اِیپاَک به واشنگتن پست در خواسته بی امان شان به منظور وارد کردن آمریکا در جنگ با ایران مطرح ساختند؟ یک دهه بعد، وزارت دادگستری آمریکا باور ندارد که این حق مسلم مردم آمریکا است که نوار صوتی را بشنوند که مدتها قبل وکیل اِیپاَک، ناتان لوین برای شنیدن آن مجاز بود ( گرچه اِیپاَک هنوز هم به تحریک برای این جنگ ادامه می دهد).

تعهدات جعل اورانیوم نیجر. اگر چه Ike ممکن باشد یا نباشد که در مورد پی آمدهای عملیات سوزانا نگران شده باشد، کمیته روابط خارجی سنا مطمئنا نگران بود. یک یاد داشت محرمانه تحقیقات سالیان دراز مجلس سنا و وزارت دادگستری راجع به لابی های اسرائیلی در مورد ترسی بود که عوامل عملیاتی آمریکائی ممکن است با اقدامات تحریک آمیز و مخفیانه در گیر جنگ دیگری خارج از کشور با هدف فریب آمریکا گردند که در نهایت به نفع اسرائیل تمام خواهد شد (این یاد داشت کوتاه دوبار نیز اشاره به امور لاون می کند). جنگ با عراق ثابت کرد که این ترس و نگرانی ها درست بوده اند.

بسیاری از مدتها پیش در مورد جعلی بودن اورانیوم نیجر مشکوک بودند، اسناد جعلی دولت بوش با بوق و کرنا به نادرستی عراق را متهم به خرید اورانیوم از آفریقا به منظور ساختن سلاح های هسته ای کرد. تمام این جعلیات توسط نئوکانهای آمریکائی به منظور فراهم کردن بهانه ای که به شدت برای وارد شدن در جنگ نیازمند بودند، صورت گرفت. شاید تحقیقات اف بی آی در مورد این موضوع قطعاً این حقیقت را ثابت کرده باشد. به هرحال، علیرغم سالها تقاضا برای انتشار هزار صفحه از آن تحقیقات، اف بی آی بدواً بعد از پیشرفت به موقع خود با قانون آزادی اطلاعات هم اکنون، به طور ناگهانی سکوت اختیار کرده است.

لابی های اسرائیلی با مقامات وزارت خزانه داری و دادگستری آمریکا هم رختخواب شدند. سازمانهای لابی گری اسرائیلی در تعبیه عملیات شان در موقعیت های کلیدی در سراسر دولت فدرال، مانند استوارت لَوی در واحد جنگ اقتصادی وزارت خزانه داری، یا مدیر عامل سابق اِیپاَک، تام داین به عنوان پیمانکار در ایجاد لغزش و اشتباه برای دولت ایالات متحده – به زبان عربی – توسط گوینده رادیو تلویزیون الهورا بسیار مؤثر بوده است. در گذشته امکان پذیر بود یک راهنمای تلفن یا هدایت یک ممیزی جامع از انتصاب های سیاسی کلیدی (و افرادی را که آنها به داخل آوردند) قسمتهای حساس و مهم آژانسهای دولت فدرال را با به دست آوردن دفتر دقیق مدیریت پرسنل و سایر مدارک عمومی بدست آورد. دیگر امکان پذیر نیست. با به کار بردن تشدید اهرم قدرت پس از حساسیت 11 سپتامبر، وزارت خزانه داری ایالات متحده درحال حاضر، حمایت های مشابهی را در برابر بی پرده گوئی که قبلاً فقط توسط کارکنان سازمان اطلاعات بهره مند می شدند، مدعی است.

از سالهای 1940 ، وزارت دادگستری ایالات متحده به عنوان محلی که در آن تحقیقات جنایی در مورد لابی اسرائیل محو می شود، شهرت یافته است. هم چنین عدالت در جائی است که یک مقام اِیپاَک مانند نییل شر می تواند در حالی که به مدت چند سال به خاطر پروژه های معشوقه بازی با هزینه مالیات دهندگان قبل از اقدام به کارسودمند درخارج ازدستگاه، دور از دسترس باشد. وزارت دادگستری همچنین به طور روزمره راجع به پرونده های تصمیمات رسمی سابق خود مبنی بر این که نباید پرونده های جنایی را براین اساس که انجام این کار می تواند به حریم خصوصی، تحقیقات جاری، و یا عوامل زمینه ای طمع نسبت به «اختیار دادستانی» مورد پیگرد قرار گیرد را انکار می کند (به عنوان مثال، اتهام بستن به فرد محروم از حقوق قانونی اما، نه برای خودیهای قدرتمند متخلّف). مانند خزانه داری، اکنون تقریباً غیر ممکن است ترسیم آماری سازمانی از انتصاب های سیاسی لابی اسرائیلی اشتغال یافته در پست های بالا و سطح میانی وزارت دادگستری یا بیوگرافی های کارکنان و پیمانکارانی که با خود می آورند بررسی و تولید کرد.

گزارش غیر محرمانه مؤسسه تحلیل های دفاعی در مورد تأمین بودجه خیریه ایالات متحده به برنامه سلاح های هسته ای اسرائیل. گزارشات حساس نیاز ندارند محرمانه شوند که دولت تا زمان نا محدودی به آنها بچسبد. در سال 1987 ، مؤسسه تحلیل های دفاعی یک گزارش غیر محرمانه ای به وزارت دفاع با عنوان « مسائل بحرانی تکنولوژی در اسرائیل » انتشار داد. این بررسی نقش مؤسسه وایزمن- اسرائیل برای علم و صنعت در تحقیق سلاح های هسته ای، طرح پرسشهای عمیق در مورد گروه های آمریکائی، جمع آوری کمک های خیریه معاف از مالیات این گروه و تعهد ایالات متحده برای به اجرا در آوردن پیمان منع سلاح های اتمی را مستلزم می دارد. وزارت دفاع از انتشار گزارش مؤسسه تحلیل های دفاعی براساس معافیت قانون آزادی اطلاعات که در برگیرنده اسرار تجاری و « ارتباطات درون سازمان حفاظت شده توسط امتیاز فرآیند مشورتی » است، از جمله دیگران، خود داری کرد.

10ـ توجیهی برای سرازیر کردن اطلاعات خام از آمریکائی ها توسط اداره امنیت ملی به اسرائیل. اگر پیمانکار سابق اداره امنیت ملی ، ادوارد اسنودن چیزی به آمریکائی ها آموخته است، آن است که «نشناخته های شناخته شده» معمولاً حتی بد تر از بسیاری دیگر چیزها هستند که در ابتدا تصور می شد. برخی از ناظران با احتیاط در مورد نظارت گسترده اداره امنیت ملی می دانستند، در حالی که دیگران به مردم در مورد خطر جاری بودن اطلاعاتی «درب عقب» آمریکا به اسرائیل هشدار می دادند. اما، چه کسی تا کنون به اداره امنیت ملی مشکوک شد که عمده فروشی ره گیری های خام جمع آوری شده از آمریکائی ها به اسرائیل تحت یک قرارداد محرمانه که در سال 2009 را می فرستاد؟

هیچ حکومتی که به طور کامل اطلاعات مربوطه را انکار می کند نمی بایست مشروعیت اش را از طریق رضایت از حکومت ادعا کند. شکی نمی تواند وجود داشته باشد که چرا این ده پرونده بسته نگه داشته شده است: این به لابی اسرائیلی خدمت می کند. وسیله ای که این اسرار نگه داشته شده اند نیز راز پنهانی نیست. میلیونها دلاری که جیب سیاستمداران را پر می کند کار کشته گان رسانه ای را تشویق می کند و بی سرو صدا به انتصاب های سیاسی جرئت می دهد به موقعیت های کلیدی دروازه بان وبرای حفظ پرونده های محصورشده رسیده و از بحث آگاهانه مردم جلوگیری به عمل آورند.

به این دلیل، مردم آمریکا باید بدترین حالت قابل تصور را فرض کنند، بیشترین توضیح منطقی برای هر مفروض آمریکا- اسرائیل «نشناخته های شناخته شده» صحیح می باشد – تا زمانی که خلاف آن ثابت شده باشد. بر اساس این دستورالعمل، محتاط به این باورباید باشیم که به لیندن بی جانسون – به درستی توسط سرویس های اطلاعاتی خود و مشاورانش هشدار داده شد که اسرائیل با ارزش ترین مواد روی کره زمین را از آمریکا به سرقت می برد – به سادگی بیش از حد در کمپین لابی اسرائیل نرم شده بود که بتواند صادقانه از سوگند خود در مقام اش حمایت کند. این به طور مشابهی معقول است که باور داشته باشیم که وزارت دادگستری و اف بی آی پرونده های جاسوسی اسرائیل را انتشار نمی دهند چون که آمریکائی ها در نهایت خواهند فهمید که با وجود آسیب گسترده در حال انجام نسبت به ایالات متحده، انتصاب های سیاسی در وزارت دادگستری پیگرد قانونی و موجه را عقیم یا خنثی می کند. برای وزارت دادگستری به مراتب آسان تر است به ماندن «در پیام» از طریق رشته دراز لابی تأیید شده اما، اغلب ساختگی «موارد تروریسم اسلامی» (بسیاری از طریق خبر چین های مخفی ساخته شده است که عاری از جزئیاتی که افراد محله های اقلیت نشین را تحریک و وادار به انجام توطئه «ترور» می کنند و مورد هدف قرار داده). طبق سوابق خود این وزارت خانه، هر بار که برای حمایت از قانون سالهای 1940 تلاش کرد، ناگهان وزارت دادگستری خود را با لابی های داخلی و خارجی اسرائیلی با خزانه داری جنگ مالی پایان ناپذیر و کارشناسان حقوقی مشغول ضربه زدن به پیگرد قانونی و موجه در هماهنگی سری با اسرائیل مواجه ساخت. وزارت دادگستری اکنون به احتمال زیاد معتقد است که هرگز نمی تواند علیه لابی های اسرائیلی تولید شده توسط رسانه ها و تحریکات سیاسی هنگامی که حرکت می کند در محاکمه پیروز گردد و اکنون به سادگی تسلیم شده است.

این منطقی است که فرض کنیم که اسرائیل آمریکا را به اتحاد جماهیر شوروی در مورد پولارد فروخت، چون کمتر چیز دیگری تأثیر غیر منتظره و خشن از یاد داشتهای محرمانه واینبرگر را توضیح می دهد. به همین ترتیب احتمال دارد که اف بی آی خواهان باشد استراق سمع های ایپاک، که اگر امروز منتشر شود، دقیقأ آشکار می کند که روزن و آیزمن به آنچه که آنها بودند- عوامل ثبت نشده خارجی به نمایندگی از و در تماس مداوم با دولت اسرائیل بودند که به جای لابی های قانونی داخلی عمل می کردند. این به طور مشابه سازنده تراست که فرض کنیم که حد اقل یک عامل نئوکان بار روابط قوی با سازمانهای درگیر در ایتالیا را حمل می کند – مانند مایکل لدین – از جمله به عنوان دباغ در برابر نمایش غیر عمده ایتالیائی که اسناد جعلی را منتشر کرده است، خدمات انجام می دهد.

طبق اسناد منتشر شده توسط ادوارد اسنودن، انتقال ره گیری خام اداره امنیت ملی از شهروندان آمریکائی به اسرائیل تحت دکترین مخفی که «بقای دولت اسرائیل یک هدف عمده در سیاست ایالات متحده در خاور میانه است» مجاز بود. این «دستور درجه یک»، احتمالا رازی بود به دلیل این که چک سفیدی بود که خون و ثروت آمریکا را به علتی ملزم می ساخت که شهروندان آمریکائی هرگز از طریق توصیه و رضایت تایید نمی کردند. اما، چرا دولت اوباما – حتی آن را به عنوان اتهام جاسوسی علیه کارکنان ایپاک در سال 2009 رد کرد – به حریم خصوصی آمریکا خیانت کرد؟ تحت دکترین «شناخته نشده های شناخته شده»، اغلب فرض می کنند که مانند لیندن بی جانسون، قبل از اوباما آمریکا را فروخت به خاطر این که گردانندگان لابی اسرائیل محرمانه خواستار و برای آن به نمایندگی از یک دولت خارجی پرداخت می شوند. چه موضوعات دیگر اوباما را به اسرائیل در ازای کمک به منظور بدست آوردن بالاترین مقام، باقی می ماند که پدیدار شود.

روند رسمی برای بدست آوردن افشای مقامات دولتی از «نشناخته های شناخته شده» ـ قانون آزادی اطلاعات – کار نمی کند زمانی که شرط بندی ها در آشکار ساختن آنها بالاست و منافع اسرائیل در گیر می باشد. نمایندگی ها (هیئت تجدید نظر رابط در رده بندی امنیتی- آی اس سی ای پی) به درستی درک می کنند که اعتبار دولت در خطر است، زمانی که آزادی واقعی وجود دارد، این که شفافیت با حسن نیت مثبت تاثیر می گذارد که حکومت چگونه رفتار می کند. مشخصه فاسد دولت فدرال و مؤسسات در ادامه پنهان کاری این است که آنها حساب می کنند که به منظور انباشت قدرت نامشروع با تضعیف پاسخگوئی به عموم مردم باید صورت گیرد.

به خاطر حجم بیش از حد مقاله، برای ماخذ، خواننده عزیز را به کل مقاله ارجاع می دهیم

Ten Explosive U.S. Government Secrets about Israel

By: Grant F. Smith, IRmep