سياسی

اختلاس و فساد مالی سازمان تامین اجتماعی مبارزه جدی کارگری را می طلبد!

ImageThumb2

اختلاس و فساد مالی سازمان تامین اجتماعی

مبارزه جدی کارگری را می طلبد!

شهرام یوسفی

اختلاس و فساد حکومتی درنظام سرمایه داری جمهوری اسلامی نه پدیده جدیدی است، و نه بطور اتفاقی در سازمان تامین اجتماعی که یکی از مهمترین و ثروتمندترین نهادهای اجتماعی می باشد بوقوع پیوسته است.

اختلاس و فساد در طول دوران حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی جزء ارکان اصلی این حکومت بوده است اینکه در دوران احمدی نژاد به اوج خود رسیده در این شکی نیست. در واقع با او آغاز نشده و با رفتن او هم پایان نخواهد یافت. اختلاس و فساد در نظام سرمایه داری که جمهوری اسلامی هم نمایندگی این سیستم را می کند یک امر بدیهی است. نظامی که فلسفه وجودیش بر مبنای استثمار کارگران، بی حقوقی زنان و کودکان، سرکوب،استبداد، شکنجه و زندان بنا شده است. این اولین بار نیست که دسترنج و سرمایه کارگران توسط این اوباشان به یغما برده میشود، تاریخ حکومت پر از نکبت این رژیم لحظه به لحظه اش مملو از فساد، اختلاس، جنایت و آدمکشی است. اگر مروری به گذشته بیاندازیم، از میا‌‌ن شناخته شده‌ ترین پرونده‌های اختلاس در جمهوری اسلامی می‌توان به اختلاس ۱۲۳ میلیاردی بانک صادرات در سال ۱۳۷۴، پرونده شهرام جزایری، پرونده اختلاس فرودگاههای پیام و مهرآباد، و بزرگترین اختلاس تاریخ ایران، یعنی‌ اختلاس سه هزار میلیارد تومانی اشاره کرد. در سال ۹۱ علاوه بر اختلاس در سازمان تامین اجتماعی رسانه‌ها از اختلاس ۶۰ میلیارد تومانی در صدا و سیما، و اختلاس ۱۵ میلیارد تومانی در بنیاد شهید خبر داده بودند.

داستان برادر رفیق دوست (در دولت رفسنجانی) از فسادهایی بود که نگذاشتند افشاء شود و به سرعت با اعدام خداداد به موضوع فیصله دادند. در ماجرای جزایری که بسیاری از نمایندگان حامی او بودند و تنها از یک قلم ۳۰۰ میلیون به کروبی، رئیس وقت مجلس حاتم بخشی کرده بود، با زندانی کردن جزایری به موضوع خاتمه دادند. فرار جزایری که گفته می شد به همت حامیانش در قوه قضائیه و مجلس انجام می گرفت، بخش های دیگر حاکمیت را به خاطر ترس از افشاء نام گیرندگان پول بر آن داشت که فرار او را نا تمام بگذارند و از کشورهای عربی بازش گردانند. نام هیچکدام از کسانی که در فرار جزایری همکاری کرده بودند برملاء نشد.

تا پایان جنگ ایران و عراق ۸۰ درصد از سرمایه سازمان تامین اجتماعی در صندوق‌هایی ذخیره شده بود. این سهم در سال ۱۳۷۹ به ۱۰ درصد کاهش پیدا کرد، در حالیکه ۷۰ درصد آن در اقتصاد کشور سرمایه گذاری شد. بنا به آمار منتشره در سال ۱۳۸۰ شرکت های وابسته به سازمان تامین اجتماعی ۴۳ درصد محصولات دارویی و بهداشتی، ۳۶ درصد سیمان، ۳۵ درصد تلویزیون، بیش از ۳۰ درصد یخچال و فریزر، و ۳۵ درصد محصولات پلاستیکی در ایران را تولید میکردند. یک دهه بعد، شرکتهای تحت کنترل سازمان تامین اجتماعی به بیش از ۱۵۰، و سرمایه گذاری آن در اقتصاد کشور به بیش از ۱۵ میلیارد دلار، یعنی‌ در حدود ۳.۵ درصد درآمد ناخالص ملی‌ ایران، افزایش یافته بود. سازمان تامین اجتماعی، که ۹۸ درصد سرمایه آن از جیب کارگران تامین میشود، به یکی‌ از بزرگترین نهادهای اجتماعی سرمایه در کشور تبدیل شده بود.

مانند هر سازمان و ارگان دیگری سردمداران رژیم، این سازمان و سرمایه اش را تحت کنترل و اختیار خود در آورده و آن در بین خود تقسیم کرده اند. از یکطرف دولت از پرداخت سهم ٣٪ و بدهی که از پرداخت این سهم به صندوق تامین اجتماعی به بار آورده، سرباز زده و سهم و سرمایه کارگران را در بین نهاد‌های وابسته به‌ خود تقسیم کرده است. ریخت و پاش‌های میلیونی و میلیاردی در بین سران حکومت در حالی‌ صورت می‌گرفت و می‌گیرد که کارگران در خط زیر فقر زندگی می نمایند. به دلیل تورم ۴۰ درصدی حقوق دریافتی کارگران کفاف یک هفته زندگی آنها را نمی دهد. بیکاری بیداد می کند، میلیونها کودک که بیشترین درصد آنها از خانواده های کارگری هستند از حداقل زندگی انسانی و مدرسه محروم شده و به ارتش ذخیره بیکاران پیوسته اند، میلیونها زن به علت بیکاری و محروم بودن از حمایتهای مالی چه به صورت فردی و یا بشکل سرپرست خانواده ناچار به خودفروشی هستند. اعتیاد و فحشاء بیداد می کند. دزدی برای سیر کردن شکم به امر اجتناب ناپذیری مبدل شده و هر روز صدها نفر در این رابطه بدست عوامل سرکوبگر جمهوری اسلامی به زندان افکنده شده و محاکمه میشوند. آمار خودکشی و بیماریهای روانی مرتباً در حال افزایش است. میلیونها شهروند برای تهیه دارو و درمان با دشواری رودروند، حقوق کارگران بطور واقعی کاهش یافته و دستمزدهای معوقه به یکی‌ از مهمترین معضلات کارگری تبدیل شده است.

سازمان تأمین اجتماعی بزرگترین سازمان بیمه ای می باشد که حدود ٣٧ میلیون نفر را تحت پوشش دارد و بيمه‌ی تامين اجتماعی يكی از مهمترین دستآوردهای مبارزه ی كارگران در نظام سرمايه‌داری میباشد. آنچه به عنوان بیمه توسط کارفرما و کارگر پرداخت می‌شود، در حقیقت ٧٪ از دستمزد کارگران است و ۲۱% توسط کارفرماها و ٣٪ توسط دولت که این دو بخش هم از ارزش اضافی ای که کارگران ایجاد می کنند پرداخت میشود، در واقع کل این مبلغ را کارگران می پردازند. با این اندوخته ایی که به حساب این سازمان ارائه داده میشود، مسئولان این سازمان که نمایندگان حکومت سرمایه جمهوری اسلامی می باشند، بیشترین سوء استفاده مالی را از دسترنج کارگران نموده و کمترین خدمات را به آنها ارائه می دهند. از ابتدای تشکیل این سازمان پرداختیهای میلیونها کارگر به صندون این سازمان سبب ثروتهای هنگفتی شده و صاحبان این سازمان که خود دولت را هم شامل میشود بدور از اختیار و کنترل کارگران با سرمایه گذاری موجودیهای کلان این صندوق این سازمان به یکی از ثروتمندترین نهاد اجتماعی در ایران تبدیل شده بود.

این سازمان در حقیقت صندوق پس انداز کارگران برای موارد نیاز مثل استفاده از مستمری های بازنشستگی، از کار افتادگی، آسیب دیدگی، تامین خدمات درمانی وبیمه ایام بیکاری و….است.

کارگران ٣١٪ از حقوق و مزایای خود را در طول دوران کاری به صندوق بیمه می دهند اما هنگام استفاده از مزایای بیمه خود؛ جز فقر و فلاکت چیز دیگری عایدشان نمی شود. تا آنجا که به اوضاع بازنشستگان بر میگردد، امروزه در حدود

٪ ٨٠ کارگران بازنشسته؛ در شرایط اسفناکی زندگی می کنند و حقوقی کمتر از یک سوم خط فقر دریافت می کنند بیش از ٧۵٪ هزینه درمان از بیمه شده گان دریافت می شود. بجای اینکه این سازمان تعهد خود را در مقابل خدمات بیمه ای کارگران انجام دهد هزینه ها رابه بیمه شده گان محول میکند. برخی مستمری بگیران ماهیانه دریافتی خیلی کمی دارند و مسلما قادر به بیمه کردن خود نخواهند بود بسیاری از کارگران بازنشسته در سال های آتی دیگر قادر به بیمه کردن خود نخواهند بود هر دولتی که در جمهوری اسلامی بر سر کار آمده است، از ذخیره صندوق اقدام به بذل و بخششهایی ما بین خود بدون نظارت کارگران نموده اند. دولت برای دادن امتیاز به کارفرمایان و سرمایه داران کارگاههای زیر پنج نفر و ده نفر را از پرداخت حق بیمه به سازمان بیمه های اجتماعی معاف نموده است و خود دولت هم سالها است از درصدی که باید به صندوق پرداخت نماید چشم پوشی نموده است. بدون آنکه دولت خود هزینه های تحمیلی به صندوق تأمین اجتماعی را تأمین نماید و بدینوسیله برای حل مشکل خود از صندوق تأمین اجتماعی حداکثر بهره برداری را نموده است. دهها هزاران نفر که سابقه کار اداری و کار زیان آور و سخت داشتند با سوء استفاده کارفرماها از این قانون مجبور به بازنشسته شدن اجباری شده اند و مسئولین سازمان تأمین اجتماعی از این فریب کارفرمایان با خبر بودند، اما آگاهانه به حمایت کارفرماها پرداختند و به این سوء استفاده ها دامن زده و منابع سازمان را بغارت بردند.

در طول این سالهای حکومت ننگین جمهوری اسلامی در ظلم و اجحافی که بر کارگران روا داشته شده است یک سیاست مشترکی بین دولت های مختلفی که بر سر کار آمده اند اعمال نموده است. حافظی مدیرعامل اسبق، بیمه تکمیلی را به بخش خصوصی واگذار کرد وسعید مرتضوی جلاد زندان کهریزک و دست نشانده احمدی نژاد جنایتکار که هیچ درک و تجربه ایی از این سازمان نداشته، سیاست فوق را ادامه داد. دزدیها و اختلاس مالی کلانی که مرتضوی در این سازمان مرتکب شده و رشوه ه های بی سابقه ای که از بودجه این سازمان به نمایندگان مجلس پرداخته، بالاترین تعرض را به حقوق و دسترنج کارگران انجام داده است.

سعید مرتضوی از پرونده تجاوز او به همسر یک زندانی زن گرفته تا فروش سوال‌های کنکور، قتل زهرا کاظمی، جنایات کهریزک، سرکوب و سانسور مطبوعات و نویسندگان، پرونده فعالیت های مرتضوی حتی از سوی نمایندگان مجلس بارها و بارها مورد سوال قرار گرفته بود. موقعیت و سمت های حساسی که به مرتضوی تعلق گرفته، هیچگاه ربطی به میزان تخصص و کارایی او نداشته است، بلکه به میزان سرسپردگی او به جمهوری اسلامی و جنایتهایی که انجام داده است مربوط میشده است.

در اختلاس و دزدیهایی که اخیرا در سازمان تامین اجتماعی صورت گرفته، نکته قابل توجه رشوه ایی است که مرتضوی از جیب کارگران ایران پرداخته است. بنا به گزارشات منتشره ۳۰۰ میلیون از پس‌انداز‌های کارگران به وزرای احمدی‌نژاد داده شده است. احمد توکلی نماینده مجلس اسلامی اعتراف کرده است که مرتضوی مقامات زیادی را آلوده کرده است. مرتضوی در کمال وقاحت و بیشرمی گفته است که ۲۸۵ نماینده مجلس از او پول و رشوه دریافت کرده اند. با توجه به اینکه تعداد نمایندگان مجلس اسلامی ۲۹۰ نفر است می‌توان گفت که تنها تعداد انگشت شماری از نماینداگان مجلس از ریخت و پاش‌های مرتضوی و حراج سرمایه سازمان تامین اجتماعی بهره نبرده اند. در این بده و بستانها هم بابک زنجانی، تاجر میلیاردر، که با حمایت دولت پیشین، بخشی از کارخانجات شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی، شستا، با ارزشی بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان را به یک سوم قیمت و با پرداخت مبلغ ۱۷ هزار میلیارد تومان خریداری کرده که آن هم با چک تضمینی بوده است دست داشته است. طرح های تعرض به تامین اجتماعی طبقه کارگر، امروز در سطح وسیعی انجام گرفته است. در شرایطی که دولت سرمایه عملا اعلام ورشکستگی کرده و می گوید که دیگر حتی توان پرداخت یارانه های نقدی را هم ندارد.

تمام اینها بدون نظارت هیچ نهادی و صد البته بدون اطلاع و اجازه کارگرانی که صاحب اصلی‌ صندوق تامین اجتماعی هستند صورت گرفته است.

در حکومت جمهوری اسلامی مسائل فساد مالی تنها مختص به سازمان تامین اجتماعی نیست. هر کدام از این سازمان ها و وزارت خانه ها را بررسی کنیم، این گونه دست به تعرض مالی و دزدی زده اند. دزدی و اختلاس و بریز و بپاش ها از خصوصیات ویژه نظام سرمایه داری و جامعه طبقاتی ایران است. اما آنچه این اختلاس و فساد مالی را در سازمان تامین اجتماعی برجسته می کند، دزدی مستقیم و آشکار از سرمایه و دسترنج کارگران می باشد. این دزدی و اختلاس ها از ارزش اضافی حاصل از نیروی کار طبقه ی کارگر صورت گرفته است، در شرایطی که این طبقه در فلاکتبارترین دوران از نظر معیشتی و اقتصادی بسر می برد.

درشرایطی که دولت سرمایه رسما اعلام می کند از لحاظ اقتصادی ورشکسته است و خزانه اش خالی است، سازمان تامین اجتماعی به یکی از عرصه ها برای تجاوز هرچه بیشتر به حقوق و مزایای کارگران تبدیل شده است. سرمایه نجومی بزرگی که تماماً حاصل زحمت و دسترنج کارگران میباشد، موجب شدت یافتن مجدد درگیری میان باندهای مافیایی حکومتی بر سر تصاحب آن شده است. و در این کشمکش بین دولت و مجلس پرده از بسیاری از دزدی ها و فساد درونی آنان برداشته شد. درحالی که سازمان تامین اجتماعی، چنین ثروت عظیمی را درخود جای داده است، منبع اصلی تولید این ثروت یعنی طبقه کارگر امروز بهره ای از آن ندارد. در حالیکه تورم در مردادماه سال جاری به ۴۰ درصد افزایش یافت، دولت با افزایش مزایای کارگران از ۱۰ هزار تومان به ۲۵ هزار تومان مخالفت کرد. و اخیراً نیز طرح بازنشستگی کارگران با ۱۰ سال سابقه و با ۶۰ سال سن برای مردان و ۵۵ سال سن برای زنان از طرف شورای نگهبان رد شد.

مدتی است در غیاب تشکلهای واقعی کارگری انجمن های صنفی و شوراهای اسلامی کار فعال شده اند و با استفاده از روشهای مختلف می خواهند خود را نمایندگان واقعی کارگران جا بزنند. البته این کاملا برنامه ایی است که از قبل بورژوازی برای به انحراف کشاندن جنبش کارگری در دستور کار خود قرار داده است. دقیقا در این اختلاس و دزدیهای سازمان تامین اجتماعی بخشی از بودجه این سازمان به ارگانهای ضد کارگری از جمله: خانه کارگر، انجمنهای صنفی و شوراهای اسلامی کار اختصاص داده شده است.

پرداخت های میلیونی تامین اجتماعی به یک نهاد صنفی

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایران – ایلنا در تاریخ ۱۳ آذر ۹۲ آمده است، در بخشی از این گزارش به کمک ۲۰۰ میلیون تومانی سازمان تامین اجتماعی به کانون انجمن‌های صنفی کارگران کوره پزخانه‌های استان تهران اشاره شده است.

اسناد اخذ شده از امور مالی سازمان نشان می‌دهد این نهاد صنفی ۱۰۰ میلیون تومان وجه نقد و همین مبلغ را در قالب بن رفاه از تامین اجتماعی دریافت کرده است.

همچنین ۱۶۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان در ۵ فقره، بابت کمک و هزینه‌های اردو به این نهاد صنفی یا رئیس آن، آقای «غلامرضا عباسی» پرداخت شده است.

بر اساس این گزارش، کانون انجمن‌های صنفی کارگران کوره پزخانه‌های استان تهران در سال ۹۰ نیز بابت برگزاری همایش آموزشی مبلغ ۶۰ میلیون تومان، و بابت برگزاری اردو در مشهد ۱۰ میلیون تومان از سازمان تامین اجتماعی دریافت کرده است.

آنگونه که در گزارش هیات تحقیق و تفحص از مجلس آمده است، این حجم از کمک به یک نهاد صنفی در سالهای اخیر بی‌سابقه بوده است.

این ارگانهای ضد کارگری دست ساخته بورژوازی که بیش از سه دهه است در تقابل با شوراهای واقعی کارگران بوجود آمده اند، و به سرکوب و شناسایی فعالین و پیشروان کارگری پرداخته اند، اکنون به عنوان مدافعان حقوق کارگر میدان دار شده تا از اعتراضات و حرکتهای کارگری جلوگیری نموده و با رخنه و نفوذ در صفوف کارگران مانع ایجاد تشکلهای واقعی آنها شوند. وزیر کار که یکی از مدیران ارشد خانه کارگر و مشاور امنیتی در دولت خاتمی بود، در تلاش است شورایهای اسلامی کار را به عنوان مانع جدی در مقابل جنبش کارگری قرار دهد. انجمن ها ی صنفی سراسری کارگران ایران هم از این اختلاس و دزدیها ی که در سازمان تامین اجتماعی رخ داده است بی بهره نمانده اند. انجمن شمس آباد در جریان مبارزات کارگران پلی اکریل بر این تلاش بود که بر بستر مبارزات بر حق کارگران که برای تحقق مطالبات خود به میدان آمده بودند، شوراهای اسلامی را ایجاد کند، از جمله انجمن هایی است که پول از شستا دریافت نموده است. در مبارزات کارگران پلی اکریل موقعی که چهارتن از نمایندگان کارگران را دستگیر کرده بودند این «انجمن» کارگران را تشویق به لغو تجمعات خود می کرد. همچنان که اولیا علی بیگی می گوید: «شاید اگر این مطالبات از طریق شورای اسلامی کار مطرح می شد به تجمعات اینچنینی نیاز نبود» و یا حسن صادقی معاون شهرستان های خانه ی کارگر در مورد تجمعات کارگران پلی اکریل گفته است: «اگر شوراهای اسلامی کار در چنین کارخانه هایی فعالیت داشته باشند، می توان از بروز چنین اتفاقاتی جلوگیری کرد.» که بدیهی است منظور از «چنین اتفاقاتی» مبارزات و اعتصابات کارگران در برابر کارفرماها و صاحبان سرمایه است که این نهادهای ضد کارگری وظیفه ی منحرف نمودن و به انقیاد در آوردن آنها را دارند.

پروین محمدی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران در نوشته اخیرش به نام «سکوت تشکلهای کارگری حکومتی در برابر تخلف بزرگ تامین اجتماعی » می گوید: » یک فعال مستقل کارگری با انتقاد از سکوت تشکل‌های رسمی کارگری در خصوص تخلفات صورت گرفته از جانب اعضایشان در سازمان تامین اجتماعی، معتقد است سکوت سران این تشکل‌ها به دلیل بی‌نیازی به آراء کارگران است.

پروین محمدی در این باره گفت: اگر تشکل‌های رسمی کارگری در خصوص اعضای متخلف شان سکوت کرده‌اند، حتما دلیل خاصی وجود دارد که باید مشخص شود؛ چرا که اگر واقعا پاک باشند باید خودشان را از متخلفان مبری می‌کنند تا محبوبیت و وجهه کارگری شان حفظ شود و رای دهندگان برای دوره‌های بعدی بار دیگر به آن‌ها اعتماد کنند، اما چون سران این تشکل‌ها نیازی به جلب حمایت کارگران احساس نمی‌کنند، نیازی هم به حفظ وجهه کارگری ندارند.

شکایت مستقل کارگری علیه غارت سازمان تامین اجتماعی

حدود ۱۵۰۰ کارگر شاغل و بازنشسته عضو سازمان تامین اجتماعی، هماهنگ کنندگان طومار چهل هزار نفری کارگران را به عنوان نماینده های خود جهت اعتراض به غارت صندوق این سازمان معرفی کردند .

اتحادیه ی آزاد کارگران ایران: حدود ۱۵۰۰ کارگر شاغل و بازنشسته عضو سازمان تامین اجتماعی، هماهنگ کنندگان طومار چهل هزار نفری کارگران جعفر عظیم زاده، پروین محمدی، شاپور احسانی راد، شیث امانی، شریف ساعد پناه و جمیل محمدی را به عنوان نماینده های خود جهت اعتراض به غارت و چپاول صندوق این سازمان معرفی کردند. اخبار روز: پنج‌شنبه ۲۶ دی ۱٣۹۲ – ۱۶ ژانويه ۲۰۱۴

پروین محمدی فعال اتحادیه آزاد کارگران که ادعای دفاع از حقوق کارگران را دارد با دادن آدرس اشتباهی از کارگران انتظار دارد که تشکلهای ضد کارگری از جمله: شوراهای اسلامی کار، خانه کارگر، شورای عالی کار و انجمنهای صنفی را که سالیان سال است در سرکوب کارگران نقش بارزی داشته اند و در پیشرفت جنبش کارگری و ایجاد تشکلهای واقعی انها مانع بوده اند، را به عنوان تشکلهای خود به رسمیت بشناسند. و جنبش کارگری از مزدوران این ارگانها که در دلِه دزدیهای سازمان تامین احتماعی با دست اندر کاران این سازمان شریک بوده اند بخواهد که در مقابل این اختلاس و فساد از حقوق کارگران به دفاع برخیزند. عملکرد این گرایش راست جنبش کارگری و مدافعان آن که مبنای حرکت آنها در همسویی و همکاری طبقاتی با بورژوازی است، نه برای کارگران چیز جدیدی است و نه توهم برانگیز. انتظار این فعال کارگری از کارگران این است که با رسمیت دادن به» تشکلهای کارگری حکومتی» که ارگانهای دست ساخته رژیم و ضد کارگری هستند، حقانیت داده و بجای مبارزه طبقاتی همسویی خود را با دشمن خود یعنی سرمایه به ثبوت برسانند. این نوع انتظارات از دشمن طبقاتی تا دندان مسلح به مزدورانی همچون مرتضویها و زنجانیها…. میدان خواهد داد نه تنها اموال کارگران را بیشتر به یغما ببرند بلکه با ایجاد رعب و وحشت و سرکوب از حرکت کارگران در مبارزه بر حق خود برای دریافت مطالباتشان و ایجاد تشکلهای واقعی اشان جلوگیری نمایند.

هماهنگ کنندگان اتحادیه کارگران آزاد در طومار چهل هزار امضاء که بر علیه چپاولگران سازمان تامین اجتماعی براه انداخته اند، آیا از خود سوال نموده اند که بارها و بارها و به عناوین مختلف طومارهای اعتراضی در جنبش کارگری صورت گرفته است و هیچگاه نتیجه بخش نبوده است، دلیلش هم این است که کارگران باید با اعتراضات و اعتصابات خود حق پایمال شده اشان را از حلقوم صاحبان سرمایه بیرون بکشند نه با امضاء و طومار و شفاعت خواهی از دشمن طبقاتیشان. حقیقتش این نوع حرکتهای بوروکراتیک مآبانه نه تنها گرهی از مشکل کارگران باز نخواهد کرد بلکه آنها را از بستر واقعی مبارزات طبقاتی دورنموده و باعث میشود به جای اینکه از پائین و به نیروی خود باور داشته باشند، چشم به بالا دوخته تا حق از دست رفته اشان باز گردانده شود.

این حرکت اتحادیه آزاد کارگران و اعضای آن که خود را مدافع دروغین طبقه کارگر می نامند، در خدمت به سرمایه عمل نموده، سبب توهم زدایی در بین کارگران شده، و مانع حرکت واقعی آنها میشود، و زمینه را بیشتر برای مزدوران جمهوری اسلامی فراهم خواهد آورد که با نفوذ خود در جنبش کارگری آن را به بیراهه کشیده و منحرف کنند. البته بورژوازی با استراتژی وهدفمندانه عمل می کند، در ازای پولی که از سرمایه کارگران به این ارگانهای ضد کارگری اهداء نموده، از آنها می خواهد در میان کارگران نیرو گذاشته و حرکتهای آنها را در خدمت به سرمایه همسو نمایند. این در حالی است که در این شرایط اسفبار و بحرانی که گرانی بیداد می کند، اگر یک نفر به دلیل گرسنگی دزدی کرده را دستگیر کنند، بلافاصله زندانی اش می کنند. حتی برای ایجاد فضای رعب و وحشت و زهر چشم گرفتن هم شده چه بسا مزدوران جمهوری اسلامی او را را در ملاء عام اعدام می کنند. اما در دزدی های میلیاردی که در دست اوباشان و سران حکومتی دست به دست می شود، نه تنها نام ها هم فاش نمی شوند بلکه خود را محق می دانند بی سر و صدا اموال یک ملت را به جیب بزنند. امروزه دهها فعال کارگری فقط بجرم کارگر بودنشان و دفاع از حقوق و مطالبات خود در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی تحت بدترین شرایط بسر میبرند و از تمام تسهیلات درمانی محروم هستند، در حالیکه تمام جانیان وسارقین حکومتی که سرمایه کارگران را بالا کشیده اند حتی مورد محاکمه و پیگرد قانونی قرار نگرفته و هنوز هم سر پست و مقام خود باقی مانده اند.

آنطوریکه شواهد نشان میدهد، سعید مرتضوی بهای چندانی بابت این اختلاس نخواهد پرداخت. فساد مالی که او مرتکب شده ریشه در مناسبات سرمایه و نظام انگلی جمهوری اسلامی دارد. حمایت مقام رهبری از او و امثالهم در حاکمیت برگ نجات و برنده ای‌ است که تابحال همچنین افرادی را بارها و بارها از مهلکه نجات داده است. دلیلش هم واضح است، دستگاه رهبری موجودیت خود را تنها با اتکا به اوباشانی مانند مرتضوی‌ها میتواند حفظ کند، و مجلس و نمایندگان آن که خود از بزرگترین برندگان این اختلاس و فساد مالی هستند، و قوه قضاییه فاسدی که این بی‌ قانونی را با چماق «قانون اسلامی» پاسداری می‌کند، مجموعه اینها که در بر گیرنده یک سیستم سرمایه داری هستند فساد و اختلاس را مرتبا تولید و بازتولید میکنند و هیچگاه مایل نخواهند بود به آن پایان بدهند.

خاتمه دادن به اینهمه جنایت، آدمکشی، اختلاس و فساد مالی در گرو به میدان آمدن و متشکل شدن طبقه ای است که از استثمار او سرمایه های نجومی آفریده میشود، تنها این طبقه قادر است شریانهای این ثروت آفرینی را قطع نموده و دست لاشخوران جمهوری اسلامی را که بیش از سه دهه است انگل وار برهستی و زندگی میلیونها کارگر و زحمتکش چنگ انداخته اند را کوتاه نموده، و با محاکمه سارقین و جنایتکارانی همچون مرتضوی و زنجانی و……سرمایه و ثروت غارت شده را به کارگران و جامعه بر گرداند.

ژانویه 2014

.