سياسی

جهان فيسبوك

.

جهان فيسبوك

کیانوش دل زنده

– جهان فیس بوک، برساخته گفتمان است. نه به این معنی که واقعی نیست یا حتی آنگونه که همه می گویند، مجازی است. بلکه بدین معنی که : راه شناخت شما در فیس بوک و حتی دست یابی بدان گفتمانی ست. همانطور که فوکومی گوید : انسان ها و نهادها، اشیاء و ایده ها را می سازند و همین ها است که واقعیت را برای ما می سازد. بحث بر سر واقعی یا ایدئالیستی یا مجازی بودن یا دیدن فیس بوک نیست، بلکه پرسش اصلی این است که : مناسبات و ساختار فیس بوک چگونه باعث می شود حوزه دید شخص محدود شود و در عین تکثر یک گفتمان را به سایر گفتمان ها ترجیح بدهد؟ به گفتمان دیگر به سوء ظن می نگرد؟ یا، بدین معنی که ساز وکارهای حمایتی فیس بوک چگونه معانی را می سازد و تنها در همان مناسبات است که واقعیت معنی پیدا می کند. بدین ترتیب، گفتمانی بودن جهان فیس بوک نه کشف حقیقت یا خاستگاه یک گزاره، بلکه کشف آن سازوکارهای حمایتی است که سوژه ها را در سر جای خود حفظ می کند.

– جهان فیس بوک نه مجموعه ی از خرده سوژه های خودفعال است که سوژه ها بی هویت همینطور الابختکی حول گفتمان مسلط غالب گرد می آیند، و نه، گفتمان، آنقدر مسلط و غالب است که سوژه ی مطلوب خودش را تولید کند. بلکه، مناسبات کاملاً گفتمانی است به نحوی که گروهای به شدت نظم یافته ای از پاره گفتارها یا گزاره هایی هستند با قواعد درونی مختص به خود گفتمان.

– سوژه در پیج هایی که از قبل برایشان مشخص شده است معرفی می شوند، جهان فیس بوک تصمیم می گیرد چه چیزی برجسته و چه چیزی پنهان نگاه داشته شود و چگونه علایق شما متعلقات خودش را پیدا کند و چگونه آن چیزی های که از آن نفرت دارید دیده نشود. شما می توانید با فردی در پیوند دوست باشید و مبادی احترام را به جای آورید اما مجبور نباشید او و مطالبش و چراغ گپش را ببنید. میل در این ساختارگرا بودنش ای امکان را به شما می دهد مناسبات حمایتی را تعدیل کنید، مثلاً مجبور نباشید چون دنیای بیرون از فیس بوک فردی را در خیابان ببینید و با او وارد احوال و مراوده شوید. فیس بوک حتی به شما این امکان را می دهد زاویه نگاه دیگری هم تغییر دهید و شما را آنگونه که خودتان دوست دارید ببینند نه آن گونه که هستید. در جهان بیرون از فیس بوک نوع نگاه دیگری ربط مستقیمی به تصویری که شما از خودتان دارید یا دوست دارید داشته باشید، ندارد. دیگری آزاد تر عمل می کند، چرا که سازکار حمایتی ضعیف تر است.

– در فیس بوک، نگاه نوعی انتخاب است. هر نگاه به معنی انتخاب و خرید است. شما نمی توانید صرفاً برای تماشا بروید، شما یا باید بپسندید و یا متنفر باشید و بدین نحو، پسندیده هایتان را آشکار و نفرتتان را پنهان کنید. هر لایک یا پسندیده ضمن اینکه تعلق شما را به گفتمان اعلام می کند زمینه knower و فعال شدن آن را فراهم می کند ضمن اینکه زمینه طرد گفتمان دیگری نیز مهیاتر می شود.

– در فیس بوک قدرت نوعی رابطه است نه تحمیل. هیچ تفوق کامل و برتری در آن مشهود نیست، همه از قدرت چانه زنی برخوردار هستند. حتی آن کسانی که به لحاظ واقعی مطرودتر هستند و از امکانات غیر فیس بوکی نظیر سواد تئوریک، شان اجتماعی، روابط اجتماعی، گروه دوستان کمتری برخوردارند می توانند با افزودن سرعت تایپشان و درخواست طلب دوستی و مشارکت در هر بحثی خودشان را برجسته تر کنند. همانطور که گفته شد، بحث بر سر موثق بودن یا حقیقی بودن انگاره ها و نوشته ها …. نیست بحث بر سر این است که مناسبات حمایتی چگونه افراد در جای خود حفظ کند و آنها نیز چگونه با آن ترتیبات دیگری را در موضع مطلوب خودشان حفظ کنند تا همان تصویری که دوست دارند از خودشان ارائه بدهند. مناسبات ساختاری فیس بوک اساساً نه در استاتوس نه در کامنت ها جای بحث و نگاه عمیق و تئوریک نیست، بلکه جای نگریستن بی موضع نیست. گفتمان مسلط تعیین می کند شما از آن جایگاهی که در آن هستید چگونه متعلقات خود را گزینش کنید. همانطور که گفته شد شما آمده اید تنها انتخاب کنید نه تعمق و نظاره و گشت زنی. با کمترین وقت بیشترین حرفها و متنوع ترین ها را شنیده و گفته باشید و از یگانه قدرت ملموس موجود همان چانه زنی بیشترین استفاده را کرده باشید.

نتیجه، در فیس بوک شبح واقعیت از ابژه واقعیت، واقعی تر است. وقتی ایده ها و نهادهای گفتمان مسلط نحوه ی گزینش واقعیت را بدین سهولت در اختیار شما می گذارد و شما با قدرت چانه زنی مواجه هستید و نیز حقیقت و واقعیت دیگر برای شما مهم نیست بلکه سازکار حمایتی آمده تا نگاه دیگری در برابر من بودن شما را تعّین بخشد و به ثبات جایگاه شما لگام بزند، شبح از خود واقعیت قدرت بالاتری می یابد.