سياسی

نقش میدیا (رسانه ها) در خدمت به جنگ چگونه است، تاثیراین تبلیغات تا چه حد است ؟

 برای روشن شدن اینموضوع میتوان به جنگی که توسط میدیای وابسته به امپریالیستها در مورد سوریه اعمال میشود، اشاره کرد.

نشان دادن تصاوير کشته شدگان، و هرج و مرج٬ در مورد رژيمى که به مردم خودش رحم نميکند٬ براى متقاعد نمودن افکار عمومى غرب جهت قبول دخالت نظامى «بشردوستانه» و يا حداقل شکلى از آن در میدیای غرب بسیار معمول گردیده.
همچنين منابع اطلاعاتى مردم سوريه و در نتيجه افکار عمومى سوريه ايها بشدت  کنترل میشود.  اخبار کاذب از قبيل٬اينکه «شورشيان» قدرت را در یک شهر بدست گرفته اند و يا اينکه در ميان ارتش اختلافى روى داده مکررا پخش میشود.

در ضمن مافیای پولی در غرب، با در اختیار گرفتن میدیای ( رسانه ها ) جهانی  به یکی از مؤثرترین و همه گیرترین ابزارهای تحمیق توده ای و شستشوی مغزی اجتماعی تبدیل شده اند. در اخبار و گزارشات ارسالی همیشه بخشی از واقعیات  منعکس میشود و نه همه آن.هنوز میلیاردها دلار در میدیای جهانی سرمایه گذاری میشود که بتوان از آن برای تحمیق مردم جهان استفاده کرد. در کنار آن نیز از بسیاری از نیروهای مدافع سرمایه، تئوریسین های ریز و درشت در  عرصه های مختلف اجتماعی،  برای تاثیر گذاری و تحمیق مردم جهان استفاده میشود. بسیاری از محققین ودانشمندان جهان با ارائه نظریات خود در جهت ادامه سیاستهای امپریالیستی، از گردانندگان چنین سیستمهایی به شمار میروند.

 «کورت لوین»  یکی از مهاجرین آلمانی تبار با گرایشات فاشیستی در آمریکا میباشد و با تئوریهای مخرب خود سالهاست که در خدمت سازمان سیا قرار دارد. او در اثر خود تحت عنوان «چشم انداز زمان و اخلاق» که به عقیده محققان غربی «راهنمای عمل برای در هم کوبیدن روحیه ملت و رهبران آن است»، می نویسد: «یکی از روشهای اساسی در هم شکستن روحیه ملی بواسطه استراتژی ارعاب (ترور)، عبارت است از رعایت دقیق این تاکتیک:» باید انسان را همواره در حالت بلاتکلیفی و بی اعتمادی به وضعیت فعلی وترس از آنچه که ممکن است در آینده در انتظار او باشد، نگه داشت. علاوه بر آن، اگر تزلزل جزئی بین تدابیر شدید انضباطی و وعده خوشرفتاری باهمدیگر همراه با نشر خبرهای ضد و نقیض، ساختار شناخت اوضاع را مبهم می سازد، در این صورت، انسان تصور خود را از این که هر برنامه مشخص، او را بسوی هدف مطلوب می برد یا برعکس، از آن دور می سازد، از دست می دهد. در چنین شرایطی حتی آن شخصی که بدنبال هدف مشخصی بوده و آماده است بخاطر آن خطر کند، در نتیجه تقابل نیروهای درونی مرتبط با انجام آن، افلیج می شود».

اگر به تاریخ همین دو دهه بنگریم، روشن خواهد شد که دقیقا همین تئوری در مورد کشورهای افغانستان، عراق، لیبی، تونس و سوریه اجرا میشود.

حماقت و کوتاه فکری طالبان ، اقدامات خشونتبار علیه مردم افغانستان، نابودی مجسمه «بودا» در افغانستان به بهانه «جنگ با سمبلهای کفار»از جمله این عکس العملها  برای باقی ماندن در قدرت بود.

 ناتوانی صدام در مقابل سیاست  تحریم اقتصادی وفشار تبلیغاتی گسترده غرب، مبنی بر داشتن «بمب شیمیایی» او را فلج کرده بود و تواناییهای رژیم را در هم شکسته بود. حماقت او به حدی بود که به بمباران شیمیایی مردم کردستان و هجوم نظامی به کویت پرداخت، بدون آنکه به عواقب این کار فکر کند.

صدام خود را در مقابل خطر هجوم نظامی خارجی ناتوان میدید و آرام آرام فلج میشد. حداکثر توانائی او فقط در سرکوب داخلی بود و بس. رژیم  صدام با شعار «محو اسرائیل» نه تنها نتوانست حمایت کشورهای مسلمان را به طرف خود جلب کند.  ، بلکه  حتی نتوانست یک گنجشک را در آسمان اسرائیل بزند. ولی عراق را به زیر وحشیانه ترین بمیارانهای جهان غرب کشید.  ساختارهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی مردم عراق توسط جنگ  برای مدت بیش از دو دهه و بیشتر از گذشته  بمباران و نابود گشت.

تئوری» کورت لوین» همچنین در کشورهای متروپل برای درهم شکستن مقاومت مردم  به کار برده میشود.

  درمورد کشورهای غربی عملا از این  شیوه روانی ، که صلاح میداند» حس حقارت را به جامعه تلقین کرده، توده ها را ارعاب کند و به قبول معیار جدید زندگی(در دوران بحران عمیق اقتصادی ) وادار سازد استفاده میشود. بدینشکل  این جوامع خود را از بیرون و داخل مورد تهاجم میبیند.

به این ترتیب، برای اجرای «جنگ فرهنگها» به یک نیروی بسیار عظیم و باندازه کافی، پرخاشگر احتیاج  بود که هیچ محدودیتی برای خود قائل نشود. به این منظور، «اسلام» به چنین وسیله و ابزاری تبدیل شد که حادثه تروریستی یازده سپتامبر دو هزار و یک، اسم رمز وعلامت آغاز یورش غرب به جهان سوم بود و تا کنون اهمیت خود را در خدمت به این امر حفط کرده. ابعاد این فاجعه به حدی برای آمریکائیان  وحشتناک بود که تا امروز نیز ترس تکرار آن از خارج، مردم آمریکا را آذار میدهد. این در حالیست که بانکهای آمریکایی در طی این مدت به مراتب شدیدتر زندگی آمریکائیان را به جهنم  تبدیل کردهاند.

 در طی ماههای گذشته نیز با ساختن یک فیلم در مورد «محمد» بسیاری از کشورهای مسلمان عکسالعمل شدیدی به این موضوع نشان دادند. این پرووکاتسیون از طرف غرب، مبتنی بر «جنگ فرهنگها» انجام میشود و نیز عملا نیروهای عقب مانده و یا به گونه ای «تفکر مرده» را زنده کرده و برای مقابله به میدان میراند. این تفکر با این رسالت  به میدان می آید تا قبل ازاینکه امپریالیسم و نقش مخرب آنها را در چپاول جهان هدف قرار دهد،  ساختارهای مدرن جامعه را هدف قرار میدهد. همانگونه که ما در طی بیش از سی و سه سال در ایران شاهد آن هستیم.

 برای اینکه بهتر به تاثیر مخرب چنین تئوریهایی پی ببریم،  فقط کافی هست به تاریخ سی سال گذشته جهان نگاهی بیافکنیم تا تصور کنیم که چگونه اقوام مختلف با گویشها و مذاهب مختلف در طی یک پروسه کوتاه به دشمنان خونی یکدیگر تبدیل میشوند و جغرافیای جدیدی بوجود میآید .این اتفاق در قلب اروپا افتاد و نمونه آن یوگسلاوی سابق هست.

                                                                                                                                           س.ک 2013